گنجینه‌ی‌اسرار🕊

Description
گاهی دیده‌ای
آتش، آتش را بسوزاند؟
من‌و‌تو
شبیه آتشیم!
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

هر روز کنار پنجره انتظار می‌کشید، شاید راهی پیدا شود. بدنش نحیف‌تر شده بود و چنان می‌ایستاد که انگار با جان و دل به سخنی گوش می‌دهد. قلبش در غم و غصه غوطه‌ور بود، اما با وقار، همچون سرو، شاخه‌هایش فروتن بودند. دردِ محسوس در چهره‌اش نقش بسته و انگار سال‌ها حرفی از دل بیرون نکرده است.همیشه دستانش را در هم می‌بافت و پیشانی فراخش را اخم می‌کرد. چنان با متانت می‌ایستاد که بینی گوشتی‌اش نمایان‌تر و چون قلم کشیده‌تر به نظر می‌رسید. موهای سیاه شب‌رنگش را خیلی دوست داشت، ولی روزگار فرصت‌ها را از او گرفته بود و فقط موهایش را کوتاه می‌کرد و در نسیم ملایم روزهای بهاری، کنار پنجره و در سکوت محض، بیرون را نگاه می‌کرد.روزها در خیالش امید پرواز داشت و مدام جامه‌ای سپید چون کبوتران پیر به تن می‌کرد، شاید روزی پری برای پرواز پیدا کند، اما ممکن نبود. هر اندازه با افکارش کلنجار می‌رفت تا واقعیت را بفهماند، ذهنی که خیال پرواز به ناکجا دارد، به خاک سپردنش محال بود. این انتظار طاقت‌فرسا چشمان مشکی‌اش را گودتر و شانه‌هایش را خمیده‌تر می‌کرد. شخصیت درون‌گرایش سبب شده بود تمام حرف‌های دلش را چون کوهی در خود جای دهد و آن لب‌های خشکیده‌اش هرگز نخواست حرفی را بازگو کند. آن‌قدر بی‌رمق بود که زانو‌هایش توان قدم زدن در جاده‌های سکوت را نداشت. هر لحظه کبوتران نامه‌رسان را تصور می‌کرد که شاید پیغامی آورده‌اند، ولی همه این‌ها توهمی بیش نبود.

#نبیلا_نظری

1 year, 6 months ago

#فضا سازی

تپه‌های کم‌ارتفاع، آرامش عمیقی را بر این دهکده‌ی دورافتاده گسترانده بودند. خانه‌ها، انگار خجالت‌زده، در لابه‌لای بوته‌زارها و درختچه‌های خودرو پنهان شده بودند. درختان، این واحه را به جنگلی کوچک شبیه کرده بودند، و در این میان، چند بید مجنون با شاخه‌های آویزان، خودنمایی می‌کردند. آسمان، گرفته و دلگیر بود، و ابرهای سیاه، همچون دسته‌های پریشان، در پهنه آن می‌تاختند. باران نرم و لطیفی، آرام‌آرام بر زمین نقش می‌بست، و بوی نم خاک، فضا را پر کرده بود. زمین‌های کشاورزی، نامنظم و پراکنده بودند، و بیشترِ مساحت، جولانگاه خارها و گیاهان وحشی شده بود.در دل این واحه، جاده‌ای باریک و خاکی پیش می‌رفت که گویی قصد آشتی دادن این دهکده‌ی دورافتاده با شهر را داشت. در جاهایی، گل و لای چسبناک، و در جاهایی، شن‌های نرم، زیر پای عابران له می‌شدند. تیرهای برق، همچون سربازانی خسته، در کنار جاده صف کشیده بودند، و سیم‌هایشان تا دوردست‌ها امتداد داشت. در میانه‌ی جاده، ارابه‌رانی با چهره‌ای آفتاب‌سوخته، همراه با مردی دیگر، در حال حمل غلات بودند. هر دو، نگاهی نگران به پشت سر داشتند، چرا که صدای نزدیک شدن موتورسیکلتی، سکوت دهکده را می‌شکست.

#نبیلا_نظری

1 year, 7 months ago

عشق‌های بنیادین، مثل اقیانوس آرام ولی در دل خود موج‌های بلند و پر تلاطم را جا می‌دهد.
عشق‌های واقعی با الفاظ ساده و بی‌ریا شکل می‌گیرد، اما اوج معانی در درون آن نهفته است که نشان دهنده‌ی پایمردی، وفا به‌عهد و دلبسته‌گی‌های عمیق می‌باشد.

#نبیلا_نظری

1 year, 8 months ago

#چهار_پاره **من به‌دریایی دلت امواج‌رانی می‌کنم
گر تو باشی ساحل آرام و رویایی من

می‌کنم پرواز من بر گوشه‌های آسمان
وقتی باشی همدمم، تو دلبر و دنیایی من**#نبیلا_نظری

1 year, 8 months ago

#حرف_روز

وقتی پرواز کردن بلدی، منتظر نباش تا آسمان شلوغ شود، پرواز کن تا الگو شوی

#نبیلا _نظری

1 year, 8 months ago

#حرف_روز

هیچ‌وقت زندگی به‌مرام و خواست دیگران حرکت نمی‌کند، این فراز‌و‌نشیب‌هاست که انسان‌ها را پخته می‌سازد!

#نبیلا_نظری

1 year, 11 months ago

شده دنیا به‌نگاه‌های تو غمگین بشود!؟

#نبیلا _نظری

1 year, 11 months ago

#میدانید؟
گاهی شده از اسم‌تان خوش‌تان بیاید، در صورتی که زبیا هم نیست؟
بلی، خیلی‌ها چنین چیزی را تجربه کردند، زمانی که اسم‌شان را از زبانی شخصی بشنوند که خیلی دوستش دارد و ادا کردن آن یک‌ریتم دل‌نوازی‌ست...

#نبیلا نظری

1 year, 11 months ago

پول هیچ‌وقت خوشبختی را نیاورده و نمی‌آورد. شاید بعضی‌ها با این اندیشه در تقابل باشند، اما وقتی پول به‌دست داشته باشند، واقعا می‌فهمند خوشبختی یعنی چه...؟
خوشبختی، یعنی ارزش داشتن و شنیدن حرف‌هایت در یک‌جمع!
خوشبختی، یعنی زمانی که تو می‌خندی، دیگران با تو می‌خندند و تو اشک می‌ریزی دیگران اشک می‌ریزند.
خوشبختی، یعنی وقتی صعود می‌کنی دیگران برایت کف می‌زنند.
خوشبحتی، یعنی زمانی که حرفِ به‌گفتن داری، دیگران به‌پای حرف‌هایت می‌نشینند.
خوشبختی، یعنی همه تو را بفهمند، قبل از این‌که حرف به‌زبان بیاوری...
#نبیلا_نظری

2 years, 2 months ago

#دیالوگ -تسلیم شدی؟
-نه، اصلا!
-فضولی نگو
-خب این همه دست خدا بود، من اصلا کاری به‌کاری خدا ندارم که...
#نبیلا_نظری

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago