?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
یاد دارم که در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شبها بر میخاستم و نماز میگزاردم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم !
شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن گرامی را بر کنار گرفته، میخواندم.
در آن حال دیدم که همه آنان که گرد ما هستند، خوابیدهاند !
پدر را گفتم : از اینان کسی سر بر نمیدارد که نمازی بخواند. خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفتهاند، بلکه مردهاند !
پدر گفت : تو نیز اگر میخفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی !
✍#حضرت_سعدی
?گلستان
دو دستت را به من بسپار
که با آنها
دل خود را نگه دارم ..
باید عشقی داشت، عشقی بزرگ در زندگی. از آن رو که این عشق برای نومیدیهای بیدلیلی که ما را در چنگ میگیرند، عذر موجهی بتراشد.
از یادداشتهای
#آلبر_کامو
@ulduz_ai
سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد..!
یک دنیا حرف نگفته صف میکشد پشت دیوار لب ها..
چه بغض هایی که دفن میشود در گلو..
حتی هوا هم هوای دلخوری میشود..
سکوت است دیگر..!
شاید مملو باشد از حرف هایی که نیمه شب در صفحه ی چت هایتان تایپ شدند اما سرنوشتشان پاک شدن بود..
نه شنیده شدن..
سکوت هوای دلگیری دارد..!
بغض سنگینی دارد..!
غم سهمگینی دارد..!
سکوت جنازه ی احساسی است که به دست خودمان به دار کشیده شده...
در زندگیِ اجتماعی که بر اساس ارتباطات متقابل استوار شده است، بسیارند کسانی که شادیهای خود را از ترس آنکه مدّعی پیدا نکنند مثل گربهای دزد، گوشت را به گوشهای میبرند و نجویده میبلعند، اما کماند کسانی که بار غم خود را برای آنکه به دیگران سرایت نکند به تنهایی به دوش میکشند ...
#علیمحمد_افغانی
?شوهر آهو خانم
@ulduz_ai
از فروغ خاطرهای دارم که هیچوقت فراموش نمیکنم، یکشب پائیزی در یک مهمانی مفصل که خانم فرخزاد هم بود، تصادفی برای لحظهای روی لبهی کتم نشست. خندید و گفت:
«آه استاد غبار شدم و روی کت شما نشستم.»
گفتم: «کاش اشک میشدید و در چشمم مینشستید»
جواب داد: «کاش لبخند میشدم و روی لبتان مینشستم.»
ما با پدر و مادرهایمان ازدواج میکنیم.
چرا و چگونه است که ما هنگام انتخاب شریک زندگی جذب کسی میشویم که دارای خصوصیات منفی (مانند طرد کنندگی یا خشم و پرخاشگری ) مادر یا پدر میباشد؟؟؟
?برای فهم این مطلب ابتدا باید مقدمه ای را بیان کنیم:
✍️مغز ما دو قسمت است:"مغز کهنه" و "مغز نو"
?"مغز کهنه" که "ضمیر ناخودآگاه " انسان در آن جای دارد و مسئول حفاظت از وجود ما برای دفع خطر و حفظ ایمنی و کسب لذت است که خود شامل دو قسمت است:
1️⃣ "ساقه مغز " (که مسئول حیاتی ترین اعمال فیزیکی بدن ما مثل کنترل گردش خون-تنفس- خواب-اشتها-قوام عضلانی -و تولید مثل میباشد) .
2️⃣ سیستم لیمبیک" (که مرکزتولید احساسات-هیجانات-و عواطف آشکار و و همچنین خاطرات واپس زده ی ما میباشد).
?"مغزنو":که همان قشر خاکستری یا کورتکس میباشد که دارای چهار لُب میباشد و جایگاه عملکرد شناختی ما میباشد و تفکر ،کلام ،تصمیم سازی و کلیه ی اعمال مربوط به "خودآگاه" را انجام میدهد.
?مغز کهنه(=ضمیر ناخودآگاه ما که جایگاه تمام ابعاد وجودی واپس زده ،و سایه ها و قالبهای شخصیتی و کهن الگوهای ما میباشد) از منطق زمان خطی پیروی نمیکند،او در زمان طفولیت ما،در گذشته های دور ولی در واقع در یک زمان "حال جاودان" زندگی میکند .
?او فقط بدنبال کسب امنیت و حفظ بقا و تمامیت خویش است،او بدنبال جلب حمایت بدون شرط ِ پدر و مادر خویش است و بدترین احساس او ،"حس ِ طرد شدگی" از جانب والدینش است و "مغز نو" معادل هوشیار و "ایگو" ما میباشد که قوه ی مجریه ی وجود ماست.
?باید بدانیم که آن بخش از مغز ما که دست به انتخاب همسر میزند، مغز منطقی و منضبط ما که همان "مغز نو" (=خودآگاه)میباشد، نیست. بلکه مغز کوته بین و کهنه(ناخودآگاه) ماست که در زمان گذشته متوقف مانده است، او خاطرات دردناکی از "زخمها" و "جراحات" دوران کودکی دارد که در لحظاتی از جانب مادر(یا پدر) خویش مورد طرد، بی مهری یا خشم واقع گردید و تحقیر شده است..... لذا وقتی او در بزرگسالی و هنگام انتخاب همسر کسی را میبیند که دارای همان خصوصیات مثبت و "بخصوص" منفی !!!! ِ والد خویش میباشدبی اختیار جذب او و عاشق او میشود.
❓چرا؟؟
?چون "مغز کهنه" با "بازآفرینی" دوران طفولیت و شرایطی که در آن بزرگ شده، قصد دارد آن شرایط را "اصلاح کند" و اینبار در فضایی (به ظاهر) امن همه ی توقعات ِ توجه و حمایت بی اندازه ی خود را از فردی که "جانشین" پدر و مادرش شده است طلب کند و همه ی ناکامی ها و سرخوردگیهای نخستین خود را حل و فصل کند .....و همچنین با بدست آوردن آن سری از صفاتی که در وجود خود نمیابد (چون آنها را انکار و سرکوب کرده است و آنها را در وجود نامزد یا همسر فعلی خویش با انجام عملکرد ِ فرافکنی،میبیند) احساس کند که به تمامیت و کمال رسیده است و به ارامش برسد...و البته که این توهمی بیش نیست و بعد از ازدواج رسمی و تعهد به زندگی مشترک و روبرویی با واقعیت انسانی شخص مقابل که هیچگاه نمیتواند آن حس محبت "بدون شرطی "که مادر و پدرش به او میدادند را از او بدست اورد، مجبور میگردد فرافکنیهای خو درا "پس بگیرد" و دوباره احساس تنهایی کند و بدینگونه است که شعله عشق رومانتیکش ذره ذره به خاموشی می گراید.
#شاعرانه
بگذار كه این باغ درش گم شده باشد
گلهای ترش، برگ و برش گم شده باشد
جز چشمبراهی بهچه دلخوشكُند این باغ
گر قاصدك نامهبرش گم شده باشد
باغ شبِ من كاش درش بسته بمانَد
ای كاش كلیدِ سَحرش گم شده باشد
بی اختر و ماه است دلم مثل كسی كه
صندوقچهی سیم و زرش گم شده باشد
شب، تیره و تار است و بلادیده و خاموش
انگار كه قرصِ قمرش گم شده باشد
چاهیست همه ناله و دشتیست همه گرگ
خواب پدری كه پسرش گم شده باشد
آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبتِ نخلی كه سرش گم شده باشد
پیچیده شمیم ات همهجا ای تن بیسر
چون شیشهیعطری كه درش گم شده باشد
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago