?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
آدمی تنها موجودی است که از پذیرش آنچه هست سرباز میزند، شاید بتوان گفت چکیده فلسفه سیاسی کانت همین است و بس!
از همینرو، کانت در مورد آنچه هست واقع بین است و در مورد آنچه باید باشد آرمان گراست. دلسردی از واقعیات را دلیل تلاش بیشتر برای تغییر واقعیتها میداند. از یک سو ثابت میکند که آدمی در ساحت تجربه هرگز قادر به احاطه بر کلیت امور نیست و بنابراین محال است بداند که کردار او سرانجام چه نتیجهای خواهد داد (درسی که بدبختانه شاگردانش، هگل و مارکس فراموش کردند)، و از سوی دیگر بدون قید و شرط خواستار عمل به راهنمایی قانون مطلق اخلاق در حیات فردی و اجتماعی و سیاسی است - قانونی که میگوید حق نداری از هیچ انسانی به عنوان وسیله برای رسیدن به هدف استفاده کنی درسی که با نهایت تأسف باز هم شاگردانش آن را به نسیان سپردند. در واقع، کانت اعتقاد راسخ دارد که زندگی بدون آرمان، شایسته هیچ موجود عاقلی نیست و اگر مفهوم حق از جهان رخت بربندد دیگر معنا و ارزشی برای حیات انسان متصور نیست.
آنچه که در این فایل میبینید و میخوانید، به چند سال پیش برمیگردد که در بخش پایانی و نتیجهگیری گیری آورده بودم در باب برداشت و سخنی با مخاطب فارسیزبان در باب رسالهام «واکاوی نقدهای دمکراسی در دوران جدید و معاصر» نگاشته بودم، اما طبعا چون اساتید آن را به دلایلی نپذیرفتند، اجباراً آن را حذف نمودم ولی فایل آن را گوشهای نگه داشته بودم تا امشب که اتفاقی با آن مواجه شدم و دوست داشتم آن را در اینجا به اشتراک بگذارم. خاصا، در روزگاری قرار داریم که مباحث پرشوری در خصوص ایدئولوژیهای سیاسی همچون دمکراسی، جمهوری، منارشی، لیبرالیسم، نولیبرالیسم و غیره درگرفته است و هر کسی از ظن خود تفسیری متفاوت ارائه میدهد!
جواد ترکاشوند
زمستان 03
با مهر
طباطبایی با تاسی از هگل، فیلسوف وحدتها که بیش از دیگران تحت تاثیرش بوده، آغاز فکر و خاستگاه فلسفهاش را گسیختگی و دوگانهشدگی مینگرد که مقصدش معطوف به وحدت است، وحدتی که با اندیشیدن به بحران سرزمین پدری و پیشرفت و پیوستگی آن همبسته و درهمتنیده شده است، گویی فلسفهاش در همین راه و مسیری که طی میکند در پی نشان دادن و به تصویر کشیدن "وحدت ایران" است. او را با هر نوع نگاه و سلیقهای که بررسی کنیم و بخوانیماش در خور ستایش است چه له یا علیهاش باشیم (و البته پُرمبرهنست که او نیز بسان هر شخص و آدم اندیشمندی، ترکیب و طرفهمعجونی از خصایص متفاوت و متناقضیست که حتما قابل نقد است و این امر بدیهی و بینیاز از تاکید است! چنانچه همین صفحه پیشتر پارهای از نقدهای مفید و بجا را باز نشر کرده است، اما نکته مهم دوری جُستن از نگاه صفر و صدی است که آفت جانکاه فکر، نگرش و جهانبینی امروز انسان ایرانی است!). اما، عجالتا در این هنگامه به قول حافظ شیرازی، "از بخت شکر داریم و از روزگار هم" که در روزگاری میزیایم که امثال طباطباییها در آن مینویسند و میاندیشند، اما (هر چند ممکن است با ایشان موافق نباشیم که این خود بحثی دیگر است!) آنچنان که باید و شاید قدرشان دانسته نشود و بادهای ناموافق رقابت و حماقت (منظور کسانیست که بیکمترین اطلاع و آگاهی از آثار و اندیشه کسی، آن فرد را تخطئه و تخریب میکنند!) بر سختی عمر و زیستنشان بیفزاید، اما چه باک برای کسی که در این راه به خطرهای خیرخواهی بیاعتنا بوده و عادت کرده، آنگونه که همواره وجود داشته، آنطور که حافظ نیز خیلی پیشتر بدان اشارت داده است:
بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بیعنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
#حافظ
یاد و نامش جاوید باد
#پینوشت، تصویر مربوط به دهم اسفند 1395 دانشگاه فردوسی مشهد میباشد! یاد باد آن روزگاران ...
به بهانه روز جهانی فلسفه
فلسفه، زندگی و سیاست
به باور آیزایا برلین، فیلسوف آزادیگرای انگلیسی _روستبار سده بیستم، کار فیلسوفان خواه با علوم طبیعی سروکار یابند و خواه با مسائل اخلاقی یا سیاسی یا صرفا شخصی، همین فعالیت بیاجر ولی همیشه خطیر و از نظر اجتماعی خطرناک و از لحاظ فکری دشوار و غالبا دردناک است. هدف فلسفه همیشه یکی است: یاری به انسانها تا خود را بهتر درک کنند و در فضایی باز و روشن، و نه عنانگسیخته و پریشان و آشفته در تاریکی، پای به عرصه عمل بگذارند.
او دقیقا بر پایه همین دیدگاهها، معتقد بود که کارل مارکس فیلسوف نیست. زیرا، آنگونه که خیلی پیشتر از او، فیلسوفی چون راسل در کتابش "مسائل فلسفه" در فصل "ارزش فلسفه" بدان چنین اشاره میکند:
《ارزش فلسفه بیشتر به واسطه عدم قطعیت آن است که فکر ما را توسعه میدهد تا از قیدوبندها و عادت جبری رهایی یابیم و نهایتا آن جزمیت قرین به کبر و نخوت کسانی را که هرگز به قلمرو شک آزادگر قدم ننهادهاند زایل سازد》.
برلین، بر این نظر بود که ریشه دمکراسی و کمونیزم هر دو به عقلگرایی سده هجدهم میرسد، یعنی این اعتقاد که به همه مسائل، از جمله مسائل سیاست و اخلاق، میتوان مانند مسائل علوم و ریاضیات با استفاده درست از عقل یا مشاهده درست طبیعت، با یقین مطلق پاسخ داد. بنابراین، در سده هجدهم بود که مردم به این باور رسیدند که طلب آزادی و برابری و برادری کاری عقلانی (یا همان فلسفی) است. چنانکه، خیلی پیشتر از وی، توکویل اشاره کرده بود که روش فلسفی در سده هجدهم به نیروی حاکم بر جهان، دستکم در خودفهمی انسان بدل گشته بود. درحالیکه ساختن زندگی سیاسی بر صورت عقل فلسفی در گذشته صرفا امکانی نظری و مختص افراد انگشتشماری از اندیشمندان به شمار میآمد، اکنون به موضوع روزمرهی بحثای پرشور میان تمامی طبقات جامعه بدل شده بود که ناشی از تأسیس و استقرار دمکراسی است و به همینجهت به آسانی در تمام اروپا ریشه دواند و در دگرگونی قیافه آن بسیار موثر مواقع شدند.
همین نگرش را یاسپرس هم پی میگیرد و معتقد است که هر فلسفهای در نمود سیاسی خود نشان میدهد که چیست. و این امر تصادفی و جنبی نیست بلکه اهمیت محوری دارد. بر سبیل تصادف نبود که ناسیونال سوسیالیزم و بلشویزم هردو فلسفه را بزرگترین دشمن روحی و فکری خود میشمردند. بنابراین، بهزعم یاسپرس اصلا گزاف نیست اگر بگوئیم زندگی و فلسفه کاملا سیاسی است و هیچ فلسفهای بدون نگرش سیاسی نیست. چنانکه، ژرفاندیشیهای اغلب فیلسوفان بر این مهم صحه میگذارند.
.
امروز هفتم آبانماه مصادف با یادروز #کوروش_کبیر است. در تاریخ اندیشه، گستره گستردهای از فیلسوفان و اندیشورزان نامداری به ستایش او پرداخته اند. از افلاطون، ماکیاول، مور و میل گرفته تا بسیاری از پدران بنیان گذار آمریکا همچون جفرسون و اَدمز.
چونان که #تامس_جفرسون نویسنده اصلی اعلامیه استقلال آمریکا و از نمایندگان حزب جمهوریخواه که از جایگاه والایی درمیان قانونگذاران خردمند بهره میجست و به عنوان یک اندیشمند و همچنین سومین رئیس جمهور آن کشور که او را #فیلسوف_شاه_آمریکا نامیدهاند و فیلسوف نامبرداری همچون #توکویل نیز او را عالیترین مرجعی میداند که دمکراسی تاکنون به یادداشته است و سنت لیبرالیزم امریکایی بیش از هر اندیشمند دیگری وامدار جفرسون بوده است در نامهای به نوهاش فرانسیس اِپس در ۶ اکتبر ۱۸۲۰ چنین مینویسد؛ «به تو توصیه میکنم دورههای آموزشی مناسبی به هر دو زبان لاتینی و یونانی را در تاریخ و ادب بگذرانی، یونانی را نخست با سایروپدیا یا کوروشنامه گزنفون آغاز نما و همچنین هرودُت، توکودیدس و آناباسیس و هلنیکای گزنفون را نیز بخوان ...».
دومین رئیسجمهور ایالات متحد نیز متأثر از کوروش بود، چونان که #جان_اَدمز در یادداشتی که سیام دسامبر ۱۷۸۵ مینگارد، بدان اشاره میکند؛ «کل روز برف سنگینی باریده است. هوا خیلی سرد و نامطبوع است. من فصل نخست #کوروشنامه را به پایان رساندم؛ برای درک و ستایش زیباییهای این کتاب بایست بیش از آنچه اکنون میدانم با زبان آن آشنا شوم، آنچه تا کنون خواندهام خُرد و چندان دلچسب نیستند و آمیخته با سبک سادهای است. گفتوگوی میان کمبوجیه و کوروش که از نتایج فصل نخست این کتاب است، شاید بتواند برای شخصیت های نظامی بسیار مفید و خدمتی عظیم باشد».
جان استوارت #میل نیز به عنوان یکی از مهمترین فیلسوفان سیاست که تحت آموزههای پدرش #جیمزمیل آموزش میدید در «زندگینامه خودنوشت»اش به یادگیری #کوروشنامه در سن ۸ سالگی اشاره میکند؛ «در هشت سالگی آموختن زبان لاتین را آغازیدم، تا آن موقع، تحت امر پدرم، برخی آثار منثور نویسندگان یونانی را خوانده بودم. تا آنجا که به خاطر دارم کل آثار هرودُت، یادنامههای سقراطی و #کوروشنامه_گزنفون و برخی فیلسوفان سرشناس دیگری نظیر دیوگنس لائرتیوسی و ... را خوانده بودم» (Mill, 2009. P: 8).
شخصیتهای سترگ به فرزندان و نوادگان خود شخصیتهای بزرگی چون #کوروش را توصیه کرده که بخوانند! اما، ما امروزه چه کسانی را به دوستان همنوع و فرزندان و نزدیکان خویش توصیه میکنیم بخوانند!؟
#کوروش #زادروز #کوروش_کبیر #جفرسون
https://www.instagram.com/p/CG4mhG4pikP/?igshid=xek33i0qc874
? سخنرانی جواد طباطبایی - فیلسوفِ سیاسی ایران - پیرامونِ پیدایشِ مفهوم «مشروطه» در ایران
?️ ایراد شده در مرکز مطالعاتِ ایرانی ساموئل جردن کالیفرنیا در اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ خورشیدی
آثار هگل در بطن زمینه و زمانهاش
مقاله "چالشهای دموکراسی در کاوشهای هگل"، جواد ترکاشوند
#فلسفه_سیاسی_هگل
#دموکراسی_دروغین
#زمانه_تاریخی
#چالشهای_دموکراسی
کلمههای من
نوازشگرانه بر تو میبارید
دیرزمانی صدف آفتابی اندام تو را
دوست داشتهام
تا به آنجا که بیانگارم دارندهی دنیایی
از کوهها برای تو گلهای شاد میآرم
سنبل آبی، فندق تاری
و سبدهای وحشیِ بوسه
میخواهم آن کنم
که بهار میکند با همه گیلاس بُنان
من بدون هیچگونه تردید و بآسانی این مطلب را قبول میکنم که توده مردم صادقانه خیر و صلاح مملکت را خواستار هستند. حتی قدم را بالاتر گذارده و ادعا میکنم که بهطورکلی چون در مقام مقایسه منافع طبقات پایین جامعه نسبت به طبقات ممتاز کمتر است، نیات و مقاصد باطنی آن نیز عاری از هرگونه آلودگی است. ولی طبقات پایین جامعه فاقد استعداد قضاوت و تشخیص راهحلهاست. توده مردم در عین حال که به دنبال مقصود میدود از شناسایی و حصول به آن عاجز است.
باری، «اراده ملت» از کلماتی است که همواره در ازمنه مختلف دستاویز دسیسهکاران بوده است و طی قرون متمادی، مستبدین از آن استفاده نمودهاند. کسانی بودهاند که تعدادی رای را خریداری و نام اراده ملت را بدان اطلاق کردهاند و کسانی سکوت یک ملت را به اراده او تعبیر کردهاند و تصور نمودند که نفس اطاعت مردم حق حکومت به آنها داده است.
? توکویل، دمکراسی در آمریکا، اصل حاکمیت ملت بر جامعه
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago