?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
?شب چله?
#یکی_یه_پوله_خروس
#سید_غلامرضا_روحانی
باز ماه دی و سرمای زمستان آمد
شب يلدا شد و پاییز به پایان آمد
میوه از بهر شب چله فراوان آمد
مفلس از داغ فسنجان به لبش جان آمد
بزم سور است مهیا و بخاری علم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
?
پرتقال آمد و سیب آمد و ازگیل و انار
موز و نارنگی و لیمو و گلابی و خیار
هندوانه بهمیان است و به هر گوشهکنار
خوش بساطی است ولی حیف که در این شب تار
بینوا در هوس شلغم و آش کلم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
?
مفلسا! سور اگر گشته مهیا به تو چه؟
شادی و عیش و طرب در شب یلدا به تو چه؟
مرغ بریان و فسنجان و مسما به تو چه؟
آخرت از تو بود، عشرت دنیا به تو چه؟
مطبخ خلد برین بهر تو پر دود و دم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
?
سیر را از شکم گشنه نباشد خبری
نرسد هیچ ز سرما به وجودش خطری
ای که پیوسته به اندوختن سیم و زری!
نام نیک ار نخری فاش بگو پس چه خری؟
نسبت خر ندهم بر تو که بر خر ستم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه هم است
?
خر شریف است و خران فایده بخشند بسی
کس ندیده که کند هیچ خری بد به کسی
هر چه عرعر کند او را نبود دادرسی
نه هوایی به سرش هست و نه در دل هوسی
نه نگاهش به سوی سفرهٔ هر محتشم است
اغنیا را ز شب تار فقیران چه غم است
???
منبع:
(یکی یه پوله خروس. سیدغلامرضا روحانی. صفحات ۱۷۵-۱۷۶)
#طنز_مقدس
#طنز_و_اخلاق
#خوانش_اشعار_طنز
#طنز_سیاسی_اجتماعی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?طنز و طربناکی حافظ ✍
?... طنز و تجاهلالعارف و ملاحت بیان حافظ هم جای خود دارد. طنز حافظ برعکس بزرگانی چون سعدی و عبید زاکانی هرگز به هزل نمیرسد تا چه رسد به هجو و بدزبانی و دریدن پرده عفاف، که هر قدر هم هنرمندانه باشد، نهایتاً غیرهنری است. کمتر شاعری با اینهمه طمأنینه و طنز و اعتماد به نفس و نکتهگوئی و شیرینزبانی با معشوق خود روبرو شده یا گفتوگو کرده است.
?سربهسر گذاشتن او با مقدسات هم که از ارکان طنز اوست، امر خطیری است. اگر حافظ از خودش، یعنی ایمان خودش شک داشت، اینهمه جرأت نداشت که با تسبیح و دلق و سجاده و کار و بار معاد و بهشت و نعیم اخروی و مشایخ شهر و منبر و محراب و مسجد سر به سر بگذارد. ولی اگر فقط جرأت داشت، اما ایمان نداشت، این دستاندازیهای همدلانهاش اینهمه پسند خاطر مؤمنان راستین قرار نمیگرفت.
?در کتاب چاردهروایت نوشته نگارنده این سطور مقالهٔ مستقلی درباره طنز حافظ آمده است.
???
منبع:
(حافظ نامه. بخش اول. بهاءالدین خرمشاهی. صفحه۳۷)
#تئوری_طنز
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#شگردهای_طنزپردازی
#شگردهای_طنز_حافظ
#یادداشت_ها_و_مقالات
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?مثنوی دانشگاهنامه✍
?باب هفدهم?
?در بیان مزایا و مضارّ سنت حسنهٔ تقلب?
به نام خالق خیر و درستی
خداوند وقار و تندرستی
به یادم هست در ترم بهاره
گرفتم مچ ز یک آتیشپاره
که وقت امتحان بود آن گلاندام
کفِ دستش پر از اعداد و ارقام
به دست دیگرش مانند انجیل
یکی طومار مشحون از فرامیل!
تغیّر کردم و گفتم به تندی
که: «ای دختر که خیلی هم بلوندی!
نمیدانی که این کاری حرام است؟»
جوابم داد: «این حرفا کدام است؟
تقلب خود به غیر از مشورت نیست
عزیزم، مشورت که معصیت نیست
تقلب افتخار عالمان است
تقلب شیوهٔ مستضعفان است
بلی ما هم فقیر علم هستیم
خراب نمره و جزوه پرستیم
تقلب چیست؟ ایثاری اثیری
ز یک شاگرد تنبل دستگیری
به آنی از کرج تا برمه رفتن
رهِ صد ساله را یک ترمه رفتن
زکات علم میباشد تقلب
برات حلم میباشد تقلب
بسا با یک جواب زیر پایی
گشوده گشته باب آشنایی
جواب تستها بر هم گشودند
سپس با یکدگر وصلت نمودند
مراقب کیست؟ یک جاسوس مزدور
که میگوید منم مأمور و معذور
مراقب به که با ما یار باشد
همیشه محرم اسرار باشد!
تقلب کن برادر تا توانی
که تا مثل خودت در گِل نمانی
چرا این قدر اخلاق تو گند است؟
که از تو بوی الرحمن بلند است
تقلب منحصر در امتحان نیست
فقط مختص ما دانشجویان نیست
بسا شخصا که با قلب حقیقت
رسیده بر منال و مال و مکنت
بسا کاسب که با سوگند دینی
به تو قالب کند یک جنس چینی
خلاصه گفت و گفت آن بچه قرتی
برایم خواند آخر یک دوبیتی:
«دلی دارم خریدار تقلب
کز او گرم است بازار تقلب
لباسی بافتم بر قامت دل
ز پود عشوه و تار تقلب»
???
منبع:
(دانشگاهنامه. عباس احمدی. صفحات۷۱-۷۴)
#طنز_سیاسی
#طنز_و_اخلاق
#روز_دانشجو
#خوانش_اشعار_طنز
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?مرز بندی «خود» و «دیگری»✍
#درآمدی_بر_طنز_عرفانی
#علیرضا_محمدی_کلهسر
#محمدعلی_خزانهدارلو
بخش دوم✏️✏️
?در برخی پژوهشها، گرایش به هجو بهجای پرداختن به انتقاد، حاصل رابطهی دربار و شاعران در نظامهای اجتماعی پیشین ایران دانسته شده است(رستگار فسایی، ۱۳۷۲: ۲۵۲). ولی به نظر میرسد ریشههای گرایش به هجو را، بیش از این عامل باید در تفاوت میان تلقی گذشته و امروز از مفهوم جامعه و تغییرات اجتماعی دانست.
?مفهوم رنگ باختهی انتقاد اجتماعی در ادوار گذشته موجب شده بود تا در میان آثار غیرطنز نیز انتقادها به مسائلی اشاره کنند که به شکلی ثابت در همهی ادوار پیش و پس تکرار میشدند. مضامینی نوعی (typical) چون ریاکاری دینداران، ظلم حكّام، شکمپرستی و شهوت صوفیان، حرص و طمع عالمان دین، غدّاری زمانه و... پیوسته در این قطعات تکرار میشوند که زمینهای جز مرزبندی میان «خود» (self: شاعر، طرفِ برحق) و «دیگری» (other: ابناء زمان، طرفِ ناحق) ندارند.
?تمِ اصلی این نمونهها را بهصورت «فراموشی رسوم و تباهی حقایق» در آثاری چون کشفالمحجوب(هجویری ۱۳۵۸: ۷و۸)، تاریخ جهانگشا (جوینی، ۱۳۲۹: ۳)، غزلیات سنایی(سنایی، بیتا: ۸۳-۸۱) و ... میتوان دید. بنابراین، شاید بتوان با اندکی تسامح، بیشتر آثاری را که امروزه بهعنوان طنز در ادبیات فارسی شناخته شدهاند در کنار آثار فراوان هجوهای شخصی به عنوان ابزاری برای مرزبندی آشکار میان «خود» و «دیگری» تلقی کرد.
???
منبع:
(فصلنامه متن پژوهی ادبی. شماره۴۸. تابستان۱۳۹۰. صفحات ۷۴-۷۵)
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#فلسفه_طنز
#پژوهش_طنز
#طنز_و_اخلاق
#یادداشت_ها_و_مقالات
#فصلنامه_متن_پژوهی_ادبی
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?مرز بندی «خود» و «دیگری»✍
#درآمدی_بر_طنز_عرفانی
#علیرضا_محمدی_کلهسر
#محمدعلی_خزانهدارلو
بخش اول✏️
?با نگاهی آماری به آثار مطایبهآمیز در ادبیات کلاسیک فارسی میتوان گفت که بیشترین حجم آنها به آثار هجوآمیز مربوط میشوند. چنانکه گفته شد پژوهشگران ریشهٔ این هجوها را رجزها و مفاخرههای موجود در ادبیات عرب میدانند. در ادبیات فارسی نیز هجوها بر اساس انگیزههای گوناگونی شکل گرفتهاند که یکی از مهمترین آنها موضعگیری شاعر در برابر شخصیت یا گروه هجوشونده است(رستگار فسایی، ۱۳۷۲: ۲۳۰ـ۲۳۴).
?باتوجه به اینکه یکی از موارد کاربرد هجوهای اعراب نیز رجزخوانیهای پیش از جنگ بوده است (کاسب، ۱۳۶۶: ۲۵-۲۲) میتوان مهمترین زمینهی استفاده از هجو را مقابلهی مستقیم با «دیگری» (other) ذکر کرد. چنین زمینهای را بهنوعی دیگر، در تعاریف امروزین از طنز نیز میتوان یافت، با این تفاوت که «دیگری»، در معنای اصطلاحیِ طنز، بیشتر انگیزه و هدفی اجتماعی دارد تا انگیزهای شخصی.
?گفتنی است، معنایی که امروزه از طنز مرسوم است با مفاهیم مدرنی چون انتقاد، اصلاح و اهداف سوم است با مفاهیم اجتماعی پیوند دارد، در حالی که پیش از این به دلیل وجود نداشتن این مفاهیم در نظام فکری جامعه، آنچه امروزه طنز خوانده میشود، از نظر هدف با هجو و از نظر ارزش با هزل (بهعنوان امری غیرجد) در پیوند بوده است.
#تئوری_طنز
#طنز_مقدس
#فلسفه_طنز
#پژوهش_طنز
#طنز_و_اخلاق
#یادداشت_ها_و_مقالات
#فصلنامه_متن_پژوهی_ادبی
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?وقتی شاعر از کسی خوشش نیاید?
#چنته
#میرالهی_همدانی
#محمدعلی_مجاهدی
میرالهی همدانی از شعرای آن سامان در سدهی یازدهم هجری است. مؤلف عرفاتالعاشقین، به سال ۱۰۲۰ هجری در سفری که میرالهی به هند داشته، در شهر آگره وی را ملاقات کرده است.
میرالهی همدانی طبعی هزلآمیز و مطایبهانگیز دارد. چکامهی مطایبهآمیز زیر را در هجو «ذوقی»نامی سروده که حاکی از اشراف او به هنر تصویرسازی در زمینه شعر است:
?مطايبه?
به بینیات چو رود اژدهای آتشبار
بود چو کرم شبافروز در میانهی غار!
چه بینیای است که در زیر گاو و ماهی اگر
دهند گور تو را بعد مردن تو قرار
ز بس که باشد از اندازهی لحد بیرون
به روی خاک بماند به جای سنگ مزار!
مصالحی نتوان یافت به ز بینی تو
اگر زمانه کشد پل به روی دریا بار!
دراز گشت سربینیات چو پای اجل
گره زنش چو دم اسب و حلقهساز چو مار
زیاده هرچه بماند بپیچ بر سر خویش
نما نمای زن از صدهزار گز دستار!
خدا نخواسته گر افکنی نظر به کتاب
ز بوی گند دماغت که هست مزبلهزار
رمند مورچههای حروف از پس و پیش
مثال کیک جهد نقطه بر يمين و يسار
کشیده و کج و سرتیز و پهنبنیاد است
مگر به روی تو بینی شده است موسیقار؟
ز بس که لاشهی بينیت سر به اوج کشید
همیشه کرکس گردون از او خورد مردار!
تُماغه گر طلبد بینی تو چون شاهین
کند سهيل يمن نُه سپهر را بُلغار!
نشسته بر کمر بیستونِ بینی تو
سپهر عربدهجو چون پلنگ بر کهسار!
به ماه کینه نجوید پلنگ بر سر وی
که ماه را همهشب زیر پای اوست گذار!
نُه آسمان به تهِ آسیای بینی توست
چو ارزنی که نماید به خاک در انبار!
در او مِقَط ز قلمهای پای عوج نهند
دهند مِحبَرهای گر ز بینی تو قرار
خوش است کندن از آن رو، خیار بینی تو
که ساکنند شپشها در او چو تخم خیار!
نگه رود به سرانگشت پای در رخ تو
چنانکه مردم پاکیزه در نجاستزار!
تو نیستی به میان هرچه هست بینی توست
که از بنای رخت کنده باد این دیوار!
✏️پینوشت✏️
- تُماغه: کلاهی که بر سر پرندهی شکاری گذارند.
ـ بُلغار: نام نوعی پوست دباغی شده.
ـ مِقَط: چاقوی مخصوص قلمتراشی و قطزنی.
ـ مِحبَره: ظرفی که در آن مرکب ریزند.
[متاسفانه به مرجع اصلی شعر دسترسی ندارم! تا ببینم شعر دقیق و درست آمده یا نه؟!]
???
منبع:
(چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه۸۳-۸۴)
#طنز_و_اخلاق
#فکاهیات_مطایبات
#خوانش_اشعار_طنز
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?مکاتبات اداری خواجه حافظ شیرازی?
???
خدمت سرور ارجمند، رئیس محترم ادارهی اشیای گمشده
پیرو مذاکرات شفاهی با کارشناسان آن ادارهی محترم، پیرامون اشیا و افراد گمشده مرتبط با اینجانب، همانگونه که مقرر فرمودند، فهرست این افراد و اشیا كتباً ارائه شد؛ امید است نسبت به بازیابی فقرات مفقوده، سعی جمیل معمول گردد.
۱- عقل دیوانه شد، آن سلسلهی مشکین کو؟
۲- دل ز ما گوشه گرفت، ابروی دلدار کجاست؟
٣- باز پرسید ز گیسوی شکن در شکنش / کاین دل غمزده، سرگشته، گرفتار، کجاست؟
۴- ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی / عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟
ايضاً متمنی است دستور فرمایید در مورد دو فقره ذیل نیز مهما امکن تحقیقات لازم انجام پذیرد:
الف: گلبن عیش میدمد، ساقی گلعذار کو؟
ب: باد بهار میوزد، بادهی خوشگوار کو؟
???
جناب آقای محمد حافظ شيرازى
با پوزش از تأخیر در پاسخگویی به درخواست جنابعالی، به اطلاع میرساند که مطابق گزارش مسئول انبار اشیای پیدا شده و براساس کاردکسهای موجود، هیچگونه سلسلهٔ مشکین و ابروی دلدار و بادۀ خوشگوار و نیز هیچیک از انواع دل، اعم از غمزده و سرگشته و گرفتار در انبار موجود نمیباشد.
در مورد دو فقرۀ درخواستی دیگر، مشتمل بر یار و ساقی گلعذار به نظر میرسد که متأسفانه به علت دریافت آدرس عوضی، اشتباهاً به این سازمان مراجعه فرمودهاید.
بدیهی است در صورت پیدا شدن هر یک از اشیای گمشدهی متعلق به جنابعالی، مراتب با پست تصویری به آدرس شیراز - حافظیه، اعلام خواهد شد.
رییس ادارهی اشیای گمشده - امضا
???
منبع:
(کتاب طنز۱. سیدعبدالجواد موسوی. صفحات ۱۷۴-۱۷۵)
#طنز_مقدس
#فکاهیات_مطایبات
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?نماز بیوضو!✍
#چنته
#ناظم_هروی
#محمدعلی_مجاهدی
?ملاّ فرخ حسین «ناظم» هروی، از سخنوران ولایی و بنام سدهی یازدهم هجری در سبک هندی است. او دربارهی شرف زیارت حرم علوی در نجف اشرف برای زائران بیتاللهالحرام رباعی زیبایی دارد:
در وصف علی خرد فرو میماند
خاک نجفش به آبرو میماند
از راه نجف به کعبه هرکس نرود
حجّش به نماز بیوضو میماند!
?[دیوان ناظم هروی. ص ۵۸۷]?
????
منبع:
(چنته. محمدعلی مجاهدی. صفحه ۲۰۰)
#طنز_و_دین
#طنز_و_اخلاق
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
#حکایات_حکیمانه_و_کوتاه_نوشتهای_طنز
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?خراب کردنِ سمبلها?
#طنز_و_شوخطبعی_در_ایران_و_جهان_اسلام
#دکتر_علیاصغر_حلبی
بخش سوم✏️✏️✏️
?... فردوسی بزرگ که خود در بیان رموز و دقایق نظامیگری در شاهنامه، از بزرگان جهان است و حتی یکی از بزرگترین مغربزمینیان قدرت سخنوری رزمی او را با بزرگترین شاعر حماسی جهان هُمِر یونانی سنجیده است، جسته و گریخته در شاهنامه اشارات مهمی در پوچی اصول نظامیگری اظهار کرده و نظامیان جاهطلب را بریشخند گرفته است:
به دانش نیاید سر جنگجوی
نباشد به جنگ اندرون آبروی
سر مرد جنگی خرد نسپرد
که هرگز نیامیخت کین با خرد!
???
یکی روز مرد آرزومند نان
دگر روز بر کشوری مرزبان
یکی مرد بینی تو با دستگاه
رسیده کلاهش به عقل سیاه
که او دست چپ را نداند ز راست
به بخشش فزونی نداند ز کاست!
???
منبع:
(طنز و شوخطبعی در ایران و جهان اسلام. علی اصغر حلبی. صفحات ۷۷-۷۹)
#تئوری_طنز
#طنز_سیاسی
#طنز_و_اخلاق
#خوانش_اشعار_طنز
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?بررسی طنز در متون کهن ادب فارسی✍
#بررسی_طنز_در_بوستان
#باب_چهارم_در_تواضع
#محمدعلی_علومی
بخش دوم✏️✏️
?بنای اصلی و اساسی طنز در این حکایت منظوم، طنز عبارت است و بهجهت ساختار دوگانهی آن به لطیفه شباهت دارد. بخش اول و مبتدا، وقتی است که یک سگ پای صحرانشینی را میگزد. بخش دوم و منتها، گفتگوی پدر با دخترش است.
?لطیفهها اغلب ساختاری دوبُنی دارند، که از مبتدا شروع میشوند و گزارش میدهند و بخش منتها در تضاد با بخش اول است. همچنانکه در این حکایت، در مبتدا، مرد صحرانشین را سگ میگزد و در بخش منتهاست که دخترک با پدرش تندی میکند که: «که آخر تو را نیز دندان نبود؟» و پدر خندهکنان پاسخ میدهد:
«مرا گرچه هم سلطنت بود و نیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش
محال است اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندر برم»
?مطابق با سبک و سیاق سعدی، این حکایت لطیفهوار نیز پیامی دارد:
«توان کرد با ناکسان بدرگی
ولیکن نیاید ز مردم، سگی»
???
منبع:
(بررسی طنز در بوستان. محمدعلی علومی. صفحه ۱۳۲-۱۳۳)
#تئوری_طنز
#طنز_و_اخلاق
#سعدی_شیرازی
#شگردهای_طنزپردازی
#معرفی_کتابهای_طنز
#معرفی_طنزپردازان_ایرانی_و_آثارشان
#حکایات_حکیمانه_و_کوتاه_نوشتهای_طنز
? ایتا : @tarzetanz
? تلگرام : @tarzetanz
? اینستاگرام : @hassan__malekan
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago