?سرداران ورزمندگان عاشورایی?

Description
(درحسرت روزهای جنگ)@sardarbakery
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 8 months ago
1 year, 8 months ago
1 year, 8 months ago

بانوی گل...
?شاهکار زیبایی خلقت..
مخلوق دلبری خداوند...
?شادی تو شادی دنیاست.
روزت، ماهت، سالت و
?تمام لحظه های عمرت،
از هم اکنون مبارک ??

1 year, 8 months ago

? رحلت حضرت امُّ‌البنین سلام الله علیها- ۱۳ جمادی‌الثانی

▪️ماجرای ازدواج و ورود به خانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام
▪️خاندان بنی کلاب
▪️عظمت شخصیت
▪️عشق و محبّت به فرزندان حضرت زهرا علیهاالسّلام
▪️عاشورا
▪️زیارت‌نامه...

1 year, 8 months ago

?

1 year, 8 months ago

#مادری_میشناسم *?*

مادری می‌شناسم؛
که شجاعت شیر داشت و محبت باران.
استواری کوه داشت و لطافت نسیم.

مادری می‌شناسم؛
هنرمند؛
هنرش نقاشی بود.
نقش کردن وفا،
نقش کردن شجاعت و عشق.
نه بر روی بوم، بر قلب فرزندانش.

مادری می‌شناسم؛
که خطاط بود!
مشق عشق می‌کرد ...
هر شب ۱۳۳ بار
بر لوح دل می‌نوشت؛
یاعلی?

مادری می‌شناسم؛
که شاعر بود‌،
و لالایی‌اش بنام زهرا،
برای زهرا ،
به عشق زهرا
در گوش فرزندش جاودانه شد.

مادری می‌شناسم؛
که احترامش در آسمان
بیشتر از زمین است.

اگر نمی‌شناسید!
از امام زمانمان سراغش را بگیرید.
بگیرید سراغ مادری را که
برای حسین زهرا سلام الله علیها
مادری کرد.#سلام_مادر_شیرمردان_روزگار ?**
#حضرت_ام_البنین_سلام_الله_علیها#السلام_عليك_یا_ابالفضل

1 year, 8 months ago

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

زندگی نامه امام علی بن
موسی الرضا (ع) ؛
???????
قسمت شانزدهم»» دعوت از امام به مناظره،
««««««««««««««««««««
یاسر خادم، که عهده دار کارهای حضرت بود، وارد شد و گفت: مأمون به شما سلام می رساند و می گوید: برادرت به قربانت باد! اصحاب مکاتب مختلف و ارباب ادیان و علمای علم کلام از تمام فرق و مذاهب گرد آمده اند. اگر دوست دارید، قبول زحمت فرموده، فردا به مجلس ما آیید و سخنان آن ها را بشنوید و اگر دوست ندارید، اصرار نمی کنیم و نیز اگر مایل باشید، ما به خدمت شما می آییم و این برای ما آسان است.

امام(ع) در یک گفتار کوتاه و پر معنا فرمود:
سلام مرا به او برسان و بگو: می دانم چه می خواهی؟ من إن شاءالله صبح نزد شما خواهم آمد»
( ? عیون أخبار الرضا، ج 1، ص 155)

نوفلی که از یاران حضرت بود، می گوید: وقتی یاسر خادم از مجلس بیرون رفت، امام(ع) نگاهی به من کرد و فرمود: تو اهل عراق هستی و مردم عراق ظریف و با هوش اند. در این باره چه می اندیشی؟ مأمون چه نقشه ای در سر دارد که اهل شرک و علمای مذاهب را گردآورده است؟
نوفلی می گوید: عرض کردم؛ او می خواهد شما را محک بزند و بداند پایه علمی شما تا چه حد است، ولی کار خود را بر پایه سستی بنا نهاده. به خدا سوگند، طرح بدی ریخته و بنای بدی نهاده است.

امام(ع) فرمود: چه بنایی ساخته و چه نقشه ای کشیده است؟

نوفلی که هنوز به مقام شامخ علمی امام(ع) معرفت کامل نداشت و از توطئه مأمون وحشت کرده بود، عرض کرد: علمای علم کلام، اهل بدعت اند و مخالف دانشمندان اسلام اند؛ زیرا عالِم واقعیت ها را انکار نمی کند، اما این ها اهل انکار و سفسطه اند. اگر دلیل بیاوری که خدا یکی است، می گویند: این دلیل را قبول نداریم. اگر بگویی: محمد(ص) رسول الله است، می گویند: رسالتش را اثبات کن. خلاصه در برابر انسان دست به مغالطه می زنند و آن قدر سفسطه می کنند تا انسان از حرف خودش دست بر دارد. فدایت شوم، از این ها بر حذر باش.

امام(ع) تبسمی فرمود و گفت: ای نوفلی، تو می ترسی دلایل مرا باطل کنند و راه را بر من ببندند؟!

نوفلی که از گفته خود پشیمان شده بود، گفت: نه به خدا سوگند، من هرگز بر تو نمی ترسم. امیدوارم که خداوند تو را بر همه آن ها پیروز کند.

امام فرمود: ای نوفلی، دوست داری بدانی کی مأمون از کار خود پشیمان می شود؟

گفتم: آری

فرمود: هنگامی که استدلالات مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود و در برابر اهل انجیل به انجلیشان و در مقابل اهل زبور به زبورشان و در مقابل صابئین به زبان عبریشان و در برابر هیربدان به زبان فارسیشان، و در برابر اهل روم به زبان رومی و در برابر پیروان مکتب های مختلف به لغاتشان. آری، هنگامی که دلیل هر گروهی را جداگانه ابطال کردم، به طوری که مذهب خود را رها کنند و قول مرا بپذیرند، آن گاه مأمون خواهد دانست مقامی را که او درصدد آن است، مستحق نیست؛ آن وقت پشیمان خواهد شد و هیچ پناه و قوه ای جز به خداوند متعال عظیم نیست.

هنگامی که صبح شد،...

ادامه دارد...

1 year, 8 months ago

پنجره‌شهادت‌باز‌است?
عطر‌شهادت‌به‌مشام‌می‌رسد
شهادت‌جلوی‌پنجره‌منتظر‌ایستاده
و‌برایمان‌آغوش‌‌باز‌کرده!ولی‌حیف‌نمیشه‌رفت

1 year, 8 months ago

#شهیدانه
واکنش شهید در مقابل غیبت..

با حسین آقا رفتیم پایگاه مقاومت مسجد محله، هوای قم اون سال سوز عجیبی داشت، گفتم حسین بیرون نباشیم بریم بریم تو اتاق،
رفتیم تو، دو نفر از بچه های پایگاه شروع به #غیبت کردند، دیدم حسین سرش پایینه و سریع رفت بیرون، رفتم دنبالش گفتم چی شد؟
هوا سرده بیا تو، گفت: هوای سرد رو ترجیح میدم به گرمای اونجا، اون شب اینقد بیرون وایساد که وقتی دست زدم به دستاش سرد و خشک شده بودن ، گفتم حسین برو خونه، مثه همیشه لبخندی زد و گفت نه بابا، بادمجون بم آفت نداره..

-شهید‌محمدحسین‌سراجی-

1 year, 8 months ago

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

زندگی نامه امام علی بن
موسی الرضا (ع) ؛
???????
قسمت دوازدهم «« خشکسالی در مرو، و نماز باران،
««««««««««««««««««««

وقتی مأمون حضرت رضا (علیه السلام) را ولی‌عهد خود قرار داد، مدتی باران نبارید. بعضی از اطرافیان بد اندیش سخنان ناروایی را آغاز کردند و گفتند: «ببینید از وقتی که علی بن موسی به سوی ما آمده و ولی‌عهد شده، دیگر آسمان هم بر ما نمی‌بارد!»
این حرف به گوش مأمون رسید و بر او گران آمد.

لذا از امام خواست تا برای بارش باران دعا کند. امام قبول کرد. آن روز جمعه بود. امام(ع) فرمود روز دوشنبه دعا می‌کنم؛زیرا دیشب رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب دیدم و پیامبر فرمود: «منتظر روز دوشنبه باش و به صحرا برو و برای مردم از خداوند عزوجل طلب باران کن و از آن‌چه نمی‌دانند آنها را باخبر ساز تا فضل و مقام تو را دریابند.»

روز دوشنبه امام(ع) به صحرا رفتند و عده زیادی به همراهشان از شهر خارج شدند.
امام بالای منبر رفت، حمد و ثنای الهی به جا آورد و عرضه داشت: «بار خدایا! این تویی که حق ما اهل‌بیت (علیهم السلام) را بزرگ داشته‌ای. این مردم همان‌طور که امر کرده‌ای، به ما دست توسّل دراز کرده‌اند؛ فضل و رحمت تو را آرزو می‌کنند و منتظر احسان و نعمت تو هستند. خداوندا! آنها را از بارانی مفید که هیچ ضرری در بر نداشته باشد سیراب کن و بارش این باران را بعد از رفتن از صحرا و رسیدن‌شان به خانه‌هایشان قرار بده!»

قسم به آن خدایی که محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به رسالت مبعوث فرمود، بادی سخت وزیدن گرفت و ابرها پدیدار شدند؛ ابرها غرش کردند و برق زدند. مردم خواستند خود را به سرپناهی برسانند؛ ولی حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند:«بر جای خود بمانید که این ابر برای شما نیست و مال شهر دیگری‌ست.»

ابرها گذشتند و بار دیگر ابرهای دیگری آمدند و غرشی کردند؛ اما باز امام(ع) فرمودند:«بر جای خود بمانید. این ابر هم برای شما نیست.»

ابرهای سوم و چهارم تا ده ابر آمدند و یکی پس از دیگری غرش‌کنان گذشتند.

وقتی ابر یازدهم ظاهر شد، امام فرمود: «ای مردم! این ابر را خداوند برای شما فرستاده. او را سپاس‌گزار باشید و به سوی منازل خود بروید که این ابر بالای سر شما خواهد بود تا داخل منازل خود شوید که بعد از آن بر شما بارش کند.»

آن‌گاه از منبر پایین آمد و مردم به خانه‌هایشان رفتند. سپس بارانی شدید بارید که تمام صحراها و گودال‌ها و دره‌ها را از آب پر کرد. مردم یک‌صدا می‌گفتند: « گوارا باد کرامات خداوندی بر فرزند رسول خدا»

سپس امام(ع) بیرون آمد و عده زیادی جمع شدند. امام(ع) آنها را به تقوای الهی توصیه کرد و پندهای فراوانی برایشان ایراد فرمودند.

( ? بحارالانوار, ج 49, ص 180, ح 16, )

( ? عیون اخبارالرضا, ج 2, ص 167, 172)

〰️〰️〰️〰️〰️〰️
ادامه دارد...

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago