?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
" یک تمثیل - و نه تعریف - برای مارکسیسم میتواند زبان باشد. اگر فرض کنیم که علم، فلسفه، اخلاق و هنر نوعی «زبان» هستند، مارکسیسم زبانِ دیگریست. زبانها اگرچه مرزی دارند که آنها را از یکدیگر جدا میکند، اما یکتاییشان از آنها دستگاه یا کلیّت نمیسازد. زبانها برخی به یکدیگر نزدیکترند و برخی از دیگری دورتر. مارکسیسم چه به لحاظ «قواعد» و چه به لحاظ واژهها و تعابیر مثل همهی زبانهای دیگر است: تغییر میکند، گسترش مییابد، کلماتش معانیِ جدید پیدا میکنند، کهنه و متروک میشوند. مارکسیسم زبانیست که مارکسیستها بدان سخن میگویند و زنده و پویا بودنش همانند هر زبان دیگر منوط است به پراتیک آنهایی که از آن استفاده میکنند. همانطور که مثلاً برخی از زبانهای گفتاری در جهان به تناسب ظرفیت و قدرت روابط سرمایهداری گسترش و اعتبار یافتهاند، گسترش «زبانِ» مارکسیسم تابعیست از ظرفیت و قدرت جنبش انقلابی ضد-سرمایهداری."
کمال خسروی - «مارکسیسمها و نقد» - مُرداد ۱۳۷۷
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
«رفقا»ی چَپ و بالاخص «کمونیستِ» ما که دلخوش به میزانِ عدمِ مشارکتِ مردم در انتخابات هستند، نیک میدانند که از این حجمِ عظیمِ آرای سلبیِ مردم، اگر فرصت یابد و به رأی ایجابی تبدیل شود، کمترین بهره را دارند. بنابراین پیش از بازگشتِ پیروزمندانهی ایشان ( که هر کدام یک پا لنیناند) از اروپای غربی به تهران با قطار و پیش از حملهی موعود به کاخِ زمستانی، پیش از آنکه ظلم و ستم از فرطِ «عدم مشروعیّت» خودش خشک بشود و بیفتد، خدایناکرده قدری کارِ ایجابی نیز لازم است. کاری بسیار بیش از جویدنِ هر چهار سال یکبارِ پاچهی مردم جهتِ ممانعت از شرکت ایشان در انتخابات.
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
» Die wahre Erkenntnis Gottes fängt damit an, zu wissen, daß die Dinge in ihrem unmittelbaren Sein keine Wahrheit haben.«
شناختِ راستینِ خداوند با دانستنِ این امر آغاز میگردد که چیزها در هستیِ بیواسطهی خویش حقیقتی ندارند.
هگل - منطق صغیر
افزودهی بند ۱۱۲
ترجمهی حسن مرتضوی
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
نظرِ مرتضیٰ مطهّری در باب اینهمانی سوژه و ابژه نزد هگل. ببینید استاد چگونه تجانسِ هگلیِ میانِ اندیشه و هستی را با مسئلهی ارزشِ صِدق خَلط میکند:
" حرف دیگر هگل این بود که هیچگونه تفاوتی میان جهان عینی و جهان ذهنی نیست. فیلسوفان جهان میگفتند که درست است که ما شناخت داریم و شناخت ما هم مطابق است با جهان عینی ... اما بنا به نظر هگل جدایی میان ذهن و عین غلط است. ما دو چیز نداریم که یکی ذهن باشد و یکی عین. [ ...] ذهن همان عین و عین همان ذهن است. موجود مساوی است با معقول و معقول مساویست با موجود. اما اشکال ما به مبنای هگل این است که وحدت ذهن و عین مردود است ... اگر ذهن و عین یکی باشند، خطا دیگر معنایی ندارد. چون خطا در واقعیت که متصور نیست، خطا مربوط به ذهن است. بنا بر حرف هگل همهی معقولها باید درست باشند، در صورتی که بسیاری از معقولها نامعقولاند. اشکال دیگر اینکه: ذهن مربوط به انسان است. اگر فرض شود که انسانی در عالم نباشد، دیگر واقعیتی در عالم وجود نخواهد داشت؟ یا نه؛ انسان خودش واقعیتی است که کشف میکند واقعیتهای دیگر را، نه اینکه عین واقعیتهای دیگر است."
مرتضی مطهّری - «مقالات فلسفی»
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
" ما غیاب یا مرگِ دوستی را تنها زمانی میفهمیم که انتظارِ پاسخی از او داریم و احساس میکنیم که دیگر پاسخی در کار نخواهد بود؛ برای همین در ابتدا از پرسیدن اجتناب میکنیم تا مجبور نباشیم این سکوت را ادراک کنیم؛ ما از آن ساحاتِ زندگیمان که در آنها ممکن است با این نیستی روبهرو شویم روی میگردانیم، اما این به آن معناست که آنها را به فراست درمییابیم. [ ...] حقیقت دارد که در موردِ عضوِ خیالی به نظر میرسد که شخص از قطعِ عضو خبر ندارد و بر عضوِ خیالیاش چنان تکیه میکند که گویی بر عضوی واقعی از بدنش اتّکا دارد، زیرا میکوشد با پای خیالیاش راه برود و حتّی افتادن هم دلسردش نمیکند. [...] و اگر در عمل آن را عضوی واقعی تلقی میکند، به این دلیل است که، همانندِ شخصِ سالم، برای اینکه شروع به حرکت کند نیازی به ادراکِ روشن و بَیّنی از بدنش ندارد: کافی است بدنش را به منزلهی قدرتی یکپارچه «در اختیار» داشته باشد [...]. شخصی که پایش قطع شده پای خود را همانطور حس میکند که من میتوانم وجودِ دوستی را که پیشِ رویم نیست بهروشنی احساس کنم. او پایش را از دست نداده، زیرا همچنان آن را به حساب میآورد، همانطور که پروست بهواقع میتواند مرگِ مادربزرگش را تصدیق کند و با وجودِ این، مادام که مادربزرگش را در افقِ زندگیِ خویش نگه میدارد، او را از دست ندهد. [...] داشتنِ عضوی خیالی، گشوده ماندن به روی همهی اعمالی است که فقط دست قادر به انجامدادنِ آنهاست؛ حفظِ میدانِ عملیای است که شخص پیش از قطعِ عضو داشت. بدن محملِ به-جهان-بودن است و، برای موجودی زنده، بدنداشتن یعنی پیوستن به محیطی مشخّص، درآمیختن با پارهای از طرحها و دائماً درگیرِ آنها بودن."
موریس مرلوپونتی
پدیدارشناسیِ ادراک
ترجمهی مسعود علیا
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
▫️ درآمدها و مزد *▫️ پالایش گفتمان نقد – یادداشت هشتم*
26 ژوئن 2024
نوشتهی: کمال خسروی
? یکی از فریفتارانهترین و فریبکارانهترین واژهها، چه در زبان و فهم عامه و چه بهعنوان مفهوم و مقولهای در آنچه «علم جامعه» یا «علم اقتصاد» نامیده میشود، بسا فریفتارانهترین و فریبکارانهترینِ آنها، واژه و مفهوم «درآمد» است. فریفتاری و فریب واژه و مفهوم «درآمد» در این است که تلویحاً یا صریحاً القا میکند که اولاً بدیهی و ثانیاً بهخودیخود بیطرف و بری از ارزشگذاری است. بیگمان درآمد خوب یا درآمد زیاد، عموماً دال بر ارج و ارزشی مثبت است و درآمد بد یا کم عموماً دال بر ارزشی منفی؛ اما واژهی «درآمد» چنین القا میکند که این ارزشگذاریها ناشی از صفتهای «خوب» و «زیاد» یا «بد» و «کم» هستند و ربطی به ماهیت «بیطرفانه»ی خودِ مفهوم «درآمد» ندارند. تلاش جُستار پیشِ رو بداهتزدایی از مفهوم و واژهی «درآمد» و برملا کردن راز «بیطرفی» آن است و اگر حتی دریچهای به روی تردید در این بداهت و بیطرفی بگشاید و به لرزشی مختصر در شالودههای آن منجر شود، کامیاب بوده است.
?یکی از ظاهراً «بدیهیترین» انواع درآمد، مزد یا حقوق یا پاداشی است که در اِزای انجام کاری پرداخت میشود. اینکه بر ظاهر بدیهی بودن این نوع درآمد تأکید میکنم، از اینروست که هدف این جُستار دقیقاً لغو و برملا ساختن راز همین بداهت است. در هرحال مزد در کنار سود و بهره و اجاره (رانت)، هم در زبان و فهم عامه بیتردید نوعی درآمد است و هم البته از دید اقتصاد سیاسی یا اقتصاد بورژوایی و همهی اقتصاددانان ریز و درشت آن، از زمانیکه بهاصطلاح «علم اقتصاد» وجود دارد. عجالتاً ما نیز مزد را ــ همانگونه که در زبان و فهم عامه استنباط میشود و همانگونه که البته اقتصاد عوامانه و ولنگار بورژوایی میپسندد ــ قیمت یا اجرت کار تعریف میکنیم و نادیده میگیریم که مزد در حقیقت نامی است که فهم و اقتصاد بورژوایی بر ارزش نیروی کار میگذارد و راز آن دقیقاً همین است که فرانمودی برای واقعیت وارونهی سرمایهداری باشد.
? همهی عبارتپردازیهای گفتمان اقتصاد سیاسی پیرامون جنگ زرگری و واقعی بین سرمایهداران و زمینداران، و بین سرمایهداران «مبتکر» و «زحمتکشِ» «اقتصاد واقعی»، و انگلصفتان بهرهخوار و رانتخوار، همه و همه برای پرده انداختن بر سرشت حقیقی شیوهی تولید سرمایهداری و ساختن فرانمود «سرمایه»ی کارگر است؛ تا سود و بهره و اجاره، در شکل درآمد، سرشتی یکسان با مزد داشته باشند و مزد نیز شکلی از درآمد وانمود شود. این حقیقت که مزد، درآمد نیست، فقط انکار این انتساب دروغین نیست، بلکه، و مهمتر از هر چیز، افشای سرشت بتوارهی سود و بهره و اجاره و ریزهخواران قدونیمقدِ سفرهی ارزش اضافی است...
*?متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:*
#پالایش_گفتمان_نقد #کمال_خسروی
#مزد #درآمد #ارزش_اضافی
بیشتر بخوانید:
▪️پالایش گفتمان نقد – بخش نخست: تمایز «اقتصاد سیاسی» و نقد اقتصاد سیاسی
▪️پالایش گفتمان نقد – بخش دوم: «انباشت اولیه»
▪️پالایش گفتمان نقد – بخش سوم: کالا شدن یا کالایی شدن
▪️پالایش گفتمان نقد ــ یادداشت چهارم: سرمایه: رابطهای اجتماعی؟
▪️پالایش گفتمان نقد – یادداشت پنجم: انباشت سرمایه و نقش دولت
▪️پالایش گفتمان نقد – یادداشت ششم: کالای «نیروی کار»
▪️پالایش گفتمان نقد ــ یادداشت هفتم: مزد و تورم
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
درآمدها و مزد
پالایش گفتمان نقد – یادداشت هفتم نوشتهی: کمال خسروی مزد، در معنای دقیق کلمه، درآمد نیست. مزد فرانمودی است که با وارونهساختن واقعیت، بر این مبادلهْ نامِ درآمد مینهد و با یکسان نمایاندن مز…
این مجموعهی مقالاتِ کمال خسروی با عنوان «پالایش گفتمان نقد» را اکیداً توصیه میکنم. مدرسه و کلاسِ درسیست برای خودش.
????
ورودِ برساختههای نظریِ پیشرفتهی عصرِ مدرن به جوامعِ عقبمانده، در کنار محاسنِ خود، با فاجعه نیز همراه است. درست مانندِ ورودِ تکنولوژیِ جدید به قبایلِ بدوی. نتیجهی این ملغمه، یعنی حضورِ همزمانِ عناصرِ بدوی در کنارِ پیشرفتهترین محصولاتِ تاریخِ بشر، اصولاً چیزی نیست جز توجیه و تقویتِ اوّلی توسطِ دومی. مثل این است که به قبایلِ بدویِ در حالِ نزاع، سلاحِ خودکار هدیه کنید. یا ابزارهای ارتباط از راه دور را در اختیارِ مبلّغانِ مذاهب بگذارید. مارکسیسم هم از این امر مستثنیٰ نیست. به رفتارهای عشیرهای، جنسیّتزده و لمپنوارهی «رفقا»ی مغربنشین و «پژوهشگرِ» ما - که گهگاه با رفتارِ سلطنتطلبان مو نمیزند - نگاه کنید تا من دیگر مثالی پیش نکشم.
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
" ما بلشویکها در ضد انقلابیترین پارلمانها شرکت کردهایم و تجربه نشان داده است که چنین شرکتی نه تنها مفید بلکه برای حزب پرولتاریای انقلابی از نخستین انقلاب بورژوایی ( در روسیهی ۱۹۰۵) بهمنظور تدارکِ دومين انقلاب بورژوائی ( فوریهی سال ۱۹۱۷ ) و سپس انقلاب سوسیالیستی ( اکتبر ۱۹۱۷) ضروری هم بود. [...] هلنديها و بهطورِ کلی «چپها» در این مورد همانند آن آئینپرستانِ راهِ انقلاب قضاوت مینمایند که هیچگاه در انقلابِ واقعی شرکت نکرده یا در تاریخِ انقلابها تعمّق ننمودهاند و یا «نفی» سوبژکتیوِ یک نهادِ ارتجاعی را سادهلوحانه بهجای انهدامِ واقعیِ آن توسط نیروهای مشترکِ يك سلسلهعواملِ ابژکتیو میگیرند."
لنین
بیماریِ کودکیِ چپروی در کمونیسم
ترجمهی محمّد پورهرمزان
تصویر: لنین در حال فریادِ «کیش و مات» در برابرِ الکساندر بوگدانف، در جریانِ دیدار با ماکسیم گورکی، کاپری ایتالیا، ۱۹۰۸
" عنصرِ جزمی در معنایی محدودتر عبارت است از چسبیدن به تعیّنهای یکسویهی فاهمه و در همان حال طردِ اضداد آنها. به طور کلی جزمیّت عبارت است از «یا این یا آنِ» انعطافناپذیر که بنا به آن مثلاً گفته میشود که جهان یا کرانمند است یا بیکران، اما تنها یکی از آن دو است. برعکس، آنچه حقیقی و نظرورزانه است دقیقاً هیچ تعیّنِ یکسویهای ندارد و بنابراین توسّطِ آن تحلیل نمیرود؛ برعکس در درونِ خود و به عنوانِ تمامیّت، تعیّنهایی را وحدت میبخشد که از نظرِ جزمباوری تعیّنهایی ثابت و حقیقی در جداییشان شمرده میشوند. [...] جزمیّتِ متافیزیکِ فاهمه عبارت از این است که به تعیّنهای یکسویهی اندیشه در انفرادشان میچسبد، در حالی که ایدهآلیسمِ فلسفهی نظرورزانه برعکس، شامل اصلِ تمامیّت است و خود را قادر به فرارفتن از یکسویگی تعیّنهای انتزاعی فاهمه نشان میدهد. به این ترتیب ایدهآلیسم خواهد گفت نفس نه به تمامی کرانمند است و نه به تمامی بیکران؛ بلکه اساساً هم این است و هم آن دگر و از این رو نه این است و نه آن دگر. به بیان دیگر، این تعیّنها در انفرادشان نامعتبرند و فقط هنگامی که فراروی شدهاند، معتبرند."
هگل - منطقِ داشنامه - افزودهی بند ۳۲
ترجمهی حسن مرتضوی
البته مارکسیستِ کهنهکار و نستوهِ ما که کبّادهی دیالکتیک میکشد در دامِ «یا این یا آنِ» فاهمه میافتد و میگوید یا شرکت در انتخابات یا مبارزهی انقلابی، اولی را تکفیر میکند و دومی را میپرستد. او نمیداند یا خود را به نادانی میزند که میتوانیم هم بختِ خود را در تغییرِ ترکیبِ حاکمیّت محک بزنیم و هم به فعالیتهای انقلابیِ خود ادامه دهیم. البته من بهشخصه در زیستِ این جماعت فعالیّتِ انقلابیای نمیبینم. ظاهراً این عدّه از رفقا مبارزهی انقلابی را منوط کردهاند به عدمِ شرکتِ مردم در انتخابات!!! حتی اگر بر فرضِ محال، مشارکتِ مردم صفر درصد باشد باز هم توی ابلهِ حُرمتشکن و پرمدّعا باید وظایفِ خود را به عنوانِ «مبارز» انجام دهی. مگر اینکه بخواهی انفعال و عجز و نالایقیِ خود را پُشتِ ژستی خشمگین و طلبکارانه پنهان کنی!
https://t.me/bodkin123bursting
Telegram
جوالدوز
فاشسازندهی تباهیِ باورهای شما خالیکنندهی بادهای نفسانیِ شما
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago