?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
مناسبتش را میگیریم ولی خودش را نداریم
ما کلا آدمهای مناسبتبگیر هستیم و عشق مناسبتایم. یعنی از هر چیزی فقط دلمان به مناسبتش خوش است. در هر مناسبتی هم به گونهای فقدان وجود دارد. یعنی شما برای هر چیزی یک سالگرد میگیرید؛ هر سالگردی دلالت بر یک فقدان میکند. آن کشورهایی که صاحب تحقیقاند، صاحب تفکراند و کار میکنند، سالی چند صد هزار کتاب جامعهشناسی تولید میکنند اصلا هفته پژوهش هم ندارند. اگر به ما باشد میگوییم اینها اصلا برایشان پژوهش هیچ اهمیتی ندارد؛ و یک تقدیری، یک تشکری، سکهای، یک کفی وجود ندارد. ما اینجا مناسبتش را میگیریم ولی خودش را نداریم. سالی یک بار جمع شویم و به یکدیگر تذکر میدهیم که تحقیق چیز مهمی است تا سال دیگر که دوباره بیاییم تذکر بدهیم که تحقیق خیلی چیز مهمی است. فکر میکنم میتوانیم این روال را تا ده میلیون سال ادامه بدهیم، احتمالا از ما بر میآید و هیچ مشکلی هم پیش نمیآید.
حسن چاوشیان | جامعهشناس
♦️هفت ایدهی روانشناسی سیاسی
1️⃣ امروزه تعصبات ناشی از گرایش سیاسی شدیدتر است تا تعصبات ناشی از نژاد، مذهب، زبان یا مناطق جغرافیایی. نکته جالب اینجاست که میان آموزش و تعصبات نژادی، همبستگی معکوس وجود دارد اما میان آموزش و تعصبات سیاسی، همبستگی مستقیم برقرار است. به عبارت دیگر، افزایش سطح آموزش باعث کاهش تعصبات نژادی افراد میشود اما، افزایش سطح آموزش به افزایش تعصبات سیاسی (ایدئولوژیک) افراد میانجامد.
2️⃣ به طور میانگین زنان و مردان گرایشهای سیاسی متفاوتی دارند و به نظر میرسد با گذشت زمان، شکاف میان آنها بیش از پیش افزایش مییابد. اخیرا نشریه فایننشال تایمز مقالهای به قلم جان بِرن-مورداک منتشر کرد که با آوردن دادههای آماری نشان میداد، در بسیاری کشورها زنان در مقایسه با مردان، با سرعت بیشتری به گرایشهای چپ تعلق پیدا میکنند. این در حالی است که در دهۀ 1950، زنان بیش از مردان به راست سیاسی گرایش داشتند.
3️⃣ میزان گرایش به راست و چپ در مشاغل مختلف گوناگون است. در بعضی مشاغل بیشتر افراد به راست سیاسی گرایش دارند و در برخی دیگر، به چپ. در میان مشاغلی که بیشترین گرایش به چپ را دارند، دانشگاهیان و اصحاب رسانه قرار میگیرند. یکدستگی گرایش سیاسی افراد از جهتی نگران کننده است چه آنکه نبود تکثر آراء در این مشاغل زمینه را برای گروهزدگی (groupthink) آماده میکند و افراد را از انجام کار اصلیشان، که تولید و انتقال دقیق آگاهی است، باز میدارد.
4️⃣ ایدئولوژیهای سیاسی توان استدلال افراد را مختل میکنند. بدین معنا که اگر نتیجۀ یک قیاس موضوعی باشد که راست سیاسی به آن باور دارد، چپها در تشخیص اعتبار قیاس دچار مشکل میشوند و برعکس، اگر نتیجۀ یک قیاس موضوعی باشد که چپ سیاسی به آن باور داشته باشد، راستها در تشخیص اعتبار آن با دشواری روبرو میشوند.
5️⃣ در گذشته تصور بر این بود که فرمانبرداری (obedience) یکی از عناصر اصلی ذهنیت محافظهکار است. اما پژوهشهای جدید نشان میدهد که چپها هم به اندازۀ راستها دنبال فرمانبرداری هستند، منتها راجع به موضوعات دیگر.
6️⃣ از دیرباز روانشناسان اجتماعی اقتدارگرایی (authoritarianism) را منحصراً به عنوان یکی از ناهنجاریهای راست سیاسی بر میشمردند. پژوهشهای جدید اما نشان میدهد که اقتدارگرایی همان میزان که میان راست سیاسی وجود دارد، میان چپها نیز دیده می شود. مبنای روانی اقتدارگرایی در میان دو جناح یکی است هرچند اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. اما چرا پژوهشگران تا بحال از این موضوع غافل بوده اند؟ شاید به این دلیل که اکثر قریب به اتفاق روانشناسان اجتماعی، خود به جناح چپ تعلق دارند.
7️⃣ موضوع البته به فرمانبرداری و اقتدارگرایی منحصر نیست. به نظر میرسد بسیاری از ویژگیهایی که روانشناسان اجتماعی (عموما با گرایش چپ) در گذشته منحصر به جناح راست میدانستند، در میان هر دو جناح وجود دارد. همانطور که کوری کلارک و همکارانش در یک مطالعه نتیجه گرفتند "سوگیری قبیلهای، ویژگی طبیعی شناخت آدمی است که ریشهکن کردن آن تقریبا ناممکن است و هیچ گروهی – حتی گروهی که ما به آن تعلق داریم – از آن مصون نیست."(منبع)
احساس محرومیت نسبی نظریهی مهمی است و جنبههای جالبی از وضعیت اجتماعی را توضیح میدهد. ما چیزی داریم به اسم فقر که عینیت دارد. یعنی ممکن است یک خانواده که سفرهی غذاییاش کمتر از ۲۰۰۰ کیلوکالری در روز برای هر نفر، مواد غذایی داشته باشد؛ این دچار فقر شدید است. خیلی تعریف روشن و چارچوب عینی دارد. اصطلاحا میگویند که سیری شکمی ندارند. یعنی نمیتوانند که مواد غذایی مورد نیازشان را فراهم کنند چون درآمد کافی ندارند. یا کسی که دچار فقر مطلق است یعنی درآمد کافی را برای این که غذا، خوراک، پوشاک، مسکن، سرپناه را در حد حداقل تهیه کند، ندارد؛ بنابراین این فرد دچار فقر مطلق است که باز خیلی عینی است. اما ما با یک پدیده مواجه هستیم که احساس فقر است. احساس فقر لزوما معادل فقر نیست. فقرا ممکن است احساس فقر داشته باشند یا نداشته باشند. مثلا در جوامع هندی مطالعه شده است که احساس فقر خیلی پایین است. یعنی فقرای هندی هم شاد هستند و احساس میکنند که زندگی خوبی دارند و میتوانند در آن زندگی، احساس خوشبختی کنند ولی در جامعهی ایران این احساس فقر در سطوح مختلف وجود دارد. احساس فقر تفاوتهای مشخصی دارد و در گروههای غیرفقیر هم ممکن است وجود داشته باشد. احساس فقر در واقع حاصل نابرابری است. یعنی موقعی که یک کسی توی خیابان دارد با پراید میرود و میبیند یک پورشهی چند میلیارد تومانی از کنارش سبقت میگیرد، این فرد احساس محرومیت نسبی میکند. احساس فقیر بودن میکند. گرچه ممکن است کسی که پراید دارد در مقایسه با کسی که هیچ وسیلهی نقلیهای ندارد وضعش بهتر باشد ولی این احساس محرومیت وجود دارد؛ و این احساس محرومیت نسبی در جامعهی ما خیلی زیاد است.
سعید مدنی | جامعهشناس
چرا گرفتار تکراریم؟
رومینا، مبینا و بسیاری نامهای دیگر که خبر قتلشان به دست مردی از مردان خانواده، عمومی نمیشود؛ قربانیان وضعیت اکنون ما هستند. آمار هر چهار روز یک زنکشی، به ما میگوید که قربانیان ناشناس، بسیار بیشتر از کسانی هستند که خبر قتلشان عمومی میشود.
چرا مسائل اجتماعی ما تکرار میشوند؟ چرا علیرغم تلاشهایی که برای روشنگری در مسائل فرهنگی و حقوق زنان وجود دارد، همچنان شاهد فجایعی هستیم که ریشه در فرهنگ دارند؟ به تعبیر داریوش آشوری «فرهنگ از مرگ و زندگی قویتر است.» قدرت فرهنگ هم میتواند بسازد و هم خراب کند. ما نیاز داریم گفتمانهای فرهنگی انسانگرا و خردگرا را در برابر سنتها و فرهنگهای ضد انسان و ضد خرد تقویت کنیم و بخشهایی از فرهنگ خود را که عقلگریز و عقلستیز نیست برجسته کنیم و پر و بال بدهیم و در برابر توحشی که به نام فرهنگ، انسان را قربانی میکند، بایستیم. در این راه باید نهادهایی ایجاد کنیم و مسائل فرهنگی خود را مطالعه کنیم، بفهمیم، نقد کنیم و تغییر دهیم.
قانون که خود بخشی از مسئله است، ریشه در همین سنت و فرهنگ دارد. فرهنگ و سنتی که زن را جنس دوم تلقی میکند و مرد را مالک و صاحب زن میداند؛ قوانینی نیز برای حفاظت از این اصول ایجاد میکند. تغییر و بازنویسی قوانین، امکاناتی برای تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی و نگاه و رفتار افراد ایجاد خواهد کرد.
در جامعهی سنتی و مردسالار، غیرت یک ارزش فرهنگی محسوب میشود و مردان با نشان دادن غیرت خود نسبت به زنان خانواده، به نوعی وظیفهی فرهنگی خود را انجام میدهند. در این جامعه، بیغیرت خواندن یک مرد، میتواند او را به سوی کنشهای بسیار خطرناکی سوق دهد. در واقع این جامعه است که از مردان میخواهد افکار خاصی داشته باشند و رفتار خاصی را در پیش گیرند.
علاوه بر این، مردان در نشان دادن و باور داشتن به غیرت و کارهایی که غیرت مرد را به سایر اعضای جامعه ثابت میکند، تنها نیستند و بسیاری از زنان جامعه نیز با آنها همراه هستند. طیفها و سطوح مختلفی از مردسالاری و شخصیت غیرتمند در بین مردان و زنان قابل شناسایی است.
در جامعهی سنتی و مردسالار، سختگیریها و محدودیتها نسبت به زنان و دختران، جزئی از فرهنگ و عادات مردانه است نه رفتارهای خطرناک و بیمارگونه. لذا در این مورد، گفتوگو یا مشاورهی روانشناختی نیز وجود ندارد و رفتارهایی از این قبیل، نه تنها زندگی زنان و دختران را تلخ میکند، بلکه نشانههایی است که میتواند به فاجعههایی مثل قتل ناموسی ختم شود.
معمولا تخطی افراد از فرهنگ غیرت، منجر به داغ ننگ خوردن از سوی جامعه میشود و بیشتر افراد حاضر نیستند، از ارزشها و سنتهای رایج اجتماعی دست بردارند یا آنها را به چالش بکشند. این مسئله خود باعث درجا زدن جامعه و تکرار فاجعههاست. در حالی که دست برداشتن از امور، رسوم و سنتهای غلط رایج و مقاومت در برابر آنها، نه تنها امری ناپسند نیست، بلکه در بسیاری از مواقع، موتور پیشرفت و تغییر جامعه است.
مهدی بوچانی
♦️پیام دکتر همایون کاتوزیان دربارهی ۲۸ مرداد
♦️گوینده: افسانه نجاتی
در میدان بهارستان تهران، یک میز و صندلی گذاشتیم و طومار مفصلی درست کردیم تا مردم در حمایت از مصدق و با خون خودشان امضا کنند. آقای نساجی! باورتان نمیشود، دو شبانهروز، ما آنجا بودیم و مردم میآمدند با قلمتراش انگشت را میبریدند و با خونشان امضا میکردند تا جایی که طومار سی متری درست شد! اما وقتی کودتای ۲۸ امرداد با حضور گداها و الواط و اراذل رخ داد -البته با حمایت ژاندارمری و بخشی از ارتش که پشت سرشان حرکت میکردند و به رهبری وابستگان به شاه که افتخار میکرد این اراذل را از خیابانها کشانده به اینجا- حتی یک نفر از همین مردمی که امضا کرده بودند، به خیابان نیامدند! حتی یک نفر هم نیامد!
...به این نتیجه رسیدیم که باید از این مملکت برویم، پشت کنیم به این ملت و دیگر هیچگاه برنگردیم.
پرسیدن و جنگیدن
گفتوگو با منوچهر آشتیانی
نوشتهی رضا نساجی
بگذارید کبری غلامی سر درس و مشق و خانه و زندگی اش برگردد
وقتی کودکی دبستانی بوده، در دعوای میان بچه ها به او می گویند افغانی! تو ایرانی نیستی. او نمی داند افغانی چیست. می گوید نه من افغانی نیستم ایرانی هستم. با بغض و عصبانیت به خانه و مادرش پناه می برد که مامان افغانی چیه؟ چرا بچه ها به من میگن افغانی؟ از آنجا و با پاسخ مادرش است که خودپنداره ی ایرانی اش در هم می شکند و او خود را با واقعیت ترسناک دیگری بودن در جامعه ای که مهاجران را اتباع بیگانه و سربار و مزاحم می بیند، تنها می یابد. بزرگتر که می شود برای ورود به دانشگاه های ایران، بعد از بیست سال مجبور به رفتن به افغانستان دوره جمهوریت می شود تا ویزای دانشجویی ایران را به دست آورد و حق تحصیل به عنوان اتباع بیگانه را درکشوری پیدا کند که از خردسالی آنجا زندگی کرده است. او لهجه و پوشش ایرانی دارد، در فرهنگ ایرانی بزرگ شده است؛ نه افغانستان او را می شناسد و نه او افغانستان را. در وطن خویش غریب و بیگانه، سرانجام ویزای کشوری که آن را کشور اصلی خود می داند می گیرد و بر می گردد. در ایران در رشته مهندسی برق پذیرفته می شود. بعد در مقطع کارشناسی ارشد رشته پژوهشگری علوم اجتماعی در دانشگاه الزهرا به تحصیل مشغول می شود. این گزیده ای از سرگذشت یک زن ایرانی افغانستانی تبار، کبری غلامی است که به اتهام بی حجابی بازداشت و بدون حتی اجازه وداع با خانواده اش به افغانستان رد مرز شده است. به نظر می رسد مبنای برخورد با کبری غلامی ماده ای از لایحه عفاف و حجاب است که هنوز تصویب و به قانون تبدیل نشده است. مشخص نیست آیا برای کبری غلامی دادگاهی تشکیل شده و به تشخیص قاضی اخراج شده است، یا اینکه قضاوت و صدور حکم هم به عهده ضابطان یا اداره اتباع بوده است. نوع برخورد با کبری غلامی، پژوهشگر علوم اجتماعی، نه تنها نقض شأن و کرامت انسان است، بلکه مبنای قانونی هم ندارد. در حال حاضر از سرنوشت کبری غلامی خبری در دست نیست، و معلوم نیست در وطنی که دیگر او را نمی شناسد و تحت استیلای بنیادگرایان زن ستیز طالبان است، بر او چه می رود. تنها می توانم آرزو کنم با حمایت جامعه میزبان و به خصوص وکلای داوطلب، بتواند سر خانه و زندگی و درس و مشقش برگردد.
سیمین کاظمی
فیلم اسب وحشی، وضعیت دختران در یک جامعهی سنتی_مذهبی را نشان میدهد. در این جامعه، ازدواج کودکان ابزاری برای پاک ماندن دامن دختران و پاک ماندن جامعه است. کودکان بیپناهی که جامعه هر کاری بخواهد با زندگی آنها میکند؛ اما همهی آنها در سکوت این مناسبات اجتماعی را نمیپذیرند.
اسب وحشی
دنیز غمزه ارگوون
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago