مهــیـاریــّـات

Description
از بیانیه و گزارش و تحلیل و نقد و نامه و مقاله و مشق شب،
اینجا مکان هر آن چیزی است که مکتوب است و نشان از این بی‌نشان دارد.

@MahyarVz

https://www.instagram.com/mahyaryaat/
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

ازدواج : هدف و یا معنا؟

ازدواجی که بر حصول اهدافی پایه گذاشته شده باشد، با تغییر اهداف فروخواهدپاشید و تن به تعریف اهداف دیگری خواهد داد که حتماً در چارچوب «من-تو» مطرح شده توسط مارتین بوبر نخواهد گنجید.

در رابطه‌ی «من-آن»، خود، چیزهای اطراف را در اختیار خودش قرار می‌دهد و از آنها همچون ابزاری استفاده می‌کند. حتی اندیشه و تفکر نیز در این رابطه همچون ابزاری برای خود است. در این رابطه، “دیگری” همچون “آن”، یعنی به مثابه‌ی یک ابزار در نظر گرفته شده است.

«دیگری» در روابط هدف‌مند، فردی در خارج از زیست‌-جهان من است که در کنار من قرار گرفته تا به تحقق اهدافم کمک کند. اگر اهدافم تغییر کرد (چرخش سابژکتیو) و یا کس دیگری به نحوی خوشایندتر برای تحقق‌بخشی اهداف انگاریده شد (چرخش آبژکتیو)، هم‌باشی سرنگون است.

در مقابل رابطه‌ی «من-تو»، مبتنی بر یک رابطه‌ی دو طرفه است و وقتی فرد “تو” می‌گوید، چیزی را به عنوان هدف پیش روی خودش ندارد و قصد ندارد “دیگری” را تحت سیطره و یا ابزار خود قرار دهد.

ولی در حالتی که ازدواج و هم‌باشی به واسطه‌ی قرارگیری در حالتی خاص (که بوبر «من-تو»اش می‌نامید)، از قابلیت تولید و انباشت معنا برخوردار باشد، اهداف مستخرج از آن نظام معنایی شاید دچار تغییر شوند، ولی تا وقتی که دستگاه معنای پیش‌گفته پایستار باشد، کلیت ساختار، آن پیچش را تاب آورده و از هم نخواهد گسست.

- مهیار واعظی
#مهیار_واعظی

از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید:

🌫 @Existenceclinic

🌫INSTAGRAM

🌫WEBSITE

🌫.  09017363344

1 year, 7 months ago

◾️▫️ ستون آخر ▫️◾️

♦️ از زمانه‌ای که زیست، تا زمانی که نزیست، جوانی من بود.

♦️ از معدود معاصرینی که مشتاق درک محضرش بودم و اکنون افسوسی ابدی در من است از این بی‌درکی.

♦️ کنش‌گر بود و اپوزیسیون زیرلحافی (مثل اکثر ما) نبود. کار می‌کرد و فیلم می‌دید و می‌نوشت و در تحریریه‌ها می‌چرخید و دستگیر می‌شد و باز می‌خواند و آنچه بلد بود و در آن خوب بود را به مردمش عرضه می‌کرد.

♦️ طنزشناس بود و طنزخوانده و لفاظ و لطیف و بر انواع قالب‌های نوشتار طنازانه مسلط. تنوع مضمون و شکل از او هیبتی بی‌رقیب در طنز ساخت که تنها یادآور عبید است.

♦️ فرزند زمانه‌ی خویش بود و به وقت انقلاب، آرمان‌خواه و به وقت استقرار، اصلاح‌گر می‌نمود.

♦️ کسی که دانش‌آموخته‌ی جامعه‌شناسی و کنش‌گر سیاسی بود، محقق طنز شد و یک‌تنه بار یک فرهنگستان را به دوش کشید. در جهانی موازی او ریاست فرهنگستان طنز ایران و مرکز دایرةالمعارف طنز پارسی را بر عهده داشت، ولی در همین جهان این دایرةالمعارف را گردآوری کرد و مجلدات اولش را هم (در ینگی دنیا) به چاپخانه سپرد.

♦️ می‌توان بر دیکته‌ی نوشته‌ی او غلط گرفت و به دیکته‌ی ننوشته‌ی خود نپرداخت؛ ولی نمی‌توان زمان‌مندی و کنشش را در محاسبه نیاورد.

♦️ به ایرانی خواهم اندیشید که متعلق به همگی ایرانیان باشد و حداقل همچو یگانه‌ای را از خود نراند تا دق کند و در خماری اثرگذاری، خود را بمیراند.

#ابراهیم_نبوی
#سید_ابراهیم_نبوی
#مهیار_واعظی
#مهیاریات

1 year, 9 months ago
***?*** **اضطراب حیاتی**

? اضطراب حیاتی

? ترجمه‌ی مقاله‌ای از دست‌نامه‌ی آسیب‌شناسی پدیدارشناسانه آکسفورد

? نویسندگان: زاپینو و لوپز-ایبور
? مترجم: مهیار واعظی

♦️ از نظرگاهی پدیدارشناسانه، تشویش حیاتی یک حس حیاتی است، با همان خصوصیاتی که در دیگر احساسات حیاتی همچون بهروزی، ناراحتی و سرگیجه می‌شناسیم. تمامی آنها احساساتی بیانگر نحوه‌ی «بودن-در-جهان» ما هستند؛ و گذار از یک حس حیاتی یا خلقی دارای ارزشی آسیب‌شناسانه جهت فهم اختلالات خلقی و اضطرابی است.

♦️ احساسات حیاتی آنهایی هستند که به ما امکان احساس زندگی خود در سلامت و بیماری و ارزش‌های دنیای اطرافمان را می‌دهند. اولین کسی که اصطلاح «احساس حیاتی» را به کار برد شلر بود: یک احساس حیاتی که نه با دقت مکان‌یابی و دریافت می شود، نه کیفیتی همچون سایر احساسات دارد.

♦️ لوپز ایبور به این نتیجه رسید که اضطرابی که مشخصۀ اختلالات روان‌نژندانه است، یک احساس حیاتی است و نه یک احساس روانی یا واکنشی، بنابراین مفهوم «اضطراب حیاتی» را معرفی کرد.

♦️ اضطراب حیاتی یک احساس حیاتی با ویژگی‌هایی مشابه سایر احساسات حیاتی مانند خوشبختی، ناراحتی یا سرگیجه است. این به معنای احساساتی فراگیر است که بیانگر روش «در جهان بودن» ماست.

♦️ اصطلاح اضطراب حیاتی با عنوان اضطرابی که در مواجهه با رویدادهای روزمره به وجود می آید، به زبان محاوره‌ای وارد گردیده. فلسفۀ وجودی از «در-جهان-بودن» صحبت می‌کند، در اسپانیایی با وجود دو فعل مختلف برای بودن (ser و estar)، که تغییرات شیوه‌ی بودن-در-جهان را به خوبی قابل‌فهم می‌کند، این رابطه به‌تمامی درک می‌شود: در دنیا بودن، خوب بودن یا ناراضی بودن، شاد بودن یا غمگین بودن یا پریشان بودن.

♦️ احساسی همچون اضطراب حیاتی زمانی بیمارگونه می‌گردد که سازوکارهایی موجب تحدید آزادی و از دست رفتن امکان‌های خودفهمی شوند.

? برای خوانش متن کامل به سایت ما مراجعه فرمایید.

#اضطراب
#اضطراب_حیاتی
#اضطراب_وجودی
#کلینیک_اگزیستانس
#مهیار_واعظی

1 year, 10 months ago
1 year, 10 months ago
*سرپرست جديد حزب همبستگي دانش آموختگان …

سرپرست جديد حزب همبستگي دانش آموختگان ايران در خراسان رضوي منصوب شد
♦️هداپرس ارگان خبري حزب همبستگي دانش آموختگان ايران خبر داد مهيار واعظي با حكم احمد شريف دبيركل اين حزب به عنوان سرپرست استان خراسان رضوي منصوب گرديد.
♦️مهيار واعظي از اعضاي شوراي مركزي حزب همبستگي دانش آموختگان ايران در استان خراسان رضوي و از فعالان سياسي اصلاح طلب اين استان محسوب مي شود.
@hodapress

3 years ago

◾️▫️ یارِمَه‌یار ▫️◾️

♦️ قضیه از اواسط یک روز تابستانی شروع شد که پدر به خانه آمد و مرا با خود برد به اواسط پاستور تا در اواسط بی‌حالی و خوش‌حالی مادر، عضو جدید خانواده را ببینم که آرام و سرخوش غنوده بود. گویا نامش را با خوش‌سلیقه‌گی هم‌نوای نام من برگزیده بودند.
آمدنش جنس خانه را جور کرده بود و نوری بود نوآمده؛ این را از روشنای چهره‌ی والدینم می‌شد بی‌واسطه دریافت.

♦️ او به هفت سال یکه‌تازی من در خانه خاتمه می‌داد؛ البته این سوی تاریک ماجرا بود و در سوی روشنش از ملال بازی با هم‌بازی‌های غیرجان‌دار و غریبه کم می‌کرد و سوژه‌ای برای مراقبت و تعامل پیش رویم می‌گذاشت.

♦️ در ابتدا همه را بر این گمان بود که جنس والدین جور شده است، ولی بعدها تاریخ ثابت کرد که جنس من هم اگر او نبود، جور نمی‌بود.

♦️ تازه‌وارد کوچک بود و سفید، و از هفت فرسخی دخترانگی‌اش هویدا بود از رنگ به رنگ لباس‌هایی با رنگ‌های جلادار و پرچین و پرتور.

♦️ نوزادی‌اش در کودکانه‌گی من گذشت. مسئولیت را اول بار با طعم برادری یاد گرفتم. مراقبت را با او آغاز کردم و تعهد را بر او آزمودم. باید در ۷ سالگی مراقبت می‌بودم تا خم بر جبین این تازه‌وارد نیفتد. به وقت خوابش سکوت می‌کردم و به وقت بازی سرگرم. اگر تلاشی هم معطوف به او می‌کردم، به رنگی که بر زندگی‌ام زده بود، می‌ارزید.

♦️ نوزاد، کودکی شد زیبا و زبان‌دار؛ آنچنان که پیش‌تر از همه کودکانی که می‌شناختیم، زبان باز کرد و جان‌دارتر از همه زبان‌بازکردگانی در آن سن حرف زد. زیبایی و زبان‌وری‌اش فضیلتی بود که بر ستون خانواده و تربیت بنا شده بود و بدین‌ها شهره بود آن کودک که هم خوب حرف می‌زد و هم حرف‌های خوب می‌زد.

♦️ آن‌قدری نگذشت که من و او به همراهی یار سومی که ۲۰ ماهی بعدتر به ما پیوست، هم‌بازی‌هایی دائمی شدیم. حضور ما خانه را هر لحظه آبستن حادثه می‌کرد و افسار خانه را به لغزندگی در دست والدین نگه می‌داشت.

♦️ در آن کش‌مکش‌های کودکانه و در برخورد با آن قل ناهمجنس، به من پناه می‌آورد و مرا در رودربایستی خواهر کوچکی می‌گذاشت تا محافظش باشم در برابر آن دیگری که او هم غریبه نبود؛ و مگر می‌توان رودرروی این رودربایستی ایستاد؟

♦️ این چنین بود که ما بیش از آن‌که از طریق والدین به هم مرتبط باشیم، هم‌نوا و رفیق هم شدیم؛ رفاقتی که عرض معبرش عموماً زیاد و گاه کم می‌شد، ولی هیچگاه مسدود نبود.

♦️ با درآمدن‌اش از آب و گل تدبیری بسیط یافت که در توفیقات‌اش تاکنون می‌توان دید و این نسبت ما را افزون کرد و مشاورتی همدلانه را هم بدان افزود.

♦️ و امروز ما که در ابتدا برادر و خواهر بودیم و چند سالی بعدتر هم‌بازی شدیم و اندکی بعد از آن رفاقت برگزیدیم و چند سالی بعدتر مشاوره و هم‌فکری را بدان افزودیم، مسئولیتی دوچندان داریم در حفظ و حراست از همه این نسبت‌ها که به خوبی در این سال‌ها بین‌مان پروریده شده تا مبادا یکی‌شان بر دیگری تفوق یابد و به سود مشاورت، رفاقت را فرو بنهیم و در ذوق هم‌بازی‌گری، خواهری و برادری فراموش‌مان شود؛ چرا که پروردن ارتباطی چنین چندجانبه سال‌ها و رنج‌ها برده است و همین چندجانبه‌گی مزیت مطلق آن است.

♦️ پس از این هم مهم‌ترین کارمان شاید حفظ تک‌تک این نقش‌ها در قبال هم باشد، و این خود کاری سترگ و ارزش‌دار است، آنچنان که شاید روزی در بستر مرگ، حضور در رابطه‌ای این چنین چندسویه و ریشه‌دار را بتوان از افق‌های آرزومانند و دست‌یافته‌ی زندگی دانست.

#مهیار
#مهزاد
#مازیار

3 years ago
مهــیـاریــّـات
3 years ago
***♦️*** یالوم درباره‌ی «روان‌درمانی اگزیستانسیال» گفته: …

♦️ یالوم درباره‌ی «روان‌درمانی اگزیستانسیال» گفته: «این کتاب نوعی درمان به شمار می‌رود و هر کس که آن را بخواند، عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌گیرد و خردمندتر می‌شود».

♦️ جلسه‌ی قبل به بیان پیش‌گفتار گذشت و این که میدان صحبت کدام است.

♦️ از این هفته وارد متن اصلی و اضطراب نیستی خواهیم شد.

3 years, 1 month ago
مهــیـاریــّـات
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago