تفکر انتقادی

Description
بررسی مسائل فرهنگی با رویکرد انتقادی
حقیقت خواستار نقد است؛ نه مدح
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

7 years, 6 months ago

تفکر انتقادی pinned Deleted message

7 years, 6 months ago

تفکر انتقادی pinned Deleted message

7 years, 6 months ago

?: مصیبت دیگر در جامعه ای که تمامی مسائل و مکاتب اجتماعی، سیاسی و حتی فلسفی را به صورت کاملا ناقص تورق می کند این است که خودِ مفاهیم و واژگام را از کانتکست و تاریخ خود جدا می کند یعنی هیچ توجهی به تاریخ مفهومی (فلسفی یا ...) که استعمال می کند ندارد‌.

برای همین خاطر از سکولاریزم صحبت می کند اما سکولاریزم را در دلِ احکام الهی و آیاتِ الله و روایاتِ معصوم جای می دهد و معتقد است که قرآن و معصومین دقیقا به همین مفهوم پرداخته اند !

و اگر دیگری معترض شود که چگونه شما (فی المثل) همین مفهوم سکولاریزم یا عقلانیت انتقادی یا پوزیتیویزم و ... را که اساسا مفاهیمی مدرن هستند به دنیای پیشا مدرن تحمیل می کنید و اصلا ما حَصَلِ همان گزارشات تاریخی می دانید پاسخ می دهند «ما مرادِ خودمان از واژگان را داریم!»

یعنی هر چه دلمان خواست و هر معنی که باب میلمان بود بر مفاهیم بار می کنیم و گورِ بابای تاریخِ مفاهیم و کانتکستشان!

یعنی چه؟ یعنی «مهمل_بافی» و «کلی_گویی»

مهمل یعنی چه؟ یعنی اختراعِ گزاره هایی که ابتناء بر مفاهیمی گنگ و مبهم دارند که از شیر مرغ تا جانِ آدمی زاد را در بر می گیرند!

در این سیاق، هر تعریفی از دموکراسی، سکولاریزم، اومانیسم، آزادی، و ... جایز است حتی شما می توانید «اومانیزم» را عینِ گاو پرستی و دموکراسی را «آلت پرستی» معنی و تفسیر کنید.

چرا؟ چون واژگان بی پدر مادر شده اند (مفاهیم از تاریخشان و روح تاریخی شان کنده شده اند) و هر معنایی که «دل_شان و احساس_شان و میل_شان» خواسته بر مفاهیم تحمیل کرده اند!

برای همین هم است که شما جمهوری را در کنار اسلامی بودن دارید و دموکراسی را در کنار دینی بودن (دموکراسی دینی) و ...

#تجاوز_به_مفاهیم
#ابوذرشریعتی

@Philosophyyyy

7 years, 6 months ago

??: روشنفکر کیست؟

این واژه این روزها به قدری لوث شده است که انسان حتی از به زبان آوردنش هم خجالت می کشد،‌ در جامعه ای که همه چیز رو به انحطاط می گذارد، فرهنگ، فلسفه، سیاست، اخلاق، اقتصاد و ... طبیعی هم است که واژه ها نیز به ابتذال کشیده شوند.

روشنفکری با وجود مولفاتی شناخته شده تیپ تابتی ندارد اما می دانیم که چه کسی یا کسانی روشنفکر نیستند، و به صورت مشخص شاخصه هایی نیز برای آن تعریف شده است، آن چه روشن است این است که؛ روشنفکر "نباید" دور خود یک دایره ای بکشد که او را از آزاد اندیشی منع کند، ‌آن دایره هر چه میخواهد باشد، (مولفه ی نخست موضعی انتقادی داشتن) چه مذهب چه مکتب چه ایدئولوژی و ... این سخن به معنای آن نیست که روشن فکر حتما و لابدا باید ضد دین باشد یا بی دین باشد،‌ نه اما در اندیشه و تفکر، تعهدی به هیچ مکتب و مذهبی نداده و نداشته باشد که تمام تلاش علمی اش را صرف توجیه خطاهای مکتب و مذهب و ایدئولوژی ای خاص نماید!

یا از ترس عذاب جهنم و چرک و خونی که وعده داده شده تا در حلقوم کسانی که شبهه می پراکنند بریزند (طبق خوانش رسمی_سنتی از دین و قرآن) انتقاد خود از مذهب و مذاهب را مخفی ننماید، و به قول حافظ از هم صحبتی اهل ریا (سالوس ورزان و تکلیف گرایان جزم اندیش) دوری گزیند؛

من و هم صحبتی اهل ریا دورم باد/ از گرانان جهان رطل گران ما را بس،

و سخن خود را همانند او فاش بگوید و از سرزنش شیخ و زاهد هراسی به دل راه ندهد؛ فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم/ بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

و باز به قول همو هیچ وجه تن به هیچ نوع زبونی هم ندهد؛

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آن که زبونی کشم از چرخ فلک

و خود را سانسور نکند، همیشه "بر" قدرت باشد و نه "با" قدرت، (مولفه ی دوم؛ حفظ فاصله با قدرت) زبان و قلم خود را نفروشد و به قول ناصر خسرو آن قیمتی در لفظ دری را به پای خوکان نریزد؛

من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی در لفظ دری را

و از ننگ و نام نیز هیچ اندیشه نکند؛

ساغر می بر کفم نه تا ز سر/ برکشم این دلق ارزق فام را
گرچه بدنامی ست نزد عاقلان/ ما نمی خواهیم ننگ و نام را

جسارت نقد و انتقاد داشته باشد،‌ نه آن که همانند برخی از روشنفکران به اصطلاح دینی پس از پنجاه سال تحقیق و تفحص و تعمق، تمامن در پی توجیه باشد و هنوز هم جرات یک چرا گذاشن بر سر چارچوب های خود ساخته ی غیر ضروری دینی و غیر دینی را نداشته باشد یا همانند مومنان سنتی گزاره ای تنها در پی مچ گیری از دیگران بر آید و در رابطه با موقعیت و وضعیت و شرایط اجتماعی و جهانی و جایگاه و پایگاه اجتماعی خود هیچ نیاندیشد و به هیچ نقصی در باور های خود اذعان نکند! این نوع مواجه با دین، حتی طیف دین داران را نیز دلسرد و دین گریز خواهد کرد، روشنفکر باید این خرقه ی پشمینه را دور بیاندازد؛

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو

روشنفکری مرز ندارد خطوط قرمزی هم نمی شناسد، در صورتی که مذاهب و مکاتب همگی مرز دارند و خارج از یک مرز و خط قرمزی، پای اندیشه را فلج میکنند، از ریشه ساقط اش میکنند،‌(در خوانش جدید از دین این معضل را روشنفکران دینی به شکل دیگری پاسخ می دهند که نیکفر از آن به تئودیسه ی دینی تعبیر می کند، که خواهد آمد) اجازه ی اندیشه ی آزاد یعنی اندیشه ای که مذهب را تایید نکند، نقد داشته باشد، انتقاد کند را نمی دهد،‌ می گوید تو گمراهی ضال و مضلی، نجسی، ‌مرتدی و یا حتی در برخی موارد فتوای قتل می دهد و دگر اندیش را سلاخی می کند! طبق باب مباهته جواز پاپوش دوختن و بهتان بستن و نفرت پراکنی و ناسزا گفتن را صادر می کند! و ... به همین خاطر یک روشن فکر لازم نیست حتما بی دین باشد، اما لازم است که حتمن "در اندیشه و تفکر که امری سیال بوده و قرار گاه ثابتی نیز ندارد، آزاد باشد و آزادنه جسارت نقد را داشته باشد" و "تمامی مسائل را به نفع مذهب و مکتب خود تفسیر نکند،‌" "تاریخ را به سود مذهب خود تحریف نکند،" "واقعیت های اجتماعی را به نفع مذهب خود تحلیل نکند،" "بخاطر مذهب به همه ی مسائل یک بعدی نگاه نکند" و "به یک سمت و سوی خاص تقلیلش ندهد" و در همان سمت منحصرش ننماید!

در بین مردم باشد و "تعهد اجتماعی" (اصلی ترین شاخص یک روشنفکر) داشته باشد با آنان "همدل" و "همگام" و "همراه باشد" و در "متن مردم" باشد و "متن جامعه" را بخواند، نه اینکه همانند بسیاری از توجیه گران تنها در خلا به تفسیر بپردازد و در کنج کتاب خوانه هایش همانند راهبان به گوشه ای بخزد و به استخراج داستان های سور رئالی از قرآن و ... دل خوش کند یا در پی مچ گیری های سطحی از آخوند و مردم عوام مذهبی باشد و در آخر اینکه؛ خوش باشد اما تزویر نکند با زر و زور و تزویر همدست و همداستان نشود؛

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی/ دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

#ابوذرشریعتی
#روشنفکری

@Philosophyyyy

7 years, 7 months ago

???
آیشمن جنایت می کرد چون نمی اندیشید

آیشمن نمی اندیشید و جنایت می کرد

چون لحظه ای درنگ و به تعبیر زیبای هیدگر «تامل» نمی کرد (اندیشه ی تاملی نداشت) سراسر اطاعت بود و بس!

و لذا دیگر خود نبود، نفی شده بود در دیگری، و اثبات خود را در همین نفی شدن خویش می دید، وفاداری خود را با فداکاری و فنا کردن دیگران و خود اصیل خویش می یافت چرا که اندیشه نمی کرد و چنین گمان می کرد که حقیقت همان است که پیشوا می گوید و تخطی از آن به هیچ وجه جایز نیست ولو این که هزاران هزار نفر در واگن ها و دیگر نقاط کاملن بی گناه آواره شده و کشته شوند!

بنابراین مشکل اصلی آیشمن (و آیشمن ها) چه بود؟ (و است)

مشکل شخص آیشمن این بود که اصرار عجیبی داشت روی انکار تمام خصوصیت های شخصیِ خویش، اگار که او کسی نبود که یهودی ها را مجازات میکرد یا می بخشید، او مرتب و مرتب، علیه کیفر خواستِ خود (که در دادگاه در محاکمه ی او برای خاطر جنایاتش صادر شده بود، اعتراض می کرد) و موکدا تاکید می کرد که: هرگز کاری به "اراده و اختیار" خودش نکرده است!

هیچ گونه اراده یا اختیارِ خوب یا بد! او فقط از دستورات اطاعت می کرده است، این دفاع معمولی این نازی این مساله را آشکار می کند که بزرگترین امور شر در دنیا توسط "هیچکس" ها انجام می شود، اعمال شیطانی توسط انسان هایی بدون انگیزه بدون آگاهی بدون قلب شریر و بدون نیات دیوانه وار اعمال می شود!

توسط چه کسانی؟

توسط موجودیت های انسانی که از فردیت خودشون صرف نظر کردند و این پدیده ای است که من به آن می گویم؛ " #ابتذال_شر " (نقل از فیلم هانا آرنت)

هانا صراحتن به این مساله اشاره می کند که: چنین اشخاصی که سعادت و رستگاری خود را در اطاعت از دیگری می بینند اولا از خود تهی شده اند و به تعبیر رایج فلسفی اوایل قرن بیستم غربی، از خود بیگانه شده اند، دچار alienation گشته اند و دیگر خود نیستند، هیچ کس نیستند، سراسر اطاعت محض اند و بس!

این ها هیچ کس اند، این ها هستند کسانی که ذره ای اندیشه نمی کنند و چون اندیشه ندارند از شخصیت تهی هستند.

آدمی با اندیشیدن و عصیان و اراده و انتخاب آزاد است که هویت خود را انتخاب می کند، "اراده" "انتخاب" "اختیار" "عصیان" مقومات و مولفه های تشکیل دهنده ی آدمی می باشد و کسانی که از انتخاب و اختیار و عصیان و اراده ای آزاد محروم اند دیگر کسی نیستند، و به تعبیر آرنت" هیچ کس" اند، دقیقا همین حالت هیچکس بودن و هیچ بودن در مومنین گزاره ای افرادی که توهم کشف حقیقت مطلق را دارند نیز مشاهده می شود، این افراد نیز تنها و تنها به ظاهر امر توجه می کنند، می گویند: "ما مامور به وظیفه هستیم و نه نتیجه"

در یک چنین تلقی ای اگر انسان، بدون توجه به ماهیتِ این اعمال، بدون توجه به نفس آن ها و اهداف و غایات آن ها حتی بدون توجه به اینکه این اعمال چیستند و چه می خواهند، تنها آنها را در ظاهر انجام دهد یا حتی تظاهرِ به انجام آن کند، هم کافی ست!

و برای بخاطر همین مساله است که این افراد می خواهند احکامی که متعلق به هزار و چهار صدسال پیش است را در همه ی زمان ها و همه ی زمین ها و همه ی جوامع پیاده کنند، هر چند اگر آن احکام ارتجاعی باشد، هر چند اگر هیچ ربطی و هیچ تناسبی با زمان و مکان خود نداشته باشد، هر چند اگر ظلم و ستم در حق شهروندان باشد، هر چند اگر اجرای این احکام قبیله ای مضحکه ی عالم و آدمشان کند! و حتی هر چند اگر در عصر خود ضدِ کرامات اخلاقی و ارزشهای انسانی باشد!

و نیز:

همین ها هستند که در بی فکریِ مطلق، به شعارهای مزخرفی چون وطن مقدس است، خاک مقدس است فلان شخصیتِ تاریخی مقدس است و ... تن می دهند و ندانسته در جنایاتِ اربابانِ قدرت و ثروت به وسیله ی مشروعیت بخشی همواره همدست و همداستانِ آنان می شوند بی آنکه خود بدانند!

و هنگامی که از این شرارتِ خود آگاه شوند به شدت منکرِ آن می شوند چرا که در هنگام آن تقدس سازی ها و شخصیت پرستی ها دیگر خود نبودند (اندیشه نمی کردند) متلاشی شده و در دیگری ذوب شده بودند!!!

#ابوذرشریعتی

@Philosophyyyy

7 years, 7 months ago

هانا آرنت زمانی که به دادگاه محاکمه ی آدولف آیشمن رفت تا از نزدیک شاهد تاریخ باشد، هنگام بازگشت همگی انتظار داشتند او مقالاتی بنگارد تا از آیشمن را با قلم سلیس و روان و تند و تیز خود محکوم نموده و رسوا سازد، اما هانا آرنت برخلاف انتظار به یک تحلیل فلسفی از محکامه ی آیشمن و شخصیت او پرداخت و دنبال ریشه های شر و ابتذال در آن محکامه ی تاریخی و آن سخنان آیشمن گشت، هانا می گفت آیشمن چنان که شما گمان می کنید نیست، بله خطرناک است به شدت هم خطرناک است اما این خطرناک بودن او و آن همه جنایات تنها و تنها بدین خاطر نبوده است که او شیطان است یا خون خوار است، او عقیده داشت که باید به دنبال ریشه ی این شرارت گشت، و در ظاهر نماند و همانند عوامان و نا متفکران به قضاوت در ظاهر اکتفا نکرد!

برای آیشمن، هیتلر تقدس داشت! و همین تقدس، منجر به جنایات فراوانی میشد یعنی از دل این تقدس، جوازی برای آیشمن صادر می شد که او بدان وسیله می توانست هر جنایتی را مرتکب شدن و سپس آن را توجیه کند!

هانا آرنت به مساله ی به شدت مهم و اساسی ای اشاره می کرد که انگار در همه جا و همه وقت در صورت بروزِ آن مساله (بخوان مصیبت، فاجعه و ...) هر گونه جنایتی و خیانتی و انفعالی هم جایز می شود و هم توجیه:

او می گفت (در رابطه با شخص آیشمن و جنایات اش) آیشمن جنایت می کرد (چرا؟) چون "فکر نمی کرد" بله هانا ریشه ی تمامی این جنایات و خیانات و حتی مکافات را بی فکری می دانست.

همان بی فکری ای که هیدگر معتقد بود امروزه همچون زائری مدام در سیلان است، این بی فکری و این (به تعبیرِ نویسنده ای) تاریخِ بی خردی و این خودِ بی خردی علت العلل تمامیِ خرافه پرستی و خرفتی و بی عرضه گی و بی شعوریِ یک قوم می تواند باشد (چنانچه شده است)

آیشمن دیگر خود نبود و خودی نداشت (خود فرمان فرمایی ای که نیچه می گفت و اصالتی که سارتر از آن سخن به میان می آورد یا حتی می توان آن ثبات و تشخصی که در کلام علی و ... آمده را هم اضافه کرد) آیشمن یک شخصیتِ متلاشی شده بود، چرا؟ چون دیگر هیچ اندیشه ای نداشت، چون دیگر فکر نمی کرد. دیگر خود نبود دیگری بود (همان بتی که ساخته و پرداخته بود همان بتی که اندیشه اش را بالکل ساقط کرده بود)

یعمی آیشمن هیچ کس نبود چون هیچ اندیشه ای در کار نبود، در جایی که اندیشه نباشد هیچ چیز هم نخواهد بود این " اندیشه " است که قوام بخش ادمی است، و زمانی که اندیشه رخت بر بندد آدمیت آدمی و انسانیت انسان هم زیر سوال خواهد رفت.

???

7 years, 7 months ago

یا بهتره است بگوییم:

چطور یک قوم، بی شخصیت و بی تشخص و هیچ و پوچ و به تعبیر زیبا و دقیق و عمیقِ هانا آرنت:

تبدیل به هیچکسها می شوند؟

7 years, 7 months ago

???

?: امروز پس از به اشتراک گذاشتن این پست از عبدالکریم سروش، برخی از اعضاء شروع به ناله و نفرین و گاه ناسزا علیه سروش کردند که این آقا چهل سال پیش جنایت کرده و بهمان کرده و فلان نموده و اکنون هم عذر خواهی نمی کند و ... شما چرا از یک چنین شخصی مطلبی ارسال می کنید!!

یعنی آیا واقعا نیاز است که توضیح دهیم شخصی که ذره ای تفکر دارد و اندیشه می کند هر سخن با ارزشی هر کلام مفیدی که (البته به جز از عرصه ی سیاست) می بیند یا می شنود می تواند سخن را چون آیینه ای تلقی کرده (که در اصل هم چنین است اگر سخن در ذات خود حکمتی داشته باشد) و از آن به ساده ترین و عامیانه ترین بیان، استفاده کند؟

تا کی باید در ساحت اندیشه به دنبال زندگیِ شخصی و حالات فردی متفکرین باشیم و به صورت تمامی اندیشمندان به بهانه های مختلف چنگ زنیم و از هستی ساقطشان کنیم حتی از هیکل شان هم نقص و عیب در آوریم و هر آن و هر لحظه را غنیمتی برای خالی کردن کینه ها و عقده ها بدانیم و جانِ سخن و کلام را به گند بکشیم و لجن مالش کنیم؟

البته که من هم چون دیگر افراد نقدهایی بر آراء ایشان داشته ام و دارم چنان چه در برنامه ی روشنفکری دینی و مقاله ی هیچکسها و ... آوردم منتهی این نقد اولا)؛ به معنای نفی مطلق نمی باشد و ثانیا)؛ مساوی چنگ زدن بر صورت متفکر در ساحتِ اندیشه آن هم با عَلَم کردن مسائلی آن چنانی نیست و اصلا نمی تواند باشد و گرنه یک نقد هیچ تفاوتی با نق زدن و لات بازی در چاله میدون نخواهد داشت!

لطفا کمی از انگیزه کاوی و سیاهِ مطلق دیدن و پنداشتنِ امور و مسائل و متون و اشخاص فاصله بگیریم و اجازه دهیم خود متن فارغ از هر گوینده ای (تاکید میکنم بجز از سیاست و سیاستمداران) به صدا در آید.

"انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال"
#امام_علی

#ابوذرشریعتی

@Philosophyyyy

7 years, 7 months ago

?: توصیه ای از پیرِ آواره ی غربت: #عبدالکریم_سروش

نخستین توصیۀ من به شما این است که
«دست ارادت به هیچ‌کسی ندهید..
#مرید هیچ‌کسی نشوید..»
ذهن‌تان را خیلی آزاد نگه دارید،

تیغ برنده نقادی را همیشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آن‌را در غلاف نکنید و با همان جرئتی که گلوی باطل را می‌برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید.

و به‌قول نظامی :

می‌باش چو خار حربه بر دوش
تا خرمن گل کشی در آغوش

بیشتر گرفتاری‌های مردم از تعارف کردن است هم با خودشان تعارف می‌کنند و هم با دیگران، نباید اهل تعارف باشید نه با خودتان و نه با دیگران مخصوصاً وقتی پای حق و باطل در میان است.

توصیۀ بعدی من این است که همواره با افراد موفّق نشست و برخواست کنید و با سست طبعان میامیزید.

به تعبیر مولانا:

زان که هر بدبخت خرمن سوخته
می نخواهد شمع کس افروخته
هر که را باشد مزاج و طبع سست
می نخواهد هیچ کس را تندرست..

@Philosophyyyy

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago