?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
✅ در حکایت مجری خوب
روز تهران
- الو
- الو
- الو
- الو
- الو صداتون نمیاد
- شما؟
- زاکانی هستم
- نمی شناسم
- دکتر زاکانی
- دکتر نم چی شی دیگه کیه؟
- شهردار تهران
- آهان تونی چی شی جون؟ خوبی؟ رو به راهی؟ رو به رشدی؟ دامادتون خوبه؟ مشاورتون و اینا؟ مترو تون خوبه؟ برج میلادتون چی؟
- بله بله همه خوبند ، سلام می رسونن
- بفرمایید در خدمتم
- راستش میخواستیم " روز تهران " رو تعیین کنیم و از شما الگو برداری کنیم و مراسم بگیریم و اینا
- باع ، خب بگیرید به مو چه !
- نه خب چون شما تجربه " روز هزاوه " رو دارید خواستیم کمک بگیریم و اینا
- آهان از اون لحاظ ،البته حق مشاوره باید بدید
- اون که روی چشم شماره حساب بدید
- این شد یه چیزی، اول بگردید یه روز برای تهران پیدا کنید مثلا روز تولد آغامحمدخان قاجار یا ترور ناصرالدین شاه یا اون روزی که آب افتاد به متروی تهران و آقای قالیباف خودش با سطل آب می کشید بیرون و اینا، یا روز شلیک دکتر نجفی به خانم نم چی شی و اینا
- بله بله دارم یادداشت می کنم
- بعدش توی یه محله خوب روز تهران رو برگزار کنید مثلا محله سرآسیاب، البته جاده ش رو هم درست کنید و اینا، بعد هم کلی آدم دعوت کنید حتی از خارج از کشور و اینا، برای مجری هم آقای نواعتقاد هست، دنبال علیخانی و رشیدپور و علی ضیاء و اینا هم نرید
- به به چه ایده نابی!
- توی برنامه تون سخنرانی ها هم طولانی نشه مردم میذارن میرن بعد سخنران مربوطه عبوس میکنه تا آخر جلسه و اینا ، شام هم بدید آبگوشت و دلمه و اینا
- خب خب؟
- بقیه ش هم بعدا میگم
- بله ممنونم، میگم شماره آقای نو اعتقاد رو برام بفرستید، بعد کل هزینه های مراسم چقدر میشه؟
- والا کل هزینه هاتون که شاید تا ۲۰ میلیون تومن هم برسه و اینا، شماره رو هم اس ام اس میکنم
- بله ممنونم، راستی اون قضیه آدم عبوس چیه؟
- الو
- الو
- الو
- الو
قطع شد . . .
پی نوشت:
آلفرد هیچکاک: مدت زمان یک فیلم رابطه نزدیکی با گنجایش مثانه تماشاگران دارد!
ایرج احمدی هزاوه
✍ از فارغ التحصیلان مدرسه دارالفنون:
عباس خان مشاورالدوله، شهردار تهران
عبدالمجید میرزا عین الدوله، نخست وزیر
علی قلی خان هدایت، مخبرالدوله
مهدی شقاقی
عباس اقبال آشتیانی
علی اکبر خان نفیسی
محمد غفاری، کمال الملک
عیسی خان صدیق، از اولین رؤسای دانشگاه تهران
ابراهیم حکیمی، نخست وزیر
جهانگیر میرزا شیرازی، روزنامهنگار مشروطه، صوراسرافیل
محمد علی فروغی، نخست وزیر
محمد معین، ( فرهنگ معین )
قاسم غنی
صادق هدایت
عبدالعظیم قریب
فریدون آدمیت
محمد قریب
منوچهر اقبال
✍ علی مرادی مراغه ای *✅*هنگامیکه فساد کل جامعه را میگیرد هیچ کاری مشکلتر از مبارزه با آن نیست مطالعه تاریخ ایران نشان میدهد کمتر سرداری در این عرصه پیروز گشته و بر خاک نیفتاده...
با نصیحت یا ترساندن از عذاب آخرت نیز شبیه این ماند که کل بدن را سرطان فرا گرفته باشد و تو بخواهی با گل گاوزبان به درمان آن پردازی...!
♦️متاسفانه کمترین پیروزی در این عرصه در تاریخ دیده شده و مبارزین این عرصه اگر صادق باشند غالبا، سرانجامی جز شکست و حرمان در انتظارشان نبوده است...
چون در اینجا یک شخص با کل یک سیستم فاسد درمی افتد...
♦️علی(ع) وقتی پس از عثمان بر مسند نشست و برای مبارزه با فساد، اعلام کرد «اموال بیتالمال به غارت رفته را بازپس خواهد گرفت حتی اگر در جهیزیه نوعروسان رفته باشد» بلافاصله شکست خورده و از پای درآوردند.
به نظر می رسد که اینجا، حساسترین جاست!
مبارزه با فساد به منزله انگشت کردن نه در لانه زنبورها بلکه درافتادن با لشکری از کژدم های جرار و ماران غاشیه است...
♦️برجسته ترین نمونه در تاریخ معاصر ایران، امیرکبیر است او با اصلاحات و مبارزه اش با فساد، لشکری از دشمن در مقابل خود تراشید: از دشمنی دو قدرت خارجی گرفته تا حتی صیغه های شاه در اندرونی!
امیرکبیر دقیقا زمانی برخاک افتاد که بودجه دخل و خرج را اصلاح کرد و سرهایی از آن اژدهای هزار سر را قطع کرد سرهایی که، بدون اینکه سودی بر کشور داشته باشند ثروت جامعه را می بلعیدند، پس بزودی، حتی دوستانش نیز به دشمنان پیوسته و در شبی لعنتی، شاه جوان 21ساله را مست کرده حکم قتل اش را گرفته شبانه حاج علیخان مقدم را راهی فین کاشان کردند...!
او را هزاران رشته ی مرئی و نامرئی غرق در فساد جامعهِ ایران کُشت...
♦️بزرگترین علت قتل امیر این بود که او شروع به قطع و تقلیل رشوه ها و هزینه ها کرد، برای شاه دو هزار تومان سالانه حقوق تعیین کرد. از خود شاه شروع کرد و رسید به دلقکهای درباری! چون خودش خیلی کم می خندید پس چه نیازی داشت به دلقکها که بیهوده انعام می گرفتند!
سپس، رسید به مبارزه با چاپلوسان و متملقان که جزو لاینفک هر جامعه فسادآلود هستند:
نامه ها و عریضه هایی که اکثرا با این جمله آغاز می شد:
«قربان خاکپای جواهرآسای مبارک وجود گردم»!
حتما باید ذوق شعری ایرانی در پشت آن باشد که بتواند این همه تملق را در یک جمله بگنجاند...!
وقتی قاآنی شاعر آمد و شروع به خواندن مدح چاپلوسانه اش کرد به اینجا که رسید:
به جای ظالمی شقی نشسته عادلی تقی
کزو گشوده باب و در ز حصن و از حصارها
و...
امیر سخن شاعر را با عصبانیت قطع کرده گفت:
این ظالم شقی که من بجایش نشسته ام مگر همان میرزاآغاسی صدراعظم نبوده که قبل از این، دهها قصیده در مدح اش سروده ای ؟! حتی در مورد زکام اش هم مدح گفته بودی؟!
اشاره امیر به این مدح قاآنی بوده:
«در سبب زکام کهف الادانی والاقاضی جناب حاج ميرزا آقاسی...»
امیر، حقوق قاآنی را قطع کرد و چون شنید که او زبان فرانسه بلد است کتابی در مورد فلاحت(کشاورزی) به قاآنی سپرده تا ترجمه اش کند و شاعر هر هفته بخشی از آنرا ترجمه میکرد و مزد میگرفت...
بلی، در خانه کدخدا ممکن است گردو زیاد باشد اما باید حساب و کتاب داشته باشد...؟!
♦️اما مبارزه ای که امیر با سیستم فاسد آغاز کرده بود طبق معمول، هر سری از این اژدها را که قطع میکرد بلافاصله, سرهای عدیدهای بجایش می روییدند و بزودی لشکری از دوست و دشمن در مقابلش صف آرایی کرده و بر خاکش افکندند...
دکتر پلاک اتریشی، ماهیت پیکار او را به بهترین شکل در این جمله خلاصه کرده:
«پولهایی که به عنوان رشوه می خواستند به او بدهند و نمی گرفت، خرج کشتنش شد...»
♦️امیرکبیر که حتی حقوق خود ناصرالدین شاه را نیز سالانه به 2هزار تومان کم کرده بود اما پس از کشته شدنش، میرزاآقاخان نوری یکی از سرسخت ترین دشمنانش بجای امیرکبیر صدراعظم می گردد که سالانه شصت هزار تومان(معادل سی هزار لیره ی انگلیس) حقوق می گرفت و این درحالی بود که حقوق صدراعظم انگلیس در همان زمان، سالی پنج هزار لیره بود!
البته به این حقوق میرزا آقاخان نوری باید صد و ده هزار تومان هم اضافه کنید که او به عنوان ارتشاء و پیشكش دریافت می نمود...!
یعنی صدراعظم فاسد کشور نیمه مستمره ایران ۱۷ برابر صدراعظم انگلستان مداخل داشت که در آن زمان بزرگترین امپراطوری جهان بود و آفتاب در مستعمراتش غروب نمی کرد...!
♦️و این کشوری است که همیشه در آن، امیرکبیرها بیش از سه سال و نیم دوام نمی آورند و کشته می شوند اما میرزا آقاخان نوری ها عاقبت بخیر می گردند، تابعیت انگلستان را می پذیرند** .
? کتاب " اراک قرن پانزدهم "
نوشته ایرج احمدی هزاوه
حدود ۱۰۰ روز از ارسال این کتاب برای اخذ مجوز میگذره، حالا حدود ۹ صفحه از کتاب قیچی شده و خیلی از سطور هم باید حذف بشه !
اگرچه عصبانی بودم اما در این میان یکی از ایرادات باعث خنده طولانی من شد.
جایی نوشته بودم: " سر یال آخوند . . . "
نوشته بودند " این عبارت مبهم حذف شود "
حالا باید برویم و از گذشتگان خودمان شکایت کنیم آخه این چه نام مبهمی هست که بر روی اون تپه گذاشتید؟?
یال قاضی هم داریم، یال حاج مبارک هم داریم ، البته یال آخوند رو حذف کردیم و بقیه رو هم نیز، دیگه ببینیم چی میگن!?
بعد از نوشتن طنز " عین القضات همدانی " چندین با آقای عین القضات به هم خوردیم!
فردا هم دوباره به هم می خوریم!?
درباره کتاب " قبله عالم " نوشته عباس امانت
انسان به مثابه قدرت
تاریخ را نمیتوان به راحتی تحریف کرد و حتی نمی توان به راحتی تاریخ دروغ نوشت، اگرچه بسیاری از مورخين این کار را کرده اند اما به راحتی و پس از مدت کوتاهی دستشان رو شده است، تاریخ علم است، فن هست، و عالم تاریخ به راحتی سره را از ناسره تشخیص میدهد و بازآفرینی می کند.
عباس امانت هم نه قصد تحریف تاریخ دارد و نه میتواند که چنین کند، کتاب قبله عالم کتابی است تحلیلی و تاریخی، نویسنده تقریبا برای همه شخصیت های برجسته کتاب تحلیل روانشناختی ارائه می دهد، کلید اساسی این تحلیل ها هم به زعم نویسنده " قدرت " هست، این تحلیل ها دست نویسنده را باز گذاشته تا درباره این شخصیت ها اظهار نظر شخصی ارائه دهد و چون این کلید به همه قفل های شخصیتی نمی خورد نویسنده را گاه دچار تناقض گویی می کند.
بیش از ۱۰۰ صفحه از کتاب ۶۰۰ صفحه ای قبله عالم در باره امیرکبیر است ، بدواً میتوان گفت نویسنده به خاطر مسلکش نظر خوبی نسبت به امیر ندارد اما آنجا که ویژگیهای امیر را بر می شمرد انصاف را رعابت کرده و او را باهوش، لایق، توانمند، آشنا به سیاست، آشنا به امور مالی و امور دیوانی می داند ، اما چون مجبور است همان کلید قدرت را به کار ببرد امیر را فردی قدرت طلب می داند که " اطرافیان شاه را برای کسب قدرت از او دور کرد " ،اما درست در جایی دیگر بر اساس مکاتبات امیرکبیر و ناصرالدین شاه نظر جاستین شیل را مبنی بر انحصار طلب بودن امیرکبیر، رد می کند.
خواندن تاریخ روش خاص خود را دارد خواننده باید بتواند لابلای سطور و نانوشته های کتاب مورد مطالعه را هم بخواند، اگر نتواند بهره کافی نخواهد برد.
کتاب قبله عالم هم همین است، عباس امانت تحت تاثیر شخصیت امیرکبیر قرار دارد اما ماجراهایی را عنوان می کند که امیر را از " بت خانه شهیدان قهرمان " به در آورد ،مثلا:
۱ - تملق گویی و التماس امیرکبیر به شاه بارها در کتاب ذکر شده، اما نویسنده خود میداند و زیرپوستی هم معترف است که امیر قصد داشت شاه را بزرگ جلوه دهد نه مجیز او را بگوید ، اصولا امیرکبیر در مکاتبات خود بسیار مؤدبانه و محترمانه می نویسد ( برخلاف میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی که " کسی از هجوش در امان نبود "
۲ - رابطه خوب امیرکبیر با انگلیسی ها ( که البته در عالم سیاست ایرادی هم ندارد ) این را هم نویسنده با آوردن نامه ای از امیرکبیر با انگلیسی ها نتیجه میگیرد، اما نویسنده نمی خواهد مکاتبات دیگری را هم در نظر بگیرد، آنجا که امیر به استیونس می تازد اما همانجا او را عالیجناب خطاب می کند و یا مکاتبات جاستین شیل با پالمرستون وزیر امور خارجه انگلیس که جنس امیر را چیز دیگری میداند که شبیه سایر سیاستمداران فاسد نیست!
۳ - نویسنده به گونه ای مبهم پناهندگی امیر به سفارت روسیه را طرح می کند،به گونه ای که گویی امیر پناهنده شده است، این ماجرا در کتب سابق هم درج شده، سفاهت پرنس دالگورکی سفیر روس، اقدام ناشیانه یا فریبکارانه او و رقابت شخصی او با سفیر انگلیس این قصه را رقم زد و بهانه به میرزا آقاخان نوری داد که فریاد بلند کند که امیر به سفارت روسیه پناهنده شده و شاه را تحریک کند، عجیب آنکه بعدا نویسنده اقرار می کند که امیر نامه ای نوشته و هرگونه وابستگی خود را به سفارتین روس و انگلیس نفی می کند و خود نیز به نقش روس ها در قتل امیرکبیر اشاره دارد.
۴- نویسنده مکاتبه ای از آقای شیل ارائه می کند که امیر درخواست حمایت انگلیس از او ، خانواده و برادرش را دارد، این موضوع در کتب سابق هم اشاره شده، اما به گفته فریدون آدمیت با این همه سندی که انگلیسی ها از امیرکبیر دارند چرا نامه بهاین مهمی در دست نیست و فقط متن نامه شیل به زبان انگلیسی موجود است، از تناقضات نویسنده کتاب قبله عالم همین نکته است که به نقش مرموز سفیر انگلیس در قتل امیرکبیر اشاره می کند.
۵ - برخی عبارات نویسنده درباره امیرکبیر اگرچه می تواند نادرست نباشد، اما گویی نویسنده تعمد دارد در شکستن شخصیت این چهره تاریخی، مثلا: درمانده، بی کس، ناامید، گدازاده، معزول، اوضاع وخیم، رام، ضعیف، غمگین ، خسته و . . .
۶ - یکی از ایرادات نویسنده به امیرکبیر آن است که او باعث تحکیم قدرت قاجاریه شد و سنگ بنای پادشاهی ۵۰ ساله ناصرالدین شاه را او گذاشت، اما نویسنده عمدا یا سهوا به " خیالات کنسطیطاسیونی" امیرکبیر اشاره ای ندارد.
به هر صورت کتاب " قبله عالم " مطلب جدیدی در باره امیرکبیر ندارد جز آنکه نویسنده زاویه دید جدیدی ارائه می کند، او مخالف تقدس گرایی نسبت به این شخصیت است( در این نکته کاملا با عباس امانت موافقم ) ، به طور کلی این کتاب هم چهره مثبت و درخشانی از امیرکبیر ارائه می دهد به ویژه ترسیم اوضاع کشور بعد از امیر، و نیز از قول فرهاد میرزا می نویسد " مردی بزرگ تمام شد "
ایرج احمدی هزاوه
@irajahmadihezave
#ایرج_احمدی_هزاوه
♦️ عواقب الوزراء
حاج ابراهیم خان کلانتر اولا بحث یهودی بودن او به طور جدی مطرح هست، هرچند به حج هم رفت و . . . نوه وی میرزا ابوالحسن خان شیرازی(ایلچی ) هم که وزیر امور خارجه شد و در کتاب حقوق بگیران انگلیس در ایران، رائین به طور مفصل و مبسوط راجع به ارتباطات وی با انگلیسی ها نوشته است.
اما سرانجام حاج ابراهیم خان کلانتر توسط فتحعلی شاه عجیب رقم خورد، نوشته اند که ابتدا چشمان او را میل کشیدند و نابینایش ساختند ، بعد زبانش را بریدند و بعد از سقف مطبخ شاهی واژگون آویزانش و درون دیگ آب جوشان فرو کردند( آبراهاميان نویسد دیگ روغن جوشان ).
این هم از عجایب تاریخ معاصر ما هست، بر حاج ابراهیم کلانتر که خودش از ارکان بر تخت نشستن فتحعلیشاه بود اینگونه رفت.
ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی هم که یک تنه همه کاری برای محمدشاه کرد تا او را بر تخت نشاند آنگونه به دستور محمد شاه در باغ نگارستان خفه شد و بی غسل و کفن در شاه عبدالعظیم مدفون.
میرزا تقی خان امیرکبیر که به قول ناصرالدین شاه " . . . ما جوان بودیم و مرحوم امیرکبیر ما را از تبریز برداشت و با پول خودش به تهران آورد، به تهران نرسیده نیمی از امور را رتق و فتق کرد . . . " ، بعد به حرمت این خدمت رگش را در حمام فین زدند و چنان شد.
مظفرالدین شاه اهل خفه کردن و کشتن نبود اما کسانی را که خدمتش کردند در محافل خصوصی و پیش چشم نورچشمی ها چنان بی آبرو می کرد که قلم از نوشتنش شرم دارد!
رضا شاه هم فروغی و تیمورتاش و نصرت الدوله فیروز و علی اکبر داور را که از همه توان و تجربه و روابط خود استفاده کردند تا رضاخان را رضاشاه کردند دستمزدی جانانه داد، اولی را خانه نشین کرد و چون امکان کشتنش را نداشت داغی بر دل تنها دختر عزیز دردانه اش گذاشت، دومی را جاسوس روسیه قلمداد کرد و با آمپول هوای پزشک احمدی به دیار باقی فرستاد، سومی را که وزیر امور خارجه اش هم بود در زندان قصر کشت، چهارمی را در هیئت دولت چنان تحقیر کرد که همان شب با تریاک خودکشی کرد و . . .
اعتبروا یا اولی الابصار
ایرج احمدی هزاوه
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago