فرهنگ زبان و ادبیات

Description
🟢آموزش زبان و ادبیات فارسی با بروزترین و نوین‌ترین روش‌ها...



✅دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی




🖊️ارتباط با ادمین @Azhdari9404
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

شهرستان جوانرود، تنها شهر مرزی بدون مرز و مرثیه‌ای در سوگ زندگی در مناطق گرمسیری؟!
به وقت کانی سالار، لحظاتی به غروب آفتاب چهاردهمین روز از ماه ڕێبەندانی ٢٧٢٤ی کوردی مانده، اطراف را که می‌نگرم هنوز آثارشان پابرجاست؟! آثار گلوله‌ها و توپ و خمپاره‌ هایی که بر سر مناطق گرمسیری فرود آمده است و تانک و هواپیماهای جنگی دشمن که بر سر مردم آتش گشودند...

از لاوران و کانی سالار و کلور تا قین سخت و دره‌یاب و پسه‌خور، از دروله و مله‌ره‌ش و شیروله تا سیمان و بورول و مره‌خیل، وجب به وجب این خاک، نشانه‌هایی از آن روزگار سختِ جانکاه است، روزگاری که رژیم بعث خود را بر فراز تهران تصور می‌کرد و غافل از آنکه در همان لحظات شروع ممکن است چه روی دهد.

دشمن بعثی در نخستین ساعات آغاز جنگ با دژی مستحکم رویارو شد، دژی که از اراده‌ای آهنین، بنیان و دل دشمنان را از رعب و وحشت، لرزان و هراسان ساخته بود، آری در روزگاری که کسی یارای ایستایی نداشت و در مقابل آن دشمن بی‌مروت، هیچ‌کس رو نشان نمی‌داد، این ساکنان محلی و صاحبان اصلی آن مناطق بودند که نه تنها فرار را بر قرار ترجیح ندادند بلکه ماندند و سینه سپر کردند و حافظ آب و خاک این سرزمین شدند.

این اما پایان خوش داستان آن مردمان وفادار نیست، مرزدارانی که دیروز غیرت و شجاعت را معنا بخشیدند و می‌بایست قدرشان را شناخت، امروز به بهای وفاداری در زجر و مصادره، و در رنج و مصیبت هستند و به سختی جان کندن روزگار بسر می‌برند...

امروزه، به مردمانی که صاحبان اصلی مناطق گرمسیری هستند به چشم بیگانه نگاه می شود، حال آنکه اگر از درختان نیم‌مردهِ سوخته‌دلِ کهنی که سالیانی دراز سر بر شانه هم داده‌اند، پرسید شود که بیگانه کیست؟! بالفور با شاخه‌هایشان به آن مهمان ناخوانده خودخوانده اشارت می‌کنند، آری گرمسیر؛ درختش، کوهش، هر صخره سنگش و سنگریزه‌اش، آوای فراق و مهجوری سر داده و خود گواهی می دهد که بیگانه کیست؟!

اما دوستانی که به برکت انقلاب خود را صاحب ملک و ملکوت و شش دانگ مناطق گرمسیری می‌دانند، اکنون تمام توش و توان خود را به کار گرفته تا با بهره‌گیری از همان قوه قهریه و ایجاد گیر و گرفت‌ها، روز به روز عرصه را بر ساکنان این مناطق تنگ و زندگی را تلخ تر از زهر نمایند.

پس از آنکه با تصمیمات شگفت انگیز مسئولان تصمیم گیرنده و به یُمن ناکارآمدی مسئولان بومی، مناطق کانی سالار و اطراف آن خالی از سکنه و لقب ممنوعه یافت، حال گمان می‌شود با ایده فشار حداکثری و در مضیقه قرار دادن ساکنان دیگر مناطق به بهانه‌های مختلف ، همان مقصود سابق، جستجو!

چرا که منطقی نیست ساعت دوی نصف شب با تیغ و گرز و کمند و لشکری از نیروهای خودی و نخودی به روستاهای این مناطق هجوم آورد و یا دستور داد به میزان چرای گوسفندان، کاه و علوفه و ینجه به آن مناطق برد، گویا از امروز به حکم جدید حاکمان نوین باید به گوسفندان فهماند که نباید بیش از حد مجاز و معین، علوفه نوش جان کنند!

لازم به یادآوری است، از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب، هیچ مرزی با این میزان از وسعت و گستره وجود ندارد و در روزهایی که در همین حوالی، باریکه‌مرزهایی که گاه حدود آن فقط یک آبراهه‌ است بازگشایی می‌شوند و بعنوان مرز رسمی شروع به فعالیت می‌کنند، مردمان ما باید همچنان به گذشته خویش نگاهی از سر حسرت و تاسف بیندازند و آن همه ایثار و فداکاری و شهادت دوران انقلاب و پس از آن را بر باد رفته بینند.

@literaturebanavreh

1 year, 6 months ago

حماسه در لغت مردمان غزه!

چه پیروزی باشکوه و به یادماندنی! این پیروزی و این فتح مبین در حافظه ی تاریخی ملت‌ها جاودانه خواهد شد. صرف نظر از بیدادها و تحلیل های خالی از داد و انصاف برخی از  افراد ،این پیروزی بزرگ و دستاورد بی نظیر را به مردم «غزه» و به امت اسلامی تبریک می گویم.تحلیل هایی که بدون هیچ گونه بصیرت و با تکیه بر مبل های گرم و نرم، نگاشته و از غول چراغ جادو بیرون می‌آید، هیچگاه نمی‌تواند از بزرگی این حرکت بکاهد؟!

این فتح مبین، دستاورد بی شماری برای امت اسلامی به ارمغان آورد و بی انصافی است که بگوییم دستاورد مردم غزه چه بود؟ ما مسلمانان خموده که در این ۱۵ماه هیچ کاری برایشان انجام ندادیم، دور از وجدان است اکنون در روز شعف و شادیشان، فقط نقد کنیم! ما چه دستاوردی برای دین و ملیت خود داشته که از هر دری سخن رانده و اینقدر حق به جانبیم! وقتی که دشمن تا دندان مسلح او بر سر میز مذاکره می‌نشیند ،وقتی که تمام کابینه دولت خونخوار، صاحب‌عزا و ماتم‌اند و می گویند :در مدت این ۱۵ماه ،فقط مردم دنیا را به خود بدبین‌تر کرده ایم و همگی، یکی یکی در صف استعفا هستند ،ما کِه باشیم بگوییم، شما مردمان غزه را محاکمه کنیم؟!

وقتی که تمامی شعارهای کشکِ «حقوق بشر»،«حقوق زن »و ....که گوش فلک را کر و چشم ما را کور، بگوییم :«غزه ،ساکت باش ،چه دستاوردی داشتی !تو که همه اش شاهد قتل و ویرانی بودی!»، خوشبختانه یا متاسفانه تمام سازمان های حقوق بشر و جنبش های دروغین دفاع از انسانیت و حقوق زنان ،۱۵ماه است که ارزش لنگه کفش شهیدان سرافراز؛ هنیه و سنوار را برای ما ندارند. اگر فقط همین نتیجه جهاد غزه باشد که مردم با سرشت سازمان‌های بین المللی آشنا شده باشند کافیست.

نتیجه اش همین باشد که در یک گوشه از این جهان برای اینکه مگسی بیچاره و ندانسته بالش شکست و ندای واحسرتا واویلا سر می دادند و حقوق حیوانات را پیش می کشیدند ،اما برای کودکان غزه ،زنان غزه ،درختان به آتش کشیده غزه، خانه‌های نابود شده‌ی غزه هیییییچ حقی و حقوقی قائل نبودند.

می گفتند :حماس را یک شبه نابود می کنیم، صاحب غزه خواهیم شد ،از محور صلاح الدین عقب نشینی نخواهیم کرد ،اسرای خود را به زور پس خواهیم گرفت و حتی یک فلسطینی را آزاد نخواهیم کرد.اما می بینیم که  مجبور شدند با سرافکندگی تمام پای میز مذاکره نشینند.

اکنون حماسه در تمام دنیای اسلام زنده شد، غزه تصاحب نشد ،از محور صلاح الدین عقب‌نشینی شد و ۱۰۰۰نفر از اسرای فلسطینی، آزاد!

دوستان عزیز و صاحبانظران گرامی! همه چیز که رقم و عدد نیست، از طرف دیگر اگر تنها ثمره ی جهاد غزه، آزادی زنان و کودکان از زندان های اسرائیل باشد، آیا شایسته ی شادی سر دادن نیست، اکنون که تمام زنان و کودکان، دقت کنید! تمام زنان و کودکان اسیر فلسطینی آزاد می شوند، این کم چیزی است!و هزاران نخبه و آزاده ی فلسطینی که سالهاست مورد شکنجه قرار گرفته، به آغوش خانواده های خود باز می گردنند.

باید از این حقیقت نیز پرده برداشت که هزاران نفر در کشورهای غربی و اروپایی ،با دیدن جهاد غزه مسلمان شدند.با دیدن صبر و استقامت غزه .هزاران نفر اذعان کردند که :کنجکاو شدیم این چه نیرویی است که تا این اندازه این مردم  صبور را استوار کرده است ،چه چیز باعث شده است که درمقابل دنیایی که علیه آنهاست و حقوق بشری که در مقابل جنایاتی که بر سر مردم غزه، صورت گرفت، دم برنیاورد، توانستند، مقاومت کنند. فهمیدیم تنها رمز آن همه شجاعت و رشادت فقط کتابی است به اسم قرآن.آیا مسلمان شدن هزاران نفر در اروپا بهای اندکی است!

می گویند:باید حماس را توبیخ کرد که مردم را به چنین رنج و محنتی گرفتار کرد؟
ولی دیدیم مردم غزه نه تنها از حماس شکایتی ندارند بلکه بارها شعار :«بالدم بالروح » سر می دادند و خود را فدای ضیف و ابوعبیده و قسام و آرمان های فلسطین می کردنند، ما که باشیم توبیخ کنیم و خط و نشان بکشیم، وقتی که حماس از دل غزه جوانه زده و غزه از حماس و حماس از غزه است ،وقتی که تمام نیروهای حماس پسران‌ همین مادران حافظ قرآن و صبور غزه هستند، واقعا ما که باشیم!

«ما صاحب سرزمینی بودیم که قبلاً در تصاحب خودمان بود.»بله اکنون مردم غزه با افتخار خواهند گفت :«ما صاحب سرزمینی شده ایم ،که تمام دنیا تجهیز شد ما را از آنجا بیرون راند اما نتوانست.ما با جهاد خود قلوب و ضمایر تمام آزادی خواهان جهان را روشن ساختیم و همین برایمان کافیست.»

سعید اژدری

#غزه‌العزه

@literaturebanavreh

1 year, 7 months ago

شمس به او آموخت که خود را از قيد علم فقيهان برهاند، قیل و قال خاطر پریش ِ طالب علمان را در درون خود خاموش سازد.

دستاری را که سر در زیر آن دچار سودا می‌گردد و استری را که سواری آن، چهارپایان زبان بسته را به دنبال وی می‌کشاند از خود دور کند.

اطوار زاهدمآبانه‌ای که او را در نزد فریفتگان، نایب خدا، ولی خدا و وسیله اجرای مشیت و حکم خدا نشان می‌دهد کنار بگذارد.

و مثل همه انسان‌های دیگر خود را مخلوق خدا و تسلیم حکم او نماید.

پله‌ پله تا ملاقات خدا
#عبدالحسین‌زرین‌کوب

@literaturebanavreh

1 year, 9 months ago

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

#مولانا

@literaturebanavreh

1 year, 9 months ago

چرا از مرگ می‌ترسید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می‌دانید
مپندارید بوم نا امیدی باز
به بام خاطر من می‌کند پرواز
مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است...

بهشت جاودان آن جاست
جهان آنجا و جان آنجاست
نه فریادی نه آهنگی نه آوایی
نه دیروزی نه امروزی نه فردایی

جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام
خوش آن خوابی که بیداری نمی‌بیند
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

در این دوران که آزادگی نام و نشانی نیست
در این دوران که هر جا هر که را زر در ترازو، زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صدرنگ بسپارید
که کام از یکدیگر گیرند و خون یکدیگر ریزند
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می‌دانید
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید
چرا از مرگ می‌ترسید!

#فریدون_مشیری
? #عبید_فتحی

@literaturebanavreh

1 year, 9 months ago

چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند
انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد؟ آن که تو را کشت
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

#رودکی

@literaturebanavreh

1 year, 9 months ago

هر ولایتی را عملی خاص است؛

رومیان را علم طب است، یونانیان را حکمت، هند را اخترشناسی و حساب و پارسیان را علوم آداب نفس و فرهنگ

#تاریخ_بیهقی

ز دانا بپرسید پس دادگر
که فرهنگ بهتر بوَد با گُهر؟
چنین داد پاسخ بدو رهنمون
که فرهنگ باشد ز گوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بوَد
ز گوهر سخن گفتن آسان بوَد
گُهر بی هنر زار و خوارست و سُست
به فرهنگ باشد روان تندرست

#شاهنامه_فردوسی

@literaturebanavreh

1 year, 10 months ago

سنوار احیای یک افسانه

حیرت آور! شبیه یکی از سکانس‌های فیلم‌های حماسی هالیوود بود، ریزپرنده‌ای وارد ساختمان نیمه‌ویران می‌شود، قهرمان قصه، بی آنکه رمقی ‌داشته باشد، به دوربین پهپاد خیره می‌شود، نه خودش را به مردن زد و نه تسلیم شد.

دست راستش از ساعد شکاف بزرگی خورده بود اما یک تکه چوب در دست چپش داشت هنوز.

مرد می‌دانست آخرین ثانیه‌های زندگی‌اش است و خودش پایان بدن خاکی‌اش را انتخاب کرد.

اگر شالی که به صورت بسته بود را باز می‌کرد و به دوربین آن ریزپرنده خیره می‌شد، احتمالا اپراتور از شوق پیدا کردن زنده‌ی یحیی، به او شلیک نمی کرد.
اما سنوار انتخابش را کرده بود.

دیگر نایی در بدن نداشت اما آخرین پیامش را برای کودکانی که در آن سرزمین به دنیا نیامده‌اند و‌ یا در گهواره‌اند ارسال کرد؛ یحیی سنوار هیچ سلاحی در دست نداشت اما همان یک تکه چوب را به نمایندگی همه‌ی نداشته‌هایشان در یک جنگ‌ نابرابر، پرتاب کرد و احتمالا چند ثانیه بعدش هم کار تمام شد.
آن‌که انسوی دوربین نشسته بود نمی‌دانست به سر چه کسی شلیک کرد اما سنوار می‌دانست آخرین لحظات زندگی‌اش در حال ثبت و‌ ضبط است.

دیگر هیچ توانی برای بلند شدن نداشت اما چوب را پرتاب کرد تا به پسران سرزمین‌های غصب شده پیامش را برساند؛ ما چاره‌ای  نداریم جز جنگیدن ولو با چوب خشک در برابر پهپاد مسلح!

او در یک ساختمان نیمه‌ویران، با انتخاب نوع شهادتش، آخرین پیام را به عنوان فرمانده به بچه‌های سرزمینش مخابره کرد؛
تا لحظه‌ی آخر تسلیم نشوید .

یحیی سنوار با انتخاب نوع شهادتش، خودش را هزاران هزار بار در اذهان همه‌ی آزادی‌خواهان تاریخ احیا کرد. نه تولد در اردوگاه و‌ نه سال‌های سال اسارت در زندان.
هیچکدام از این‌ها موجب نشد که او آرام شود، رام وضعیت نابرابر شود، تسلیم شود و همانند عرفات یک روز بگوید: خسته شدیم، جنگ دیگر بس است.
برای او پایان جنگ روزی بود که زمین ازدست‌رفته به ساکنان اصلی آن سرزمین برگردد.

سنوار از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تا ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ در غزه ماند. پا پس نکشید. فرار نکرد. فرماندهی کرد و لحظه‌ی پایان را هم خودش به انتخاب خویشتن برگزید!

یحیی سنوار را تاریخ به خاطر خواهد سپرد با دست قطع شده‌اش. با نگاه خیره و شجاعانه‌اش به ریزپرنده‌ی قاتل، با تکه چوبی که آخرین سلاحش بود، با آخرین حرکت بدنش که با همه‌ی توان چوب را به سمت پهپاد پرتاب کرد.
با گلوله‌ای که به شقیقه‌اش شلیک شد و تصویری جاودانه از او ساخت.

او با این پایان، راه آغاز را به کودکان فلسطینی یاد داد. نترسید، تسلیم نشوید و تا آخرین قطره‌ی توان‌تان بجنگید. شاید برای بعضی از ما این واژه‌ها از فرط تکرار تهی از معنی اولیه و‌ آرمانی‌اش شده باشد اما برای آنانی که در خون خود غلتی زدند نه!

یحیی سنوار تمام نشد، ارتش غاصب با پخش آن ویدئو بزرگ‌ترین خدمت را به کودکان فلسطینی کرد. آنها حالا می‌دانند ‌وقتی از افسانه‌ی سنوار برایشان می‌گویند دقیقا از چه چیزی حرف می زنند؛ مردی که یک رسانه‌ی اسراییلی با نشان دادن این فیلم برایش نوشت؛ تا لحظه‌ی آخر جنگید.

شبیه دو امدادی بود، سنوار «چوب» را به نفر بعدی داد، اما حرمله‌های تل‌السلطان رفح نفهمیدند و فاتحانه این فیلم را منتشر کردند.

بهراد رشوند

@literaturebanavreh

2 years ago

شرحی بر یک مضمون #بخش‌دوم یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم؟ گر او هست حقا که من نیستم چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار بلندی از آن یافت…

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago