𝗟𝖾𝗆𝗈𝗇 𝗕𝗈𝗒

Description
太陽の息子 (黄色で読む)
𝗜𝗇𝖿𝗈 ⨾ @Lemoninfo
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

3 years, 11 months ago

سه ماه تا دی ماه فرصت هست فرصت نمیکنم بیام اینجا توی این سه ماه با توجه به برنامم. اگه مصمم باشیم به چیزی که میخوایم می‌رسیم امیدتون رو از دست ندید! توی این مدت دو تا ادمین دیگه هستن؛ دازای که گفتم هروقت خواست پیانو تمرین کنه میاد اینجا با دازای میتونید در ارتباط باشید. با نیترو میتونید صحبت کنید لینک ناشناس میزاره اگه خواست اینجا مثل دیلی خودشه. میگم لینک ناشناساشون رو بزارن هردو. ادمین ها دیلی دست شما تا برگردم. برای همتون آرزوی سلامتی میکنم دوستان لیمویی. تا دیدار مجدد بدرود?

-کیان

3 years, 11 months ago

Pov: smoking cigarettes at the rooftop while raining.

3 years, 11 months ago

فریاد میزنیم از فقدان او و اما فریادهای‌مان تنها و تنها گوشِ سکوتِ مطلق را کر میکنند.

3 years, 11 months ago

تمام شده‌ای؟ شاید این‌همه کوتاه پایان دادن به رنج‌هایی که در زندگی‌ات ذره‌ذره تورا کُشتند، بی‌رحمانه باشد.
سختی‌هارا دیده‌ای؛ دردها، حزن‌ها و شاید فراق؛
پسرِ کوچک من تمام این آوارگی‌هارا دیده و قد کشیده است.
نقاشی‌های مهجولت نگاره‌ای از اسرار اند؛ همان حرف‌هایی که کلمات در قبال توصیفشان کمر خم‌کرده و شکسته‌اند، میدانم که آدم باید چقدر خودخوری کرده باشد و رسیده باشد به اینجایی که کمتر کسی در کنار دیدنِ خط‌خطی‌های محزونش، احساسشان کند.
جهان ما برای تو خوب نبود. آفتاب گردانِ زرد عاشقِ مرا چه به‌ سیاهیِ شب‌های بدون صبح؟
نمیخواهم خسته‌ترت کنم، اما کاش میتوانستم در آغوشت بگیرم و بگویم فراموششان کن پسرک کوچولوی شیشه‌ای رنجور من! حالا بزرگ‌شده‌ای و از تمام هیوهالای زیر تخت که در نیمه شب همه‌ی تلخی‌ها را برایت تداعی میکنند و دردهایت که در اثنای خطوط نقاشی‌های مُرده دفن میکنی قوی‌تر شده‌‌ای.. کاش به‌جای یک نویسنده‌ی پیر، ققنوس می‌بودم و با اشک‌هایم ردِ تمام زخم‌های کهنه‌ات را پاک میکردم، فرشته‌ی زرد من.
اما نمیتوان کاری کرد، نمیشود و نمیتوانیم..که فراموشی کیمیاست.

#ناشناسی‌شناس

3 years, 11 months ago

I jump from sudden rage, to temporary happiness, to sadness, to nothing, to peace, to emptiness, and then again and again.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago