?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
📖 قلعهی حیوانات (مزرعهی حیوانات)
... و دیگر مرا نامی نیست
@PoetryAwarenessiousFire
یک چند نیارزیدم و یک چند نیارزید...
این زندگی آنگونه که گفتند نیارزید!
این خواب گران در عوض عمرِ گرامی،
با چرتکۀ هیچ خردمند نیارزید!
با رستم برگشته بگویید که دیدی؟
آن برد به آوردن فرزند نیارزید؟!
تلخیم که این هستی وارفتۀ ناخواه،
واین زحمتِ، پیوسته به لبخند نیارزید...
گفتند که: پند است جهان اهل خرد را...
زجری که کشیدیم به این پند نیارزید!
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
از **کتاب : معجزه گر خاموش
ابرها نمی دانند چرا به سمتی می روند و چرا با این سرعت می روند تنها یک انگیزش این جایی است که اکنون باید رفت اما آسمان از انگیزهها و انگارههای پشت تمامی این ابرها خبر دارد .
و تو نیز خواهی دانست وقتی خودت را آن قدر بالا بکشی که بتوانی ورای افق را بنگری .
این کتاب شما را به ورای افقها خواهد برد به شرطی که آن را زندگی کنید .
زمانی که بر اساس متعالی ترین اصول زندگی میکنی نتیجه بازی مهم نیست هر چه باشد درست است .
این کتاب همچنان سفری بی انتهاست به سوی ناشناخته هایی که ما را به شناخت خویش وا می دارد .
آنجا که همه چیز و هیچ چیز است
آنجا که فراتر از هر پروازی به سوی اوست .
به امید دیدار دوباره ی من و تو در آنجا .**
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
•••
دخترکی از مادرش پرسید:
«آیا راست است که خدایِ خوب، در همه جا هست؟ من این امر را خلافِ ادب میدانم.»
این هشداری است به فلاسفه!
#فردریش_نیچه
حکمت شادان
(پیشگفتار)
پنجرهای که میگفت
برف هم سفید میبارد
و کنار پنجره
از ماجرا گذشتهاست
شبها ستارهها
یعنی از پنجره کنار کشیدهاند
و دیگر هیچ کس
سرش سفید نمیشود
بر او سالها همین
ماجرا و همین پنجره
و سفیدی برف
یعنی از پنجره کنار کشیدهاست
پردهها را روی پنجره میکشم
و کنار میکشم
دو سه متر مانده به صبح
تا دوباره برفها سفید شوند
این جغرافیای شب
عجب استقامتی دارد
و
پنجرهای که رو به بیرون
باز میشد
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
انسانْ برادرِ من، انسان است،
انسانْ آهن نیست،
انسانْ بیمِهر، کِی تَوانَد زیست!
بیگانهوار، تنها، نامِهرْبان،
چرا که آدمی نقشی نیست بر دیواری
حتا میانِ قابْ - و حتا دُرونِ خاکْ
انسانْ تنها نامی نیست مسطور در کتاب
او را میانِ کوچه بیابید
تاکْ بیدارْ، سروْ برخاستْ
خاکْ گرم و رنگینْ - برگْ سبز و آگاه
از عُمقِ انجماد بِناگاه، خورشیدی روییدهست
نگاه کن! نگاه کن که مرد و کودک و زن
پیراهنِ آسْمانِشان بر تَن
با زنبقها به کوچه آمدهاند
هان! ای شهرْ - شهرِ بزرگِ انسانْ!
آگاه باش، آگاه!
آگاهیات رهایی است.#احمد_شاملوسکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
::::::::::::::::::::::::::::
#ودیگرمرانامینیست
▫بیشتر رنج من ناشی از کشیده شدنم به سوی امیالمه، ولی وقتی میلی رو برآورده میکنم، لحظهای از رضایت و لذت رو تجربه میکنم که خیلی زود به ملال بدل میشه تا زمانی که میل دیگری سر برداره. شوپنهاور این رو خصوصیت همهی انسانها میدونست: خواستن، خشنودی گذرا، ملال و خواستن بیشتر...
#اروین_د_یالوم
/درمان شوپنهاور/
#ودیگرمرانامینیست
باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم
وین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنم
هفتاخترِ بیآب را، کین خاکیان را میخورند
هم آب بر آتش زنم، هم بادهاشان بشکنم
از شاهِ بیآغازْ من، پرّان شدم چون باز من
تا جغدِ طوطیخوار را در دِیرِ ویران بشکنم
زآغاز عهدی کردهام کاین جان فدایِ شه کنم
بشکسته بادا پشتِ جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفم
تا گردنِ گردنکشان در پیشِ سلطان بشکنم
روزی دو، باغِ طاغیان گر سبز بینی، غم مخور
چون اصلهای بیخشان از راهِ پنهان بشکنم
من نشکنم جز جور را یا ظالمِ بدغور را
گر ذرّهای دارد نمک گبرم اگر آن بشکنم
هر جا یکیگویی بُوَد، چوگانِ وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد، در زخمِ چوگان بشکنم
گشتم مقیمِ بزم او، چون لطفْ دیدم عزمِ او
گشتم حقیرِ راه او، تا ساقِ شیطان بشکنم
چون در کفِ سلطان شدم، یک حبّه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی، میدان که میزان بشکنم
چون من خراب و مست را در خانهٔ خود ره دهی
پس تو ندانی این قدَر کاین بشکنم، آن بشکنم؟
گر پاسبان گوید که «هی!»، بر وی بریزم جامِ می
دربان اگر دستم کشد، من دستِ دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گِرْدِ دل، از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردونِ گردان بشکنم
خوانِ کرم گستردهای، مهمانِ خویشم بردهای
گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم؟
نی نی، منم سَرْخوان تو، سرخیلِ مهمانان ِتو
جامی دو بر مهمان کنم، تا شرمِ مهمان بشکنم
ای که میانِ جانِ من تلقینِ شعرم میکنی
گر تن زنم خامش کنم، ترسم که فرمان بشکنم
از شمسِ تبریزی اگر باده رسد، مستم کند،
من لااُبالیوار خود اُستُونِ کیوان بشکنم
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
•••
عزیزان و همراهان ارجمند #ودیگرمرانامینیست
فعالیت ما در صفحه های تلگرام و اینستاگرام به دلیل سفر کاری من به شیراز،جهت شرکت در نمایشگاه تخصصی و بین المللی مبلمان کم شده است.
اگر نفسی فرو شد و بر آمد،همچون گذشته،بلکه قوی تر و غنی تر در خدمتتان خواهم بود
سر فرود همراهانی هستم که ثابت کردند «سست عنصر» نیستند.
???
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago