راويان✔️

Description
❗️حکایت‌های راویان،
اشارت و کنایتی‌ست گذرا بر احوال روزگار امروز!
انتقاد و پيشنهاد:
Admin: @aabbaasss
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

7 Jahre, 10 Monate her

? ما دکان عشق برچیدیم

بیش از اینم تاب جور و طاقت آزار نیست
از تو بیزارم ز دل، کو از تو هم بیزار نیست
صبح وصلت بس که طالع شد برای دیگران
هیچ این نوبت به چشم شام هجران تار نیست
ما دکان عشق برچیدیم، پر مفروش ناز
بعد از این این‌جا متاع ناز را بازار نیست
خوش می عشرت بکش با هر که می‌خواهد دلت
هر چه می‌خواهی چنان کن، با تو کس را کار نیست
ای «حسابی» ترک او دشواری‌ای دارد، بلی
هر چه مرد آسان کند بر خویشتن دشوار نیست

#حسابی_نطنزی / متوفی سده 11
#تذکره_هفت_اقلیم جلد2 ص1000
#امین_احمد_رازی
تصحیح #محمدرضا_طاهری
#اشعار

? @raviaan

7 Jahre, 10 Monate her

?
امام احمد غزالی را گفتند؛
که تو خود را درویش پنداری و چند طویله اسب و استر داری؟ فرمود که راست است، اما میخ طویله را بر گل زده‌ام نه در دل!

#امام_احمدغزالی / متوفی527
#تذکره_هفت_اقلیم جلد2 ص711
#امین_احمد_رازی
#کنایات

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her

?
ای قوم! در این عزا بگریید
بر کشتهٔ کربلا بگریید
با این دل مرده خنده تا چند
امروز در این عزا بگریید
فرزند رسول را بکشتند
از بهر خدای را بگریید
از خون جگر سرشک سازید
بهر دل مصطفی بگریید
وز معدن دل به اشک چون دُر
بر گوهر مرتضی بگریید
با نعمت عافیت به صد چشم
بر اهل چنین بلا بگریید
دل خسته ماتم حسینید
ای خسته دلان هلا بگریید
در ماتم او خمش مباشید
یا نعره زنید یا بگریید
تا روح که متصل به جسم است
از تن نشود جدا بگریید
در گریه سخن نکو نیاید
من می‌گویم شما بگریید
بر دنیی کم بقا بخندید
بر عالم پر عنا بگریید
بسیار درو نمی‌توان بود
بر اندکی بقا بگریید
بر جور و جفای آن جماعت
یک دم ز سر صفا بگریید
اشک از پی چیست تا بریزید
چشم از پی چیست تا بگریید
در گریه به صد زبان بنالید
در پرده به صد نوا بگریید
تا شسته شود کدورت از دل
یک دم ز سر صفا بگریید
نسیانِ گنه صواب نبود
کردید بسی خطا بگریید
وز بهر نزول غیث رحمت
چون ابر، گه دعا بگریید

دیوان #سيف_فرغانى / متوفی قبل 749
تصحیح #ذبيح_الله_صفا
#مرثيه

? @raviaan

***?***
7 Jahre, 11 Monate her

?
گفتی که به عالـمم تمنایی نیست
از من بشنو که‌م از تو پروایی نیست
زآن ساکن کربلا شدستی، کامروز
در مقبرهٔ یزید حلوایی نیست
#محوی_همدانی / متوفی 1016

با کعبه چه کار اگر معاشی ندهند
مهمانی زنده، مرده لاشی ندهند
زآن گشته به کربلا مجاور زاهد
کاندر سرِ گور شمر آشی ندهند
#حزين_لاهيجى / متوفی 1181

#جنگ_رباعی ص657/720
#علی_میرافضلی
#کنایات

? @raviaan

***?***
7 Jahre, 11 Monate her

زایدالآفرینش یا حیف نان‌ها!

در تواریخ مغول وارد است که هلاکوخان را چون بغداد مسخّر شد، جمعی را که از شمشیر بازمانده بودند، بفرمود تا حاضر کردند. حال هر قومی را باز پرسید. چون بر احوال مجموع واقف گشت، گفت: از محترفه (اصحاب حرفه و فن، صنعتگران) ناگزیر است، ایشان را رخصت داد تا بر سر کار خود رفتند. تجار را مایه فرمود دادن تا از بهر او بازرگانی کنند. جهودان را فرمود: قومی مظلومند، به جزیه از ایشان قانع شد. مخنّث‌ها را به حرمهای خود فرستاد.
قضات و مشایخ و صوفیان و حاجیان و واعظان و معرّفان و گدایان و قلندران و کشتی‌گیران و شاعران و قصه خوانان را جدا کرد و فرمود: اینان در آفرینش زیادتند و نعمت خدای به زیان می‌برند! حکم فرمود تا همه را در شط غرق کردند و روی زمین را از خبث ایشان پاک کرد. لاجرم قرب نود سال پادشاهی در خاندان او قرار گرفت و هر روز دولت ایشان در تزاید بود.

?کلیات #عبيد_زاكانى / متوفی 772
#رساله_اخلاق_الاشراف ص329
?تصحیح #پرویز_اتابکی
⬅️#حكايات

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her

? گلـزار کجاست؟

یار بی‌پرده عیان، طالب دیدار کجاست
یوسف مصر به بازار و خریدار کجاست
آخر از مسجدم ای هم نفسان دل بگرفت
راه میخانه کجا خانه‌ی خمار کجاست
تا به وی فاش کنم نکته‌ای از عهد ازل
در همه کون و مکان محرم اسرار کجاست
تا ز جور فلکم باز ستاند ز رقیب
شوخ شیرین حرکت یار وفادار کجاست
تا کند فارغم از ما و منی، کو می ناب
ساقی سیم تن و ساغر سرشار کجاست
منم آن مرغ گرفتار که در کنج قفس
در همه عمر ندانست که گلزار کجاست
«حسرت» ار زاهد خودبین کند انکار مرنج
چون ندانست که سر رشته‌ی این کار کجاست

دیوان #حسرت_همدانی / سده 13
تصحیح #رضا_عبداللهى
#اشعار

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her
***?***

?
در بُن هر مو یـزیـد خفته‌ای داری و باز
آه حسرت می‌کشی در آرزوی کربلا !

#كليم_كاشانى / متوفى 1061

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her

فرار از منصب قضاوت

منصور که خلیفه بود، اندیشه کرد تا قضا به کسی دهد و مشاورت کرد بر یکی از چهار کس که فحول علماء بودند؛ یکی ابو حنیفه، و دوم سفیان، سیوم شریک (شریک بن عبدالله نخعی کوفی)، چهارم مسعر بن حزام. هر چهار را طلب کردند و در راه که می‌آمدند، ابو حنیفه گفت: «من در هر یک از شما فراستی گویم». گفتند: صواب آید. گفت: من به حیلتی قضا از خود دفع کنم و سفیان بگریزد و مسعر خود را دیوانه سازد و شریک قاضی شود. پس سفیان در راه بگریخت و در کشتی پنهان شد و گفت مرا پنهان دارید که سرم بخواهند برید ـ به تاویل این خبر که رسول ـ صلی‌الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود که: مَن جُعِل قاضیاً فقد ذُبِحَ بغیر سِکّین ـ هر که را قاضی گردانیدند بی کاردش کشتند ـ ملاح او را پنهان کرد و این هر سه پیش منصور شدند.
اول ابو حنیفه را گفت: تو را قضا باید کرد. گفت ایّهاالامیر! من مردی‌ام نه از عرب، بلکه از موالی ایشانم و سادات عرب به حکم من راضی نباشند. ابو جعفر گفت: این کار به نسب تعلق ندارد. این را علم باید. ابو حنیفه گفت: من این کار را نشایم و در قول این که گفتم نشایم، اگر راست می‌گویم نشایم و اگر دروغ می‌گویم، دروغگوی، قضای مسلمانان نشاید و تو خلیفهٔ خدایی، روا مدار که دروغگویی را خلیفهٔ خود کنی و اعتماد خون و مال مسلمانان بر وی کنی. این بگفت و نجات یافت. و مسعر پیش رفت و دست خلیفه بگرفت و گفت: چگونه‌ای، و فرزندانت چگونه‌اند؟ منصور گفت: او را بیرون کنید که دیوانه است. پس شریک را گفتند: تو را قضا باید کرد. گفت: من سودایی‌ام، دماغم ضعیف است. منصور گفت: معالجت کن تا عقلت کامل شود. پس قضا به شریک دادند. و ابوحنیفه او را مجهور کرد و هرگز با وی سخن نگفت.

?#تذکرة_الاولیاء / ذکر ابو حنیفه
?#عطار_نيشابورى
تصحیح #محمد_استعلامی
⬅️#حكايات

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her

فقیه زیرک

دربارهٔ عده‌ای از علماء و فقهاء نوشته‌اند که آنان را خلفاء وقت و پادشاهان زمان می‌خواستند به کار قضا بگمارند و آنان برای رهایی از این تکلیف به عذرهایی متعذر می‌شدند، برخی از این معاذیر بسیار دلپذیر است و از آن فایده ها می‌توان برگرفت از جمله سید اجل رضی‌الدین #علی‌بن_طاووس در کتاب «البهجة لثمرةالمهجة» نوشته است که: خلیفه از من خواست بین مردم قاضی باشم، من عذرها آوردم از آن جمله گفتم: سال‌هاست دو نفر نزد من به محاکمه آمده‌اند و من تا به امروز نتوانسته‌ام حکمی بدهم، خلیفه تفصیل قضیه را خواست، به آگهی او رساندم که هوای نفس و عقل من نزدم به دعوی آمدند، هوای نفس گفت من لذت و شهوات را می‌خواهم و حق من است اما عقل مانع می‌شود، خواست تا حکمی به نفع او دهم. عقل گفت من فضیلت و معرفت می‌خواهم و حق من است اما هوای نفس مرا از این حق محروم می‌سازد، این محاکمه هر روز تجدید می‌شود و هر روز هر دو به مرافعه نزدم می‌آیند و من گاه به سود این و گاه به سود آن حکمی می‌دهم و تا به حال نتوانسته‌ام حکم حق قاطعی به سود یکی و زیان دیگری صادر کنم! با این حال که سال‌هاست من نتوانسته‌ام یک دعوی را فیصله دهم، چگونه می‌توانم قاضی کارآمد و قاطعی باشم؟

?#اوراق_پراکنده ص326
?#کیوان_سمیعی
⬅️#حكايات

? @raviaan

7 Jahre, 11 Monate her

? نیست مرا جز غم تو

عالم دل نشناسی، غم دل نیست تو را
غم نداری، خبر از عالم دل نیست تو را
غم من نیست تو را، نیست مرا جز غم تو
داغ دل هست مرا، مرهم دل نیست تو را
دل ماتم زده شب تا به سحر می‌نالد
مست نازی خبر از ماتم دل نیست تو را
رقم مهر کم از ملک سلیمانی نیست
این رقم حیف که بر خاتم دل نیست تو را
پرده از غنچه‌ی راز تو لسانی که گشود؟
چون به جز باد صبا محرم دل نیست تو را

دیوان #لسانی_شیرازی / متوفی 941
تصحیح #محمدحسین_کرمی
#اشعار

? @raviaan

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago