?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
https://t.me/fanfic_darkmoon ممبرا، بیاین به چنل اصلیمون...
به حلقه ی دستت نگاهی کردی، هوفی کشیدی و به طرف حموم رفتی، بعد از یک ساعت با حوله دور بدنت از حموم اومدی بیرون، بلند بلند اهنگ میخوندی و میرقصیدی که در یخچالو باز کردی، لیوان اب رو بیرون اوردی و بعد خوردن یه قلوپ اب به طرف جلو نگاه کردی که با اون روبرو شدی...…
به حلقه ی دستت نگاهی کردی، هوفی کشیدی و به طرف حموم رفتی، بعد از یک ساعت با حوله دور بدنت از حموم اومدی بیرون، بلند بلند اهنگ میخوندی و میرقصیدی که در یخچالو باز کردی، لیوان اب رو بیرون اوردی و بعد خوردن یه قلوپ اب به طرف جلو نگاه کردی که با اون روبرو شدی...
جین? : کَم کَم دارم شَک میکنم نامزد ورد واید هندسام باشی! الان این چسخل بازیا چه معنی میده؟
جیهوپ? : سنجابک من امروز چقدر سرحاله، ولی نگفت اینهمه شادابی ممکنه باعث گُر گرفتن سانشاینش بشه؟
بیا اینجا بینم!!
کل خونه رو دنبال تو میدوید و اخرش تو رو به اغوش گرمش دعوت کرد.
شوگا? : خیلی ریلکس به طرف مبل روبروی شومینه قدم هاشو دو به یکی میکرد. تکیشو به کوسن داد و با صدای تحکم مانندی لب از لب باز کرد : من خستمه، بیا اینجا
پارچ اب و لیوانو برداشتی و روبروش ایستادی
+یکمی اب یَخ حالتو بهتر میکنه!
_من آب نمیخوام!
+چی؟
در یک لحظه دستت رو کشید و تو رو روی پاهاش جا داد.
+ش... شوگا!
دستی به صورتت کشید.
_وقتی اینجوری با این پوست خیس جلوی من رژه میری، توقع بی بخار بودنو از من نداشته باش!
نامجون? : به اتاقت رفت و با یه دست لباس خونگی و پوشیده به طرف کانتر اومد، لباس رو به روی سرت پرت کرد و پوکر فیس لب زد : زودباش انحنای جذاب بدنتو بپوشون!
+جذاب؟
_اینطوری پوزخند نزن.
+اصن نمیخوام بپوشم کیه که جلوی منو بگیره ها؟
_باشه.. خیل خوب!
کمرتو گرفت و با کشیدن تو به طرف خودش بوسه ی نرم و طولانی رو شروع کرد.
جیمین? : از پشت دیوار بیرون اومد و به طرف کانتر قدم هاشو تند تر کرد، تکیشو به دیوار داد و با حالت لوندی تو رو مخاطب خودش قرار داد : میدونی، من خیلی الان هوس یه چیزی کردم
+جیمین از آشپزخونه برو بیرون اصلا وقت و حوصله ندارم!
_که اینطور، حالا تو برای من تایین تکلیف میکنی؟
+یا
وارد فضای آشپزخونه شد و همونطور که لباتو به رقص وادار میکرد تورو به طرف اتاق هل میداد.
تهیونگ? : ابرویی بالا انداخت و متعجب وارد محیط آشپزخونه شد
_کی گفت اینقدر خوشحال باشی؟
+مگه خوشحالی جرمه؟
_نه دیگه در این حَد که فکر کنن دیونه ای چیزی هستی
+نمیری بیرون؟ میخوام با خودم تنها باشم
بدون لحظه ای درنگ تو رو روی شونش گذاشت و به طرف اتاق رفت
+یاا، منو بذار پایین، همین چند ساعت پیش قبل از حموم کارمو ساختی
_خوب تقصیر خودته، کی گفت اینقدر کیوت و خوردنی بشی؟ به هرحال 7 راند کافیت نیس
+تهیونگ...
_3 راند
+تهیونگااا...
مشتای کوچیک و پی در پی خودتو به روی شونش فرود اوردی که دَم در اتاق توقف کرد.
_پَس شد همون 7 راند خودمون، اینم بخاطر لجبازیت بَد گرل!
جونکوک? : با پوزخندی شیطون نگاهت کرد که با خجالت به طرف اتاقتون رفتی و میخواستی درب رو ببندی که پای جونکوک لای در، مانع بسته شدن درب اتاق شد. درو باز کرد و بعد از وارد شدن، خیلی سریع کلید رو چرخوند و روی میز کنار در گذاشت.
به عقب رفتی و متقابلا اون هم به جلو اومد، عقب جلو، عقب جلو، دستشو پَس زدی و با سرعت به طرف کلید روی میز هجوم بردی که مچ دستتو چنگ زد و هر دو روی سطح نرم تخت فرود اومدین.
+جونکوکا! ولم کن!
_نمیدونستم نامزد خجالتیم همچین بدن هاتی داره!
+یاا، بهت گفت چفت دستاتو از دورم وا کن!
زبونی به پرسینگ لبش زد و لبای خوشکلتو شکار کرد.
「?????? _?????? ???? ????」
https://t.me/fanfic_darkmoon
به شعبه اصلی ما بپیندید
تم شیشه ای جیمین??
والپیپر در کامنت ها?
╭┈───────☆ ⃟۞
╰┈➤✩????? ?????✩??
┈─────┈─────┈
˚˙•┄┈┄╼∘☆#?????
➳♡︎#?ℎ???
➳♡︎#?????
「?????? _?????? ???? ????」
23:23:)
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago