?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
🟢 مسئولیت و وظیفه قانونی دولت درجبران خسارات وارده به شرکت ها بابت قطع جریان برق وگاز 🟢 👈 ضرورت احیا مفاد (( قانون بهبود مستمر محیط کسب وکار )) مصوب سال1390 👉 عباس ارون تاج 27 آذر 1403 ✅ درماده 25 قانون فوق به صراحت وظیفه و مسئولیت دولت درجبران خسارت و ضررو زیان وارده به شرکت ها ی خصوصی وتعاونی ناشی از قطع موقت برق وگاز ذکر شده است . 👈 (( ماده 25 ـ در زمان كمبود برق، گاز يا خدمات مخابرات، واحدهاي توليدي صنعتي و كشاورزي نبايد در اولويت قطع برق يا گاز يا خدمات مخابرات قرار داشته باشند و شركتهاي عرضه كننده برق، گاز و خدمات مخابرات موظفند هنگام عقد قرارداد با واحدهاي توليدي اعم از صنعتي، كشاورزي و خدماتي، وجه التزام قطع برق يا گاز يا خدمات مخابرات را در متن قرارداد پيش بيني كنند. هرگاه دولت به دليل كمبودهاي مقطعي به شركتهاي عرضه كننده برق يا گاز يا مخابرات دستور دهد موقتاً جريان برق يا گاز يا خدمات مخابراتي واحدهاي توليدي متعلق به شركتهاي خصوصي و تعاوني را قطع كنند، موظف است نحوه جبران خسارتهاي وارده به اين شركتها ناشي از تصميم فوق را نيز تعيين و اعلام كند.
آيين نامه اجرائي اين ماده توسط وزارتخانه هاي صنعت، معدن و تجارت، جهاد كشاورزي، نفت، نيرو و ارتباطات و فناوري اطلاعات تهيه مي شود و ظرف سه ماه پس از لازمالاجراء شدن اين قانون به تصويب هيأت وزيران مي رسد. )) 👉 ✅ ضروری است هیئت مدیره و سهام داران شرکت ها ی که این روزها دراثر قطع برق و گاز متحمل خسارات و زیان شده ومی شوند و هم چنین مدیران سازمان بورس ، در جهت احیا و اجرایی کردن این قانون ، اقدامات موثر به عمل آورند .
🟢 زخم کاری شرکت ملی صنایع پتروشیمی وزارت نفت برپیکر ضعیف شرکت های بورسی و بازار سهام .🟢 عباس ارون تاج ۲۷ بهمن ۱۴۰۳ ✅ یک بار دیگر در یکی از دشوارترین شرایط اقتصادی ، شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اعلام افزایش قیمت های چندصددرصدی نرخ خوراک و سوخت ، ضربه و…
✔️ به مناسبت حضور پزشكيان در مراسم 16 آذر؛
*?« آن آذرهای اهورائی رعد و برق بودند، ما اكنون به فانوس محتاج تریم ! "*پس از حضور رئیس جمهور آقای خاتمی در نشست ۱۶ آذر ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران در جوی ملتهب و پرآشوب که ناسزاها شنید و جماعتی که در پوشش " اصلاح طلبی " نامبردار شده بودند ، مانع ادامه آرام و مدنی نشست شدند ، هر که و هر چه بودند - چه نا آگاه و هیجانی و تحریک شده و چه مامور و آلت فعل ، آب به آسیاب جریانهائی که پشت " معجزه هزاره سوم " پنهان شده بودند، ریختند!
چند روز پس از آن واقعه هائله، روزنامه نگاری طی یادداشتی در روز 24 آذر در روزنامه شرق ذیل عنوان : "
" من از موی سیاه می ترسم"ضمن شرح ویژه گی های جوانی و خامی و بی تجربگی و ... از جمله نوشت:
" خاتمی جای اشتباهی رفته است.این روزها به سپید مویانی که آرام و شمرده میگویند و باد در گلو نمیاندازند و دریافته اند که قرار نیست همه چیز را آنچنان دگرگون کرد که نتوان بازشناختش، بیشتر نیازمندیم.
ای کاش خاتمی با اساتید دانشگاه قراری میگذاشت، دیگر وقت آن رسیده است که دانشگاه را به بازرگان، سحابی، سیاسی- دکتر علی اکبر-خانلری و موسپیدان بشناسیم و بدانیم که آذرهای اهورائی رعد و برق بودند ، ما به فانوس محتاج تریم ! "
این روزها که ریاست محترم جمهور بمناسبت سالگرد شهدای دانشگاه در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و به احترام دانش و دانشجو و استاد و استقلال دانشگاه، راهی دانشگاه خواهند شد باید بسیار مواظب باشند که خناسان و آلت دستان و مو سیاه ها و مو سفیدهای هیجان زده ماجرای ۱۶ آذر ۸۳ را تکرار نکنند، چون این گونه رخدادها تنها و تنها امکان وقوع در دولتهای خاتمی ، روحانی و پزشکیان دارد و نه در دولتهای دیگر!
بسیار باید هوشیار بود که مردم ایران بیش از هر گاه امروز نیازمند آرامش و رفع مشکلات تلنبار شده از سابق میباشند و ایران نیاز به شعور و گشودن گره ها دارد و نه شعار و هیاهو و عقده گشائی.
بامید روزهای خوب و بهتر برای ملت و دولت و موفقیت ریاست محترم جمهور در خدمت به همه هم میهنان.
? صبح جمعه ۱۶ آذر ۱۴۰۳ ، ارتفاعات شمال غرب تهران ، قله توچال از نزدیک قله چین کلاغ . آلودگی شدید و کم سابقه هوای تهران تا ارتفاعات کوهستان شمال تهران امتدادیافته و مشاهده می شود .
ایران را از درون میپوسانید
محمد فاضلی
اصرار بر اجرای قانون #حجاب_و_عفاف، آگاهانه یا ناآگاهانه، اقدامی برای فرسودن و پوسانیدن ایران است. توضیح میدهم که چرا اجرای این قانون ایران را از درون فرسوده میکند.
یک. محتوای این قانون، مردم ایران را رو در روی هم قرار میدهد. از راننده اسنپ تا صاحب مغازه و کسبوکار، مکلف شدهاند با انتخابکنندگان پوشش اختیاری درگیر شوند، فیلم و عکس آنها را در اختیار فراجا قرار دهند، یا تن به جریمه شدن بدهند.
شهروندان در چارچوب این قانون رو در روی هم میایستند و برای نانشان مجبور به آدمفروشی میشوند.
تعجب نکنید! آدمفروشی واژهای است که به سرعت با اجرای این طرح رایج میشود و آدمها را درگیر عذاب وجدان میکند و از اینکه برای نانشان پنجه به صورت هموطن خود میکشند، از درون حس بیاخلاقی خواهند کرد.
دو. بزرگترین سرمایه هر جامعهای، ظرفیت زندگی مسالمتآمیز شهروندانش در کنار یکدیگر است. مسائل را میتوان با زندگی مسالمتآمیز حل کرد، همکاری را توسعه داد و در کنار هم برای زندگی بهتر تلاش کرد. این قانون مردم را رو در روی هم، و همگان را رو در روی نظام سیاسی قرار میدهد.
این قانون به جای محبت، مولد نفرت است. نفرت همه آن چیزی است که برای به تخریب ظرفیت زندگی مسالمتآمیز نیاز است.
سه. میلیونها انسان برگزیدهاند که گونه دیگری زندگی کنند. شمشیر قانون و چماق جریمه را بالای سر این میلیونها انسان – عمدتاً از نسل جوان و آیندهسازان این کشور – چرخاندن و لاف قدرت زدن، جز ناامید کردن، متنفر ساختن و پیام نشنیدن صدای جوانان دادن هیچ معنایی ندارد. این کار به معنای تشویق ایشان به مهاجرت است. نه فقط مهاجرت، بلکه فرار توأم با تنفر است.
چهار. آن همه جریمه که در قانون برای کسبوکارها در نظر گرفته شده تا آنها را به همکاری در آدمفروشی وادار کند، دادن پیام بیثباتی و ضدیت با توسعه کسبوکارهاست. سیاستگذار آشکارا به کسبوکارها پیام بیثباتی و درافتادن با توسعه اقتصادی میدهد.
پنج. وقتی جامعهای با انواع مشکلات از خاورمیانه درگیر خون و آتش و تهدید، تا رکود و تورم، تا بحران ارزی، بانکی، محیطزیستی، ناترازی انرژی، خاموشی، مهاجرت و ... درگیر است؛ و سیاستگذار کلاً و فقط به ذهنش رسیده بر اجرای قانونی برای درگیر کردن مردم با یکدیگر متمرکز شود، پیام خیلی روشنش به نسل جوان، به مردم و به هر ایرانی این است که این سیاستگذار اصلاً و ابداً نگران وضعیت ایران نیست؛ دنبال منافع خودش است و شاید تشدید این وضعیت و زوال بیشتر را میطلبد.
شش. اجرای این قانون، سرمایه اجتماعی دولت را میسوزاند و اندک امیدها برای شکل دادن به عزمی ملی برای همراهی در انجام اصلاحات ضروری اقتصادی را نابود میکند.
نتیجه
ایرانی که آدمهایش رو در روی هم قرار بگیرند، کسبوکارهایش احساس بیثباتی و ناامنی کنند، جوانانش با تنفر به دنبال مهاجرت باشند، و دولتش در فقدان اعتماد و سرمایه اجتماعی قادر به اجرای اصلاحات اساسی نباشد؛ ایرانی که در آن ظرفیت زندگی مسالمتآمیز کاهش یابد؛ از درون میپوسد.
آنها که این گونه ایدهها را مطرح و پیگیری میکنند، عاقبت ممنوعیت ویدئو، ماهواره، اینترنت و ... را دیدهاند. میدانند چنین قوانینی اجرا نمیشوند. لذا با صراحت باید گفت این کار، هر چه هست، نادانی و از سر نادانی نیست.
? ضرورت ارتقا جایگاه سازمان بورس ? باسلام و درود . جسارتا و با اجازه بزرگ ترا . عباس ارون تاج ۱۹ شهریور ۱۴۰۳ ✅ به علت فوریت به زودی شخصی به عنوان رئیس سازمان بورس معرفی و مشغول کار خواهد شد اما موضوع با اهمیت تر دیگر ، جایگاه و ساختارسازمانی بورس است . قبلا درمورد ضرورت ارتقا جایگاه و اصلاح ساختار سازمانی بورس اوراق بهادار طی یادداشتی پیشنهاد مشخصی را مطرح کردم . آدرس یادداشت : https://t.me/arvantaj/4811 دوباره آن را مطرح می کنم . اول : به علت عدم کارآیی عدم اثرگذاری ، ابهام و ناشفافیت و .... در مسئولیت ها و پاسخ گویی ها ، شورای عالی بورس به عنوان بالاترین رکن سازمانی ، حذف و به جای آن : هیئت عامل ۵ یا ۷ نفره ، هدایت و مدیریت سازمان بورس را به عهده خواهد داشت . دوم : سازمان بورس به لحاظ جایگاه بالاتر از وزارتخانه ها ( اقتصاد ) و هم ردیف سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی تعریف وجانمایی شده و رئیس آن بالاتراز وزیر اقتصاد و هم ردیف با رئیس سازمان برنامه و رئیس کل بانک مرکزی ، تعیین و مسئولیت و اختیار خواهد داشت . سوم : گزینه های هیئت عامل سازمان بورس توسط نهادهای مرتبط و ذینفع از جمله اتاق بازرگانی ، جامعه و کانون کارگزاران ، نهادهای مالی سرمایه گذاری ، وزارت اقتصاد و ... معرفی و با حکم نهایی رئیس جمهور انتخاب می شوند . چهارم : روشن است که سازمان بورس یک سازمان دولتی نیست و نخواهد بود و سازو کار اداره و مدیریت آن طبق قانون غیردولتی و مستقل و بازارمحور خواهد بود . پنجم : تغییرات پیشنهادی فوق مستلزم اصلاح قانون جاری بازاربورس اوراق بهادار است که ضروری است به سرعت دردستورکار سازمان بورس ، وزارت اقتصاد و دولت ، مجلس و .... قرارگیرد .
*? ارتباط اقتصاد وتوسعه با فرهنگ وباورها ? عباس ارون تاج 17 شهریور 1403 ✅ درپیوست فایل سخن رانی 10 دقیقه ای دکتر آذرخش مکری با عنوان ارتباط فرهنگ وتوسعه نکات بسیارمهم ، قابل تامل ، تفکر و آموزنده مطرح می شود که به نظرم توجه به آن برای هرایرانی دلسوزو خواهان توسعه و پیشرفت ایران یک ضرورت و الزام است . ✅ اینکه دلایل توسعه نیافتن و عقب افتادن ایران و ایرانیان الزاما برخی کاستی ها ی فرهنگی ورفتاری نیست . اینکه تجربه ملت ها و کشور ها نشان می دهد که بخش زیادی از فرهنگ ، باورها ورفتارهای مردم آن چنان که می نمایند پایدار و غیر قابل تغییر نبوده بلکه : ((موقعیت و شرایط محور)) هستند . اینکه با اصلاح نظام حکمرانی و نظام اقتصادی نامطلوب کنونی درایران ، همانند چین ، هند ، و .... فرصت و امکان یک تغییر و بهبود چشم گیر در اقتصاد ، کسب و کار ، زندگی ، فرهنگ و رفتار ایران و ایرانیان وجوددارد . ✅ واینکه ما ایرانیان نباید در تله خودزنی ، خود تحقیری و ... پرخسارت و فلج کننده گرفتار شویم که دررسانه ها و شبکه های اجتماعی مطرح و بزرگ نمایی می شود . دراین گفتار ۱۰ دقیقه ای یک دنیا نکته آموزنده ، هشدار و بیدار کننده مطرح می شود که ارزش بارها شنیدن و ساعت ها تامل و تفکر و بحث و گفت و گو کردن را دارد . ?*????
? ایشان سرکار خانم فاطمه مهاجرانی هستند که به عنوان سخنگوی دولت آقای پزشکیان انتخاب شده است . اگر همین سخن رانی کوتاه ایشان را ملاک قراردهیم شایدیکی از شایسته ترین و مناسب ترین انتخاب آقای پزشکیان بوده است . با مهارت عالی سخنوری ، مسلط به ادببات فارسی ، گزیده گو ، درست و شنیدنی سخن گفتن ، احترام به مخاطبان و شهروندان و ... با امید به شروع تغیییر و بهبود جدی درنظام حکمرانی ودولت و نهادهای حکومتی .
✨یک اتفاق مسعود در مسعودیه!
✍️محمد محمودی
دبیر سابق پایگاه اطلاع رسانی
آیت الله هاشمی
مدتها بود که دنبال یک نشانه از تایید هاشمی نسبت به پزشکیان می گشتم. ولی نصیبم نمی شد!، تا رسید به شب اربعین حسینی. در غروب شنبه سوم شهریور ۱۴۰۳ که از قضا مصادفم شد با نودمین زادروز هاشمی، کجا؟. مسگرآباد تهران!. برای چه؟. افتتاح بیمارستان هاشمی. چه زمانی؟. فقط چند روز بعد از تشکیل دولت وفاق، با چه کسی؟. با دختر هاشمی!. بخدا اگه به روال مرسوم این سالها بود، مسعود پزشکیان هم نباید می آمد، چون نه رئیس جمهور قبلی به برنامه های بنیاد امور بیماری های خاص می آمد، نه روسای جمهور قبل تر!. اما پزشکیان آمد!. یک تابوی شکنی تاریخی بعد از ۲۰ سال، یا شایدم بیشتر. حال عجیب و متمایزی دارد این رئیس جمهور. کلیاتش را در یادداشت «اخلاق وفاق» نوشتم.ولی باور کنید احوال پزشکیان اصلا با احوالات این سالهای ما جور نیست!. احوالی که باعث شده یکجوری دشمن خونی هم بشویم، که حداقل مجازات همفکر نبودن از سوی طرف مقابل مان شده، طرد ابد!.
با همین فرمان تفرقه و کینه پیش آمدیم که کار بجایی رسید که حتی نمازجمعه ها هم از «وفاق» خالی شد و آنقدر تریبون ها رنگ جدایی به خود گرفت که تنها چیزی که ته کاسه خالص سازی ماند، خالی سازی بود!.
ویروس بدتر از کرونای «بی هم بودن» آنقدر در تن کشور پیش رفت و رفت، که کارد را به استخوان نظام رساند. دیگر به جز رهبری کمتر کسی از وحدت حرف می زد. تریبون های رسمی و رسانه ملی مملو از طعنه و کنایه و زخم زبان بود و «پدری کردن» مطالبه ای شد بی اجابت!. برخی انقلابی ها، تقوای کلام نداشتند و برخی دیگر أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ شدند علیه فرزندان ایران!. اما انگار پزشکیان آمده تا بازار تمام گوشت تلخ ها را پلمپ کند!. پزشکیان وقتی در مناظرات گفت من «فهمیدم که نمی فهمم» در واقع مانیفست «اخلاق وفاق» را اعلام کرد تا همه بدانند با «من» سازی از خود و بی معرفتی به بزرگان، کاری از پیش نمی برند.
اما چرا نوشتم اتفاق مسعود در مسعودیه؟. آخر خیلی نارفیقان هاشمی بودند در تمام سالهای حیات و مماتش، که به وقت مبادا تا می توانند بهانه جور می کنند، تا از او نگویند، ولی پزشکیان برعکس تمام آنها، بهانه جور کرد برای آمدن، تا هم ادای احترام کند به یک عمر خدمت مشفقانه ی هاشمی و هم قدردانی کند از سی سال همت بیوقفه دختر هاشمی در خدمت به بیماری های خاص!. از نگاه نگارنده این مهم ترین اتفاق مسعود در این سالها بود. اتفاقی مسعود به نام قدرشناسی از خدمتگزاران واقعی مردم برای ترویج خدمات صادقانه. البته فاطمه هاشمی سالهای مدیدی است که به «رسم پدر» عادت کرده و تنها ماندن و تنها کار کردن را زندگی می کند، پس امسال هم خیلی چشمش به در نبود، چون اصلا حساب قدردانی از خدماتش را با جای دیگری می داند. فاطمه فرآتر از هر چیز، پای عهد پدرش ایستاده. عهدی که وصیتی نانوشته شد برای فاطمه از جانب پدر، به نقل مضمون که؛ «هر چه پیش آمد، پای بیماران خاص بمان!». فاطمه سالهاست پای این عهد ایستاده و این راه سخت و دشوار را تنها با «یاری سبز» مردم به پیش می برد. اما خب امسال مسعود پزشکیان و وزیر بهداشت با معرفتش، نگذاشتند فاطمه بازهم تنها بماند. آنها آمدند تا نشان دهند هاشمی زدایی تنها یک خیال خام بود و بس. چرا که تا سازندگی هست، نام هاشمی هم هست.
البته حضور بی خبرِ پزشکیان در مراسم افتتاح بیمارستان هاشمی برکات دیگری هم داشت. حضور «مسعود» رئیس جمهور در مسعودیه هم یک ترک عادت شد برای رسانه ملی. برای پخش یک گزارش کامل از بنیاد امور بیماری خاص، هم یک انگشتر فیروزه شد، برای انگشت باصفای افشین علای عزیز از سوی رئیس جمهور و هم یک شوخی کمتر شنیده شد از محسن آقای هاشمی که رو به رئیس جمهور گفت: «آقای پزشکیان، منم مثل شما از روی کاغذ بخونم، خراب می کنم!» و از همه بالاتر یک امید بزرگ شد برای آینده دارویی و درمانی بیماران خاص. برای من گوشه نشین م شد، همان نشانه ای که دنبالش می گشتم. نشانه ی تایید هاشمی بر نام پزشکیان. تایید رئیس جمهوری که نه «من» است و نه «بی معرفت». پس به حرمت تواضع و وفای صادقانه پزشکیان با خودم قرار گذاشتم، آمدنش به بیمارستان هاشمی را طوری بنویسم که «هاشمی» دوست داشت و عنوانش را هم به گونه ای بگذارم که او می پسندید. حاصلش شد همین که خواندید، یک اتفاق مسعود در مسعودیه!.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago