?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
برای پسرِ خوب مطبوعات اردبیل
✍ مصطفی جمشیدی
? «رشید» آخرین خبرش را نگاشت، واپسین نشریهاش را بست و رخ در نقاب خاک کشید. جوانمرگ شدن همیشه بهتآور و گیج کننده است، چه برسد به فقدان جوانی با مختصات رشید عبدالحسینی.
? او «پسرِ خوب» رسانه استان بود. خبرنگاری متین، بیادعا و کاربلد که در دوران رکود فعالیتهای رسانهای استان سهمی درخور در سرپا نگه داشتن خبر در حوزههای مختلف داشت. او خبر مینوشت، مصاحبه میکرد، طراحی بلد بود و پایگاه خبری میچرخاند؛ همه آنچه از یک روزنامهنگار محلی انتظار میرود.
? تلاقی روز تولد و وفات رشید با روز قلم، وداعی مرموز و فراموشنشدنی برای رشید ۳۴ ساله ما رقم زد تا سالهای سال حسرت لحظاتی که میتوانست در کنارمان باشد را بخوریم. نقش اول ماجرا باز هم با «سرطانِ لعنتی» بود که معلوم نیست بعد از رشید در کمین کدام یک از ما و عزیزانمان نشسته است.
? او رفت و یک جای خالی تا ابد اذیتمان خواهد کرد. به قول شوپنهاور: «آن اندوه ژرفی که از مرگ یک دوست بر ما غالب میآید از این واقعیت بر میخیزد که در هر شخصی چیزی وجود دارد که فقط مختص اوست و ما قادر به بیانش نیستیم!»
برای روز خبرنگار؛
کان را که خبر شد، خبری باز نیامد!
✍ سیدمصطفی جمشیدی
?حرفه خبرنگاری با رازآلودی عجیبی درآمیخته؛ لنزهایی را به خاطر بیاورید که زیر باران آتش و خون به چرخش درآمدهاند تا سوژهای چموش و هولانگیز همچون مرگ را به بند بکشند؛ قلمهایی را که از دردِ انسان بودن روی کاغذ به رقص درآمدهاند، گزارشهایی که تا ابد نیمهتمام ماندهاند و فایلهای صوتی پیاده نشده را...
ما زخمها و مصیبتهایمان را با بیپروایی خبرنگاران به ذهن سپردهایم تا شاید درسی برگیریم از صلح، انسان دوستی و آزادگی.
?واژه خبرنگار در چهار گوشه جهان احترام عمومی را برمیانگیزد. این واژه درجهای از تقدس را با خود به همراه دارد. حُرمت و تقدسی از جنس آنچه برای علم و آگاهی قائلیم. چون همه راهبران و معلمان بزرگ تاریخ بر رهاندن بشر از قفس جهل و نادانی جهد کردهاند و بخش قابل توجهی از این رسالت خطیر در جامعه نوین بر دوش خبرنگار است. خبرنگاری که بی اعتنا به زمان، دستمزد و مخاطرات، چشم به حقیقت میدوزد و به رسالتش مینازد.
?میگویند رسانه رکن چهارم دموکراسی است؛ این یک «بلوفِ بزرگ» نیست، حقیقتی است که چشم بستن بر آن خسران ابدی برایمان به بار خواهد آورد. چون بدون خبرنگار آزاد وآزاده و به دور از اخبار و اطلاعات جامع و فراگیر، آگاهی حاصل نمیشود و همین کافیست تا حقوق سیاسیمان را از کف بدهیم و از عمل به تعهدات اجتماعیمان باز بمانیم. ردای روزنامهنگاری آرمانی هم به تن هر کسی نمی آید؛ کان را که خبر شد خبری باز نیامد!
?اما میگویند کسی روزنامهنگاران را دوست ندارد؛ شاید به این دلیل که روحیه آدمی با تذکر و هشدار سازگاری چندانی ندارد؛ روی آلارم صبحگاهی موبایل، سمفونی پنجم بتهوون هم آزاردهنده است؛ پس نمیتوان انتظار داشت برای خبرنگارانی که خواب از سر ملت میپرانند، گُل پرتاب شود! روز خبرنگار مبارک...
پتروشیمی نمین و معمای توسعه
پول بهتر است یا ثروت؟
✍ سیدمصطفی جمشیدی
➕احداث "پتروشیمی نمین" سوالات متعددی پیش روی افکار عمومی قرار داده و به مواجهه ما با روی دیگری از "معمای توسعه" منجر شده است. بیم و امیدی که با آن غریبه نیستیم.
?قدمت ادبیات توسعه در جامعه ما به فراتر از یک قرن میرسد. انقلاب مشروطه، نخستین ورود جدی ما به مقوله توسعه بود که به ترسیم افقی امیدبخش و آغاز تلاشی گسترده برای تحقق آن انجامید. اما واقعیات تطابق چندانی با انتظارات نداشت. برنامههای توسعه در پهلوی اول و دوم، هرگز پشتوانه مردمی نیافت و به هزار و یک علت پیدا و پنهان به شکست انجامید و انقلاب ۵۷ نقطه پایان آن بود.
?بعد از انقلاب، برنامههای توسعه با رویکردی متفاوت در دستور کار قرار گرفت. نقشه راهی که حالا در ایستگاه هفتم قرار گرفته است. صرفنظر از نقاط ضعف و قوت برنامههای توسعه، فهم ما از امر توسعه همواره محل بحث بوده و شاهد گسست فکری در فهم آن هستیم. پایِ توسعه در این جغرافیا میلنگد و زمینههای تاریخی، سنتی و فرهنگی آن قابل شناسایی است. چالشهای جهانی نظیر دغدغههای زیستمحیطی و کمبود آب هم بر پیچیدگی ماجرا افزوده است.
?پتروشیمی نمین در این فضا سربرآورد و بانیان و حامیان، تابلوی سرمایهگذاری میلیاردی، اشتغالزایی چند صدنفری و توسعه اقتصادی را بالا بردند. اما آیا موضوع به این موارد ختم میشود؟
?اگر فقط یک هدف برای توسعه متصور شویم، همانا پدید آوردن امکان و شرایط بهتر برای زندگی انسان است. انسان معاصر دهههاست "فهم پوزیتیویستی" از فرآیند توسعه را در تاریخ دفن کرده و گزاره کاپیتالیستی "پول، همهچیز است" را زیر سوال برده است. چرا که هزینه سنگینی بر دوش بنیبشر نهاد و خواب دولتمردان در چهارگوشه جهان را آشفته ساخت.
?در این مختصات، دستاندرکاران و مسئولان دخیل در احداث پتروشیمی نمین را به درنگ، تامل، دوراندیشی، توجه به دغدغههای آبی و زیستمحیطی شهروندان و پاسخگویی دعوت میکنیم. به قول پدرانمان «یوز اؤلچوب، بیر بیچک» تا فردا انگشت به دندانِ حسرت، نگزیم.
? منطقه آزاد اردبیل کجاست؟
✍ سیدمصطفی جمشیدی
?محدوده منطقه آزاد اردبیل در «مصوبه نهایی مجلس» شامل چهار نقطه است و شهرستانهای پارسآباد، بیلهسوار، گرمی، مشگینشهر، اردبیل و نمین را در بر میگیرد. این محدوده در مجلس گذشته تدوین و تصویب شد.
?بعد از عبور منطقه آزاد اردبیل از خوان مجلس و شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام به موضوع ورود کرد و منطقه آزاد اردبیل را محدود به «یک نقطه به انتخاب دولت» کرد. پیام تلویحی این مصوبه، حذف سه نقطه به انتخاب دولت بود و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد.
?در حالی که شش منطقه آزاد دیگر که همزمان با اردبیل تصویب شده بودند یکی پس از دیگری راهاندازی میشدند، «انتخاب یک از چهار» به چالشی جدی در سطح استان تبدیل شد و منطقه آزاد اردبیل را روی کاغذ نگه داشت.
?اردبیل در میان دوراهی مانده: «راهاندازی منطقه آزاد در یک نقطه مطابق مصوبه مجمع تشخیص و الحاق تدریجی سایر نقاط به مرور زمان» و یا «ارجاع مصوبه به مجمع تشخیص و اصلاح آن با تاکید بر مصوبه مجلس». شروع از یک نقطه با مقاومت سه نقطه دیگر روبروست و ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت «بازگشت به خانه اول» است.
?اما مساله اصلی جای دیگری است! متاسفانه شاهدیم پرونده منطقه آزاد در فضایی «خارج از فضای اقتصادی» بررسی میشود و بازار موجسواری روی دوگانههای ساختگی و رقابتهای بدوی که بر محور عصبیت شکل گرفته و از شمال-جنوب استان شروع شده و تا بالا-پایین یک روستا ادامه مییابد، داغ است.
?برخی خواص هم به جای روشنگری، بررسی مناطق مختلف استان بر اساس شاخصهای اقتصادی و تصمیمسازی در فرآیند راهاندازی منطقه آزاد اردبیل، سُرنا را از سر گشادش میزنند، بر طبل تفرقه میکوبند و تن دلسوزان استان را میسوزانند.
?سوزاندن منافع استان در کوره تعصبات کور قبیلهای برای ما تازگی ندارد و هیچ بعید نیست در مورد منطقه آزاد هم با درآوردن یک چشم خودمان در مقابل دو چشم همسایه، لبخندی ملیح و ناشی از رضایت بر لبانمان بنشانیم و برای عدم توسعهیافتگی اردبیل، مزوّرانه اشک بریزیم.
تحجر در عصر جدید
? لطفا جدی نگیرید!
✍ سیدمصطفی جمشیدی
➕واکنشها به برنامه عصر جدید احسان علیخانی روز به روز گستردهتر میشود؛ در این میان توجه به چند نکته ضرورت دارد:
۱- «عصر جدید» یک برنامه تفریحی و کپی دست چندم شوهای تلویزیونی ماهوارهای (مثل آمریکاز گات تلنت، یئتهنک ترکیه و ...) است نه مرکز استعدادیابی و پرورش هنرمند، موسیقیدان یا هر چیز دیگر. احساساتتان را کنترل کنید، توقعتان را پایین بیاورید و جدی نگیرید.
۲- «برخورد» یکی از مهمترین ارزشهای رسانهای است و واکنشهای شدید ولو منفی به یک پدیده، سبب داغشدن و بالا آمدن آن میشود. پتکهای مجازی که بر سر علیخانی و کارشناسان برنامهاش فرود میآورید، خواسته قلبی اوست؛ چون با وایرال کردن عصر جدید، بازار علیخانی را سکه میکند.
۳- جذب مخاطب به هر قیمتی هر چند از نظر اخلاقی مردود است اما مورد توجه بسیاری از کانالهای ماهوارهای در سرتاسر جهان قرار میگیرد. در کشور ما که تلویزیون لقب رسانه ملی را یدک میکشد و میلیونها انسان از کودکان تا اقوام مختلف به چند کانال معدود چشم میدوزند، رواج این رویکرد خطرناک و آسیبزاست.
۴- وقتی آقای مجری در مواجهه با یک چوپان معصوم، از فرط خنده دهانش را تا بناگوش باز میکند، وقتی وسط اجرای یک قطعه موسیقی خاص، اشکال فنی پیش میآید، وقتی کارشناس برنامه به لهجه طبیعی شرکت کننده ناشیانه میتوپد، وقتی رسانه ملی جولانگاه سلبریتیها شده و آگاهیبخشی قافیه را به فان و سرگرمی میبازد، ضرباتی بر پیکر جامعه وارد میشود که شاید برای علیخانی و دوستان قابلفهم نباشد ولی تاثیر مخرب خود را میگذارد.
«بچهها شوخی-شوخی سنگ میزنند و گنجشکها جدی-جدی میمیرند...»
? گاو نر را ندوشید!
✍ سیدمصطفی جمشیدی
➕اولين بودجه دولت سيزدهم در آستانه تدوين است. سياستهای کلی دولت در آئينه بودجه سال آتی خودنمایی خواهد کرد. بازار گمانهزنیها هم داغ است. اما نکتهای که بيش از همه خودنمايی میکند نگاه غيرمتمرکز دولت به سياستهای اقتصادی کشور است.
?رئيس جمهور بارها و بارها از کاهش وابستگی استانها به مرکز سخن به ميان آورده است. بر اين اساس ديگر استانها لزوماً به تأمين منابع از مرکز وابسته نبوده و بايد منابع مورد نياز برای توسعه را از خود استان تأمين کنند.
?اين ادبيات بيش از همه يادآور شعار «فدراليسم اقتصادی» محسن رضايی است که قريب به يک دهه نقل محافل انتخاباتی کشور بود. رضايی که حالا عنوان معاون اقتصادی رئيسجمهور را هم يدک میکشد گفته: «در دولت سيزدهم به استانها و استانداران به ويژه در بودجه و اعتبارات نقش بيشتری داده خواهد شد.» در فدراليسم اقتصادی مدنظر محسن رضايی قرار است هر استان از درآمد خود برای برنامههايش هزينه کند.
اما مسالهای که مبهم مانده اين است که تکليف استانهايی که دخلشان با خرجشان نمیخواند چه خواهد بود؟
?ماشين اقتصاد کشور سالهاست که نيازمند تعميرات اساسی است و اسب اقتصاد چموشتر از آن است که تن به مديريت با فشار و دستور و راهحلهای موقت بدهد. بیعدالتی و توسعه نامتوازن هم که استخوان لای زخم است. به عنوان مثال در شش ماهه اول سال گذشته در حالی که آمار سرمايهگذاری خارجی در استانهايی مثل اردبيل، کهگيلويه و بويراحمد و ايلام صفر مطلق را نشان میداد، صدها ميليون دلار روانه چند استان نورچشمی شده بود.
?استانهای مختلف کشور از منظر زيرساختهای توسعه در وضعيت يکسانی قرار ندارند و ظرفيتشان برای جذب سرمايههای داخلی و خارجی به شدت متفاوت است. استانهايی نظير اردبيل که در دهههای گذشته از سرمايهگذاریهای کلان دولتی و احداث صنايع مادر کشور محروم ماندهاند، امروز در جذب سرمايهگذار کاری از پيش نمیبرند و بخش خصوصیشان هم لنگ لنگان پيش میرود. در اين شرايط محدود کردن دخل و خرج استانها به خودشان، حداقل برای ما ساکنان استانهای محروم، افقی نهچندان اميدوار کننده ترسيم میکند.
?دولت تپانچه آغاز ماراتن بين استانهای کشور را در شرايطی شليک میکند که اردبيل ما تا خط شروع فرسنگها فاصله دارد، چه برسد به خط پايان! استان مهاجرفرست اردبيل که فرزندان خود را راهی ديار غربت میکند و توان نگهداشتن جگرگوشههای خود را ندارد، چگونه خواهد توانست دل سرمايهگذاران داخلی را به دست آورد و ناز تاجران خارجی را بکشد؟
?تيم اقتصادی دولت که «اجرای عدالت» را محوریترين هدف خود عنوان کرده، بايد در قبال استانهای محروم سياست «تبعيض مثبت» را در پيش بگيرد؛ دِين تاريخی دولت را در قبال توسعه عادلانه زيرساختها ادا کند و زمينه جذب سرمايهگذار را فراهم آورد. واگذار کردن امور استان محرومی همچون اردبيل به خودش، به منزله اميد بستن به «شيرِ گاوِ نر» و ورود به «مسابقهای از پيش باخته» است.
«سید حامد» در آزمون سخت
✍ سیدمصطفی جمشیدی
➕ قريب به يک ماه از تکیه #سيدحامد_عاملی بر صندلی استانداری اردبيل میگذرد. او فعلا دست به سياه و سفيد نزده و همگان منتظر اولين حرکت از شخص اول اجرايی استان هستند. عاملی به يک اولتيماتوم نسبتا خفيف به مديران استان بسنده کرده و هنوز دستش در تبيين استراتژیها باز نشده است.
?استاندار جوان در «آزمونی دشوار» قرار دارد. او از جمع خيل جوانانی برخاسته که منتظر دميده شدن نفسی تازه بر پيکر نيمهجان مديريتی اردبيل بودند و حالا نمايندهشان را بر مسند قدرت میبينند؛ آن هم رفيعترين جايگاه ممکن؛ عرصهای بزرگ برای ارائه يک بازی تمام عيار! طبق عادت مالوفمان، اوضاع چندان مساعد نيست. چالشهای جدی عاملی را به مبارزه میطلبند و وعدههای بسياری در انتظار تبديل شدن به عملکرد هستند.
?در سطح استان #کرونا اقتصادمان را در همه سطوح از نفس انداخته. قريب به دو سال از فروريختن آوار کرونا بر سر معيشت مردم میگذرد و کمتر کسی است که از اين بحران جان سالم به در برده باشد. تن فعالين عرصه فرهنگ نحيفتر از سايرين بوده و اقتصاد گردشگری صدمات جدی به خود ديده است. فعالين اقتصادی چشم انتظار دم مسيحايی برای رونق کسب و کارشان هستند.
?در سطح ملی اردبيل نيازمند #تعريف_جايگاه خود در برنامههای کلان دولت تازهنفس است. کوچکترين تعلل در اين مسير، بزرگترين خسران را در بر خواهد داشت و شايد ديگر فرصتی برای جبران نباشد. استفاده از ظرفيت نخبگان و وزن نمايندگان میتواند مورد توجه قرار گرفته و عصای دست سيدحامد شود.
?در سطح بينالملل، شرايطی ويژه حکمفرماست. #تحولات_قفقاز نيازمند ورودی هوشمندانه است تا در معادلات مرزی اردبيل، کفه به سمت فرصتها سنگينی کند. اتصال ريلی استان به شبکه ريلی جمهوری آذربايجان البته با پيش فرض تکميل راهآهن اردبيل-ميانه و تداوم آن تا مغان، تسريع در توسعه بزرگراهی جادههای استان و توسعه زيرساختهای ارتباطی اردبيل اقداماتی زيربنايی در اين مسير است که میتواند تداعیکننده بخشی از نوستالژی جاده ابريشم باشد.
?از طرف ديگر اجرايی کردن #منطقه_آزاد استان شايد مهمترين آزمون پيش روی عاملی است که اگر از آن سربلند بيرون بيايد، امضايش تا ابد پای توسعه اردبيل خواهد درخشيد. پروسهای که در مسيری همدلانه و اقناعی بايستی طی شود.
?حالا توپ در زمين سيدحامد است و افکار عمومی با بيم و اميد چشم انتظار هنرنمايی او هستند. مردم دلسوزانشان را تنها نمیگذارند و عاملی هم دانش آموخته ارتباطات است؛ علیالقاعده پتانسيل همسو کردن توده با خود را دارد و نبايد در ارتباط با گروههای مختلف سياسی و اجتماعی به مشکل بر بخورد اما همه اينها در گرو تدوين و ارائه #راهبرد مشخص از سوی استاندار جديد اردبيل از يک سو و انتصاب مديران توانمند، بابرنامه و پرانرژی از سوی ديگر است.
نگاهی به حسادت و ریشههای اجتماعی آن
ما اردبیلیها حسودیم؟
سیدمصطفی جمشیدی | شماره ۱۷ ماهنامه ساریبولوت
?میگویند موجودی در قوارههای غول چراغ جادو به ناگاه پیش روی فردی ظاهر شده و از وی میپرسد: هر آنچه میخواهی از من طلب کن، با این شرط که هر چه به تو دادم، دو برابرش را به همسایهات خواهم داد! فرد مورد نظر بعد از کلی مکث و درنگ پاسخ میدهد: یک چشم مرا از حدقه دربیاور!
?حسادت و تنگنظری به عنوان احساسی غیراخلاقی پیوسته در سطح جامعه طرد شده و مورد نکوهش قرار میگیرد. اما ماجرا بیخ دارد! تحقیقات نشان داده حتی بچهها هم هنگام بازی، بیشتر از برد خود، از باخت رقیب خوشحال میشوند. همین بچهها در حالی که قد میکشند، بدخواهتر میشوند! مرد و زن هم ندارد؛ هر چند که شاخکهای حسادت در جنسهای مختلف به موضوعات متفاوتی حساستر است!
?به نظر میرسد در جامعه ما، علیالخصوص اردبیل خودمان کم نیستند افرادی که از این آفت در رنج و محنتاند. پیامدهای این سوء رفتار درعرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ما هم مشهود است. اما ریشه این کنش ضداخلاقی چیست و چه آسیبهایی را بر پیکره جامعه وارد میکند؟
?در صورتبندی مساله باید توجه کرد که منشا حسادت «کمبود» است؛ وقتی او دارد و ما نداریم به داشتهاش حسودی میکنیم. حالا این داشته ممکن است ثروت و مدرک باشد یا شهرت و چهره زیبا. نکته ظریف اینجاست که فرد حسود به رفع کمبود خود نمیاندیشد؛ بلکه فراتر از آن، ناکامی و ذلت دیگری، برایش لذتآورتر است! اما آیا هر کمبودی به منزله دروازه حسادت است؟
?احساسات ما تحت تاثیر الگوهای اجتماعی شکل میگیرند. ما عموما از «حسادتِ آموخته» در عذابیم. ما در جریان یک قیاس تمامنشدنی که از دوران کودکیمان شروع شده و تا دم مرگ گریبانمان را رها نمیکند، پیوسته در معرض قیاس و قضاوتیم. زحمت سنگ بنای اول با کانون نسبتا گرم خانواده است. مقایسه سیریناپذیر و تحقیرآمیز کودک با همسالانش تحت کلید واژه زجرآور «خالقین اوشاغی» آغاز ماجراست و نهاد مدرسه با ایجاد حس رقابت بین دانشآموزان این پازل را تکمیل میکند. محتوای نازل رسانهای هم به کمک این دو نهاد آمده و با ارائه الگوهای زرد و تبلیغات پرزرق و برق، حس محرومیت و خشونت فرد را بیدار میکند. ما حسودها بیگناهیم؛ ما فقط رفتارهایی که به نحو احسن آموختهایم را از خود بروز میدهیم!
?در سطح کلان کمبودها و محرومیتهایی که از شکافهای طبقاتی و بازتوزیع ناعادلانه ثروت و قدرت در جامعه نشات میگیرد، بیداد میکند. تبعیض، بیعدالتی و شکافی که با هیچ تلاش فردی و جمعی قابل ترمیم نیست ما را سرخورده کرده و به سمت حسادت هل میدهد. اولویتدادن به خویشاوندسالاری در برابر شایسته سالاری، تبعیض در واگذاری امکانات و منابع و تبعیضهای جنسیتی ازجمله عواملی هستند که ضمن ایجاد حس محرومیت در افراد، آتش حسادت را در درونشان میگدازند.
نتیجه این میشود که شهری پدید میآوریم که در آن هیچکداممان چشم دیدن همدیگر را نداریم و حاضریم با کمال میل یک چشممان را از حدقه درآورند، البته در مقابل دو چشم همسایه!
جامعه مهندسی اردبیل از «خلاء گفتمان» رنج میبرد
? جنگ استوریها
فروید میگوید «تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد» و ارسطو انسان را «حیوانِ ناطق» توصیف میکند.
آنچه در تبلیغات انتخاباتی هیات مدیره نظام مهندسی اردبیل رخ داده محدودشدن تبلیغات به پوسترچسبانی مجازی و نشر و بازنشر فرسایشی آن است که داد مخاطبانشان را هم درآورده! «جنگ استوریها» جایگزین «گفتمانسازی» شده و دود این «خشونت سایبری» به چشم اعضایی خواهد رفت که قرار است نمایندگانشان از دل این معرکه بیرون بیاید.
متن کامل یادداشت در ?
جامعه مهندسی اردبیل از «خلاء گفتمان» رنج میبرد
? جنگ استوریها
➕فروید میگوید «تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد» و ارسطو انسان را «حیوانِ ناطق» توصیف میکند. این عبارات بر نقش بیبدیل زبان در تعاملات انسانی تاکید دارند. «توسعه» وامدار شکلگیری گفتمان است و جامعهای که بدون گفتمان پا در مسیر توسعه بگذارد با نمودهای مختلف خشونت دست و پنجه نرم خواهد کرد. نظیر آنچه امروز در زمین جامعه مهندسی استان شاهد آن هستیم.
?تنور انتخابات هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان داغ شده و بعد از حواشی و کش و قوسهای فراوان چهرههای مختلف صفآرایی کرده و به زورآزمایی مشغول شدهاند. حداقل انتظاری که از برگزیدگان جامعه مهندسی استان میرفت این بود که با طرح نقدها، ایدهها و برنامههای خود زمینه شکلگیری گفتمانی را فراهم آورند که صرفنظر از نتیجه انتخابات، سرمایهای برای رشد فنی استان پدید آورد. به مطالبات اعضای سازمان شکل دهد، چشماندازی مشخص و امیدوارکننده برای آینده سازمان ترسیم کند و سکویی قابلاتکا برای اعتلای آن باشد.
?آنچه در عمل رخ داده محدودشدن تبلیغات انتخاباتی به پوسترچسبانی مجازی و نشر و بازنشر فرسایشی آن است که داد مخاطبانشان را هم درآورده! «جنگ استوریها» جایگزین «گفتمانسازی» شده و دود این «خشونت سایبری» به چشم اعضایی خواهد رفت که قرار است نمایندگانشان از دل این معرکه بیرون بیاید.
?خلاء گفتمان در مجموعهای که بخشی از قشر الیت جامعه را نمایندگی میکند، دلسوزان استان را که در دل در گرو توسعه پایدار اردبیل نهادهاند دلسرد کرده و این پیام را به خواص مخابره میکند که «بو خمیر چوخ سو آپارار...»
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago