?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
کافه کلمات ۲۲ ویژه نودو پنجمین سالروز نصرت خان رحمانی برگزار شد
در این برنامه افتخار حضور اساتید نامدار و دوستان هم نسل و جوان ترها را داشتیم و سخنرانی های کوتاه و بلند و خاطراتی درباره نصرت خان رحمانی و همچنین شعرها و زندگی نامه شاعر بزرگمان در برنامه قرار گرفت. در ابتدای برنامه و میانه برنامه هم صدای شعر خوانی نصرت خان در فضا می آمد و پرتره آب مرکب امیر محمد قاسمی زاده از نصرت چشمها را خیره کرده بود ..به هر جهت سالها بود که به افتخار دیدار با نصرت خان رحمانی در سالیان دور بار این برنامه بردوشم بود و چه بهتر که در زادروزش به انجام رسید و تصمیم شد که پیجی هم برای کافه کلمات به انجام برسد و البته مقاله ای از من با عنوان (قهرمان شکست از درون به سیاست)که تنها فرصت خواندن نیمی از آن فراهم شد.قدردان حضور مبارک اساتیدم به خاصه استاد علی باباچاهی و دوستان دیگرم هستم
توضیح اینکه چون این شعر نصرت خان را از نت سرچ کردم گویا بخشی را اشتباه آورده بودند و لغزش وزنی داشت و بداهه خوانده شدhttps://t.me/linkhadikhansari
ادامه از بالا 👆
عصیان خوانساری در فرم و محتوای شعر، برخاسته از روحیهی مبارزه و اعتقاد به آن است. اما از آنجا که به مبارزه به عنوان ابزاری برای دستیابی به صلح نگاه میکند، همچنین به خاطر تقدسی که برای عشق و عشقورزی قائل است، پرهیز از خشونت را مطلوب میداند؛ گرچه خشونت را در کلمات میریزد. همان نشانههای ذکر شده در بالا، به هم زدن زبان و تصاویر و محتوا و جهانبینی، خشونتی است که در کلمات ریخته شده است.
اگر ادعای پرهیز از خشونت را به پرهیز از خشونت فیزیکی تعبیر کنیم، آن وقت این ادعا در تضاد با شعر خوانساری نخواهد بود.
با اینحال اعتراض و مبارزه با هدف رسیدن به صلح، در شعر خوانساری در قالب و فرم و مواجههی با زبان و تصاویر خودنمایی میکند؛ همان همنشینی مسالمتآمیز عناصر متضاد در شعر. من به این میگویم: «مبارزهی صلحآمیز برای صلح».
همهی اینها در کنار آرمان «آزادی»، خود را در شعر و بوطیقای مطلوب خوانساری، به شکل جریان سیال ذهن، چند صدایی و کاهش تاثیر موسیقایی وزن و قافیه، به عنوان دیگر شاخصههای غزل پیشرو، نشان میدهند.
(میدانید که اینها هم بعد از خوانساری، به نام کسانی دیگر در غزل معاصر معروف شد.)
خوانساری برای کاهش تاثیر موسیقایی وزن و قافیه، با تکیه بر همان شکل مبارزه و همگرایی صلحآمیز عناصر متضاد، دو کار عمده انجام میدهد؛ یکی کم و زیاد کردن واحد شعری از یک بیت، به یک مصرع یا سه مصرع یا بیشتر (و عدم ثبات آن در یک شعر)؛ دوم، حل کردن قافیه در شعر، به نحوی که قافیه در عین قرار گرفتن در پایان واحد فرمی شعر (= بیت)، در پایانِ واحد محتوایی شعر قرار نگیرد و بعد از حروف قافیه، جمله یا حتی کلمه ادامه داشته باشد. به همین خاطر، شکل نوشتاری غزل را به شکل نوشتاری شعر سپید تغییر میدهد و در نتیجه، قافیهها لزوما در انتهای سطر قرار نمیگیرند.
خوانساری در عین حال، مدعی استفاده از ظرفیتهای همهی قوالب شعر، از جمله استفاده از ظرفیت موسیقایی شعر کلاسیک است. اما این ابهام را توضیح نمیدهد که با این نوع مواجهه با قافیه که تمام بار موسیقایی قافیه را حذف کرده، چه استفادهای از ظرفیت موسیقایی قافیه شده است. حال آنکه اساسا کارکرد قافیه، زنگ پایانی واحد محتوایی و زنگ موسیقایی شعر است. اما در شعر مطلوبِ خوانساری، قافیه هیچ بار موسیقایی را به دوش نمیکشد. پس اصلا چرا قافیه در شعر حضور دارد؟
شعر خوانساری، شعری عاشقانه برای صلح و آزادی است که با عصیان و مبارزهی تضاد گونهها و عناصر و تکنیکهای شعری شکل میگیرد. البته خواستهی او (بر خلاف برخی جریانهای مشابه)، در عین همهی این شاخصهها، شعری باحیا و به دور از ابتذال و استهجان است.
اعتراض و مبارزه در قالب کلمات و دیگر عناصر شعری، در کنار عشق و تغزلی که در شعر خوانساری دیده میشود، به عقیدهی من، اصلیترین عناصر «شعر بما هو شعر» یا شعر ناب هستند که در یادداشتهای جداگانهای به آنها پرداختهام و خواهم پرداخت.
#رضا_طبیب_زاده - اردیبهشت 98
خوانشی کوتاه بر «بوطیقای همگرایی»؛ خواهشی برای شعر ناب
#هادی_خوانساری از شاعران تاثیرگذار اما کمحاشیهی دههی هفتاد است که در اواخر آن دهه اولین مانیفست غزل معاصر را با عنوان «مانیفست غزل پیشرو» ارائه داد. چند سال پس از آن و در ابتدای دههی هشتاد، در کتاب «تظاهرات تک نفره»، «بوطیقای همگرایی» را در راستا و ادامهی مانیفست خود منتشر کرد.
جریانها و موجهای نوگرایانهای که در دو دههی اخیر در شعر موزون شکل گرفته است، غالبا تحت تاثیرِ نظرات ادبی و شعرهای شاعرانی چون محمد سعید میرزایی و هادی خوانساری بوده است؛ حتی اگر نامی از آنان نیاورند.
شاعرانی چون من و شاعران همنسل من، وامدار این شاعران بوده و شعر را از اینان و امثال ایشان آموختهایم؛ اکنون با ادای احترام و ابراز شاگردی معنوی این شاعران، فروتنانه نگاهی کوتاه به بوطیقای همگراییِ هادی خوانساری خواهم داشت.
شعر و شخصیت و نظرات هادی خوانساری بر چند پایه یا آرمان استوار است که شاخصههای دیگرِ شعر و بوطیقای او از آنها ناشی میشود. این محورها عبارتند از: مبارزه برای صلح، عشق و آزادی.
هادی خوانساری در بوطیقای همگرایی، بر جهانبینی متکی است که بر مبنای آن، طبیعت جهان چرخهای است که از همگرایی آغاز و به واگرایی و از واگرایی به همگراییِ دوباره منتهی میشود. با همین مبنا، سرنوشت بشر را، رفتن به سمت همگرایی و تکیه بر اشتراکها، در عین پذیرش تفاوتها، میداند. به عبارتی، همگرایی و وحدت را، ثمرهی برخورد عناصر متضاد، پذیرش و همزیستی این عناصر و رسیدن به همگرایی و وحدت میداند. از این رو، دستیابی به صلح جهانی را مبتنی بر همین تعریف از همگرایی دانسته و در فعالیتهای مدنی و ادبی جهانی خود این مسیر را دنبال میکند. شعر مطلوب را نیز نتیجهی همنشینی و همگرایی عناصر متضاد و دور از همِ شعری میداند.
در شعر خوانساری، بیش از اینکه تکیه بر اشتراکها را ببینیم، خلق شیوه یا گونهای متشکل از ظرفیتهای متفاوت جریانها و سبکهای مختلف ادبی در تمام تاریخ و جغرافیا میبینیم. به نظر میرسد او به جای تکیه بر اشتراکها (که در بوطیقای همگرایی از آن صحبت میکند) به دنبال اشتراکزایی است؛ گونه و شیوهای منتج از زیست اشتراکیِ گونهها و شیوههای متنوع ادبی.
اینجاست که ابهامی دربارهی جهانبینی خوانساری پدید میآید که آیا او همگرایی جهان انسانی را سرنوشتی جبری میداند (چنانکه در توضیح کائنات میگوید) یا آرمانی به اختیار بشر که باید برایش تلاش کند؟
شاید از همینجا بشود به ابهام دیگری در بوطیقای همگرایی پرداخت؛ هادی خوانساری مینویسد: «شیوهی همگرا دارای جامعهشناختی خاص خود است که هر دو دیدگاه ماتریالیسم دیالکتیک و بورژوازی جهانی را طرد میکند». طرد بورژوازی جهانی به عنوان محصول بارز تفکر راستگرا و نظریات نظم اجتماعی، با خواستِ همگرایی با تعریفی که خوانساری ارائه میدهد، قابل پذیرش است؛ اما اعتقاد به لزوم برخورد عناصر متضاد یا دور از هم و رسیدن به اشتراک، خودِ ماتریالیسم دیالکتیک است، نه طرد آن. به خصوص وقتی مینویسد: «در بوطیقای همگرا، روایت به سمت فضایی شدن حرکت کرده و به صورت حجمی که دلالت در آن، از طریق زنجیرهای از تفاوتها، خود را تبیین میکند، نمود مییابد». مگر اینکه در جبری بودن یا اختیاری بودن با جامعهشناختی ماتریالیستی و خوانش مارکس از آن، تفاوت کند.
گرایش و علاقهی خوانساری به مبارزان چپگرا مانند «چه گوارا»، یا حتی کسی چون «چمران» (که علیرغم داشتن دیدگاهی غیر از چپ، شاید بتوان گفت روش مبارزهی مبارزان چپگرای آمریکای لاتین و خاورمیانه را برمیگزیند)، میتواند توجیهگر تأثیرپذیری خوانساری از خوانش مارکسیستیِ ماتریالیسم دیالکتیک در توصیف جهان، مبارزه و شعر مطلوب باشد.
چرخهی واگرایی و همگرایی در شعر، منتج به تلفیق و همنشینی فرمها و محتواهای مختلف در شعر مطلوب هادی خوانساری میشود که به عبارتی همگرایی آنهاست. از اینجا، شاخصههای مهم غزل پیشرو مطرح میشود؛ از جمله: چند ژانری بودن، کولاژ تصاویر و زبان، ترکیب قالبها، شکل نوشتاری شعر سپید برای غزل، و... .
اینها نشانههای «عصیان هنری در تکساختی بودن مدرنیسم» است که یادآور «وضعیت پست مدرن» میباشد.
(اهالی شعر میدانند که بسیاری از این نشانهها و عناوین، بعد از خوانساری به نام کسانی دیگر در غزل معاصر معروف شد و همچنان هم کسانی با ادعا یا بی ادعا، درحال بازپروری این نشانهها هستند. البته این امر اگر با رعایت امانت باشد، برای ادبیات مفید است.)
ادامه در پایین👇
?گوینده خبر تلویزیون سوریه؛ دوران پسا بشار اسد
@khabare_vije | Khabarevije.ir
به مناسبت سالروز نیمایوشیج
پاسخی سوالی از مصاحبه شهریور ماه روزنامه آرمان
. به نظر من نیما با انقلاب کوپر نیکی اش بعد از حضرت فردوسی سیاسی ترین هنرمند ما است .حرکت نیما تنها پیشنهاد یک ژانر شعری نبود بلکه یک کودتای اجتماعی سیاسی هنری بود یک بیانیه ( نه بزرگ ) بود و یک تلنگر به جامعه عقب افتاده و دیکتاتور زده آن روزگار که همانگونه که ما قواعدی را می سازیم همانگونه هم می توانیم آنها را دوست نداشته باشم به کناری بگذاریم یا قواعد جدیدی را پیشنهاد بدهیم بله حرکت چریکی نیما تنها مخالفت با قالب شعر کلاسیک نبود که یادآوری و هشدار به مردمی بود که به کمک بشتابند و غریقی را نجات بدهند که همانا فرهنگ و هنر است و اما از سرعت زمان و تحولات نمی شود غافل شد که انقلاب کوچک تری و زایشی از حاشیه کم کم جای خودرا در متن باز می کند و شعر آزاد و منثور شعر نیمایی را به اشغال در می آورد چرا که مردمی که به سرعت در جریان ارتقا آگاهی و روشنفکری بودند و شاعرانی که با تلنگر نیما بیدار شده بودند خوداورا هم به عقب راندند و در ادامه در جریان شعر سپید ماندند هر چند گان من این است که اوتوریته جریانات روشنفکری و میل به پخته خواری و راحتی در سرودن حتا هارمونی و موزونیت را هم در شعر نیمایی نپذیرفتند در جایی که مردمی که سبقه تاریخی و جذابیت موسیقی هارمونیک و التذاذ آن را چشیده بودند هنوز طرفدار شعر نیمایی بودند
https://t.me/linkhadikhansari
فروتنی در کار حرفه ای خیانت است
سخنرانی کوتاهی در خانه هنرمندان ایران در یادبود زنده یاد استاد علی رضا طبایی
@hadikhansarii
https://t.me/linkhadikhansari
#هان_کانگ
#برنده_نوبل_ادبیات_۲۰۲۴
#ترجمه_شعر
#سعیدجهانپولاد
هان کانگ،رمان نویس، شاعر و استاد نویسندگی خلاق در موسسه هنر سئول است. او در سال ۲۰۱۶ جایزه بینالمللی من بوکر را برای رمان گیاهخوار دریافت کرد .در بیانیه آکادمی نوبل درباره این شاعر و نویسنده آسیایی آمده است . جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۴ امسال به هان کانگ شاعر و نویسنده کرهای به خاطر «نثر شاعرانهاش که با آسیب های تاریخی مقابله و شکنندگی زندگی بشر را آشکار میکند» اهدا شدهاست .هان کانگ اولین نویسنده کره جنوبی و اولین نویسنده زن آسیایی ست که برنده جایزه نوبل شدهاست.
برگردان شعر "سنگ نیلی" از هان کانگ به قلم سعیدجهانپولاد
سنگ نیلی
دهسال پیش در خواب
آن سنگ نیلی را دیدم
در زیر موجاموج رودخانه
آیا هنوز آنجا است ؟
من مردهبودم
در یک روز بهاری
آنگاه که مُردم
کنار رودخانه راه میرفتم
آه،مردن چه خوب بود
روشن بود اما مثل پَری سبُک
زیر امواج زلال
سفید و گِرد
سنگریزهها را دیدم
"زلال باش و بیدار
یک دو سه"
آنجا بود
رنگ پریده و ساکت تر بود
سنگ
بی آنکه توجه کنم
خواستم که دستهام را دراز کنم و
بردارمش
آنگاه دریافتم
برای انجامش میباید دوباره زنده باشم
دوباره زندگی کنم
حس کردم اولین بارست
که ضعیف و ناتوان شدهام
برای انجامش
میباید دوباره زندگی کنم
چشمانم را گشودم
شبی عمیق بود
اشگی که در خوابم بر گونههایم روان شد
هنوز گرم بود
سنگ نیلی رنگی که ده سال پیش در خواب دیدم
آیا آنرا هم اینک برداشتهایی؟
آیا هم اینک آنرا گم کردهایی؟
آیا تا به حال چیزی را از دست دادهایی؟
آنچه در سپیده صبح
در خواب سبک من می تراود
آن سایهی نیلی بود؟
سنگ نیلی که ده سال پیش
در خواب دیدمش
روزی اگر که برگردی
به آن رودخانهی درخشان
اگر برگردی و نگاهش کنی
هنوز همانجاست
آیا به قدر تمامی چشمها
آن سنگ در آنجا
همیشه ساکت خواهد ماند.
هان کانگ شاعر و نویسندهی اهل کره جنوبی نوبل ادبیات را تصاحب کرد.
او متولد نوامبر هزار و نهصد و هفتاد است و پیش از این با رمان "گیاهخوار" برنده جایزهی بوکر سال دوهزار و شانزده شده بود.
ترجمه شعری از او در ادامه میآید:
خانهای سیاه در تاریکی
آن روز در یوئی دونگ
باران میبارید
و بدنم به همراهی جانم
با هر قطره اشک به هم میپیچید از رنج
راه بیافت
دودل شدی؟
به چه فکر میکنی که اینطور از درد به خود میپیچی؟
راه افتادم به سمت خاطراتی که
روی یک تیر چراغ برق شکل گرفت
بالا را نگاه کردم و در هاله نور
یک خانه سیاه شکل گرفت
خانه سیاهی از جنس نور
آسمان تاریک بود و در آن تاریکی
پرندگانی مسکن داشتند
که در جریانی به سمت بالا
وزن بدنشان را میکاستند
چند بار دیگر باید بمیرم
تا چنین سبکبال شوم؟
تا کسی نتواند به چنگم بیاورد.
چه رویایی چنین دوست داشتنی است؟
چه خاطرهای
ابن قدر درخشان است؟
ببار چون نوک انگشتان مادری
که چنگ میزند میان ابروان ژولیده من
گونههای یخزده را ناز میکند
و باز همانجا را ناز میکند
زود باش راه بیافت
هان کانگ
برگردان : علیرضا بهنام
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago