?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
جلسه سی و چهارم تدریس بدایه الحکمه اثر مرحوم علامه طباطبایی تقدیم دوستان گروه می شود.
💐 سروده عارف کامل حضرت آیتالله العظمی نجابت در میلاد حضرت صاحب الامر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)💐
نور علم و نور قلب و نور عشق
شد عیان از نرجس و از پور عشق
غایة الغایات و لب کائنات
محیی نفس و قلوب قاصرات
حق ثانی و گل ثانی عشر
دلبر و دلدار هر صاحب نظر
ناشر حب هادی عین الیقین
ساقی لب تشنگان ماء معین
کاشف اسرار حب ذات حق
رهبر خمار و مست هر فرق
باده می خوارگان آماده شد
شرب می در کوی و برزن ساده شد
ساقی هر نفس و هر قلب رفیق
حامی هر قلب پر مهر و نجیب
باده صافی ز هر جا می رسد
بوی معشوقه ز هر بادی وزد
از نفوس عقل کل صادر شود
نور حب از شش جهت صادر شود
شرک و بت از بیخ و از بن برکند
قلب را از نور و از حب پر کند
زحمت طلاب و عشاق جمال
محو گردد از دمش گردد کمال
مست و مخموران از او یابند وصل
در دل و در جان نیابد غیر اصل
اسم و فعل و وصف حق ظاهر شود
فهم جزئی کلی و ظاهر شود
نفس و قلب ما از او بینا شود
آنچه پنهان است خود پیدا شود
دیده ها بینا شود از دید دوست
نور او ظاهر شود از جان و پوست
غیر محبوبش نیاید در نظر
گر چه کثرت آیدش اندر بصر
🍁🍁🍁🍁🍁💐💐💐💐💐
جلسه بیستم تدریس بدایه الحکمه اثر مرحوم علامه طباطبایی تقدیم دوستان گروه می شود.
توصلیات در جامه تعبدیات
( بخشی از کتاب دیانت و عقلانیت اثر مرحوم رضا بابایی)
پرسش مهم این است که تکلیف مؤمنان در مقابل پدیده «تبدیل تو صلیات به تعبدیات، چیست؟ یعنی وقتی دانستند که عملی دیگر غرض شارع را برآورده نمیکند و سودی در آن نیست باید به آن ماهیت تعبدی ،داده همچنان به آن عمل کنند. یا راهی دیگر را برای برآوردن غرض شارع بیابند؟ مثلا قرآن امر کرده است که برای جهاد اسب ها را آماده کنید اما اکنون غرض شارع با تربیت اسبهای جنگی تأمین نمی شود برای آن که بتوانیم خودروهای جدید را جایگزین اسب و شمشیر را جایگزین تفنگ کنیم، ابتدا باید بپذیریم که استفاده از اسب و شمشیر، توصلی بوده است و اصرار بر استمرار آن تحول واجب توصلی به واجب تعبدی است؛ چون اسب و شمشیر دیگر غرض شارع را برآورده نمی کنند.
در مسئله دیه هم با همین استدلال میتوان شتر را مثلا به پول معیار جهانی یا طلا و نقره تبدیل کرد؛ یعنی اولا ماهیت دیه را توصلی بدانیم و ثانیا آن را وارد تعبدیات نکنیم. همچنین پیامبر(ص) فرموده اند که وسایل دشمن مقتول در جنگ به قاتل او می رسد در آن زمان حکمت این حکم روشن بود و اگر
کسی همچنان آن را نافذ ،بداند به ماهیت توصلی آن توجه نکرده است.
تبدیل توصلیات به تعبدیات از اتفاقات ناگوار در تاریخ فقه اسلامی .است پس از آن که معلوم شد برخی احکام ،توصلی دیگر قادر به تأمین غرض شارع نیست. جریان کلی فقه باید به سوی جایگزینها می رفت؛ اما بر آنها تعبد کرد و آنها زاد ذیل معنایی دیگر از توصلی آورد که به واقع همان تعبدی است. مثلا اگر روزی دانسته شود که دیگر شلاق یا بریدن دست نمیتواند غرض شارع را برآورد، بلکه مشکلاتی می آفریند به جای آن که جایگزینی برای آن از متون دینی و علمی استنباط کنیم (همچون حقوق دانها) بر همان اصرار ورزیدیم ، اصراری که تنها شایسته تعبدیات یا عبادیات است.
وقتی امری ،توصلی در واقع تعبدی می شود (مانند روشن کردن شمع و پخش خرما در زمانی که فایده و مصلحت گذشته را ندارد)، فقه دیگر نمی توانند در آنچه قابل تصرف است تصرف و اجتهاد کند. شناخت علت حکم به فقیه امکان میدهد که در امور مشابه فتوای مشابه بدهد؛ اما تلقی شبه تعبدی از واجبی که به حقیقت توصلی است این امکان را از فقیه میگیرد. ...
گزاف نیست اگر بگوییم تاریخ فقه تاریخ تبدیل توصلیات دیروز به تعبدیات امروز از طرق مختلف از جمله تغییر نامگذاری است حتی برخی اصولیان و فقهای متأخرا همچون شیخ انصاری و آخوند خراسانی) در هنگام شک میان توصلی یا تعدی بودن حکم تعبدی را راجح میدانند این گرایش دین را گرانبار از تعبدیات می کند تعبدیاتی که به واقع توصلیات اند و ماهیت ارشادی و ظرفیت تغییرات جزئی
کلی دارند.
t.me/tammolat3
....نیز بگذرد
شعری از سیف فرغانی که همه دیکتاتورها باید هر روز آنرا بخوانند.
(به بهانه سقوط بشار اسد)
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد .
?هانری کُربن در کتاب ارض ملکوت چنین میگوید: زوج على و فاطمه تمثل، تجلّی زمینی، زوج سرمدی لوگوس - سوفیا است. براین مبنا میتوان ملازمات شخصیت هر یک را پیش بینی کرد. لوگوس گوهر نهان هر موجود و هـر چیزی است. گوهر فوق محسوس / معقول است که برای عیان شدن نیاز به صورت محسوس دارد. به مانند چوب است که صورت مجسمه در آن نمایان میشود. به عبارت بهتر به مانند جسم مثالی، جسم اثیری / ستارهای درون خورشید، غایب از چشم بشر است در قیاس با صورت محسوس خورشید که هاله، درخشش و شکوه آن است. مقام فاطمه سلاماللهعليها دقیقاً منطبق با صورت دیدنی خورشید است که بدون آن، خورشید نه هالهای خواهد داشت نه درخششی، نه گرمایی. و به همین دلیل فاطمه را به یک نام خورشیدی یعنى فاطمة الزهراء، فاطمهی درخشنده، فروزان موسوم ساختهاند. کل عوالم از ایـن نـور فاطمه، شکوه هر خورشید روشنگر هر عالم، سرشته شده است. بنابراین در اینجا میتوان از نوعی سوفیائیت کیهانی نیز که منشأ آن شخص سرمدی فاطمه - سوفیا است سخن به میان آورد. به این عتبار، آن حضرت مقامی سه وجهی، شأن و وظیفهای سه وجهی دارد. زیرا او صورت عیان شده، یعنی نفس (Anima) امامان است، باب (آستانه) است که امامان موهبت نور خویش را از طریق او ساطع میکنند، همانطور که نور خورشید از صورت خورشید به عنوان شکوه تابنده خورشید و نه از طریق گوهر نادیدنی جسم مثالی آن ساطع میشود. و همچنین، دوم اینکه او مقام معانی (یعنی همه واقعیت قابل تصور، عالم علوی معانی) است. او معانی همۀ عوالم است زیرا هیچ چیز از آنچه هست، نمی تواند بدون صفت باشد (هر چه هست مقام صفت است). اما صفت و معنا در همان مرتبه وجودی صورت قرار دارد و صورت دقیقاً در مرتبه وجودی نفس یا (در مقام نفس] واقع است، زیرا نفس - سوفیا، دهندهی صفت و معنا است. به همین روی همۀ عالم نفس و غیب معانی اعطاء شده از طریق نفس، همان عالم و غیب حضرت فاطمه سلاماللهعليها است. او سوفیا یعنی حکمت و قدرتِ خداوند است که محیط و مسلط بر هر چیزی است، و نور خداوند است که جمیع عالم امکان روشن از اوست. بالاخره، بـه همین دلیل، شخص سرمدی او که غیب / سرّ عالم نفس است، بیان (تجلی) است که بدون آن مبدأ آفرینش عالم، ناشناخته و ناشناختنی و برای همیشه در پردۀ غیب میماند. به عبارت دیگر، مقام امامان به لحاظ حقیقت سرمدیشان، از وهم و ادراک و اشاره و عبارت خلایق برتر است، حال آنکه مقام حضرت فاطمه، مقام ظهور آنهاست، زیرا مرتبه وجود او عين مرتبه نفس برای هر مرتبه از وجود است. به علاوه مقام یا مرتبه وجودی فاطمه - سوفيا، جامع جميع مقامهای معرفت، گنوس، است. و این تا بدانجا است که حتی تفاضل پیامبران در معرفتشان به خداوند، به حسب معرفت ایشان به حضرت فاطمه است. یعنی پیامبران برجسته تر از میان یک صد و بیست و چهار هزار پیامبر پیامبران اوالعزم سابق بـر رسـول خدا خود مرتبهای فروتر از فاطمه - سوفیا داشتهاند، زیرا همه آنها در معرفتها، وحیها و معجزههایشان چشمشان به عطای فاطمه
است، زیرا فاطمه - سوفيا، لوح محفوظ (Tabula secreta) است. برطبق روایات در حقیقت، جبرئیل فرشته وحی و فرشته معرفت است، پیک وحی برای پیامبران است ولی او خود وحیهایی را که به پیامبران میرساند با واسطه سه ملک مقرب دیگر، حاملان عرش، یعنی عزرائیل اسرافیل و میکائیل دریافت میدارد. بدین ترتیب فقط میکائیل قدری از معارف موجود در لوح محفوظ را که نشانه مقام و مرتبه فاطمه - سوفیا به عنوان قلب عالم روحانی متعالی است، بی واسطه دریافت میکند. در قرآن کریم آیاتی هست که معنای تامشان را جز از طریق تأویل شیعی نمیتوان فهمید؛ از آن جمله است این آیات شریفه که من آنها را به مقتضای همین تأویل ترجمه میکنم: «كَلاً والقَمَرِ والليل إذا أَدْبَرَ ، والصُّبح إذا أسْفَرَ إِنَّهَا لإحْدَى الكَبَر، نذيراً لِلْبَشَر»، «نه چنین است که می پندارند! سوگند به ماه و سوگند به شامگاه چون پشت کند، و سوگند به بامداد چون آشکار شود که آن نشانهای از نشانههای بزرگ است، بشر را هشدار دهنده است. (مدثر، ۳۶-۳۲). این نشانه از نشانههای بزرگ حضرت فاطمه از میان «چهارده معصوم» است. پس از مرور مقامات و امتیازات وجودی حضرت فاطمه - سوفیا در محضر این شیخ ارجمند، درباره آن چیزی که از طریق آن، وجود زمینی به هاله یک ارض لاهوت تبدیل میشود، میتوان گفت آن چیز همان تجلّی الهی است. این مضمون با شرح و بسط تمام اوج میگیرد چندان که شیخ ایرانی ما که به علاوه رساله ای درباب رنگها را نیز مرهون اوئیم (یاقوته الحمراء) به قلههایی که گوته در پایان «فاوست دوم» پیشبینی کرده است، دست مییابد و آن یک سرشت زنانه سرمدی، حتی مقدم بر زن زمینی است زیرا مقدم بر تمایز مذکر و مؤنث در عالم خاکی است همانطور که ارض لاهوت بر کل ارضها، ملکی و ملکوتی، مسلط است و تقدم دارد.
ادامه دارد ...
@negahinou
*?اخلاق همزیستی و معاشرت در یک حدیث فاطمی
✍***#محمدجعفر_سعیدیانفر
?ابن مسعود میگوید: پس از رحلت رسول الله(ص) شخصی نزد حضرت فاطمه(ع) آمد و گفت: ای دختر رسول خدا آیا چیزی از پیامبر(ص) نزد شماست که به من هدیه دهید؟ زهرای مرضیه(س) با نگاه بر طومار حریری که احادیث نبوی را در آن نگاشته بود این چنین روایت کرد: پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
✔️۱) کسی که همسایهاش از شر او در امان نیست از مؤمنان نخواهد بود «لَیْسَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَمْ یَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ»
✔️۲) و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، همسایه خویش را آزار نمیدهد «وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یُؤْذِی جَارَهُ». رسول خدا اولین شرط را برای عضویت در جامعه ایمانی تقید به آداب معاشرت و حسن همزیستی دانسته و نخستین ادب را رعایت حقوق همسایه و آرامش همجواران معرفی فرموده است. سخنی که البته در قرآن مجید نیز بر آن تأکید شده و رعایت حقوق همسایه در کنار پرستش خدا قرار داده شده است. جایی که خداوند میفرماید: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ؛ خداوند را بپرستيد و چيزى را شريك و همتای او قرار ندهيد و به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه نزدیک و همسايه دور نيكى كنيد... (نساء، آیه۳۶)».
✔️۳) و هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید که یا سخن خوب بگوید وگرنه ساکت باشد. «وَ مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْراً أَوْ یَسْکُتْ »
✔️۴) خداوند انسان خیرمند- نیکوکار بردبار عفیف را دوست دارد و بدگوی بخیل بسیار درخواست کننده مصرّ را دشمن میدارد. «إِنَّ اَللَّهَ یُحِبُّ اَلْخَیِّرَ اَلْحَلِیمَ اَلْمُتَعَفِّفَ، وَ یُبْغِضُ اَلْفَاحِشَ اَلضَّنِینَ اَلسَّئَّالَ اَلْمُلْحِفَ»
✔️۵) حیاء از ایمان و ایمان جایش در بهشت است و فحش از زشتگویی و جایش در آتش است.«إِنَّ اَلْحَیَاءَ مِنَ اَلْإِیمَانِ وَ اَلْإِیمَانُ فِی اَلْجَنَّةِ، وَ إِنَّ اَلْفُحْشَ مِنَ اَلْبَذَاءِ، وَ اَلْبَذَاءُ فِی اَلنَّارِ»
◽️درسهای اخلاقی اجتماعی رواداری وحدتبخش که از این روایت فاطمی میآموزیم:
۱) رعایت حقوق همسایگان؛ ۲) پرهیز از پرگوئی و بیجاگوئی و بسنده کردن به گفتار نیک؛ ۳) کردار نیکو داشتن؛ ۴) بردبار بودن؛ ۵) پرهیز از بدگوئی، تلخ گوئی و نسبتهای بد به دیگران دادن؛ ۶) پرهیز از بخل ورزیدن؛ ۷) پرهیز از اصرار کردن بر درخواست از دیگران (اصرار بر رفع نیازمندی از سوی دیگران دوری از پاسداشت و کرامت انسان است)؛ ۸) شرم و آزرم و حیا داشتن (در روابط اجتماعی با دیگران باید اصل بر پذیرفتن تفاوتها و تعامل، احترام به منزلت اجتماعی و حفظ آبرو و کرامت انسانی بدون پردهدری و تحقیر و بیآبرو کردن دیگران باشد).
?امیدوارم با درسی که از تعالیم اخلاقی اجتماعی فاطمی میآموزیم هرچه بیشتر به وحدت امت اسلامی بیاندیشیم و از عوامل برانگیزنده تفرقه و نفرتپراکنی میان مسلمانان دوری کنیم که فاطمه(س) درخطبه ای که در مسجد مدینه در مقابل مهاجر و انصار ایراد کرد ضمن گفتمان تحلیلی انتقادی، فلسفه امامت شایستگان اهل بیت(ع) را ایجاد بستر امنیت با دوری از تفرقه و اختلاف و فرقهگرایی اعلام کرد «وَإِمَامَتُنَا أَمَانَاَّ مِنَ الفُرَقه» و سبب اساسی وحدت در میان مردم را این گونه اعلام کرد. «خدای تعالی عدالت را مایه وحدت و هماهنگی دلها قرار داد (باروش حکمرانی عادلانه همبستگی اجتماعی ایجاد میشود و اعتماد عمومی بهدست میآید) فَفَرَضَ … الْعَدْلَ تَسْكِيناً لِلْقُلُوبِ (علل الشرائع، ج۱، ص ۲۴۸؛ شرح خطبه حضرت زهرا(ع) اثر زندهیاد آیت الله العظمی منتظری ص۱۱۳)
?**اسلام دین غم یا شادی؟
✔️ آيا شادي و فرح ، از نظر دين مذموم و نكوهيده است؟
✍**#آیت_الله_سید_محمد_علی_ایازی
? در فرهنگ و آموزه های دین آمده است که هنگام خستگی روح و روان ، این شادی است که خستگی را از او می گیرد . امام علی (علیه السلام) فرموده است : إنّ هذه القلوب تمل کما تمل الابدان ، فابتغوا لها طرائف الحکمه. این دل ها همانند تن ها خسته و افسرده می شوند. در این حال نکته های زیبا و نشاط انگیزی برای دلها انتخاب کنید . (نهج البلاغه ،حکمت ها ،حکمت197) سخن زیبا و بیان طرب آمیز و نشاط آور خستگی را از روح به در می آورد . سوکمندانه باید گفت مدت های طولانی کسانی بوده اند که چون شادی را گاه غفلت آفرین و غرور آور یافته اند و دیده اند کسانی را که از شادی و تفریح سوء استفاده می کنند و راه خلاف را در پیش می گیرند گفته اند: شادی را باید کنار گذاشت .
✅ در پاسخ به این اشکال باید گفت :
اسلام دین تعادل است.امت اسلامی را امت وسط می داند (بقره /143) میانه روی در هر کاری حتی در عبادت و خدمت به مردم هم دستور رسیده است. هر کاری حتی آن چه که در دین تشویق شده، اگر به اندازه نباشد، یا سوء استفاده شود، باز مذموم است .
?مذمت شادی های غلط، یا فراموشی از مسؤولیت و بی توجهی به آینده و آینده نگری نداشتن ، به معنای مذمت و نفی شادی نیست. اگر کسانی در هر کاری زیاده روی پیشه می کنند و از این اصل ضروری بد استفاده می برند، دلیل بر این نیست که شادی بد است . باید افراط گری را کنار گذاشت. فرد و جامعه ای در زندگی موفق است که هر کاری را در جای خود قرار دهد و به درستی جایگاه آن را بشناسد و به خوبی از آن استفاده ببرد.
? شادی یک ضرورت زندگی است و استفاده های غلط، نمی تواند اصلی را که خداوند در نهاد انسان وانهاده، زیر سوال برد.
تنها می توان شادی های غیر اصیلی را که به حیات و سعادت انسان آسیب می رساند و یا شادی اصیل، امید، نشاط، فعالیت، انرژی و توجه به آینده او را خدشه دار می کند ، ممنوع ساخت ، اما نمی توان گفت اصل آن مشروع نیست.
? البته حیات معنوی وتربیت اخلاقی اهمیت بسیاری در آموزه های دینی دارد. تمرین و تربیت روح، سیر و سلوک و خودسازی است. آماده کردن خویش در استفاده بهینه از ظرفیت های بیرونی و از استعدادها و خلاقیت ها است.
✅ شکل غلطی که گاه به دست آوردن شادی از هر راهی انجام می گیرد و توأم با تسلیم شدن در برابر هواهای نفسانی است، از آفت های این موضوع است . بنابراین، از مشکلات مربوط به شادی در تلقی های گوناگون آن، استفاده از هر وسیله ای برای رسیدن به آن در زندگی فردی و نیز جامعه است .
برای این که از افراط گری در امان بود، باید نیازهای طبیعی انسان را در نظر گرفت و تعادل را هم در نظر داشت. یکی از این نیازها، استفاده معقول از شادی است . ازاین رو نگرانی که در آموزه های دینی در باب شادی رسیده، ریشه در افراط گری و انحراف دارد.
? بنابراین شادی در ذات خود اشکالی ندارد، بل که در حد بسیار ترویج هم شده است، اما فرق است میان شادی (فرح) با بطر (افراط) .(فرهنگ معین، ج1، ص٥۶٧) که در روایات ممنوع شده و به معنای ناسپاسی کردن نعمت و در شادی و تنعم از حد گذشتن است . به عبارت دیگر ، گاه شادی درحد طبیعی و رفتار متعادل انجام می گیرد، وگاه درشکل افراطی و در قالب کارهای زشت وآزاردهنده وحتی چیزهایی که به بدن و روح انسان آسیب می رساند ، دراین صورت است که بطر نامیده می شود./قرآنپویان/
Telegram
کانالِ قرآنپویان
***❇️*** #اسلام دین #غم یا #شادی؟ ***🛑***قسمت دوم ***📌*** آيا شادي و فرح ، از نظر دين مذموم و نكوهيده است؟ ***✅*** در فرهنگ و آموزه های دین آمده است که هنگام خستگی روح و روان ، این شادی است که خستگی را از او می گیرد . امام علی (علیه السلام) فرموده است : إنّ هذه القلوب…
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago