?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
✏️بحثهایی نو دربارهی میراث تصوف یزد و مجموعهی سلطان شیخداد
۲ـ شناخت سازمان تصوّف «دادائیه» و جایگاه آن در یزد قرون میانی اسلامی [ص ۳ از ۴]
🔺به همین سبب، گمان میرود دلیل عدم تمرکز بر هویت فیروزانی شیخ، میتوانسته از سویی تأکید بر محل ارشاد و ولایت وی و از سویی دیگر، آگاهی به این تزلزل جایگاه و کمک به تثبیت قدرت شیخ دادا و سازمان و جریان نوپای تأسیسشدهی وی در یزد با وجود سبقهی رقابت و در سطح تشدیدشدهی آن، بدخویی و دشمنی از سوی برخی گروههای محلی، بوده باشد. تثبیت قدرتی که احتمالاً همراهی وی با نهاد قدرت و حکومت به آن کمک کرده و برای همین سبب شده نام او پرآوازه گشته و سازمانش قدرت و دوامی بیشتر یابد. حمایت و دلدادگی شاهان آل مظفر و قاضی شهابالدین باعمران، پیش و پس از فوت وی، مثالی از پشتوانه و تکیهی حکومتی او است.[۲۰]
چنانچه پیشتر نیز ذکر شد، پس از بازگشت از سفر حج، شیخ دادا سازمان دادائیه را سامان بخشید، قدرت و نفوذ آن را افزایش داد و خانقاههای مختلفی را در قراء یزد ایجاد کرد[۲۱]؛ خانقاههایی که از سویی مخارج و هزینههای نگهداری آنها، وابسته به رقبات داخلی و سرمایهها و حمایتهای بیرونی بوده و از سویی دیگر، کارکردشان برحسب استفادهی چند عملکردی از خانقاه در قرون میانی دورهی اسلامی و نمونههای مشابه در یزد و جانمایی موقعیت آنها بر سر راههای تجاری کرمان- ری و یزد- تبریز، تنها پایگاه دینی نبوده، کاربریهای اقامتی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی داشتند و همپای موقوفات دیگر ازجمله وقفیات سادات عریضی حسینی یزدی [۲۲]، سبب رونق دوبارهی راههای تاریخی شدند. موقوفاتی که قدرت و نفوذ سازمان را به سبب توسعهی راهها و بهبود اقتصاد و تجارت، فراهم آوردن امکانات عامالمنفعه و فراهم آوردن مقبولیت نزد مردم و مشارکت در توسعهی زیرساختهای موردنیاز و ایجاد رضایت نزد حاکمان، افزایش میداده است. البته، مقایسهی سازمان دادائیه با سازمان سادات عریضی حسینی یزدی، دو سازمان همدورهی قدرتمند در شهر یزد، نشان میدهد اگر خاندان حسینی یزدی از قدرت بیشتری در پایتخت و دربار ایلخانی بهخصوص در زمان حیات و وزارت اعظم خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی بهواسطهی دوستی دیرینه و پیوند خویشاوندی، برخوردار بوده و منازعاتی پنهان و پیدا با حکام محلی آل مظفر داشته است، برعکس خاندان دادائیان احتمالاً در یزد نفوذ بیشتری در دربار حکام محلی داشته [۲۳] و از حمایت بسیاری در میان آنها برخوردار بوده است. این مسئله از طرفی منجر به اقتدار سازمان دادائیه و تثبیت جایگاه شیخ دادا و فرزندانش شد و شاید باعث شد این سازمان در منطقه، دوام و حیات بیشتری نسبت به دیگری بیابد؛ از طرف دیگر ارشاد و ولایت را تا حدی سیاسی و وابسته به میل حکام منطقه نمود.[۲۴]
«دستار اَلجَه» شیخ دادا، دستاری که پس از الهام غیبی ولایت به شیخ توسط مرادش پیر اندایان تقدیم او میگردد، نماد صوفیان سازمان دادائیه و چنان تاج حاکم بر سر اقطاب حلقهی دادائیان بهحساب میآمد و چه شخص شیخ دادا و چه قطبهای بعدی دادائیه آن را، در جای نماد این سلسله و سازمان، بر سر میبستند. «دَسْتار» پارچهای است که آن را به صورت عمامه، یا به شکلی ویژه به دور سر میپیچند[۲۵] و «اَلجَه» نیز لغتی ترکی است به معنی نوعی قماش و پارچهی راهراه و رنگارنگ[۲۶]؛ اگر «اَلجَه» بهکاررفته در متون تاریخی دلالت بر اسمی خاص یا معنایی دیگر که نزد ما فراموششده است، نداشته باشد، احتمالاً منظور پارچهای راهراه و رنگارنگ بوده که بر سر بسته میشده است. همچنین، گمان میرود «سلطان» و «شاه» القابی بوده که در سازمان دادائیه برای سرسلسله و قطب استفاده میشده است؛ چراکه در تمامی تواریخ محلی، هنگام نام بردن شخص جزء جداییناپذیر نام او بوده است؛ عناوینی که برای حاکمان و فرمانروایان سیاسی کاربرد داشته و گویی مریدان و پیروان در عالم عرفان و دین، با کاربرد این القاب، جایگاه حکمرانی مشابه برای آنان قائل میشدند.[۲۷]
پس از شیخ، فرزند او محمود عهدهدار مقام قطب و ادارهی سازمان دادائیه شد. چنانچه در یادداشت قبل بهتفصیل گفته شد، او یکی از مقتدرترین اقطاب این سازمان به شمار میآمد و قدرت و ثروتش را افزایش و خانقاههایش را گسترش میدهد. مدفن و مجموعهی باقیمانده از وی در قریهی بُندَرآباد منطقهی رُستاق یزد امروزه با نامهای «خانقاه سلطان محمود» و «سلطان بُندَرآباد» معروف است. بعد از وی، سه فرزند دیگر شیخ پس از محمود یعنی علی، حسن (ابوبکر) و محمد[۲۸]، نیز دارای مقام ولایت و عهدهدار تولیت خانقاههای دادائیه شدند.🔻
✏️بحثهایی نو دربارهی میراث تصوف یزد و مجموعهی سلطان شیخداد
۲ـ شناخت سازمان تصوّف «دادائیه» و جایگاه آن در یزد قرون میانی اسلامی [ص ۲ از ۴]
🔺در یزد نیز متأثر از دلیلهای ذکرشده در مقیاس ملّی و رخ دادن آنها در مقیاس محلی نظیر احترام سلاطین آل مظفر به متصوفه و مشایخ آنها[۶]، وضع مشابه بود و حتی به سبب آرامش حاکم بر یزد بهتبع دوری از کانون درگیری و بلوا، سازمانهایی بهمراتب قدرتمند و اثرگذار فراتر از مقیاس محلی ایجاد میشد.
دو نمونهی شناختهشده تا اکنون برای ما، سازمان تصوف «سادات عریضی حسینی یزدی»[۷] منتسب به سیّد رکنالدین[۸] و فرزندش سیّد شمسالدین[۹] و سازمان تصوف «دادائیه» منتسب به تقیالدّین دادا محمّد و خاندان اوست. دربارهی خاندان سادات عریضی حسینی یزدی و سازمان آنها، در کنار تواریخ و شواهد مادّی باقیمانده، رسالهی وقفیات آنها یعنی جامعالخیرات موجود است و تا حدی سازوکار مدیریت سازمان، کارکنان آن و فهرست اموال و موقوفاتش را توضیح میدهد؛ امّا دربارهی سازمان دادائیه جز ذکر تواریخ محلی، اطلاعات پراکندهی موجود در وقفنامههای همدوره توسط دیگرکسان و کتیبههای قبور و بقایای معماری پابرجا، هنوز مکتوباتی اختصاصی در دسترس نیست.
دوّم، چرایی کاربرد نام «دادائیه» برای نامگذاری این سازمان تصوف. دلیل، ذکر موجود در منابع تاریخی و بهتبع آن، ادبیات مشترک میان مورخان و دانشورانی است که تاکنون دربارهی آن پژوهش کردهاند. برای مثال، محمد مفید مستوفی بافقی در کتاب جامع مفیدی (قرن ۱۱ ه.ق) هنگام برشمردن موقوفات این سازمان، نام «موقوفات دادائیه» را بر آنها مینهد و آن را نامگذاری شده توسط خود خاندان شیخ دادا عنوان میکند [۱۰] و محسن کیانی (میرا) در کتاب تاریخ خانقاه در ایران (۱۳۶۹ ه.ش) با کاربرد «تأسیسات مشایخ دادائیه» [۱۱] و علیاکبر تشکری بافقی در مقالهی «تصوف خانقاهی در یزد به روزگار ایلخانان و آل مظفر» (۱۳۹۱ ه.ش) با استفادهی «مؤسسات دادائیه»، به استناد اسناد تاریخی همین نام را هنگام معرفیشان به کار میبرد. [۱۲] میراثی که بنا بر تواریخ محلی تا قرن ۱۱ ه.ق و دورهی صفویه، باوجود کشتارها و ستیزهای بسیار با خانقاه و تصوف بهخصوص از زمان شاهعباس به بعد و در دورهی شاه سلطان حسین، حیات خود را حفظ کرد؛ [۱۳] امّا در قرن ۱۳ ه.ق و دورهی قاجار دیگر رمقی نداشت و ازهمگسسته بود. [۱۴] امروزه نیز تقریباً نیست شده و جز نامی و چند بنا و متعلقات آنها، چیزی باقی نمانده است.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون دربارهی سازمان تصوف دادائیه به دست آوردهایم، میدانیم این سازمان، پس از کسب مقام ولایت و ارشادی شیخ دادا و مهاجرت وی به یزد، پایهگذاری میشود. برخلاف خاندان سادات عریضی حسینی یزدی، شیخ دادا سبقهی خانوادگی روشنی نداشت و جایگاه وی در یزد ریشهدار نبود؛ امّا توانست بهزودی قدرت و ثروتی درخور بهواسطهی جلب حمایت حکام، دولتمردان و رجل سیاسی و دیوانی و موقوفات مریدان و دلدادگان به سبب اقبال عمومی فراهم آورد و به توسعهی سازمان خود و اقتدار خاندانش کمک کند؛ سعایت و مزاحمت برای وی توسط اهل شریعت نزد قاضی شهابالدین باعمران تنها ایامی پس از حضورش در اردکان و ایجاد خانقاهش برای مراجعهی عمومی و یاد کردن از او با عنوانهایی نظیر «شـیخی عامی جاهل» و «شیخ جاهل اصفهانی»[۱۵] نمونهای عدم پذیرش وی در مقایسه با دیگر گروههای متصوفه به دلیل جایگاه متزلزل و تازهاش در یزد است. موطن و محل سکونت و ارشاد اولیهی شیخ دادا فیروزان اصفهان ذکر میشود که احتمالاً شهر سُهروفیروزان امروزی از توابع شهرستان فلاورجان استان اصفهان است؛[۱۶] امّا بر اساس شواهد در دسترس، دادائیان غالباً اشارهای به هویت اصفهانی شیخ نکردهاند و حتی وی را یزدی خطاب میکردند؛ شاهد این ماجرا گورنبشتهی سنگهای قبر شیخ دادا و فرزند وی محمود و عبارات معرفی بهکار رفته است؛ در اولی «... الشیخ [نامشخص] الربانی الصمدانی [نامشخص] الثانی بحر المعانی ولی الله الوالی تقی الملۀ و الدین دادا الیزدی ...» [۱۷] و در دوّمی «... محمود بن الشيخ المعمل بلاعظم المغفور، وشرف رتبته في الدين، تقي الملة والدين، دادا محمد الیزدی ...».[۱۸] این در حالی است که برای نمونه، گورنبشتهی شیخ احمد اسفنجردی ملقب به شیخ احمد فهادان از اقطاب یکی از جریانهای تصوف در قرن 8 ه.ق و متون تاریخی در ادوار مختلف، باوجود هجرت وی و برادرش به یزد و سکونت و ارشادشان در محلهی فهادان این شهر، در انتهای نام او به موطن وی اشاره و از کلمهی «اِسفَنجِرد»، قریهای گمشده در پهنهی «شهر کهنه» حوالی شهر مجومرد رستاق یزد، بهره بردهاند.[۱۹]🔻
سلسله نوشتار پژوهشی
بحثهایی نو دربارۀ میراث تصوف یزد و مجموعۀ سلطان شیخداد
یادداشت اوّل: آشنایی با مجموعه و زندگینامۀ تقیالدّین دادا محمّد معروف به «شیخ دادا»
? برونداد بخش پژوهش و آموزش دفتر مطالعات و طراحی گروه احیاء، مرمت و معماری خانه تراب
? به قلم:
وحید آقایی
دانشجوی دکتری معماری دانشگاه تهران
پژوهشگر بخش پژوهش و آموزش دفتر مطالعات و طراحی گروه احیاء، مرمت و معماری خانه تراب
محمدحسین دهقانی
کارشناسی ارشد مرمت ابنیه و احیاء بافتهای تاریخی دانشگاه تهران
مدیر دفتر مطالعات و طراحی گروه احیاء، مرمت و معماری خانه تراب
? منتشرشده در شبکۀ آسمانه
? متن کامل این یادداشت را میتوانید از طریق فایل پیوستشده و نسخۀ بازنشردادهشده در رسانۀ خانه تراب با استفاده از نشانی زیر مطالعه فرمایید.
https://www.torabhome.com/blog/
✏️بحثهایی نو دربارهی میراث تصوف یزد و مجموعهی سلطان شیخداد ۱ـ آشنایی با مجموعه و زندگینامهی تقیالدّین دادا محمّد معروف به «شیخ دادا» (بخش اول) وحید آقایی، محمدحسین دهقانی پیشگفتار مطالب این یادداشت و نوشتههای بعدی آن در قالب یک سلسله نوشتار دربارهی…
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago