سعیده موسوی‌زاده

Description
دوستان عزیز!
در این جا می توانید طنزها و شعرهای مرا بشنوید و بخوانید، همراهی شما مایه مباهات است ـ
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

طنزنامه‌ی خواندنی استاد
#ابوالفضل_زرویی_نصرآباد

برای دوست عزیزم سیّدابراهیم نبوی -حفظه الله فی الدارین-

خدمت مستطاب ذوالتکریم
حضرت شیخ، سیّد ابراهیم

به تو از جانب تمامی خلق
یک «سلام علیکم» از ته حلق

یک «سلام علیک» طولانی
سرش اینجا، تهش بریتانی

یک «سلام» قرین به سوز جگر
چون سلام شیوخ بر منبر

بعد اظهار دوستی و سلام
دارد این بنده چار پنج کلام

تو که در طنز صاحب نظری
مگر از کار ملک بی‌خبری؟

طنز، گفتند پایه می‌خواهد
نقد پرمایه ...یه می‌خواهد

در جهانی که مایه‌اش سختی‌ست
...یه هم از ادات بدبختی‌ست

شد بسی آدم گرانمایه
کلّه‌پا با هزار من ...یه

[صحبت از ...یه است و شیرین است
شعر ...ی که گفته‌اند این است!]

تو در این روزگار وانفسا
داخل باغ نیستی چه بسا

شده در خطبه‌های آدینه
هتک اهل قلم نهادینه

فی‌المثل شخص «اکبر گنجی»
-گرچه از حرف بنده می‌رنجی-

می‌شود عاقبت هدر خونش
می‌گذارند دست‌کم کو...

اکبر گنجی آشنای من است
یار دیرین و باوفای من است

می‌کنم کیف از نوشته‌ی او
صحبت تازه و برشته‌ی او

می‌نویسند، حیف، بعد عدم
روی گورش «شهید راه قلم»!-

آن‌چنان مرگ و این‌چنین مرده
هرکه گفته شهید ... خورده!
*

تو که در نقد و طنز استادی
نه که از هفت دولت آزادی

می‌نویسی در آریا و نشاط
تند و بی‌احتیاط و با افراط

به خیالت که توی سوئیسی
که خودت دلبخواه بنویسی

تو که یک‌دفعه پنج-شش هفته
چوب در پاچه‌ات فرو رفته

تو که زندان کشیده‌ای اخوی
طعم آن را چشیده‌ای اخوی

می‌رسد ناگهان یکی الکی
از همین بچّه‌های «ده‌نمکی»

می‌نماید تو را میان گذر
امر معروف و نهی از منکر

آلت فعل او زبان خوش است
رویش البته یک‌کمی ترش است

می‌شود بیخت از زمین کنده
می‌روی لای دست «پوینده»
*

بود راننده‌ای زمان قدیم
شوفر خطّ شوش-شابدولعظیم

در وصيّت نوشت با فرزند
که بیا بشنو از پدر این پند

گر مسافر تو را کند تحسین
که: «برو تندتر» نکن تمکین

میل دارد هر آدمی لابد
که رسد زودتر به مقصد خود

تو به گفتار خلق گوش نده
برو آهسته، گاز توش نده

اسب شد مبتلا به جفتک و گو...
اشتر آهسته می‌رود شب و روز

رفتم آهسته بنده تا مادرید
تند رفت آن یکی به قم نرسید
*

خانمی دوستدار شعر و سرود
از قضا پیش بنده آمده بود

گفتمش «بحث شعر شیرین است
ویژگی‌های شعر خوب این است:

محکم و آبدار و پابرجا
گرم و احساسی و بلند و رسا»

خانم از گفته‌های من رنجید
سرخ شد، بعد ازآنکه لب ورچید،

گفت: ای بی‌حیا، چه پررویی
وصف ... است این که می‌گویی!

هر کسی حرف را -غنی و فقیر-
می‌کند طبق میل خود تفسیر

بالاخص طنز را که هست مدام
پر از ایهام و نکته و ابهام

گر نویسی ز کفش و دمپایی
باز برمی‌خورد به یک جایی

شب، نویسی ز آدمی مرده
صبح، بینی به «زنده» برخورده

در مذمّت اهل زمانه گوید -لعنهم الله-
نشوی شادمان اگر گه‌گه
خلق گویند به‌به و چه‌چه

این جماعت که شاد و خندانند
داخل آدمت نمی‌دانند

آنکه می‌گفت: «آفرین پسرک»
گوید ار مبتلا شوی «به‌درک»!

آنکه گوید: «دم فلانی گرم»
گوید آن روز «باشه، دندش نرم»!

باشد اکنون به نرخ زر ورقت
توی زندان «قصر» ... لقت

در حکایت شمس‌الواعظین، کی جان به در برد و رجوع به حکایت شیرین ...
گفته بودی جناب «شمس‌الوا»
که «عظین»ش نشد در آنجا جا-

چرت و پرت مرا پسندیده
به افاضات بنده خندیده

خود ایشان کنار دفتر توس
متّهم شد به خائن و جاسوس

حضرتش، وقت آمدن سر کار
شد مواجه به لشکر «انصار»

اندر آن تنگنای بیم و امید
ریش او هم به داد او نرسید

آن یکی یا یکی از افرادش
سر پایی نمود ارشادش

زان وقایع اگر چه جان در برد
لیکن البته چند مشتی خورد

آن برادر اگر چه مشت زدش
کرد مردی، نزد به جای بدش!

لطمه اصلاً به پایه‌اش نزدند
هیچ مشتی به ...‌اش نزدند

مانده آن مشت هم به طالع سعد
مطمئناً برای دفعه‌ی بعد!

به چه دردی، بگو که فی‌الغایه
می‌خورد سردبیر بی...!؟

در فواید ... و لزوم محافظت از آن فرماید:
مردمان را در این جهان، فرزند!
نیست چون ... چیزی ارزشمند

مرد را در جهان ز خشک و ز تر
نیست چیزی ز ...ـایه واجب‌تر

ران مرغ آیت لوندی اوست
«تخم» او رمز سربلندی اوست

پیش فرزانگان ز عصر حجر
دنبلان بوده از جگر بهتر 

گر کنی همنشین با نخودش
تره هم می‌رود به تخم خودش

هی به تخمت حواله دادی مفت
تخم اگر بشکند چه خواهی گفت؟

گر نخواهی رسد به ... خراش
حافظ بیضه‌ی حکومت باش!

در اعتذار و ختم کلام فرماید:
الغرض، بنده خیرخواه توأم
مخلص لطف گاه‌گاه توأم

«سین، الف، نونِ» مهربان منی
نور چشمی، عزیز جان منی

یک‌کمی تند می‌روی گاهی
ورنه خوبی، گلی، ملی، ماهی

شعر ما باعث مرارت شد
عذر می‌خواهم ار جسارت شد

بهر تعظیم می‌شود دولّا
دوستدار صمیمی‌ات «مُلّا»

استاد #ابوالفضل_زرویی_نصرآباد 🌿🌿
(پانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۸ - دهم آذر ۱۳۹۷)
@tanz20 👈

1 year, 7 months ago

شعری از کتاب شبانه‌های سرگردان که استاد ارجمندم جناب محمدکاظم کاظمی در نشست رونمایی خوانده‌ بودند.
#محمدکاظم_کاظمی
#زینب_بیات
#شبانه‌های_سرگردان
#سعیده_موسوی_زاده

1 year, 7 months ago

کمر خیلی اگر باریک باشد، درد سر دارد
به ویژه صاحب تکنیک باشد، درد سر دارد

مبادا بادِ بی وقتی بیاید، شاخ تر باشد
اگر یک شاخ سمپاتیک باشد درد سر دارد

چرا غنچه لباسش تنگ و چسبان است و مورد دار
نباید این قدر کوچیک باشد، درد سر دارد

شکفتن مثل گل در باغ هم تشویش اذهان است
لب غنچه پر از ماتیک باشد، درد سر دارد

چرا بلبل که بر شاخی نشسته، مست و بی پروا
به یک گل این همه نزدیک باشد؟ درد سر دارد

به مژگان سیه کرده هزاران رخنه در دینش
ببین مژگان اگر لاییک باشد، درد سر دارد

و یا سنجاقکی با آن لباس توری نازک
به این اندازه فانتستیک باشد، درد سر دارد

حضور شانه ای بر کاکل هدهد خطرناک است
نسیمی باعث تحریک باشد، درد سر دارد

چرا جوراب در ساق سفید مرغ هامان نیست
شتر هم بر تنش تونیک باشد، درد سر دارد

در این اوضاع هردمبیل و انواع قر و اطوار
نخور جم، جم که با موزیک باشد، درد سر دارد

اگر حتی کمی مشغول قر دادن شود فیلی
ولو در خانه ای تاریک باشد، درد سر دارد

#شعر_طنز
#سعیده_موسوی_زاده

1 year, 8 months ago
...

...
کتابی که دوستش دارم بالاخره چاپ شد.
در پروژه‌ی طب سنتی کانون پرورش فکری کودکان، این اولین مجموعه‌ای بود که نوشته و تایید شد.
من شخصاً از بچگی به شناخت گیاهان دارویی علاقه داشتم. شاید به این دلیل که پدرم هر هفته وقتی ما رو به طبیعت می‌برد، گیاهان کوهی رو بهمون نشون می‌داد و مادرم از خاصیتشون می‌گفت.
و دیگه اینکه یک کتاب در کتابخونه‌ی خونه‌مون داشتیم به نام اعجاز خوراکی‌ها ( دکتر غیاث‌الدین جزایری) که مامانم هر روز از من می‌خواست یه قسمتی رو برلش بخونم.
البته مامانم درباره مزاج‌ها و خواص خوراکی‌ها از طریق مادرش، سواد شفاهی داشت و منم ازش یاد گرفتم.

#سعیده_موسوی_زاده
#طب_سنتی
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان

1 year, 8 months ago
1 year, 8 months ago
1 year, 9 months ago

‍واحه‌ای در لحظه

به سراغ من اگر می‌آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی‌ست
پشت هیچستان رگ‌های هوا
پُرِ قاصدهایی‌ست
که خبر می‌آرند
از گل واشدۀ دورترین بوتۀ خار
روی شن‌ها هم
نقش‌های سُمِ اسبانِ سوارانِ ظریفی‌ست که صبح
به سرِ تپّۀ معراجِ شقایق رفتند
پشت هیچستان
چتر خواهش باز است
تا نسیمِ عطشی در بنِ برگی بدود
زنگ باران به صدا می‌آید
آدم اینجا تنهاست
و درین تنهایی
سایۀ نارونی تا ابدیت جاری‌ست

به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینیِ نازکِ تنهاییِ من

سهراب سپهری

1 year, 9 months ago

گرچه بازوی من درشت و قوی‌ست
سال‌ها کار من میانه‌روی‌ست

در خیابان و مترو و اتوبوس
هر کجا زیستن کمی بدوی‌ست ـ

حرف کشدار بر زبانم نیست
یکه میراث بنده از ابوی‌ست

(جیب او خالی و پر از ادب است
متخلق به سیره‌ی نبوی ست)

حرف‌ها را جویده باید گفت
خوردنی در بساط ما لغوی‌ست

می‌دوم تا به خوردنی برسم
این بدوهای ما فقط ندوی‌ست

نوبت من نمی‌شود بشود
گرچه گرد است این زمین کروی‌ست

زور بی‌خود زدم زیاد از حد
گسل آدم از زیاده‌روی‌ست

من که سهمی ندارم از خوردن
رانت‌ها انحصاری اخوی‌ست

قول او با عمل نمی‌خواند
به گمانم که دین او ثنوی‌ست

هر کجا بوی پول می‌پیچد
دست برسینه، مخلص و فدوی‌ست

مدرکش را گرفته از ارباب
دکترایش تخصص ربوی‌ست

زورگویی لطیف و مقتدر است
کار من هم فقط سخن‌شنوی‌ست

اعتدالی ارسطویی دارم
لقب خانواده‌ام تقوی‌ست

#سعیده_موسوی_زاده
#طنز

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago