?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
🔴#تهماسبی_خراسانی کاش کوری بودم! از ندیدنت دلشاد گنگی که زبانت را نمیفهمد و ناشنوایی که افسون شعرهایت به چاپ دوم رسواییاش نمیکشید صُمُّ، بُکمُُ، عُمیُُ، فَهُم لا یَرجِعُون نیزار ٱتشگرفتهای هستم که قوغ۱ ریشههای اَرچَه۲ در او جا مانده بیهیچ…
🔴#تهماسبی_خراسانی #مور_و_موریانه خوابم نمیبرد؛ گذر خیل مورچه را حس میکنم به فاصلهی گوش و گردنم حس میکنم که لانهای از موریانهها افتادهاند در پی کاواککردنم شوخی در این دقیقهی شب با درخت پیر!! کاریست نادرست، بخوابید بچهها! اما درخت سادهتر از پیری…
دَی، پیشمرگ لشکر دیو زمستان است
شب در پناه سایهی این دیو پنهان است
شب؛ زاهدِ رندِ ریاضتکش که تا چل روز
یکراست کارش ذکر نام پاک یزدان است
بیخورد و خواب و بیمحابا ذکر میگفتهست
چلهنشینی یادگار حضرتشان است
شب اسم اعظم را بلد بودهست یک روزی
دستی به خلقت داشت، از امشاسپندان است
اما خدایش زد که با گِلشاه٭ درآویخت
حالا نه یزدان و نه هم در حدِّ انسان است
شب، شاه گشت و از ردای زهد بیرون شد
لشکر به هم آورد و گِردش جمله دیوان است
دیو زمستان رستمِ شاه شب است انگار
این سو ولی مهر و اهورا است و زروان است
زردشت گفت: این آخرین جنگ دو تا مینوست
اما شکست انگَرهمینو نمایان است
باید که تا پیروزی خورشید برپا ماند
اینجا خراسان است و زاد خور آسان است
۲۸ آذر ۱۳۹۹ خورشیدی
٭ گِلشاه معنای واژهی اوستایی کیومرث است. این واژه از دو بخش "کی" به معنی پادشاه و "مرث" به معنی خاک تشکیل شده است.
*?تهماسبی خراسانی*
بیار بوسه که از بوسهٔ تو سیر نمیشُم
قسم که از سرِ خود تیرُم از تو تیر نمیشُم
نگو: «بد است، خجالت بکش از این همه آدم!»
که هیچ از طلب بوسه سربهزیر نمیشُم
دلیر میشود آدم به پشتگرمیِ معشوق
تو تا که از مه نگشتی به گپ دلیر نمیشُم
نه نام عشق هیولاست، نی معاشقه وحشت
هدف تویی و به بند شغال و شیر نمیشُم
چه دور میروی از من، چه دیر میرسی از راه
به من برس که به قصِّیِ دور و دیر نمیشُم
زمان که بیتو خرِ لنگ بود، میدود اکنون
فقط تو در بغلم باش، هیچ پیر نمیشُم
مهر ۱۴۰۳
زندهجان نام دیگرِ مرگ است، زنده بلعیده کودکانش را
خشم خاکش هنوز بیدار است، تا به خون تر کند جهانش را
چشم و گوش جهان چه کور و کر است روزگار غریب آمده تا
روزهایش سیاهتر شود و خاک بر هم زند روانش را
در و دیوار سرزمین هِرَی از غم او به خاک افتادهست
زندهجانی که پارهای تن اوست، زندهمرگی که برده جانش را
آه! از این اتفاق خونینش، آه از این خانههای گورآسا
آه از اینکه چگونه برده از او، مرگ، تاریخِ باستانش را
سرزمین شکستهی فوشنج، تختگاه سترگ طاهریان
روزگارش چه کرده با او که، برده از یاد داستانش را
مژگان فرامنش
عبور میکنیم از روزهای زندهبهگوری
از این حکایتِ در خون نشستنِ گل سوری
جهان اگرچه ندیده غمِ زمانهی ما را
زمان اگرچه نخوانده ترانهی من و دوری
به کوچهها، به خیابان اگر حضور نداریم
اگر غبار نشسته در آستان صبوری
همیشه قامت سرو این چنین شکسته نماند
همیشه رود ندارد به خود روایت شوری
به رغم وحشت و اندوه روزگار برقصند
زنان شهر درون سپاهِ گرگ، حضوری
زنی که خسته نشد از نبردهای زنانه
در این جهانِ تهی از نشاط و خندهبهگوری
مژگان فرامنش
**طنزی برای خیاشنهٔ مهربانم اورانوس، تا به این بهانه پس از دوونیم ماه اندوه، اندکی او را بخندانیم.
?تهماسبی خراسانی
شُوی پیدا بکرد و شد آروس
بعدِ نُه ماه از کنار و بوس -
طیّب آورد و بعد از آن تقوا،
با هزاران امید، اورانوس
آلح و صالح اند اولادش
در شب تیرهاند چون فانوس
ایزد از سرخکان نگهدارد
خودِ او را ز شرّ تیتانوس
او که مهماننواز و خوشقلب است
چای میآورد تهِ پتنوس
گل احساس اوست نامحسوس
خوش و بِش کردنش چه ناملموس
دست او مثل ابر بخشندهست
دل او است مثل اقیانوس
درس خواندهست مثل اقلیدس
جا رسیدهست مثل جالینوس
پر زبان است یک کمی لیکن
هر زبانش یکیست اختاپوس
آدم از جرّ و بحث میترسد
با او کَلماکَل است یک کابوس
فقط این عیب و باقیاش هنر است
مَثَلِ پای با پرِ طاووس
گفتهاند انگریزی و روسیست
او نه افرنگی است و نی هم روس
دختِ بیجورهٔ هریرود است
موج رخشنده است چون سیروس
مهر میبارد از سر و رویش
چون زرافشانِ شاخهٔ اکسوس
شوی خود را به عاشقی بستان٘د
ماکیانیست در کمندِ خروس
مثل لیلی که در کفِ مجنون
مثل سودابه، رامِ کیکاووس
عشق همواره شمع راهش باد
غم او باد حبس تاتاروس
عمر او باشد از هزار فزون
مثل عمرِ پرندهٔ ققنوس
۲۶ تیر ۱۴۰۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
?**توضیح برخی واژگان
آروس: گویش مردمی عروس
طیّب و تقوا: پسر و دختر خیاشنهام
امید: نام همسر ایشان
اختاپوس: هشتپا
سیروس: رشته ابرهای سفید
زرافشان: رودیست که از همان سرچشمههای آمو سرچشمه گرفته و پس از آبیاری بخشهایی از تاجیکستان و ازبکستان دوباره به آمو میریزد. مردم از طریق شستن ریگ این رود ریزههای طلا مییابند.
اکسوس: یکی از نامهای قدیمی رود آمو.
تاتاروس: مخفف تارتاروس، محلی که اورانوس (خدای آسمان یونان باستان) مغضوبین خویش را در آنجا محبوس میکرد.
واژگان "بکرد" و "بستاند" نیز بر اساس لهجهٔ هرات به کار رفته است.
همزمان در نشاط و اندوهم
پاره از این دو است گیوه مرا
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago