?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
**تو خندهٔ دوری در یاد
تو قاصدکی دور از باد
من زخمیِ قبل از مردن
من ساکتِ قبل از فریاد
داد از دل من داد ای داد...
عکسی که پر از رویا بود
در خاطرهای تار افتاد
عکسی که در آن خندیدم
از سینهٔ دیوار افتاد
داد از دل من داد ای داد...**
پ.ن:
-یاد کانال قبلیم افتادم و یاد زمانی که خودمو با این آهنگ خفه کرده بودم،
(و ایضاً با سایر آهنگای علیرضاقربانی و روزبه بمانی، بیسچاری هندزفری تو گوشم بود.?)
بیشترم همین بخش اولشو دوست دارم.
?هر ماه به شکلی بت عیّار درآید
دروغ چرا؟ عاشقش شدهام.
راه نجات و رستگاری را در او و با او یافتهام.
دیگر بدون او نمیتوانم زندگیکنم، یعنی نمیتوانم «خوب» زندگیکنم.
باید هوایش را داشتهباشم. هر روز که چشمبازمیکنم باید حتماً سری به او بزنم ببینم چه میفرماید.
همهی کارها باید طبق فرمان ایشان باشد وگرنه سررشتهی کار از دست در میرود و هرآنچه رشتهبودم، پنبه میشود.
حالا چرا اینقدر وابستگی و گوشبهفرمانی؟
چون ایشان را نوشداروی مرضهای بیشماری یافتهام:
روزمرگی
وقتکشی
سردرگمی
اهمالکاری
بینظمی
بی هدفی
و...
فقط یک مشکلی هست؛ اینکه مثل یک کودک، به مراقبت و پرستاری نیاز دارد.
از وقتی با «چکلیست»جان آشنا شدم، فهمیدم که او دوست ندارد همیشه به یک رنگ و شکل باقیبماند. از طرفداران پروپاقرص تغییر است.
برای همین، قرارمان این شده که بنا به مقتضای حال و احوال تغییرکند.
ابتدای هر ماه یک هدف روشن و جزئی را با ماژیک درشت وسط یک برگهی آچهار مینویسم و میچسبانم سینهی دیوار.
هدفهای کلی-تخیلی در این برگه جایی ندارند.
این از درمان مرض «بیهدفی».
سپس برگهی دیگری را به ۹ قسمت مساوی تقسیم میکنم.
این برگهی ۹ قسمتی، همان نوشداروی محبوبم جناب «چکلیست» هستند.
۷ قسمت از آن مزین به نام روزهای هفته است. در هر روزی به تناسب هدف مورد نظر، ۳ الی ۵ کار را مینویسم.
مثلاً برای خردادماه ۴ کار اصلی را نوشتهام که البته بسیاری از روزها فقط سه تاشان بهطور کامل انجاممیشود.
دو قسمت باقیمانده هم توضیحات لازمه است که به اختصار و کدوار نوشتهمیشود.
دوماهی است که عنان کارها را به دست او سپردهام و میگذارم همهی کارهای ریز و درشت دیگر را هم به میل خودش تنظیمکند.
به اینترتیب از امراض مهلکهی فوقالذکر خلاصی یافته و توانستم از آشفتگی ذهنی، چندکارگی و آخرش هم هیچکارگی رهاشوم و به قول سعدی «مگر این پنجروزه دریابم.»
پ.ن:
بلاتشبیه انگار یک آدم عهد قجر، عاشق یک اجنبی شدهباشد.
شاید که برای جنابشان بگردم و یک اسم خوشآهنگتر بیابم.
فاطمه ایمانی
خرداد ۱۴۰۲
#یادداشت_روز
@imanism_f
چرا آدمایی که معتقدن «با تو اصلن نمیشه حرف زد» اصرار دارن هر طور شده باهات حرفت بزنن؟
همه چیز بیرون مانده
نمیدانم چرا اینقدر کم حرف است.
نه تنها با دیگران حرف نمیزند بلکه گفتگوی درونی هم ندارد و حتا از بردن نام خود نیز پرهیز میکند.
انگار برخلاف دیگر رمانها در تلاش است کسی را به درون آدمهای داستانش راه ندهد.
داستان این شهر چیست؟
همه تبعیدیاند، همه ساکتاند، همه خیس عرقاند و تنها همدلیشان این است که برای هم عرق میریزند.
به قول یکی از پیرمردهاش:
«آخه ئی چه شهریه که نه تریاک توش پیدا میشه نه گوشت؟
نه تریاک پیدا میشه نه میوه؟
نه تریاک پیدا میشه نه سبزی، نه تریاک پیدا میشه نه...»
فعلن همین دیگر، پشت در یک شهر شرجی عرقریزان بیروح ماندهام که نمیخواهد یا نمیتواند کسی را به درون راه دهد.
?هیچم بوی سوختنی نمیاد
چند سال پیش یکی از نزدیکان صاحب فرزندی شده بود و در این راه سختیهای فراوانی هم متحمل گشته بود به طرزی که دیگران به حالش ترحم مینمودند.
شنیدم بعضی از کسانی که برای دیدن آمده بودند، در تحسین زیبایی و ظرافت کودک از مادر محترم تشکر نموده گفته بودند «هر چند خیلی سختی کشیدی ولی ارزششو داشت، آفرین که بچهٔ خوشگلی زاییدی»
کات به کلوز آپ بقیهٔ مادران حاضر در جمع : ? ?*
ترجمه:
«الان ما که بچهمون خوشگل نشده یعنی کم زحمت کشیدیم؟ اگر به اندازهٔ این بانو ویار میداشتیم بچهمون خوشگلتر میشد؟»
به عبارت دیگر «بچهٔ ما که زشته ارزش این همه زحمتو نداشت؟ یعنی بهتر بود اصن نمیزاییدیم؟ فازتون چیه واقعن؟»
البته درک میکنم که برای شادی روح بانوی رنجکشیدهٔ تازه فارغ شده این سخن را گفتهاند ولی...
اصلن بگذار بگویند ما که بخیل نیستیم. هستیم؟
پ.ن:
خوشبختانه بنده از مادران حاضر در جمع نبودم.
-*نمیدانم جملهٔ گهرباری که در پست قبلی گفتم باعث یادآوری این خاطره شد یا این خاطره باعث تولید آن جملهٔ گهربار.
فال خوش?
بگو به دنیا فال من را...
.
برای زهرا شفق عزیز دوست تازهام ?
اینم فال خودم که دختر کوچولوم باز کرد ?
(حالا کی جواب بزرگه رو بده؟ میگه کدوم عزیزت ازت دوره؟ ?
چقد گفتم اون تفسیرای زیرشو نخونید ?.)
برای دوست گرامی
آقای مومن نوری ?
یکی از زیباترین غزلهای لسان الغیب?
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago