در آن سوی‌ حرف و صوت...

Description
کتاب می‌خوانم و موسیقی می‌شنوم و در این‌جا به اشتراک می‌گذارم تردیدها و دوست‌داشته‌هایم را......
@Mohsendarvishpasand
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 10 months ago
سال‌هاست که با حسین‌ علیزاده خیلی‌دور …

سال‌هاست که با حسین‌ علیزاده خیلی‌دور و شاید هم خیلی‌ نزدیک آشناام...
و تقریبا با تمام صحبت‌های دکتر محمد فاضلی عزیز موافقم و می‌دانم که اگر فرصت داشت خیلی بیشتر در موسیقی و شخصیت علیزاده عمیق‌تر می‌شد...
اما برایم چقدر حسرت‌آور شد وقتی در معرفی‌ی کارهایش، به اجرای دوباره‌ی نینوا، عصیان و ترکمن در اوج دوران تلخ ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، اشاره‌ای نکرد.

سال ۱۳۸۷ علیزاده و درویشی در تصمیمی به شدت اجتماعی- سیاسی - موسیقایی، کنسرت نی‌نوا- عصیان- ترکمن - کلیدر را برگزار کردند که به نوعی‌هم غم‌نامه‌ای بود برای آن دوران و هم عصیان و سرکشی‌ای بود در مقابل آن...

به هر حال شنیدن و دیدن این ۲۴ دقیقه را بسیار و بسیار پیشنهاد می‌کنم....

https://t.me/fazeli_mohammad/4118

@daransooyeharfosuot

1 year, 10 months ago

می‌گفتمت و می‌شنیدمت

ناچار
به راهی دیگر شدم

و

فرو رفتم

به صد سال تنهایی‌ی خود...

گلستانی دیدم بی‌درخت

و بستانی
             پر از لاشه....

آنگاه بود که
    چه قرن‌هایی در من ویران گذشت
                                    هر ثانیه‌....

کارلCarl
بیر مک کری
موسیقی‌ی سریال ِ مردگان متحرک

@daransooyeharfosuot

1 year, 10 months ago

۴۸
در چاه ِ خواب بیدار می‌شوم

چشمانم خواب آلوده‌اند

آهسته قدم برمی‌دارم

خودم را به جلوی آینه می‌رسانم

باغبان زمان رو در روی ام است

به درون آینه می‌نگرم

سال‌خوردگی لبخند می‌زند

به مِرگان می‌اندیشم

به عباس‌اش

مارهای سیاه و سفید ِ درون ِ چاه
۱۵

و

پیری و دیوانگی و سال‌خوردگی....
۶۳
مغتنم‌ام به دوره‌ی صحبت با گل و کتاب و ساز و ساقی.....

باغبان

تار : حسین علیزاده
آواز : افسانه رثایی
تمبک: مجید خلج

اجرای پاریس - سال ۱۹۹۶ میلادی

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

محله‌ی سن- ژرمن

پاریس«پایتخت ِ قرن نوزدهم» بود.(والتر بنیامین).

زیرا جامعه‌ی پاریس از بالزاک تا پروست همه‌ی مراحل بزرگ‌ترین نبرد و بزرگ‌ترین شکست ِ این سده، یعنی نبرد میان شهروند ِ ( سیتوین) انقلاب فرانسه و بورژوا، و دگردیسی سیتوین به بورژوا را در آینه‌ی خود بر گرفته و با همه‌ی جزییات بازتاب داده بود.

بنابراین، حتی در افول و به رغم شکست «سپاهیان ِ شکوهمند»، این سده برای فرانسه، برای این ملت تمام‌عیار، سده‌ای شکوهمند ماند؛ سده‌ای که پایان خود را تازه با آغاز جنگ جهانی‌ی اول دید، در زمانی که پاریس بدون اهمیت سیاسی و بدون شکوه اجتماعی، هم‌چنان آن‌قدر بزرگ بود که درهای خود را به روی جریان‌های فکری‌ی آوانگارد ِ همه‌ی کشورها بگشاید.

در آغاز و پایان این فرآیند، بالزاک( ۱۸۵۰-۱۷۹۹) و پروست (۱۹۲۲-۱۸۷۱) ایستاده‌اند.

این دو بیش از همه کمک کردند تا رمان به آن چیزی تبدیل شود که صرفا می‌تواند باشد: قالب هنری‌ی جامعه.

پروست وقتی برای نوشتن مدافعه از زندگی‌ی خود، به جست‌وجوی‌ی گذشته‌ی از دست رفته‌اش رفت، در آن‌جا هیچ نیافت مگر همان جامعه‌ای که عمرش را در آن سپری کرده بود، و این شاید بزرگ‌ترین گواه باشد برای اهمیتی که جامعه برای فرد داشته است. زیرا واقعیت و انسجام منحصر به فرد دنیای پروست، در این نهفته است که رخداد‌ها تنها زمانی واقعی می‌شود که پیش‌تر در جامعه منعکس شده است تا سپس در این انکسار، فرد در آن بازاندیشی کند.

بازاندیشی‌ی فردی و بازتاب اجتماعی تنها مراحل ِ متفاوت ِ رخدادی یکسان است، به گونه‌ای که بازاندیشی‌های فردی حتی وقتی فرد مصمم است از جامعه پا پس کشد نیز هم‌چنان ماهیتی اجتماعی دارند- مانند خود پروست وقتی از جامعه محو شد، در انزوایی دور افتاده و هوشمندانه فرو رفت و سرانجام در این انزوا، رمان بزرگ خود را آفرید.

در این فروبستگی، پنهان در پشت دیوارهای مجهز به عایق صوتی، و در پناه خدمت‌کاران و بیماری، او می‌توانست بی‌ هیچ اختلالی، به «زیستی درونی» گوش فرا دهد که گویی همه‌ی رخدادها و زیسته‌های اجتماعی به شکل تجربه‌ای درونی، دوباره در آن بازتولید می‌شد، به گونه‌ای که انگار این امر درونی، آینه‌ای است که می‌تواند واقعیت زیسته را به شیوه‌ای جادویی به حقیقت تبدیل کند.

بدین‌سان، زندگی چه بر نظاره‌گر ِ تجربه‌ی درونی، و چه بر کسی که تنها نظاره‌گری در جامعه است، به یک شکل جلوه‌گر می‌شود.

آن‌چه برای یکی نوعی بازاندیشی‌ی روان‌شناختی است، برای دیگری بازتابی اجتماعی است.

این هم جزئی از نوعی نبوغ است که پروست- پروستی که گرچه در حاشیه‌ی جامعه ایستاده بود، اما هم‌چنان به گونه‌ای موجه به آن تعلق داشت- تجربه‌ی درونی‌ی خود را در نهایت به شکلی چنان ماهرانه در مشت گرفت که کلیت همه‌ی جنبه‌ها را در بر می‌گرفت و می‌توانست همه‌ را تولید کند؛ جنبه‌هایی که بر اعضای مختلف جامعه عرضه می‌شد و از سوی آن‌ها به طور فردی به بازاندیشی گرفته می‌شد.

اما این نیز بخشی از یگانگی‌ی تاریخی‌ی این جامعه‌ی «پایان قرن» است- جامعه‌ای که در آن همه‌ی امور سیاسی به شکل مشکلات روان‌شناختی یا اجتماعی پدیدار می‌شد- که وقتی کسی گواهی از جامعه ارائه می‌داد می‌توانست نوعی آناتومی از جامعه و فرد ِمتعلق به آن را عیان کند که بسیار فراتر از مناسبات تاریخی، اهمیت و اعتبار دارد.

هم برای تاریخ اجتماعی‌ی یهودیان و هم برای نقش‌شان در تاریخ اجتماعی‌ی قرن گذشته، بعید است سندی آگاهی‌بخش‌تر از روایتی که پروست در سدوم و عموره از خود برای جای گذاشته است وجود داشته باشد....

یهودی‌ستیزی ( عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت توتالیتر): پارسه: چاپ دوم: ۱۴۰۲
هانا آرنت
ترجمه‌ی مهدی تدینی
صفحات ۲۴۰ و ۲۴۱ و ۲۴۲.

#کتاب_خوانی

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

در این میکس سه ساعته، موسیقی متن چندین فیلم و سریال ایرانی از گذشته تا امروز، همچنین بعضی از ترانه‌های خوانده شده در این فیلم‌ها و سریال‌ها را خواهید شنید؛ از صدایِ گوگوش و فرهاد تا محسن چاووشی و حامی و...
این میکس با این ذهنیت دستچین شده که دوستداران سینما با مرور تم‌های آشنا و ملودی‌ها و قطعات مهم موسیقی، همزمان با شنیدن آهنگ‌های جذاب و شنیدنی به یاد فیلم‌های محبوب‌شان بیفتند و در لحظاتِ سفر و استراحت با ترکیبی از موسیقی و سینما همراه باشند.

پی‌نوشت اول:

هر چه گشتم نتوانستم کانالی را پیدا کنم که این موسیقی و میکس عالی و فوق‌العاده را از آنجا پیدا کرده بودم ... پیدا کردم حتما لینک و آدرس‌ش را اینجا می‌نویسم...

پی‌نوشت دوم:

آن‌قدر می‌نقشمت تا در هیات تنی بر من متجلی شوی...می‌نقشمت با رنگ و خیال و می‌آمیزمت با نغمه و واژه....
و می‌دانم که می‌آیی....تا بگویمت که چقدر صدایت را دوست می‌دارم....
می‌دانم که می‌آیی....

فروغ هم می‌دانست....و شاملو نیز...و شاید هم سهراب سپهری....

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

روز جمعه ۲۴ ذی‌الحجه‌الحرام ۱۳۲۴( برابر هجدهم بهمن ۱۲۸۵ - ۸ فوریه ۱۹۰۷):

امروز وکلای آذربایجان وارد شدند. با این‌که هوا سرد و کوچه‌ها و خیابان‌ها گِل، و برف می‌آمد، استقبال با شکوه به عمل آمد.....

تخمینا دویست الی سی‌صد کالسکه و درشکه از اعیان و تجار تا یک فرسنگی‌ی شهر به استقبال رفته بود.

گاو و گوسفند بسیاری در دم دروازه‌ و کوچه و خیابان قربانی کردند.

یکی از اجله، فرزند خود را جهت قربانی حاضر کرده، کارد به دست و فرزند ِ خود را روی زمین خوابانیده که از حاضرین،ضجه‌ی غریبی بلند گشته و او را منع نموده، در عوض ِ این قربانی‌ی غیر مشروع، گاو و گوسفند ِ زیادی تصدق کردند.....

تاریخ بیداری‌ی ایرانیان: آگاه:۱۳۶۱
به قلم ناظم‌الاسلام کرمانی
به اهتمام علی‌اکبر سعیدی‌ی سیرجانی
بخش دوم. جلد چهارم. صفحه‌ی ۸۳

#کتاب_خوانی

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

روز شنبه ۴ ذی‌الحجه الحرام ۱۳۲۴ ( برابر ۲۸ دی‌ماه ۱۲۸۵- ۱۹ ژانویه ۱۹۰۷):

بر حسب دعوت از طرف صدر اعظم و وزیر جنگ، رؤسای روحانی و سفراء دول و شاهزاده‌گان و سران و سرداران و وزراء و امراء با لباس تمام رسمی در عمارت ِ شاهی حاضر شده و تخت پله‌داری گذارده؛ شاهنشاه ِ ایرانیان پا به پله‌ی تخت گذارده، صدر اعظم، تاج ِ شاهی را به دست گرفته بر سر شاه گذارد.

روی تاج به طرف ِ صدراعظم بود به همان طور بر سر شاه گذارد و اعلی‌حضرت ملتفت شده تاج را به دست ِِ خود گردانید و فرمود:

« جناب صدراعظم، تاج خیلی سنگین است. سنگینی‌ی او مرا صدمه می‌زند

صدراعظم عرض کرد:

«قربان باید متحمل ِ این بار سنگین شوید و طاقت آورید.»

...........

به واسطه‌ی این‌که تاج را وارونه گذاردند انقلابی در آتیه پدید خواهد آمد. لکن خود اعلی‌حضرت اصلاح خواهد کرد و به دست شخص شاه انقلابات اصلاح خواهد شد. دیگر آن‌که امر سلطنت ِایران، خیلی سنگین خواهد شد که اعلی‌حضرت از تحمل آن به زحمت خواهد افتاد.

مجملا عموم ِ اهالی ایران و خصوص، اهالی تهران، خورسند و خرم گردیده...

تاریخ بیداری‌ی ایرانیان: آگاه:۱۳۶۱
به قلم ناظم‌الاسلام کرمانی
به اهتمام علی‌اکبر سعیدی‌ی سیرجانی
بخش دوم. جلد چهارم. صفحه‌ی ۶۵

#کتاب_خوانی

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

با  تن‌آب‌‌ی در دست به سوی‌اش روان بودم

چون دیروز‌ها، قصدم تن‌سپاری نبود....

سپردن راز جار م به جاری جریان آب‌اش بود....

به خانه‌ی جاری آب که رسیدم
حس دست‌هایت از دستم خالی نبود

شگفتا که
نبودی و بودی
نیستی و هستی
باطنی و ظاهری
جانی و تنی
واژه‌ای و ماده‌ای

اثیری خیال منی

و

نه اسیر من....

...........

گرد و غبار زمین و زمان را از لباس‌هایت می‌تکانم

و

برمی‌گردم.....

دو زیتون‌برگ از خیال چشم‌هایت بر کتاب نرودا یم چکیده بود....

قلم‌ام هم‌آغوش نشان‌برگ‌هایت شد....

شعر واژه‌ها زاییده شدند....

? **گرد و غبار زمان

موسیقی از : النی کاراینْدو**

@daransooyeharfosuot

2 years, 2 months ago

دور و نزدیک
در میانه‌ی کیهان
کی‌ای؟
هان!!!!!

که در کهکشان چشم‌هایت
کُه کشانی، کَه کشانی
کی تواند؟

هان!
کی‌ای؟
در میانه‌ی کیهان!
دور و نزدیک ِ آسمان....

آسمان
حسین علیزاده
موسیقی‌ی فیلم ِ آواز ِ گنجشک‌ها

@daransooyeharfosuot

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago