?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
حس عشق مثل رفتن به شهربازیه، از هیجان اولش تا بالا آوردن آخرش.
به پشت سرش که نگاه میکند، هنوز هم آن بچه ای را میبیند که در حالی که دستش را بلند کرده، مدام در حال پریدن و قد بلندی است تا دستش به فرمان کنترل زندگی برسد و نخیر انگار اصلا جایی گذاشتهاند که دست بچهها نرسد.
آن یکی را هم میبیند. دختری که سنش تازه از انگشتان دست فرا رفته و شاید هنوز دستش به فرمان نرسد ولی به گاز میرسد و دوست دارد فقط برود حالا به هر جا که شد.
امروزِ جوانی هم پایش به گاز میرسد و هم دستش فرمان را لمس میکند اما راه زندگی را گم کرده است. حالا که میتواند، نمیداند و هیچ بلدی هم او را راهنمایی نمیکند. شوق بچگی و جسارت نوجوانی در صندلی عقب نشستهاند. نگاهشان را از آینه جلو میخواند. هی! کجا میخواهیم برویم؟ پس کی قرار است برسیم؟ چه قدر در راه هستیم؟
و او که جواب سوالهایشان را نمیداند، مستاصل میخواهد از ماشین پیاده شود ولی ناخودآگاه استارت میزند.
راستش برای کامل کردن این نوشته چند سالی وقت میخواهم تا جوانی هم به صندلی عقب برود. هر پایانی برای این متن مانند هر مقصدی برای او، اشتباه به نظر میرسد.
ازم خواست که براش نقاشی بکشم تا اون رنگش کنه. سراغ کم ریسکترین انتخاب میرم و یه خرسی که معمولا تو نقاشیهای بچگی میکشیدم رو براش میکشم. شگفتزده جوری که انگار خرسه همین الان جلوش نشسته، ذوق میکنه. شروع میکنه به رنگ آمیزی. بیمحابا سراغ هر رنگی که دلش میخواد میره. سعی میکنم آخرین باری که نقاشی کشیدم رو به یاد بیارم و انقدر دوره که حتی آخرین بارش رو یادم نیست. به خودم میآم و میبینم یکی از ابرها رو نارنجی کرده. بهش میگم: ابر مگه نارنجیه؟ حداقل آبیش کن. به اصرار من ابر دیگه رو آبی میکنه. حواسم پرت یه چیز دیگه میشه و وقتی بر میگردم میبینم واسه خودش هر چی رو هر رنگی که دلش خواسته کرده. میخوام واسه خرس چند رنگی که کشیده حرص بخورم و دوباره سوال مسخرهام رو بپرسم که مگه فلان چیز این رنگیه که یه صدایی تو مغزم داد میزنه داری چه غلطی میکنی؟ ذهن شرطی شده خودت بس نیست که میخوای ذهن بچه رو هم طبق نظم خودت پیش ببری؟
حالا هر چی بیشتر به نقاشیش نگاه میکنم بیشتر دلم میخواد تو دنیای همین نقاشی باشم. جایی که ابراش نارنجیه و خرساش سبز و آبی.
بیشتر دلم میخواد اون آدمی باشم که بیواهمه سمت هر رنگی کشیده میشه. بی قاعده. بدون ترس. بابا بذار ابر تو نارنجی باشه. چمنات کرمی باشه. گور بابای قانونای دنیا. همهی رنگا مال توعه.
نتوانستی از آن بگریزی چون چیزی خارج از تو نبود. نتوانستی پیدایش کنی تا دستش را بگیری و او را در جهنم شلوغی و یا در برزخ سکوت رها کنی. تو سایهاش را شکار کردی و هیچ وقت دستت به خودش نرسید. از یک جا به بعد تسلیم شدی. فقط گریه کردی و گریه کردی. برای خودت از دست خودت، به شکایت از خودت و در دفاع از خودت.
بی آنکه او را ببینی فقط کنارش نشستی و تنهاییات را تنها نگذاشتی. و در واپسین لحظات مردنت تنها بودی و تنهاییات هویت تو شده بود. تو در جست و جوی خودی بودی که هیچگاه آن را نیافتی.
چگونه به کسی که دندان ندارد از زیبایی لبخند بگویم و چگونه به قلبهایی که در سینه نیستند بگویم بتپید. چگونه از اعجاب ِ زندگی به کسی بگویم که حاصل همه عمرش از دست دادن بود و به دست آوردنهایی که به جز مدت کوتاهی نتوانست نخِ او را به سوزنِ این زندگی وصل کند و سرانجام هم نتواست قبایی مناسب برای زندگی بی قوارهاش بدوزد.
میبینی! تمام عمرمان دویدیم برای رسیدن به مقصدی که اصلا وجود نداشت و زندگی مسیریست به مقصد نرسیدن. و حال اگر تو در این گردنه حیران کسی را یافتی که زادگاهش سرزمین امید بود و چشمانش فقط طلوع را نظاره میکرد، از او بپرس و نصیحتی بخواه که چگونه در غروب سراسر تاریک خود، چراغانی که نه، لااقل شمعی روشن کنیم.
دعوا هیچ وقت نمک زندگی نیست، اگر هم باشه روی زخمهای زندگیه.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago