?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
✨تحلیل کتاب هزار خورشید تابان
اثر خالد حسینی نویسنده کتاب پرفروش بادبادک باز?
?به مناسبت روز جهانی دختر
?با حضور سرکار خانم #زهرا_اسماعیلی شاعر و فعال در حوزه حقوق زنان
?دوشنبه ۱۹ مهرماه
⏱ساعت ۲۰ الی ۲۱
☀️منتظر حضور گرم شما عزیزان در کارگاه هستیم?
لینک گروه تحلیل کتاب:
https://chat.whatsapp.com/K4q9umyXXKLCKNGS8ZFdf5
?متنی از کتاب:
"یک جامعه شانس موفقی ندارد،اگر زن هایش تحصیل نکنند."
#شعر
#شعر_زنان
.
.
.
#زلما_بهادر
.
(سنگِ زن)
قبل از مردن
صدای گُلها را جمع میکنم از راه
و چهره میپوشم
به سنگ و سپیده
در زخمهای اسم
راه میروم سیاه
رویِ رنگی راه
(مینویسم مُرد)
و زنده زنده سنگ میزنم به سنگ
... زنگ میزند دو چشم!
کور و کر...
میبینمش اینبار!
خرچنگی لال، موازیِ رفتارم
مادر میشود و میگذرد از من
زیرِ سنگ
مردهترها را خشک میکند صدا
میریزد!
خرچنگِ مادری، زبان به زخم و سَمِ نسیمی
بر خاطره آویزان... بمیرم را، این تن به تن شبیه زندگی، پس میگیرد از من... تمام راه، در حالتی خوشحال، چشم دوختهام برعکس، روی رنگیِ خاک...
نامهای کودکانهی من، افتاده از دهان
دور میشود با تن
و زنده زنده
رنگهای حرفم را؛ سنگ میزند این دست، دورِ گردنِ سنگ، مشتی خاکِ سرد، در چشم سنگیام
سر میرود مدام، دورِ زبانی سرخ
اشارهی اشیا بر دیدن:
شانهی چوبی و قیچی
آینهای بر سنگ
زیرتر صدا
(معلق)
جِلدِ زنانهی شِن
مُشتی در چشم و
مشتی میان هوا
کبود میخوابد؛ کبوترِ جَلدم، رویِ سفیدِ سنگ!
جِلدِ میشود هوا
و میپرد بی رنگ
از زبان
میپوشد چشم
با خاک زیرِ خاک؛ گُلِ صدا تنها
جنهای مُرده را، میسوزاند دعا
(لب روی لب و زیر لب میخواند باز)
و شیشهی هوا، بالای سنگِ قبر، سمتِ چپ
کج مانده در دستم!
سنگی زنده
بزرگ میشود در اسم
پای پیاده را
میپوشد باز
زخمی از رنگ
که میخورد به سنگ
جهتها را
بر روی بازِ سنگ... دهان به دهان!
تن داده رگ به رنگ
سوخته در هوا
خاکسترِ حرفهایش، مچاله بر زبانِ مادری؛
کودک! زنِ زمین! مسافرِ باد!
خاکسترِ مرده را جمع میکنم در خواب
سنگ میزنم به راه
به سنگها
به راهبهراه
پای پیاده را.... در راه
شکسته باد و خاک
دو چشم کورش را
چپ میکند هوا
میشکند!
(صدای سرفه از زیر خاک میآید)
اسمِی از من که باز
در شیشهی صدا
ادامهای خوشبختی دارد!
#سیمون_دوبووار و #ژان_پل_سارتر
.
.
نمیتوان از بیوگرافی سارتر گفت از دوبوار نامی نبرد. سیمون دوبوار یکی از فلاسفهی بهنام فرانسه است. اغلب دوبوار را به سبب فعالیتهای او در زمینهی فمینیسم و انتشار کتاب معروفاش با عنوان «جنس دوم» میشناسند. سیمون دوبوار بخشهای بسیاری از زندگینامهی خودنوشت خود را به ارتباطاش با سارتر اختصاص داده است. برخی از نامههای سارتر به سیمون دوبوار در «نامههایی به کاستُر» منتشر شدهاند. کاستُر نامی بود که سارتر برای خطابکردن دوبوار انتخاب کرده بود و معنای لغوی آن سمور آبی است. سارتر دوبوار را ناقد واقعی کارهای خود میدانست.
شاید مشهورترین نکته در مورد رابطهی این دو در آن باشد که سارتر و دوبوار بدین سبب که آداب ازدواج را امری بورژواگونه میدیدند، هرگز حاضر نشدند تسلیم آن شوند. رابطهی این دو با یکدیگر شکلی جدید و جالب از رابطهی بین دو فرد را به نمایش گذاشت. این نوع رابطه حتی در آن زمانِ فرانسه نیز امری عادی نبود. زمانی که آنان مشغول به تدریس در آموزش و پرورش شدند، اولیای دانشآموزان از افشای نوع ارتباط این دو ناراضی بودند.
بعد از مرگ مادربزرگ سارتر ارثیهای به او رسید. سارتر تصمیم گرفت بخش زیادی از این ارثیه را صرف جهانگردی با دوبوار نماید. این دو سفرهای طولانیای به نقاط مختلف جهان نظیر یونان، آلمان، ایتالیا، مراکش، مصر، اسرائیل و … داشتند.
اگرچه سیمون دوبوار یکی از نمایندگان مشهور فمینیسم است، با این حال دوستی او با سارتر نتوانست بر تفکرات مردسالارانهی سارتر تأثیر چندانی بگذارد.
همراه همیشگی سارتر دربارهی مرگ او میگوید: «دقیقهای کنار جسم بیجاناش نشستم، میدانستم که دیگر یکدیگر را نخواهیم دید».
.
.
#سوسیالیسم
#سرمایهداری
#کاپیتالیسم
#نویسنده
#نویسندگان
#نویسندگان_پیشرو
#نویسندگی
#فلسقه
#فمنیسم
#شعر
#شعر_امروز
.
.
#سارا_سلماسی
.
.
ببین؛ شباهت ِ من با تو اتفاقی نیست
به من بیا و بمانَم، گریز باقی نیست
نبین که همهمه هستم ، نبین که می خندم
برای گریه شدن، شانه ی ایاقی نیست
من از توهّم ِ هر سایه ای خطا کردم
تو را چه دیده، ندیده کجا رها کردم ؟
که بعدِ گم شدنَم ، پشتِ سایه روشن ها
هزار گوشه دویده، تو را صدا کردم
دهانِ یخ زده از شدّت ِ جنون هستم
که اضطراب، لبم را کشیده از شستَم
هزار مرتبه جنگ ِ روانی ام دادند
سکوت های کبودی که بی تو نشکستم
بیا ببین، شب و خون گریه ها دقم دادند
گلی به گوشه ی چشمانِ عاشقم دادند
شبانه روز ِ مرا ، از پرنده دزدیده_
به هرزگی ، به هراسِ دقائقم دادند
وَ این منم که توأم ، سایه ام مشخص نیست؟
که شعر بودم و اصلا ندیدی ام ، بس نیست؟
منی که شاعرم و درد ِ پر زدن دارم
پرنده بودنِ با واژه، کار هر کس نیست
اگر چه پَر ، پَرم از هر چه زخم بردارم
به چشم مَردمم از شاعران بیکارم
تَنم شکسته و از هر دو بال مجروحم
اگر به چشم شما ، مار زخمی ام، هارم
بیا شباهت من ، سَر بکش پتویم را
بیا به شانه ی من ، تُک بزن گلویم را
به شاخ و برگِ تَرم آمدی ، شکوفه بکش
دو تا پرنده بزن، لابلای مویم را
مرا پیاده ببر، آخرش جنون باشد
شبیه پاره جگر ، زیرِ پام خون باشد
بیا به قطره ی خونم ، هزار چشمه بزن
که ماه سر بکشد، در تو سرنگون باشد
بیا شباهت من، انتهای باران است
سرِ بریده ی من ، گوشه ی خیابان است
تو را به حرمت این واژه ها، مقاوم باش
اگر چه ابرِ سیاهی، اگر چه طوفان است
اگر چه مرغِ سحر، روی بغضِ تهران است
اگر جنازه ی من، روی دست آبان است
اگر پرنده نمانده، اگر زمستان است
بیا شباهت ِ من چَشم هام را بردار
که شب پریده و یلدات رو به پایان است
#شعر
#شعرانه
#شاعرانه
#شعر_معاصر
#شعر_ادبیات
#ادبیات_فارسی
#شعر_ادبیات_امروز
#زنان_شاعر_معاصر
" زنان و ادبیات " را در اینستاگرام دنبال کنید
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago