قلم‌نوشته‌های سعیده منتظری

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

در ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ چه گذشت؟! سعیده منتظری برای ۲۵ بهمن ماه از جانب بزرگانی که برای دستیابی به ایرانی آزاد و آباد هزینه‌های گزافی داده‌اند، فراخوانی داده شده بود برای تجمعی آرام جلوی درب دانشگاه تهران از ساعت ۱۱ تا ۲ بعدازظهر؛ به منظور اعتراض به حصر غیرقانونی…

1 year, 6 months ago

در ۲۵ بهمن ۱۴۰۳ چه گذشت؟!

سعیده منتظری

برای ۲۵ بهمن ماه از جانب بزرگانی که برای دستیابی به ایرانی آزاد و آباد هزینه‌های گزافی داده‌اند، فراخوانی داده شده بود برای تجمعی آرام جلوی درب دانشگاه تهران از ساعت ۱۱ تا ۲ بعدازظهر؛ به منظور اعتراض به حصر غیرقانونی و ظالمانه محصورین طی چهارده سال، و اعتراض به بازداشت‌های خلاف قانون زندانیان سیاسی و عقیدتی، و اعتراض به استبداد و ارتجاع و ...

اینجانب نیز طبق احساس وظیفه، ساعت ۱۱ در آنجا حاضر شدم. تجمع نیروهای انتظامی و لباس شخصی و ماشین‌های پلیس و ون‌های حکومت بسیار زیاد و چشمگیر بود!

این همه نیرو و تجهیزات، برای تقابل با افرادی بسیج شده بودند که سالهای مدیدی از عمر و آسایش و سلامتی خود و یا خانواده‌هایشان را برای به ثمر نشستن آرمانهای انقلاب ۵۷، که همانا "استقلال، آزادی؛ و جمهوری اسلامی" بود هزینه کرده بودند! خصوصا‌ً بزرگانی که سالها در جنگ هشت ساله ایران و عراق جانبازی کرده، و اینک پس از این همه هزینه دادنها، می‌دیدند که از آن آرمانها، نه استقلالی وجود دارد و نه آزادی‌ای، و نه جمهوریتی وجود دارد و نه اسلامیتی! و نه ایرانی آزاد و آباد!

مشاهدات شخصی من از تجمع ۲۵ بهمن ماه به اختصار این گونه است:

ساعت ۱۱ روبروی درب دانشگاه از ماشین پیاده شدیم، کمتر از دو دقیقه در پیاده‌رو راه رفتیم، ناگهان مأموران انتظامی، من و برادرم (آقاسعید) را به داخل یک ماشین ون بردند؛ ماشین که پر شده بود به ساختمان بزرگی با نام پلیس پیشگیری در همان اطراف رفت.

به محض ورود به ساختمان، مأمور دم درب، به راننده گفت: متهمین! را به سمت راست حیاط ببر.

در داخل ون، مشخصات همه را می‌پرسیدند و یادداشت می‌کردند؛ من خودم را "مهسا امینی" معرفی کردم؛ و برادر هم گفتند: من هم برادر مهسا امینی هستم.

مسئول ون گفت: چون اسم واقعی خود را نمی‌گویی، معلوم می‌شود جزء لیدرها هستی و برایت بد می‌شود و بیشتر اینجا می‌مانی!

آنچه من شاهد بودم این که: بازداشت کنندگان، زندگی و حیات خود را مدیون ایثارها و مجاهدات و جانبازی‌های بسیاری از بازداشت شدگان بوده و هستند!
اما ای کاش وجدان کاری و چشم بصیرت می‌داشتند؛ و ای کاش بارها و بارها عبارت "المأمور معذور" را به کار نمی‌بردند!

مگر نمی‌دانند که حضرت علی(ع) در نهج‌البلاغه خطاب به مالک اشتر می‌فرماید: "به مردم مگو که من فرمان یافته‌ام و فرمان می‌دهم، پس باید اطاعت شود! زیرا این خودبزرگ‌بینی، دل را فاسد می‌کند، و دین را ضعیف و سست می‌گرداند، و در حکومت تغییر و تحول پیدا می‌شود."

در آن مکان، حدود سیصد چهارصد بازداشتی را آورده بودند، و مکررا‌‌‌‌‌‌ً از آنها عکس و فیلم می‌گرفتند. افرادی را که نام و نشان گفته بودند، به نوبت می‌خواندند و مجدداً از آنها عکس گرفته و این بار تعهد نیز می‌گرفتند؛ تا سیستم ببیند آیا سابقه سوئی در اغتشاشات قبلی! هم دارند، که باید بمانند؛ وگرنه آزاد شوند.

و چه نیکو می‌گفت یکی از بازداشت شدگان: همین که بیشتر ما ماسک نداریم و بیشتر بازداشت کنندگان ماسک دارند، نشان از پیروزی ما و نشان از هراس فراوان آنان است!

جمعیت بازداشت شده به مرور کمتر و کمتر می‌شدند؛ و مأموری چند دقیقه یک بار با صدای بلند می‌پرسید: منتظری کجاست؟

پس از گذشت چهار ساعت، از خانم‌های بازداشتی، فقط من‌ مانده بودم و یک خانم دیگر؛ و از آقایان حدوداً پنجاه تن؛
که ناگهان چند مأمور که خود را از وزارت اطلاعات معرفی کردند آمدند و من و برادرم را که ظاهرا‌ً شناسایی شده بودیم به نام صدا زدند، و ما را به وسیله یک ماشین سمند به همراهی یک خانم و دو آقا به مکانی که مملو از نیروهای اطلاعاتی بود بردند.

به محض ورود به آنجا کیف مرا وارسی کردند، که داخل آن فقط داروهایم بود و دو مقوای دست‌نویسم که بر روی آنها نوشته بودم: "نه به استبداد، نه به ولایت مطلقه؛ آری به رفراندوم".

دو پلاکارد را به من و برادرم دادند، به دست گرفتیم و در حالی که چشم‌بند داشتیم از ما عکس گرفتند؛ و سپس در نوبت بازجویی قرار گرفتیم.

من خواستم نماز ظهر و عصر را بخوانم، به مأمور اطلاعاتی (قبل از بازجویی) گفتم: من از قم آمده‌ام و مسافر محسوب می‌شوم، سوالم این است: اگر قرار است بیشتر از ۱۰ روز اینجا بمانم، قصد کنم و نماز را تمام بخوانم؛ و اگر کمتر، نماز را شکسته بخوانم؟
جواب داد: نماز را تمام بخوان!

چند دقیقه بعد، دو آقا برای بازجویی آمدند؛ گفتند احتراما‌ً اجازه می‌دهیم موقع بازجویی چشم‌بند نداشته باشی.
یکی از آنان ماسک نداشت و خوش برخورد بود، اما دیگری ماسک داشت و زبانی تند و تیز!

قسمت دوم 👇

1 year, 6 months ago
قلم‌نوشته‌های سعیده منتظری
1 year, 6 months ago

رفع حصر غیرقانونی و ظالمانه در بهمن ماه

سعیده منتظری

دهم بهمن ماه، سالروز رفع حصر آیت‌الله منتظری است؛ پس از ۵ سال و ۲ ماه و ۱۲ روز (از ۲۸ آبان ۱۳۷۶ تا ۱۰ بهمن ۱۳۸۱).

حصر خانگی آیت‌الله منتظری پنج روز پس از سخنرانی ۱۳ رجب (۲۳ آبان ۱۳۷۶) صورت گرفت!

سخنرانی‌ای که در ضمن آن فرموده بودند:

«امروز روز ولادت باسعادت مولا امیرالمؤمنین(ع) است؛ و افتخار ما شیعیان این است که از دوستداران امیرالمؤمنین هستیم... اما می‌دانید که به اسم تنها نمی‌شود قناعت کرد؛ شیعه یعنی پیرو. اگر من بگویم شیعه علی(ع) هستم، علی اهل دفاع از حق بود!

هیچ کس [در قبال رویدادهای جامعه] نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد. گاهی امر به معروف و نهی از منکر موارد جزئی دارد؛ یک وقت هم معروف و منکر، یک چیزی است که شخص نمی‌تواند وظیفه را به‌تنهایی انجام دهد؛ باید مردم متشکل شوند.»

ایشان در ادامه فرموده‌اند:
«حضرت علی(ع) با این که حاکم بودند می‌آمدند در بازار کوفه، و مردم هم می‌رفتند حاجاتشان را به ایشان می‌گفتند. ولایت فقیه باید مثل ولایت امیرالمؤمنین(ع) باشد.

معنای رهبری این نیست که یک تشکیلات و یک گارد سلطنتی درست کند از پادشاهان دنیا زیادتر! و کسی هم دسترسی نداشته باشد! ... و در همه جا دخالت کنند! ... این غلط است! این طور کشور پیش نمی‌رود!

کشوری که چند ارگان حکمفرما داشته باشد: دولت جدا، مجمع تشخیص مصلحت جدا، و دفتر رهبری جدا، و هر کدام بخواهند اعمال قدرت کنند، این جور کشور اداره نمی‌شود!

و حکومت مطلقه به این صورت که تکلیف کشور را دو سه نفر معین کنند و مردم هیچ کاره باشند، این در دنیای امروز مواجه با شکست می‌شود.

حکومت چماقی دیگر در دنیا پیش نمی‌رود. مردم روشن شده‌اند، بیدار شده‌اند، هر کسی اهل مطالعه است، و اهل کتاب خواندن است. در دنیا حکومت دست ملت است؛ ما هم که گفته‌ایم: جمهوری اسلامی؛ جمهور باید خودشان کشور را اداره کنند.»

این مقدمه‌ای بود برای تقدیر از بزرگی چون جناب رحیم قمیشی که پویش مطالبه رفع حصر از سه محصور عزیز را مطرح نموده‌اند، که ۱۴ سال! است در حصری غیرقانونی و ظالمانه به سر می‌برند؛ و نیز تقدیر از بزرگانی چون آقای قدیانی و خانم وسمقی و ... که پشتیبان این پویش بوده‌اند؛ و همچنین جهت اعلام همراهی با این پویش.

اکنون بجاست رهبری که در آغاز ولایت مطلقه خود در بیش از ۳۵ سال پیش!!! چنین فرموده: «واقعا باید خون گریست بر جامعه اسلامی که حتی احتمال [رهبریِ] کسی مثل بنده در آن مطرح بشود» از فراز قله و از بارگاه خداوندی به میان مردم بیایند، و پیام این پویش را بشنوند و در جهت انجام آنان اقدام نمایند.

امروز این پیام و نیز دیگر پیامهای مردم ایران را بشنوید؛ که فردا بسیار دیر خواهد بود!

نهم بهمن ماه ۱۴۰۳

1 year, 8 months ago
[**در فقدان پدر، در این وانفسای …

در فقدان پدر، در این وانفسای غربت

«و اکنون تو با مرگ رفته‌ای، و من اینجا تنها به این امید دم می‌زنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک‌تر می‌شوم؛ و این زندگی من است».
سپاس از دکتر علی شریعتی که این عبارت زیبا را در وصف من نگاشته است!

آری ای پدر، اگر علاقه‌مندانت تو را «حجت مسلمان بودن» خود می‌دانستند، من تو را علاوه بر آن «حجت بودن» خود می‌دانستم. و چگونه است حال آن که اکنون بدون حجتی برای مسلمان بودن و برای بودن می‌زید! 

و ای عجب از پاییزی که در ابتدا مهر را به ما می‌نمایاند و در پایان کمال نامهری را. و آن روبان سیاه را بر روی تصویری که فقط سپیدی و امید از آن می‌تراوید قرار می‌دهد!

و این روبان سیاه فقط بر روی تصویر نیست؛ که بر روی آزادگی، حق طلبی، حق گویی، حق پویی، ایثار، مجاهدت، مقاومت و فقاهت واقع می‌شود. 

در وصف تو ای "پدر" نیازی به قلم من نیست؛ قلم‌ها در وصف کمالات تو در دوران حیات و پس از ممات بسیار نوشته‌اند؛ هرچند بدخواهان آن قلم‌ها را شکستند و دهان‌ها را بستند. با این حال ای کاش همه حرفها گفتنی بود، و ای کاش همه خوبی‌ها وصف شدنی بود!

ما اکنون از خود می‌گوییم:

از این که دریغ و هزاران دریغ که قدر تو را آن‌چنان که شایسته بود نشناختیم، و نشناختند و کردند آنچه کردند و شد آنچه شد!

از این که هر روز هجرانت را بیشتر و بیشتر حس می‌نماییم و خلأ وجودت و حضورت نمایانتر می‌گردد!

از این که دلتنگ توایم، دلتنگ صدایت، دلتنگ سیمایت، دلتنگ رهنمودهایت، و دلتنگ خون دل خوردنت برای اسلام و برای مردم و برای زندانیان بی‌گناه و بی‌پناه. 

و همواره با خود می‌اندیشم: تو که لحظه‌ای در دفاع از حقوق مردم و کرامت انسانها غفلت نمی‌کردی و تمام هستی و مقام و موقعیت خود را در این راه به مخاطره افکندی، اکنون چه شده که در این وانفسای بی‌اخلاقی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و جهالت‌ها و توحش‌ها تنهایمان گذاشتی؟! 

پدر جان! اکنون بیا و بنگر که پس از تو، نام و یاد تو را هم تاب نیاوردند؛ آن شبه حقیقت‌ها که با شعار "یا حسین" به جنگ آرمانهای حسینی که همانا "هیهات منا الذلة" است برخاسته‌اند، بر دفتر تو که کانونی برای حفظ و نشر آثار توست و مأمنی برای ستمدیدگان، و بر هر کس و هر کجا که نشانی از حق جویی و حق گویی و حق پویی دارد هجوم آوردند بیشتر از گذشته، به این خیال واهی که نام و یاد و راه تو را از تاریخ محو نمایند. 

اما زهی خیال باطل! جایگاه منتظری قلوب انسانهای آزاده است؛ و این جایگاه را با زدن و بستن و شکستن و بردن، نمی‌توان به دست آورد.

و نیز بدانند که مظلومیت منتظری باعث محبوبیت افزونتر او خواهد گردید، و نیز باعث رسوایی بیشتر بدخواهان. 

خواجه عبدالله انصاری در مناجاتش با حضرت دوست چه زیبا می‌فرماید:
«کریما!
هر که را خواهی که برافتد،
او را رها کنی تا با دوستان تو درافتد.
الهی!
این چه فضل است که با دوستان خود کرده‌ای!
که هر که ایشان را شناخت تو را یافت،
و هر که تو را یافت ایشان را شناخت»

پدر! از دست دادن تو از دست دادن تمام برکاتی است که خداوند به واسطه حیاتت بر ما هم نازل می‌فرمود.

حسرت و فقدان بزرگی است برای ما که دستمان خالی است. و چه امتحان سختی پیش روست. خدا یاریمان فرماید در این وانفسای غربت دینداران و حق‌گویان.

خدایا در این وانفسای بی کسی جز تو پناهی و تکیه‌گاهی نداریم. ما را دریاب و توفیقمان ده چون او صابر باشیم و ادامه دهنده راهش.
امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم. 

#سعیده_منتظری
آذر ماه ۱۳۸۹

1 year, 8 months ago
[**بت شکنی، نیاز همه اعصار**](https://montazeri.blogsky.com/1389/08/25/post-28/)

بت شکنی، نیاز همه اعصار

"حج" تداعی کننده حیات سراسر اسرار حضرت ابراهیم (ع) است. ابراهیم در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام عظمت خاصی دارد. در آموزه های دینی حضرت ابراهیم را بیشتر در مقام اوج بندگی (رمی بر آنچه جز امر الهی است) و نیز مقام بت شکنی می‌یابیم. 

اگر حضرت ابراهیم را و عید قربان او را پرشکوهترین ایثار و گویاترین جلوه تعبد در برابر خالق یکتا می‌دانیم و سعی ما این است که ابراهیم وار زندگی کنیم و اسماعیلمان را که همانا دلبستگی به جز الله است به قربانگاه ببریم؛ همچنین بایستی چونان ابراهیم، آن قهرمان توحید، بت شکن باشیم. بت هر چه که باشد : ستاره، ماه، خورشید، ... و یا انسان. بت شکنی نیاز همه اعصار است. 

امروزه بت پرستی نیز مدرن شده است اما ماهیت همان است که بود، و شاید بدتر از آن. ابراهیم بت‌های درون کعبه را شکست، اما دیری نپایید که رسم بت پرستی به شیوه‌ای دیگر زنده شد. بت‌های انسانی جان گرفتند. اگر آگاهانه بنگریم خواهیم دید که "بت پرستی" به صورت مدرن آن یعنی "انسان پرستی" بسی خطرناکتر است. 

آیا خطر پرستش بتی بی جان که تراشیده انسان است و از خود اراده و توانی ندارد بیشتر است یا پرستش بتی به نام انسان که اگر خداوند لحظه ای او را به خود واگذارد هوای نفس حاکم بر اراده اوست؟! هوای نفسی که می تواند زمینه ساز بسیاری از انحرافات باشد و او را به وادی گمراه شدن و گمراه کردن و ظلم و بی عدالتی در حق کسانی که بنده او نیستند بکشاند. 

انسان امروز به جای پذیرفتن ربوبیت مطلق خداوند به ربوبیت انسان که از جمله مخلوقات اوست روی آورده، و با وجود این چه بیهوده می اندیشد که دیگر زمانه بت پرستی گذشته است! 

امیرالمومنین علی (ع) چه نیکو می‌فرماید : «عظم الخالق عندک یصغر المخلوق فی عینک» : "بزرگی آفریدگار در نزد تو، آفریده شده را در دیدگانت خرد می‌نماید." (کلمات قصار نهج‌البلاغه، شماره ۱۲۹). 

پس ای خالق مخلوقات از تو مسألت می‌نماییم که آنچنان شناختی از خود عطا فرمایی که فروغ عظمت آن، کاخ ستمگران را به لرزه درآورد و قلب ستمدیدگان را شاد نماید.
امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.

#سعیده_منتظری
سه‌شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۹

1 year, 8 months ago
[**فرازهایی از اندیشه والای شهید محمد**](https://montazeri.blogsky.com/1389/08/09/post-27/)

فرازهایی از اندیشه والای شهید محمد

او و تفکرش و اندیشه والایش ناشناخته مانده‌اند. شهید محمد منتظری را می‌گویم که در ورای اخلاص و فداکاری و ایثار و مبارزاتش، اندیشه ای والا داشت. اندیشه ای که محدود به زمان نمی‌شود و اکنون که نزدیک به سی سال از پروازش می گذرد سخنانش چه نیکو می‌نماید:  

«مى‏گویند انقلاب فرزندان خودش را مى‏خورد، وقتى یک جا انقلاب مى‏شود بعد به جاى این که ‏ضدانقلابیون از بین بروند انقلابیون خنثى مى‏شوند و از بین مى‏روند. این انقلاب نیست که فرزندان‏ خودش را مى‏خورد، جاسوسان و فرصت‏طلبان لباس عوض کرده که شعارهاى افراطى به نفع ‏انقلاب مى‏دهند، اینها هستند که توده‏ها را فریب مى‏دهند و فرزندان انقلاب را مى‏خورند.» 

«نیروهاى طاغوتى و اهل شرّ و شیطانهاى انسى، انسانها را شناسایى مى‏کنند، خوبان ملل را یا نابود مى‏سازند و یا به انواع مشکلات مبتلا مى‏سازند تا از اهداف اصولى و حق‏طلبانه بازداشته شوند؛ و در این رابطه از هیچ اتهام، ناجوانمردى، تزویر و دروغ باک ندارند.» 

«در همه کشورهایى که انقلاب شده است یک عده از فرصت‏طلبان و منافقین و جاسوسان وابسته، لباس همان مکتبى را که مى‏خواهد حاکم شود و همان انقلابى را که مى‏خواهد پیروز شود، مى‏پوشند و موقعیتهایى کسب مى‏کنند و مى‏گویند: هیس، هیس. این هیس، هیس به ضرر انقلابیون است. چون‏ ضدانقلابیون که لباس انقلابیون را به تن کرده‏اند در زیر سایه هیس، هیس و سکوت و وحدت‏ نفاق‏آلود مواضع خودشان را محکم مى‏کنند.» 

«در هر انقلابى وقتى پیروزى محقق مى‏شود باید انقلاب اندر انقلاب شود براى مبارزه با جاسوسان ‏و منافقین؛ و اگر این انقلاب در انقلاب تأخیر بیفتد منافقین مواضع خود را مستحکم مى‏کنند، خیلى ‏شعارهاى افراطى مى‏دهند و به اصطلاح کاتولیک‏تر از پاپ مى‏شوند؛ و اگر قبلاً به رهبرى اشکال ‏مى‏گرفتند حال که خود در زیر سایه او به موقعیتى رسیده‏اند رهبرى را معصوم‏گونه جلوه مى‏دهند.» 

«آزادى - استقلال - جمهورى اسلامى، سه واحد جداى از یکدیگر نیستند بلکه در کنار هم و با تلفیق ‏و تأثیرپذیرى از یکدیگر در واقع حقیقت یگانه‏اى را شکل مى‏دهند. اگر یکى از این سه شعار نادیده ‏گرفته شود، در خط غیراسلامى گام برداشته‏ایم.» 

«اى کاش امروز دکتر مصدق نخست‏وزیر بود چون او واقعاً ضد امپریالیست و ضد روس و ضد انگلیس بود و این بحثها هم در مورد او انحرافى است. البته او هم معصوم نبود. مرحوم کاشانى و فدائیان هم واقعاً انقلابى بودند و کار کردند ولى خطوط آمدند بین آنها اختلاف ایجاد کرده و همه را به دست یکدیگر از بین بردند و بعد هم کودتاى ۲۸ مرداد را راه انداختند.» 

«انقلابها پس از پیروزى به نهادها و مؤسسات تبدیل مى‏شوند. براى مصون بودن از این خطر باید دائماً انقلاب کرد. این فلسفه تشیّع است که هر وقت دیدیم ضوابط عمل نمى‏شود باید انقلاب کرد. در هر شرایط مطلوبى، شرایط مطلوبتر و بهتر از آن وجود دارد. بنابراین ما در هر شرایط نباید قانع ‏بشویم.» 

«و از اینجاست که همین فرصت‏طلبان و کادرهاى فاسد و مفسد رهبران انقلاب را معصوم جلوه‏ مى‏دهند و هر کس اشکالى کند فوراً همین ناکسان، با ادعاى طرفدارى از رهبران به شکل افراطى‏ خود را جلوه مى‏دهند و قفلها بر دهانها مى‏زنند و با ترویج افراطى وحدت نفاق‏آلود مى‏خواهند مواضع خود را مستحکم کنند؛ و انقلابیون اصیل را به طرق گوناگون از صحنه به در مى‏سازند.» 

«فرصت‏طلبان در کلیه زمینه‏ها آدمکهاى خود را چون بادکنک بزرگ مى‏کنند و یا نفوذ مى‏دهند.» 

امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم. 

#سعیده_منتظری
یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹

1 year, 8 months ago
[**فیلتر شدن وبلاگ "قلم‌نوشته‌ها"**](https://montazeri.blogsky.com/1389/07/10/post-26/)

فیلتر شدن وبلاگ "قلم‌نوشته‌ها"

بر من خرده نگیرید و مرا ملامت نکنید که فیلتر شدن وبلاگ "قلم‌نوشته‌ها" مگر اتفاق جدیدی و یا ظلم نوظهوری است که قلم به دست در صدد بیان آن هستی. آری، نه اتفاق جدید است و نه ظلم نوظهور؛ که ما درباره منتقدان، همه گونه بی‌عدالتی: زدن، شکستن، پاره کردن، پلمب کردن، زندان، تبعید، تجاوز به حقوق، شکستن قلم‌ها، دوختن دهان‌ها، بریدن زبان‌ها، دروغ و تهمت و ... از مدعیان اسلام و مسلمانی دیده‌ایم. 

من نمی‌خواهم از فیلتر شدن قلم‌نوشته‌هایم توسط مسئولین حکومتی ایران خبر دهم، بلکه می‌خواهم تأثیر طبیعی این پایمال کردن حقوق را بیان کنم. آیا نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند که شکستن قلم‌ها و بستن قلم‌نوشته‌ها، قلم به دستان را در مسئولیتی که بر عهده دارند مصمم تر از قبل می‌نماید؟ آیا نمی‌دانند که برای احقاق حقوق از دست رفته، فریادها در قالب قلم‌نوشته‌ها بیشتر از قبل می‌گردد؟ و آنها که تاب تحمل قلم ها را ندارند چگونه فریادها را بر می‌تابند؟! 

قلم‌نوشته‌های من که فقط پنج ماه از عمر آن می‌گذرد در مقایسه با قلم‌نوشته‌های صاحبان قلم بسیار ناچیز محسوب می‌شود، و اکنون که فیلتر شده چه نیکو این عبارت نغز معنا می‌یابد که: «الغریق یتشبث بکل حشیش» : "انسان غرقه بر هر گیاه خشک چنگ زند". 

متأسفانه حکومتیان همیشه بسیار عقب‌تر از مردم زندگی می‌کنند. بد نیست بدانند که در دنیای اینترنت برنامه‌های فراوانی طراحی شده به نام فیلترشکن. و از این طریق تجاوز به حقوق افراد جبران می‌گردد، سوای آن حقوقی که در حسابرسی روز قیامت مطالبه خواهد شد. 
امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم. 

#سعیده_منتظری
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹

1 year, 8 months ago
[**«در سیرت پادشاهان» از حکیم سخن**](https://montazeri.blogsky.com/1389/07/02/post-25/)

«در سیرت پادشاهان» از حکیم سخن

حکیم سخن، شیخ اجل، سعدی شیرازی آن زمان که افتخاراتی به نام بوستان و گلستان را می‌آفرید هیچ تصور می‌کرد زمانی فرا رسد که از نصایح حکیمانه او سوء استفاده شود؟! هیچ تصور می‌کرد که سیاستمداران امروز از کلام ادبی "دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز" او به نفع دنیای خود بهره گیرند؟! 

خداوندگار سخن فارسی کتاب گلستانش را در هشت باب آورده است و در اولین حکایت از باب اول "در سیرت پادشاهان" می‌فرماید:

«پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد؛ بیچاره در آن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن، که گفته‌اند:

هر که دست از جان بشوید
هر چه در دل دارد بگوید
وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز
ملک پرسید: این اسیر چه مى‌گوید؟
یکى از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند همی ‌گوید: (والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس).
ملک را رحمت آمد و از سر خون او درگذشت.
وزیر دیگر که ضد او بود گفت: ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز راستی سخن گفتن. این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت.
ملک روی ازین سخن در هم آمد و گفت: آن دروغ پسندیده‌تر آمد مرا زین راست که تو گفتی؛ که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی. چنانکه خردمندان گفته‌اند: دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز.
هر که شاه آن کند که او گوید
حیف باشد که جز نکو گوید
و بر طاق ایوان فریدون شاه، نبشته بود:
جهان اى برادر نماند به کس
دل اندر جهان آفرین بند و بس
مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت
که بسیار کس چون تو پرورد و کشت
چو آهنگ رفتن کند جان پاک
چه بر تخت مردن چه بر روى خاک»

همه می‌دانیم که دروغ در ردیف شرک به خداست. و بر هر عقل سلیم مبرهن است که مقصود شیخ اجل از دروغ مصلحت آمیز، دروغی است که به مصلحت دیگران باشد نه به مصلحت شخص گوینده. 

اما سعدیا! ای کاش اکنون نظاره‌گر بودی و خطاب به آنان که برای حفظ قدرت و مقام چند روزه خود یا دیگران دستاویزی جز دروغ مصلحت آمیز نیافته‌اند می‌فرمودی: 

پند ادبی ات که "دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز" نه به این معنا که توجیهی باشد بر روا بودن دروغهایی که حافظ شما و دنیای شما و مقام شماست. 

و نه به این معنا که پوششی باشد بر کردار و رفتار خلاف عقل و شرع و عرف و قانون شما. 

و نیز نه به این معنا که برای راه یافتن به اهدافتان، وسایل را توجیه نمایید و با نردبان دروغ این مسیر را بالا روید. 

سعدیا! امروزه سیاستمداران دروغ را از ملزومات سیاست می‌دانند. آیا نمی دانند که دروغ یعنی سست شدن پایه های هر نظامی که حفظ قدرت را با هر وسیله‌ای توجیه می‌کند؟ آیا نمی‌دانند که دروغ یعنی عمیق شدن فاصله هر حکومتی با ملت خویش؟ آیا نمی دانند که دروغ یعنی فرو ریختن اعتبار حاکمان نزد ملت‌ها؟ 

و آیا نمی‌دانند که دروغ یعنی فنا و نیستی، و راستی یعنی بقا و هستی؟
امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.   

#سعیده_منتظری
جمعه ۲ مهر ۱۳۸۹

1 year, 8 months ago
[**مظلومیت علی، فراتر از همیشه**](https://montazeri.blogsky.com/1389/06/06/post-24/)

مظلومیت علی، فراتر از همیشه

ماه رمضان است؛ امیر مومنان علی (ع) را شاخص‌ترین چهره این ماه می‌بینیم. علی مظهر عدالت است، مظهر شجاعت است، مظهر جوانمردی است، مظهر مداراست و ... و مظهر مظلومیت است. اگر برای هر یک از اوصاف علی (ع) حد و اندازه ای تصور شود، مظلومیت او را حد و اندازه نیست. 

زمانی تصور می‌کردیم مظلومیت علی همین بس که او را قریب به ۲۵ سال خانه نشین کردند و حق او را غصب نمودند و ... 

زمانی تصور می‌کردیم مظلومیت علی همین بس که به تعبیر خود حضرت "استخوان در گلو و خار در چشم" داشت و چاه محرم درد دل پر درد او بود. 

زمانی تصور می کردیم مظلومیت علی همین بس که با شمشیر خوارج به شهادت رسید. 

زمانی تصور می کردیم مظلومیت علی همین بس که تبلیغات سوء و اتهامات امویان علیه او چنان جوی را ساخته بود که آن هنگام که خبر ضربت خوردن علی (ع) در مسجد کوفه و در حال نماز آمد، عده ای از مردم که به اشتباه نام مسلمان را بر خود نهاده بودند با تعجب پرسیدند: مگر علی نماز هم می‌خوانده است؟! 

اما امروزه بر آنیم که مظلومیت علی فراتر از همه اینهاست. امروز علی مظلوم است، چون آنانی که نشانی از علی و عدالتش و جوانمردی‌اش و مدارایش و ... ندارند خود را علی می‌نامند، و عمل خود را که منافی عدالت علی است مطابق عدالت علی می‌دانند، و خرده گیران بر خود را "خوارج" و "معاویه" و "ابوموسی اشعری" و "طلحه و زبیر" و ... می‌خوانند، و رفتار و کردار خود را احیا کننده حکومت علی می‌پندارند، و  مظلومیت علی این مظهر عدالت را به اوج می‌رسانند.  

پروردگارا به برکت این ماه مبارک و به برکت لیالی پر فیض قدر، این همه مظلومیت را بر مولی الموحدین علی (ع) مپسند. مپسند که نام علی و حکومت علی و عدالت علی را یدک کشند و اسلام را که مظهر رحمت است مظهر خشونت معرفی کنند.  

پروردگارا به همه توفیق شناخت حضرتش را عطا فرما و نیز توفیق قدم نهادن در راه او را. بصیرتی ده برای شیعه و پیرو علی بودن نه به گفتار، که به کردار و رفتار.
و امید این که پوینده راه حق و حقیقت باشیم.  

#سعیده_منتظری
شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago