رسوب غارنشینی در ژن

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 7 months ago

یا، تو یحیا نبودی
یا، شهد آن شهدی که گفتند
نگا ! ! طبق‌طبق گوشت و بتن
یارو، سر تلّ ایستاده با دو مثلّث
دود و غبار بلندست

یحیایا !
این کودک اگر زنده
باز هم پیگیر دولا توپ
زن، باز هم منگِ گُمبَست بمب
پیر، کماکان بشمرِ لابه‌لا چین از پوست
که مرگ، شّم قلیاست
در استنشاق چهار دریچه‌ی قلب
کسی، به پیرهنی که در آن مرده برکِی‌گشته؟

یکی
درِ گوش‌ی
که میل‌گِردی در او :
« نترس! صدایی اگر در نیامده
یا پیچ هرزه سفت بوده
یا دست یحیا، بند»

#حسن_متین_راد
آبان ۱۴۰۳

1 year, 8 months ago

تا بارِ شیشه باشم و یک روز نشکنی
کو چاره‌ای مرا چکشا، جز فروتنی

قصدت اگر نوازش من، پس چه می‌کند
مخفی در آستین تو آن دست آهنی

ای دوست، هم کنار منی هم مقابلی
یادت مگر نداده کسی طرز دشمنی

سودت چه در ازای مرا رنج می‌دهی
فازت چه؟ در مواقع نفرت پراکنی

مابین قلب و سر که دوتایش فدای تو
مویی‌ست گردنم ، نه گرفتی نه می‌زنی

بر فرق سینه‌ام فورانی فصیح بود
مشروحِ اشتیاق و فراوانِ روشنی

گفتی« از ادعای فصاحت سرم پُرست
این‌ها شنیدنی ست ولی داغ، دیدنی

با داغ، بین ما دو نفر جمع می‌شود
ای بار! بار شیشه! تو بایست بشکنی»

#حسن_متین_راد
۱۵ آذر ۱۴۰۳

1 year, 8 months ago

دارند بعد هرچه‌که بیجاست، می‌کنند
« از دست ماست هرچه‌که برماست »، می‌کنند

با پیش‌بندِ خط‌کش و ترفندِ شاه‌-غول
مشتی اریب، توصیه‌‌ی راست می‌کنند

پررو، جوابِ «دستِ که در کار؟» را نگاه
با صورتی که حاکی حاشاست می‌کنند

تا فرض بر فریضه‌ی جنسی‌ست، می‌خورند
تا بحث در زمینه‌ی حلواست، می‌کنند

در آستین طفلک موسی هزار چوب
کاین ورژن از عصا ید بیضاست، می‌کنند

با گربه در حضانت ماهی به قصد تُنگ
لابی، که «تُنگ مادر دریاست» می‌کنند

با دست خود به قاطی شیر آب کرده‌اند
از گاو سوءسابقه درخواست می‌کنند

گل می‌جَوَند تا به سراباغ تف کنند
تف را به روی هر که که زیباست می‌کنند

ای شط به شط شناورِ در دشتِ خونِ خویش
از دست ماست آنچه که بر ماست، بگذریم . . .

#حسن_متین_راد
آبان ۱۴۰۳

1 year, 10 months ago

این شعر، اثری ترامتنی و در واقع، ترکیبی از جهان ذهنی ِ شاعر و جهان ِ عینی ِ شاعر است.
بازی های زبانی به عنوان ِ یک رفتار زبانی‌در این شعر، در شکل ِ ساختارهایی نو تولید می کنند،
بازی زبانی ِ این شعر، با جریانی موسوم به " شعر ِ زبان " که بازی زبانی در آن فقط به شکستن نحو، محدود می شد و این امر هم معمولا به تولید معنا و زیبایی منجر نمی شد، متفاوت است " این شعر، زبان محور است اما شعر ِ زبان نیست " بازی زبانی ِ شعر گشت درون است ، چون فقط بر روی شکستن نحو متمرکز نشده ومولفه های دیگر را هم با تخیل ِ زبانی تحت ِ تاثیر قرار داده، به لحاظ ِ زیبایی شناختی هم به ساختاری متعادل رسیده است، به همین دلیل، با این که اثر " ساختی سیال " یا " ساختاری نامتمرکز " دارد، اما با این وجود، دچار تشتت و پراکندگی نمی شود

این شعر، با بازی های زبانی اش بند به بند و در مواردی، سطر به سطر ماهیتی دیگر پیدا می کند، این امر، به این دلیل است که ذهنیت ِ سیال ِ شاعر، هر لحظه بدون رعایت ِ روابط ِ علت و معلولی (بدون تفکر ِ ارادی) ارجاعاتی می آورد که نوعی برون ریزی ِ ذهنی محسوب می شود.
شعر ِ گشت درونی است ، شعری زبان محور است که شاعر در جهت ِ نوآوری، از ظرفیت های زبان، بهره می برد و همان طور که در شعر، کاملا مشخص است، شاعر، با استفاده از زایایی زبان، بند به بند یا سطر به سطر، فرم های تازه و فضاهای نو می آفریند.
در این نوع شعر، هدف ِ شاعر انتقال ِ یک معنای خاص نیست، بلکه هدف ایجاد ِ نوعی " شبکه معنایی " یا " ارتباط ِ معنایی ِ متکثر " با مخاطب است، یعنی فرآیندی که به خلق ِ اثری " چند‌برداشتی" یا چند معنایی می انجامد.

خوانشگر: علی آزاد

1 year, 10 months ago

سلامتیّ سه کس باخته و بریده و سوخته به‌به!  چه خیل‌ِ دلی، همه تنگ! مگر از شما هم سرِکفتر کنده‌اند؟ من که هنوز اسمی نبرده مهدی از کجا بلدید؟ سلامتی دو کس دیده و نه‌گِریسته بچگه از خرابه درآمد با گلو، خِفت چیزی چنان که لغت جز به لکنت از او، محال صورت از…

1 year, 10 months ago

سلامتیّ سه کس
باخته و بریده و سوخته
به‌به!  چه خیل‌ِ دلی، همه تنگ!
مگر از شما هم سرِکفتر کنده‌اند؟
من که هنوز اسمی نبرده
مهدی از کجا بلدید؟

سلامتی دو کس
دیده و نه‌گِریسته
بچگه از خرابه درآمد
با گلو، خِفت چیزی چنان
که لغت جز به لکنت از او، محال
صورت از مخمصه، مالی‌تر از خولیا
که: «حسن! کَند
هر سی‌سر را تیله به تیله»

سلامتی،
چه سلامتی؟
آن روز
که سیه‌باد سیستان
خاکستر از روی استخوان
پشت بام‌های محل ریخت، الله اکبر
اذان صبح بود
مشت مقریان، پُرِ دان
نپاشیده و پاشیده ، خبر آمد
حالا چرا
دست روی دست می‌کشید‌؟
پَرهایتان سرِ جا، به‌ردیف، ها
جگرتان‌ست آن‌چه‌ سوخته
حال شما همه را من، حفظم
وُسع‌تان می‌رسید
دست می‌فرو درون خویش
آن پرنده را سر دست می‌کردید

سلامتی
سلامتی هرکه
دیده، ندیده، باخته، گریسته، بل سوخته
راستی، یه پرندهه بود !!!!؟
بر می روزی از خاکستر خویش، خاست
ها، ها، هم‌او.

#حسن_متین_راد
مرداد ۱۴۰۳

2 years ago

نامت
بر لب یک پیرچادری 
در انبوه پونز و پوشه

ای تف در استامپ!
که ما گردو به گردو
حنابند روزگار خویشتن
پامان وا به جا که تو نیستی نبود
بی تو محال انگشت از ما بر آبیِ کاغذ
کومان کمری تا
به نان‌مُزدی اگر نه نام تو در بین؟

آهای موکّل پنبه !
بر دشت خواب‌های من بگستر
مادرم را جوان کن از صلوات و گِلِه
به کوری انجیر از دهان عجوزه‌ها بیفت
که لبی که تَر از نام توست را چه به ذکر؟
چادریان را چه طاقت ِ داغی به درشتی تو؟

دادگستری
تهش، یک اداره‌ی تهرانی‌ست
با هر چه هم قمیش و افاده
می‌فهمد از که حرف می‌زنم اینطور
می‌داند در خوسف*
با نام و نمک افطار می‌کنند
آنجا ، آنجا
لب، بی‌حروف نام تو بسته‌ست
تسبیح ِ بی‌نخ از تو ، گسسته‌ست

#حسن_متین_راد
* زادگاهم
مهر ۱۴۰۲

2 years ago

آبم ، عمداً تر
علفم ، وز لج سبز
دخان مخّدرم از گیاه مقدّس
حق ام

در مرتعی کف دستم
پوز جماعت نازکچران فروست
کرّوبیان، دماغه نزد منخرین من آرند
وز دیر در
پَرَند ِ من آن چهار ربع سال
                     آوند می‌کشند

هه!
زرد چموش را !
با لات‌های مهر و آذر و آبان
وآن سطل لب‌شُر آمده، گویی
این باغ و برکه زمستان‌ندیده است

#حسن_متین_راد

2 years ago

شبی
که «آبی» به زنی زد و
رد گم شد از نیسان ِ به تاریک

شبی
به چنان مضرب از سیَهی
که زنی، کو؟تر از سوزنی در انبار کاه
که نَفَس داشت، می‌کشید
که رمق داشت، می‌جُلید

شبی که زمین
سرگین بُز در دَرَکات
زمان، تبلور یخ در فقرات

شبی،
تو خداوندِ لَم بر اریکه‌ی مینا
وَت بر چپ و راست،
حَشَم‌حَشَم مَلَکِ مست

#حسن_متین_راد

2 years, 3 months ago

نه، نمی‌گذرد
به این راحتی‌ها نه
خون از بین دهلیز و بطن

حالا هی از سرسیلندر
از هرچار استوانه‌‌ی ذلّه بپرس
سگجان کدام جاده‌ی بی‌تَهَم من
که کار، معطّل این دریچه‌هاست؟

می‌دانید؟
مسأله، ذوق دخترم‌ست از
خرید چکمه‌ی قرمز
برفی که نمی‌بارد، می‌رویَد

مشکل اینجاست
که راه درازی آمده‌ام
با درکاسه‌ی زانو ده پیچ سفت
و قناتی در قلب
آنجاها که یکی‌ را یاره نبود آمدن

مشکل، این‌
که راه می‌روم‌
تأسف از در و دیوار می‌بارد
زنم را می‌بوسم
فریشته‌ای موکَّل، خبر
به اداره‌ای دور می‌برد

#حسن_متین_راد
اردیبهشت ۱۴۰۳

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago