?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
سکهای از دوران قاجار با نشان شیر و خورشید و نوشته «اسدالله الغالب»
این روزها پرچمهایی با نماد شیر و شمشیر و خورشید برپا میشود و ادعا میشود که پرچم باستانی ایرانیان است!!! در صورتی که هیچ نشانی از دوران باستان وجود ندارد که شمشیر در دست شیر باشد و اگر چند نشان محدود از ایران باستان به دست آمده که شبیه به شیر و خورشید هستند (مانند نشان «ایزد سوار بر شیر» و «شیر و ستاره») بدون شمشیر ترسیم شده اند.
لازم به ذکر است که این نشانها اصلا جنبه ملی نداشتند بلکه جنبههای نجومی و مذهبی داشتند.
نشان شیر و خورشید از دوران صفویه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و در دوران قاجار شمشیر به دست شیر اضافه شد.
شواهد و سکههای دوران قاجار نمایان میسازند که رویکرد به این نشان یک رویکرد شیعی بوده است و تبدیل به نشان سلطنتی برای پادشاهان شیعه مذهب قاجار شد. در سکهها کنار این نشان، شعار «اسدالله الغالب» قرار گرفت.
بنابراین درباره شیر و شمشیر و خورشید نمیتوانیم ادعا کنیم که یک نماد باستانی و ملی است.
منابع و اسناد بیشتر را ببینید:
شیر و شمشیر و خورشید نماد «اسد الله الغالب»
ندانم که نا پاک بود این جهان،
و او با دم پاک خود بر دمید؟!
و یا پاک بود و پلیدی چنین
فراگیر گشت و به عالم رسید
به حق گوی دیر مغانی بگو
تنی خسته و روح ما پر شرر
به یاد ازل وارهی بی ثمر
هزاران فسانه بیامد پدید
بیفروز آتش،
که جانهای ما
همه سرد و گمراه آن قصههاست
ازلها چه دور و حقیقت نهان
همه رنج صدساله را بر درید
فروهر با رنگهای سبز و سپید و سرخ
این موضوع شاید به ما نشان دهد که سه رنگ سبز و سپید و سرخ از هزاران سال پیش در ایران جایگاه ارزنده داشته است. البته قطعا این موضوع به درفش ربطی نداشته است و نمیتوان ادعا کرد که پرچم ایران از دوران هخامنشیان دارای این رنگها بوده است. اما با توجه به جایگاه والای نشان فروهر (یا اهورامزدا) در حکومت هخامنشیان، آراستن این نشان با این رنگها بسیار قابل توجه است.
روشنفكرى ايرانى، چنانكه از نام آن برمىآيد، روشنفكرى ايرانى، يعنى حزب روشنفكران ايرانى است كه اصحاب آن نه اهل فكرند و نه توانستهاند بهعنوان ايرانى در نسبتى با جهان پرسشهاى خود را مطرح كنند، زيرا آنگاه كه در جهان هستند، در ايران نيستند و در دو سده اخير آنگاه كه ايرانى بودهاند، مكانى در جهان نداشتهاند. بهعبارتدیگر، روشنفكرى ايرانى، بهطور عمده، اهل تقليد مضاعفى است و اگر خرقه تقليد را از تن بيرون كند، نمىتواند تنفس كند. در روشنفكرى ايرانى، اصل بر تقليد است و مرجع تقليد اهميت چندانى ندارد: آنچه در تقليد از كارل ماركس، ژان پل سارتر، ميشل فوكو، كارل اشميت و نويسندگان خردهزير ديگر مانند اَلِن بديو، ريچارد رورتى و ژيژك، مشترك است، كه هر يك در دورهاى به مرجعى براى همه بحثهاى ايرانى تبديل شده بودند بیآنکه بدانند ايران در كجاى ربع مسكون قرار دارد، همان تقليد است.
دکتر جواد طباطبایی
سخنان زنده یاد دکتر جواد طباطبایی:
«من رسانه های دو کشور را همیشه دنبال میکنم. یکی باکو و دیگری رسانه های ترکیه.
بر اساس برداشت من از خط سیر کلی این رسانه ها آنها میخواهند امپراطوری بزرگ ترکی در نوار شمالی مرزهای ایران به وجود آورند؛ که سنگری برای آسیب زدن به ایران است. چنین ایده وجود دارد اما تحقق اش با هدف آسیب زدن به ایران کار سختی است. زیرا به رغم آنچه که برخی می گویند، چنین امکانی بر اساس «زبان» وجود ندارد. برای اینکه تعداد زبانهای فرهنگی در این منطقه که ما هستیم تعدادی اندکی هستند.
فارسی یکی از آنها است و یکی از استوارترین آنهاست. زیرا فارسی به تعبیری «قدیمی ترین زبان جدید» دنیا است. یعنی از هزار سال پیش ما چنین حرف می زدیم که امروز؛ و هیچیک از زبانهای پشرفته دنیا که همان زبانهای اروپایی باشند، سابقه بیشتر از ٣۰۰ یا ۴۰۰ سال برخی جاها ٧۰۰ سال ندارند. مثلا در ایتالیا که قدیمی ترین زبان اروپا را دارد.
فقط چنین زبانهایی هستند که به زبانهای فرهنگی بزرگ تبدیل شدند. زبان ترکی گویش استاندارد ندارد و نمیتواند داشته باشند. گویشوارن زبانهای ترکی زبان همدیگر را نمیفهمند. ترکیه، ترکمنستان، قرقیزستان و... زبان همدیگر را نمی فهمند. برای اینکه زبان فرهنگی نیست. هر کسی برای خودش همانطور که حرف می زده است حرف می زند.
کار مهمی که ترکیه در این میان میخواهد انجام دهد این است که ترکی استاندارد درست بکند. فعالیت دولت ترکیه این است که یک زبان واحد و استانداردی ترکی ایجاد کند یعنی یک زبان واحد برای ازبک ها، قرقیزها، تاتارها تا همه بر اساس یک زبان که آنرا آتاترک تا حد زیادی درست کرده است، صحبت کنند و این خطر بزرگی برای ایران است. اردوغان کوشش می کند با ایجاد یک بازار مشترک، زبان معیار و فرهنگ یکسان در یک منطقه وسیع و به تدریج از این طریق امپراتوری بزرگ ترکی را شکل دهد.
ایران به دلیل وحدت، سابقه تاریخی و دولت استوار در همه دوره ها به اندازه کافی قدرتمند است که آسیب نبیند اما مشکل ما اینجا است که این همسان سازی در داخل نمایندگانی دارد و مدعیانی پیدا کرده است و این یک تهدید واقعی است؛ این در حالی است که ما تاکنون به آنها به عنوان یک تهدید توجه نکرده ایم و نمی خواهیم بدانیم این روند چه اتفاق مهمی را می تواند علیه کشور ما رقم بزند. اگر این روند در بیرون ما بود برای ما خطر کمتری داشت، ایران با تاریخ استوار، سابقه ملی، وحدتش و دولت استوارش (در همه دوره ها وبه رغم همه اتفاقاتی که رخ داده است) آسیبی از این روند نمی دید. اما این بار این بخش و این همسان سازی ترکستان بزرگ در داخل نمایندگانی (پانترکها} دارد که تاکنون به آنها بها ندادیم و دقت نکردیم و متوجه نشدیم که در داخل چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
جمهوری آذربایجان می تواند مهره مهمی در استراتژی ترکیه باشد. ما نیز در داخل کار اساسی انجام نداده ایم و کسانی این خطر را در داخل نمایندگی می کنند بنابراین این بیتوجهی ما می تواند خطری برای وحدت باشد. زیرا ما هیچ گاه این مسائل را جدی نگرفتیم.
ترکیه در دهههای قبل متوجه شده بود که دوران خلافت برای همیشه گذشته است؛ اما امروز به شکل دیگری کوشش می کنند تا همان خلافت را تجدید کنند و ما از آن با عنوان نوعثمانی گری یاد می کنیم. ما گاهی قصد اردوغان را به درستی متوجه نمی شویم و فکر می کنیم که اردوغان قصد دارد تا خلافت اسلامی عثمانی را تجدید کند.
به نظر من اقدامات اردوغان از نظر دینی در حال شکست خوردن است اما نقشه بدل دیگری برای توسعه طلبی دارد و آن ایجاد یک منطقه بزرگ ترکی با شعار اسلام است. بنابراین ماهیت عملکرد او چیز دیگری است. برای مثال در برخی از دانشگاه های ترکیه بخشی (مانند دبیرخانه) برای ایجاد وحدت در ترکیه ایجاد شده که ترکیه بزرگ تا مرزهای شرق اروپا، ازبکستان و بخشی از مرزهای چین ادامه پیدا خواهد کرد، که احتمالا به ترکستان بزرگ تبدیل می شود. این کار از طریق استانداردسازی زبان از آناتولی تا آسیای میانه دنبال می شود»
✍ دکتر جواد طباطبایی
بحث من در اندیشه ایرانشهری این بوده است که این ایرانِ بزرگِ فرهنگی، به راستی یک تافته جدا بافته است. ما باید بدانیم مهم بودیم و متفاوت. باید بدانیم که در ایرانشهر، چیزی در سطح جهانی تولید کردیم. ما مکتب معماری داریم، مکتب شهری داریم، مکتب ادبی داریم، مکتب تاریخنویسی داریم. ما موسیقی داریم. و همه اینها از ویژگی ملی برخوردارند. نه عربها، نه ترکها در همسایگی ما، این ویژگی را نداشتهاند.
ما یک نظام فکر و فرهنگ و تمدن ملی داشتیم. ما ملت بودیم قبل از اینکه بسیاری از ملتها ملت شوند. فردوسی نماینده فکر یک ملت است، و حافظ هم. فارابی هم نماینده فکر یک ملت است. در غرب دولتهای ملی از قرن شانزدهم آمدند، و به واقع آنها با تاخیر بسیار نسبت به ما ملت شدند. ما جلوتر از همه آنها ملت بودیم. نام ایران قدیمیترین نام کشوری است که هست. نام ایران هم نام کشور است، هم نام ملت، هم نام دولت. این پیچیدگی این ملت است. اگر بخواهد تحولی ایجاد شود باید ببینیم آن روحی که ما به تدریج از دست دادیم، چه بود. روحی که در همه جا جاری بود. در مسجد ما، کوچه ما، بازار ما، فضاهای معماری ما، رنگهای کاشیهای ما و حتی شعر ما. آن روح بود که آن کالبد را ایجاد میکرد و در هر کالبدی که میساختیم جاری میشد. ما آن روح را از دست دادیم.
اگر بشود آن چیزی که افلاطون کالاپولیس (شهر زیبا) نامیده و ترجمهاش کردند به مدینه فاضلهای که فارابی گفته، آن شهر زیبا و خوب را ایجاد کرد، ضرورتاً ایرانی خواهد بود. اما اینکه ما فقط این دیوارها را خوب درست کنیم و مناسبات شهری را خوب ایجاد کنیم میشویم کپنهاک که بهترین شهر دنیاست. اما اندیشه ایرانشهری فقط آن دیوارها نیست.
------------------???????--------------
ژان بودریار جامعهشناس فرانسوی در کتاب جامعه مصرفی به بحث از اسطورهها و ساختارهای مربوط به مصرفگرایی در جامعه اواخر قرن بیستم فرانسه میپردازد و سعی دارد از خلال تحلیل نشانهگانی محصولات آرایشی، مواد غذایی، مُد و غیره، «نظام مصرفی» جامعه مدرن را در امتداد «منطق نشانهگانی» حاکم بر وضعیت
فرا واقعیت(hyper-reality) دنیای ارتباطات امروزی قرار دهد. او برای این منظور، «نظام مصرفی» را واجد همان سازوکارهایی میداند که «نظام معناسازی اجتماعی»، درون وضعیت «فراواقعی» ناشی از بازی بیانتهای نشانهها درگیرِ آن است.
از نظر بودریار، «جامعه مصرفی» به واسطه اسطوره خوشبختی، مفهوم «نیاز» را به صورتی فراواقعی خلق میکند تا به تبعِ آن بتواند تشویق افراد به مصرفِ بیشینه را توجیه نماید. اسطوره خوشبختی از آنجایی که تجسم بخش ایده برابری در جوامع مدرن است، از نظر بودریار توانایی آن را دارد که بتواند نقطه آغاز «رستگاری فردی» از راه برآوردنِ نیازهای فرد باشد.
اما اسطوره خوشبختی برای اینکه بتواند نماینده شایستهای برای ایده برابری باشد، باید نخست قابل اندازهگیری شود: «رفاه باید از طریق اشیا، نشانهها و «آسایش» قابل اندازهگیری باشد». برای بودریار در چنین فضای رازآلودی در مورد برابری، مفهوم «نیاز» به مفهوم «رفاه» ارتباط مییابد و بدین طریق، جامعه رفاه و جامعه مصرفی با توسل به ترازنامههای کمی رفاهی، مقولاتی از قبیل «رشد» و «دموکراسی» را آنگونه که خود مد نظر دارند، تعریف میکنند. در ادامه چند نکته از نکات اصلی ایدههای بودریار در مورد جامعه مصرفی را به طور خلاصه بیان کنم.
بودریار در جامعه مصرفی سعی دارد خط بطلانی بر ادعاهای نظام مصرفیِ جامعه بکشد. یکی از ادعاها این است که در جامعه مصرفی، مصرف کالا برطرف کننده شکافهای اجتماعی و سلسله مراتب و تبعیضهای عمده در حوزه قدرت است. از نظر بودریار چنین چیزی صحت ندارد، بلکه: «مصرف نیز مانند آموزش، فرصتهای فرهنگیِ یکسانی برای بدنه اجتماع فراهم نمیکند. مصرف، شکافها را حتا آشکارتر میسازد». از اینرو بودریار مصرف را همانند آموزش، یک نهاد طبقاتی میداند، اما نه صرفاً در مفهوم اقتصادی آن در ارتباط با اشیا، بلکه از لحاظ تبعیض شدیدی که در این مفهوم وجود دارد: «یعنی که تنها بعضیها به منطق مستقل و خردگرای عناصر محیط دست مییابند: بعضی با اشیا سروکار ندارند و به مفهوم حقیقی «مصرف» نمیکنند ـ و بعضی دیگر خود را وقف یک اقتصاد جادویی، بالا بردن ارزش اشیا به آن صورتی که وجود دارند و بقیه چیزهایی کردهاند که شیء محسوب میشوند: این منطق بتپرستانه، دقیقاً همان ایدیولوژی مصرف است».
ایدیولوژی مصرف، به واسطه کیفیت نجاتبخش اشیا در جامعه مصرفی؛ زیرا در اختیار داشتن اشیا اعم از تجملی و کاربردی، میتواند در راستای دستیابی به پایگاه اجتماعی فرد، کارکرد یابد؛ فرد را قانع میکند که مصرف اشیا علاوه بر اینکه او را به «خود واقعیاش» نزدیک میکند (مثال بودریار در مورد کِرمهای روشنکننده مو است که در تبلیغات با عناوینی چون «با مصرف این کِرم، بیش از هر زمان دیگرْ خودتان شوید)، موجب تشخّصِ وی نزد دیگران هم میشود.
جامعه ی مصرفی ?
نویسنده : ژان بودریار ?
ترجمه : پیروز ایزدی/ نشر ثالث ?
------------------???????-------------- انسان دموکراتیک، تنها در اکنون محض زندگی می کند و قانونی جز میل زودگذر ندارد. امروز یک غذای چرب و لذیذ به همراه شراب نوش جان می کند. فردا یک بودایی تمام عیار است، روزه ی زاهدانه، آب زلال و توسعه ی پایدار. دوشنبه،…
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago