مشروطه‌ی نوین《با دکتر پرهام》

Description
برای انقلاب ملی ایران و رسیدن به یک ایرانی نوین ، مدرن و مقتدر نیازمند تفکر و برنامه هست ؛ نه احساس و هیجان.

امیدواریم بتوانیم با مهر شما گفتمانی ملی را در جامعه پایه گذاری کنیم و این ایران خفته در تاریکی را از جای بلند کنیم.
جاوید ایران??
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 11 months ago

فرازهایی از مقاله
خروج هسته ای از یکصدسال تنهایی

به قلم: رامین پرهام و جواد خادم

‌‌?خروجِ هسته‌ای از بحرانِ خودساخته‌یِ تنهایی، گامی‌ست انقلابی و بسترساز برای چرخشِ تاریخی و فکریِ ایران از حاشیه به متن، از انزوا به مشارکت. این گام را باید در دو سطح داخلی و خارجی، ملی و جهانی، همزمان و با برنامه‌ریزی برداشت.

‌‌? نزدیک به پنج دهه پس از کژروی به بیراهه‌ای که برای درمانِ بیماری‌ها و بدفهمی‌هایِ بیشمارِ ایران، سقوط در سازگارناپذیریِ متکبّرانه و مراجعه به عهد عتیق را تجویز کرد؛ بسترِ داخلی، متکّی به خواستِ مردم و تواناییِ بخشی تأثیرگذار از اِلیت‌ها، برای مشارکت در سطوحِ ملی و جهانی آماده می‌شود.

‌‌

?ایران راهی ندارد مگر خروج از عزلت. و خروجی از این دست، راه دیگری ندارد مگر از درِ عقلانیتِ فلسفی. یعنی از درِ فلسفه به‌معنایِ غربیِ آن: کاوش در چیستیِ جهان با روشِ علمی، اثبات‌پذیر و ابطال‌پذیر، و دوری‌جستن در این تفحصِ چسیتیِ جهانِ مادّی، از هرآنچه نه اثبات‌پذیر است و نه ابطال‌پذیر.

https://t.me/Political_Quarterly

1 year, 11 months ago

مقاله رامین پرهام و جواد خادم

خروج هسته ای از یکصدسال تنهایی

https://t.me/Political_Quarterly

1 year, 11 months ago

خروج هسته‌ای از یکصدسال تنهایی

رامین پرهام
جواد خادم

بیش از چهار سالِ پیش، در ستونی در اورشلیم پُست، صاحبانِ این قلم، ضمنِ یادآوریِ این مهم که "راه باقیمانده [ایران تا مدرنیته] الزاماً 300 سالِ دیگر به درازا نخواهد کشید"، برگرفته از محتوایِ کلامِ محمود سریع‌القلم در آبانِ 98 در مرکز پژوهش‌هایِ صلح در تهران؛ و پس از استدلالی ساختاری و تاریخی از فرجامِ تضادهایِ درونیِ نظامِ اسلامی در ایران، نتیجه‌گرفتیم که "از نادر خان تا رضا خان، تاریخِ ایران زنده به مردانی [بوده] قاطع، میهن‌دوست و عملگرا، که با گروهی همسو و همفکر، همچون اقلیّتی ملّی و مصمّم، از ویرانه‌هایِ دولتی مضمحل برخاسته‌اند تا دولتی نوین برای ملّتی کهن بسازند". و در گیرودارِ جنبش‌هایِ اعتراضیِ مردم نیز بارها گفتیم و برخلافِ جریان‌هایِ اصلی و عوام‌گرایِ اپوزیسیون تکرار کردیم که، "رئالیسم حکم می‌کند که به برآمدنِ اقلیتی ازاین دست از دلِ ویرانه‌دولتی الهی که طَمَع مثلِ خوره بجان‌اش افتاده و [ضرورت‌هایِ بیولوژیکی و فیزیکی] پوستِ متافیزیک‌ِ پُرمدعای‌اش را غِلفتی کنده، کمک کنیم"، چراکه از نگاه ما، "سیاست همانا ممکن ساختنِ ضرورت است" و نه ممکن‌ساختنِ توهماتی که جملگی، جز ارجاعاتِ مکرّر، ناهمگون و ناممکن به گذشته‌ای که هرگز بازنخواهدگشت، هیچ گامِ مؤثری در سپهرِ اندیشه‌ و نظریه‌یِ سیاسی تاکنون برنداشته‌اند. و درپایان و در تشریحِ نتیجه‌گیریِ خود تدقیق‌کردیم که "در ویراستِ قرنِ بیست‌ویکی‌اش، اقلیتی این گونه می‌تواند ائتلافی باشد تکنوکراتیک و نظامی، ائتلافی بورژوآ در ماهیتِ جامعه‌شناختی‌اش و متّکی بر امیالِ خودجوشِ مردمی که کارد بطرزِ خطرناکی به استخوان‌شان رسیده؛ ائتلافی که می‌تواند و باید از همیآریِ چهره‌هایِ مدنیِ ایران برخوردار گردد، از ایرانی که در رشدِ ارگانیکِ خود برای نخستین بار در تاریخِ طویل‌اش، به دیاسپورآیی ورزیده نیز مجهز گردیده…"
.........................

@Political_Quarterly

2 years ago

? پزشکیان و نظریه دولت چهاردهم

* علی ربیعی*

"قسمت اول"

با توجه به مداقه گفتمانی دکتر پزشکیان و حضورم در اتاق فکر انتخاباتی چهاردهمین دوره ریاست‌جمهوری و همچنین شورای راهبری به یک برداشت تحلیلی از نظریه دولت چهاردهم رسیدم که قصد دارم در این یادداشت با توجه به نقدها و مباحث پیرامون چگونگی انتخاب وزرا و تشکیل دولت چهاردهم، به آن بپردازم.

۱ـ من معتقدم بدون نظریه در نظام‌های سیاسی، دولت‌ها و حتی دستگاه‌های اجرایی، امکان تدوین استراتژی مناسب و برنامه‌ریزی موثر وجود نداشته و پس از مدتی به مثابه ماشینی بدون هدف، مسیرهای طولانی پیموده می‌شود که نتیجه‌ای جز خستگی و فرسودگی ندارد. به عنوان مثال نظریه‌هایی در حوزه سیاست داخلی و خارجی، فرهنگ و جامعه، محیط زیست و... از ضروریات یک حکمرانی معطوف به نتیجه و هدف است.
«بوزان» واضع نظریه «امنیت ملی» معتقد است دولتها به خصوص در جهان سوم، بیش از نیاز به ساختارها و نهادهای کارآمد، نیازمند ایده دولت هستند.

۲- اصولاً در حوزه سیاست داخلی و نسبت بین دولت و جامعه، می‌توان سه نظریه برشمرد:

الف) نظریه حاکمیت و دولت قوی همراه با جامعه‌ای راضی از معیشت قابل قبول: بر اساس این نظریه، نیازی به تقویت جامعه نیست. حاکمیت با استفاده از ابزارهای خود، معیشتی قابل قبول فراهم می‌کند و به این طریق، مردم را از حضور موثر در صحنه‌های اجتماعی بی‌نیاز می‌سازد. جناح رقیب، چه در قالب نظریه‌ای مکتوب و چه نانوشته، از این رویکرد پیروی می‌کند. اما به دلیل بحران کارآمدی، حتی ممکن است در تأمین رضایت معیشتی مردم نیز موفق نباشد.

ب) توانمندسازی جامعه در برابر حاکمیت: این نظریه، بر قوی‌شدن جامعه به منظور گسترش مطالبه‌گری و فشار از پایین برای به عقب‌راندن  حاکمیت در سیاست‌های متعارض تاکید دارد. این نظریه به جامعه‌ای مطالبه‌گر اما لرزان منجر می‌شود که با حاکمیت در چالش دائمی است.

ج) توانمندسازی همزمان جامعه و ظرفیت‌سازی حاکمیت: این نظریه، جامعه را به عنوان شریکی موثر در کنار حاکمیت در صحنه عمل به رسمیت می‌شناسد و معتقد است تغییرات و اصلاحات بدون عقب‌گرد نتیجه تعاملی دائم (هرچند کند و بطئی) به‌دست می‌آید. در این میان،  نظام‌هایی که در یک فرایند تاریخی،  مسیر دولت-ملت را طی کرده‌اند، تلاش دائمی برای ایجاد توازن بین سه ضلع جامعه، دولت و بازار صورت می‌گیرد (بحران عقلانیت و مشروعیت هابرماس پیرامون نظام‌های سرمایه‌داری ناشی از به‌هم‌خوردن این توازن است). اما در ایران، با توجه به ساختار پیش‌بینی شده قانون اساسی در عمل مفهوم دولت دو معنای اعم و اخص را به وجود آورده و تا حدودی مفهوم حاکمیت و دولت را از هم تفکیک نموده است. لذا در ایران، این توازن باید با اضافه شدن ضلع چهارم یعنی حاکمیت برقرار شود (هرچند که در نظام اقتصادی کشور ما، نقش بازار کمرنگ و کنشگری آن نیز عمدتا ضعیف است).

تجارب تاریخی ایران نشان می‌دهد که دو نظریه اول هرگز به نتایج مطلوبی دست نیافته‌اند. نظریه اول، موجب پیدایش جامعه‌ای ناراضی می‌شود که کاهش مشارکت در انتخابات‌های ملی یکی از نتایج بارز آن است. نظریه دوم نیز به جز ایجاد شکاف میان حاکمیت و مردم و ایجاد بحران‌های سیاسی و اجتماعی، دستاورد دیگری نداشته است.

?اما دکتر پزشکیان با پیروی از نظریه سوم پیروز انتخابات شد. او در جریان انتخابات با چهره‌ای صادق و راستگو، ابتدا بدون حمایت تشکیلاتی به میدان آمد و سپس گروه‌ها و شخصیت‌های مختلف به او پیوستند. پزشکیان با تاکید بر عدم منازعه و ایجاد وفاق و اعتماد میان مردم، دولت و حاکمیت، باور داشت که به جای اختلاف، باید باهم‌بودگی را تجربه کنیم. با این رویکرد که مبتنی بر نظریه توانمندسازی توامان، در یک اعتمادسازی متقابل بین جامعه و حاکمیت است، به پیروزی دست یافت.

جامعه ایران امروز، چندین شکاف مبتنی بر ارزشها و تفاوت‌های سیاسی را تجربه می‌کند: شکاف بین دولت، حاکمیت و بخش عمده‌ای از جامعه، شکاف بین قطب‌ها و طیف‌های ارزش‌های مختلف در جامعه (با تحلیل آرای رای دهندگان در دوره‌های مختلف به طور مشخص می‌توان به سه طیف اشاره کرد: گروه بزرگی از مردم که فارغ از اهداف سیاسی به دنبال تغییر خواهی و زندگی هستند، گروه دیگر در طیفی از طرفداران سنتی تا افراد موسوم به اصول‌گرایی و گروه دیگر طیفی از فعالان سیاسی- اجتماعی در قالب اصلاح‌طلبی).
#جامعه_مدنی
?**

@jamey_e_madani

2 years, 1 month ago

ایران و اسرائیل: عقلِ سلیم

رامین پرهام

سالِ 2014 میلادی بود که برای تهیه‌ مقدمات تدوین کتابی درباره روابطِ ایران و اسرائیل، راهی این کشور شدم. سفری نه از برایِ توریسم و سیاحت، که برای پژوهش، گفتگو و دسترس به آنان­که نخستین کسانی بودند که وقوع قریب‌الوقوع یک انقلاب در ایران را پیش‌بینی کرده ­بودند. نه انقلابی که در این سال‌ها بسیاری حرفش را زده‌اند و تاکنون رخ نداده، که انقلابِ 57، انقلابی اسلامی که می‌رفت تا چهره‌ ایران، اسلام، تشیّع یا اسلامِ ایرانی، خاورمیانه یا غربِ آسیا و دنیا را متحوّل کند. انقلابی که وقوع آن در ایران، می‌رفت تا با قدرت‌گیریِ قرائتِ سیاسی از دیانت در اینجا، با صعودِ «سنّت‌گراییِ لیکود» در اسرائیل کم‌وبیش همپوشانیِ تاریخی و تقویمی پیداکند. پدیده‌ای نه‌چندان بی‌شباهت به صعود و قدرت‌گیریِ کم‌وبیش همزمانِ جریان‌هایِ رادیکال، سنّت‌گرا و موعودگرا، در دهه‌هایِ دوّم و سوّمِ قرنِ بیستمِ میلادی در اروپا؛ با پیامدهایی که می‌شناسیم و گویا فراموش کرده‌ایم...

@Political_Quarterly

2 years, 4 months ago

باید از خودکشی دست برداریم
توسعه مستلزم روابط سالم با دنیا ست. توسعه یعنی روزی ایلان ماسک به ایران بیاید و برای توسعه و همکاری در زمینه‌هایِ مختلف با نخست‌وزیر کشور دیدار و گفتگو داشته باشد.
توسعه یعنی دست‌برداشتن از عادتِ بدِ شاخ‌به‌شاخ‌شدن با غرب، هر چهل‌پنجاه سال یکبار. تمدنِ امروزی، چه خوب چه بد، از پنج قرنِ پیش به این سو، تماماً غربی است. چه در علومِ تجربی و چه انسانی. درافتادنِ با آن از حدِّ یک شوخیِ بی‌مزّه و خانمان‌سوز فراتر نمی‌رود، چه پیش و چه پس از انقلاب. دعاویِ مکرّر و ادواریِ حقوقی بر سرِ اتم، نفت، فولاد، راه‌آهن... یا "قدس" (شهری در 1200 کیلومتریِ نزدیک‌ترین مرزِ خاکیِ ایران) بهانه‌ای بیش نبوده و نیست. چارچوبِ فکریِ ما درونگرا، روانگسیخته، خودبزرگ‌بین و خانمانسوز بوده است. دولت برای ما ابزاری بوده برای خودکشیِ ملی و شهادتِ سیاسی در انظارِ متافیزیکِ تاریخی اسطوره‌ای، و نه برای توسعه و تداومِ آرام در توسعه. "انا الحق" سیاست نیست. در علم و در سیاست، "من حقیقت‌ام" بی‌معنی است. شطح شطرنج نیست.
رویکردِ ما به غرب، آلوده به بدفهمی و خودبزرگ‌بینی بوده است. باید این چارچوبِ فکریِ صدساله را متلاشی کرد و طرحی نو درانداخت. باید بندِ نافِ سیاست را از بسترِ ایستا، راکِد و درونگرایِ خودمطلق‌بین و خودمحوربینِ عارفانه و صوفی‌مسلکِ ایرانی جداکنیم. باید هرچیزی را به جایِ خودش بازگردانیم، سیاست جایِ خودش، عرفان و تصوّف جایِ خودش. باید از لجاجت‌هایِ صدساله برای ترکیبِ آب و روغن دست‌برداریم. ما نخست‌وزیر می‌خواهیم، نه شهیدِ سیاسی یا رهبرِ گریان و نالان. ما به دولتی برای ایران نیاز داریم. دولت برای ایران و نه دولت برای اسلام یا برای خودبزرگ‌بینی‌هایِ بیمارگونه‌یِ رهبران و نخبگانی که نه خودشان را درست می‌شناسند و نه دنیا را.

twitter: parhamramin
instagram: raminparhamofficial
@mashrootehnovin
@mashrootehnovin

2 years, 4 months ago

سازماندهیِ فروپاشی جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین تهدید برای بقایِ ایران است. درگیرکردنِ ایران در دو جنگی که هیچ ربطی به ایران و منافع ملیِ آن ندارند، در اوکراین و در شامات؛ تداومِ غرب‌ستیزی و اسرائیل‌ستیزی، دو پاتولوژیِ دیرینه در سیاستِ ایران؛ فراردادنِ نخبگان و نیرویِ مولّد از کشور و جایگزینی آنها با افاغنه و اوباش در یک کاکیستوکراسی فرقه‌ای یا "حکومت بدترین‌ها، نالایق‌ترین‌ها و بی‌صلاحیت‌ترین افراد جامعه"؛ نابودیِ محیطِ زیستِ کشور، از قیطریه تا هیرکانی؛ لجاجت در تصلّب و پافشاری بر سیاست‌هایِ شکست‌خورده... و درجازدن در گره‌ای کور از مشکلاتی کلان، بقایِ ایران را به‌شکلی نگران‌کنند زیر سئوال برده است.
چندسالی‌ست که بر این نکته تأکید می‌کنم که ایران دوگانه‌یِ دیگری جز بقاء یا انقراض ندارد. و چندسالی‌ست که بر این مهم نیز تأکید کرده‌ام که کم‌هزینه‌ترین راهکارِ برونرفت از گره کور کنونی، سازماندهیِ فروپاشیِ نظام است، چراکه در هر تحوّلِ بزرگِ اجتماعی و ملّی دو عامل داریم، خواستن و توانستن، اوّلی در نزدِ توده‌ها است و دوّمی در دستِ اِلیت‌ها:
"هیچ دولتِ مدرنی نیست که بتواند بدونِ یک دستگاه پیچیده‌یِ تکنیکی پابرجا بماند. سرشتِ بورژوآی دیوانسلاریِ تکنوکراتیکِ دولتِ مدرن، همسو با امیالِ خودجوشِ مردم، دیر یا زود با تعصّب و خویِ وحشیگریِ فرقه‌یِ حاکم بر سرنوشتِ انقلاب، شاخ‌به‌شاخ خواهد شد [برگرفته از نقدِ ریمون آرون بر "ریشه‌هایِ توتالیتاریسم" هانآ آرنت؛ "گره کور ایران"، رامین پرهام و جواد خادم، اورشلیم پُست و تایمز اسرائیل، مِی 2020].
فرجامِ محتومِ بهیموثِ اسلامی در ایران، فروپاشی است.
سازماندهیِ این فروپاشی و محدودکردنِ آن بهع نظامیِ سیاسیِ حاکم، ضرورتِ بقایِ ایران است و سیاست چیزی نیست مگر ممکن‌ساختنِ آنچه ضروری است.
در همان یادداشت در تایمز اسرائیل و در نسخه‌یِ اصلیِ آن به انگلیسی در اورشلیم پُست در همان تاریخ، یادآور شده بودم که "پرسنل همان پالیسی است"، بدین معنی که از سیاست نمی‌توان انتظاری داشت که از عهده‌یِ پرسنل آن برنمی‌آید. چه در "پوزیسیون" و چه در "اپوزیسیون". بعبارت دیگر، هر پالیسی یا سیاستی به پرسنلِ خودش نیاز دارد. راهبردِ سیاسیِ سازماندهیِ فروپاشیِ نظامِ ولایی، استثنایی بر این قاعده نیست. این سازماندهی باید با همکاریِ بخشی از اِلیت‌هایِ مستقر صورت بگیرد، یعنی با آن بخش از "دستگاه پیچیده‌یِ تکنیکی و دیوانسلاریِ تکنوکراتیکِ دولتِ مدرن" که بنا به شناختِ فنّی و دقیقی که از شرایطِ کشور و پیچیدگی‌هایِ آن دارد، نه‌تنها "سرشتی بورژوآ" و درنتیجه محافظه‌کار دارد که با دگردیسیِ ایدئولوژیک در کانون و در کورانِ تجربه‌یِ سهمگینِ تاریخیِ خود، به اولویت و ارجحیت و برتریِ بی‌چون‌وچرایِ منافع ملی به منافع مذهبی، فرقه‌ای و قومی پی برده است. این دستگاه تکنوکراتیک، با سرشتی که شرح آن رفت، سرِ سازگاری با جریان‌هایی که سرشتی بلشویکی دارند نخواهد داشت، چه نئوبلشویک‌هایِ قومی و هویت‌گرایِ چپ و چه نئوبلشویک‌هایِ سلطنت‌طلب.
هانس یورگِن بورکارد آلمانی از نخستین عکاسانی بود که پس از فروپاشی بلوکِ شرق، مجوّز کار در اردوگاه سابقِ کمونیسم را به دست آورد. عکسی که این یادداشت را همراهی می‌کند، کاری از او است: در دهه‌یِ 80 میلادی و در سال‌هایِ منتهی به فروپاشیِ اتحاد شوروی، تبهکاریِ سازمان‌یافته، در پس‌زمینه‌ای از فساد و کمبودهایِ شدیدِ معیشتی و اقتصادی، چنان گسترده شده بود که بیش از 5000 تشکّلِ تبهکاریِ سازمان‌یافته و مافیایی بر ارکانِ دولت و حکومت تسلط یافته و منابع کشور را از این طریق غارت می‌کردند. بقولِ یورگِن بورکارد، "در آشوبِ روزمَرِّگی در شوروی، مافیا تنها نیرویِ کارآمد بود."

twitter: parhamramin
instagram: raminparhamofficial
@mashrootehnovin
@mashrootehnovin

2 years, 6 months ago

در ایرانِ این یکصد سالِ گذشته، دو تئوریِ سیاسیِ عمده داشته‌ایم: مشروطه و مشروعه. اوّلی برای محدود کردنِ قدرت در قانونی زمینی بود؛ دوّمی‌ برای نامحدود کردنِ قدرتِ زمینی در قانونی آسمانی، قانونی که بنابه‌تعریف مرز ندارد. درست است که مشروطه از مشروعه در 1357 شکستی سیاسی خورد؛ ولی با بدست گرفتنِ قدرتی نامحدود، مشروعه در ایران شکستی تاریخی خورده: مشروعه، بعنوانِ تئوری یا دکترینِ کشورداری بر پایه‌یِ اسلام، در ایرانِ امروز کاملاً بلاموضوع شده. دوباره زنده کردنِ مشروطه نیازمندِ بازآفرینیِ آن است، نه بازتولیدِ آن.
‏مشروطه‌یِ نوین یعنی بازآفرینیِ ایده‌یِ بنیادینِ مشروطه‌یِ یک قرنِ پیش در قرنِ حاضر: حکومتِ قانون (Rule of Law) و دولتِ کارآمد (Good Governance).
‏مشروطه ربطی به سلطنت ندارد. مشروطه کیشِ شخصیت نیست. مشروطه شکلِ نظام نیست. "جاوید شاه" شعار مشروطه نیست. مشروطه سلطنتِ قاجار را "براندازی" نکرد. مشروطه از "کفِ خیابان" برنیآمد. مشروطه جنبشی بود فکری، زبانی، فرهنگی و سیاسی. انقلابِ مشروطه یک انقلابِ فکری و یک اصلاحِ ساختاری بود: قانونِ اساسی بعنوان رُکنِ ساختارهایِ کشورداری. بعبارتِ دیگر، مشروطه انقلابی بود بدونِ انقلاب: مشروطه برآمده از نخبگان و از اِلیتِ جامعه بود.
‏مشروطه کیشِ قانون است، نه کیشِ شخصیت. مشروطه محتوایِ نظام است، نه شکلِ آن. مشروطه حکومتِ قانون است، نه حکومتِ یک سلطان. مشروطه محدودکردنِ قدرت با قانون و مشروط کردنِ آن به قانون است. قانونی که مردم آن را به قانون‌بودن پذیرفته باشند. قانونِ کارآمد و حکومتِ کارآمد، لازم و ملزومِ یکدیگرند. در مشروطه‌یِ بازاندیشیده‌شده یا نوین، ساختاری تناقض‌آلود که هم "فرماندهیِ کلِّ قوایِ بَری و بحری" را در دست دارد، هم "ریاستِ عالیه‌یِ قوایِ سه‌گانه"، و هم "مبرّی از مسئولیت" است، وجود ندارد.
‏حکومتِ کارآمد، حکومتِ شایسته‌سالاری است. در حکومتِ قانون، ساختار از کارگزارِ ساختار و نهاد از گرداننده‌یِ نهاد مهم‌تر و برتر است. در حکومتِ قانون، شایستگی موروثی نیست. در حکومتِ قانون، هیچ نهادی از شایسته‌سالاری مستثنی نیست.
‏برای همه‌یِ اندیشه‌هایِ ملی و پایبند به شایسته‌سالاری و کارآمدیِ ساختارهایِ مدرنِ کشورداری، مشروطه یا حکومتِ قانون چتری است مأنوس، آشنا و میهنی دربرابرِ مشروعه‌یِ حاکم.
‏سیاست یعنی گفتگو برای تدوینِ ابزارِ دستیابی به هدفی مشترک. اگر بخواهیم نظامِ عامل (Operating System) را در ایران دگرگون کنیم؛ اگر بخواهیم به یک ساختارِ کارآمد یعنی به رابطه‌ای پایدار بین عناصر و اجزایِ ساختِ اجتماعی در ایران بعنوانِ هدفی مشترک برسیم؛ اگر بخواهیم در نظامِ عاملِ نوین، حاکمیت را از مالکیت و نیز از ساختارهایِ دین جدا کنیم؛ بازاندیشی در مشروطه بعنوانِ حکومتِ قانون در قرنِ حاضر و دربرابرِ مشروعه و ساختارِ تناقض‌آلودِ آن، مستلزمِ همفکری و همکاری میانِ اِلیت‌هایِ ملی و عملگرا در داخل و خارج است. بعبارتِ دیگر، بازاندیشی و بازآفرینیِ حکومتِ قانون مستلزمِ آشتیِ ملی است: آشتی میانِ آنهایی که اگرچه از دو قطب متضاد آمده‌اند ولی، رویارو با خطرِ نابودیِ ایران و با تجربه‌یِ تمامِ شکست‌ها، روی نجاتِ میهن با خِرَدگرایی و عملگرایی به توافق رسیده‌اند.
‏مشروطه‌یِ یکصد سالِ پیش، انقلابی بود فکری و اصلاحی ساختاری برخاسته از اِلیت‌هایِ تجدّدگرایِ ایران، در داخل و خارج، برای نجاتِ میهن از فقر و فساد و نکبت. مشروطه در قرن حاضر یک براندازیِ مدنی است، انقلابی بدونِ انقلاب و متکی بر آشتی و همکاری میانِ نیروها و شخصیت‌هایِ ملی، مصمّم و عملگرا، در داخل و خارج، برای گذار از ساختارهایِ ناکارآمدِ موجود و بازآفرینیِ دولتی کارآمد در قطبِ متضادِ نکبتِ حاکم.

twitter: parhamramin
instagram: raminparhamofficial
@mashrootehnovin
@mashrootehnovin

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago