خط و خال

Description
سلام بر سطر‌های آغازینِ نگاشته‌شده، که روحم را در قلم دمید.
سلام بر قلم، که ناگفته‌های چیده‌شده در سفره‌ی دلم‌را به روی کاغذ چید.
و سلام بر کاغذ که سطر‌هایم را در بند‌هایش پذیرفت.

چندی از دفترِ دست‌نویس من بخوانید.
#وحیده_مایار
راه ارتباطی: @wahi10
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 7 months ago

آن‌سویِ من

بیا و بگذر از کوچه‌ی خیالم
از تنگناهای درونم
از رگ‌رگ وجودم
از آن حوض‌های پر‌خون قلبم

بیا و لمس کن
روح خسته‌ام را
لمس کن، پنجره‌های احساسِ دربندم را
بیا و ببین
ظاهرِ پژمرده‌ام را
ببین، نگاهی به در دوخته‌ام را
فغان‌های بی‌فریادم را
شب‌های بی‌ماهم را
صبح‌های بی‌نورم را
ببین، صبر ایوب‌گونه‌ای دلم را

بیا و کفشِ من را به‌ پا کن
بیا و با این کفش‌های ساییده‌ام،
بگذر ازین جاده‌های خاردار
پرسه بزن زیر این سایه‌بان‌های فرسوده
گل بچین ازین آستان‌های کاکتوس، ازین خارستان...

بیا و جمله‌ی آهنگینِ شعف بساز
با واژه‌های‌که قلمِ روزگارم می‌نویسد
با واژه‌های بی‌روح و درمانده
با آهِ سرد و گدازِ غم
با فراق و دلتنگی
با بی‌کسی و تنهایی
‌‌‌‌ ...
#وحیده_مایار

1 year, 7 months ago

بگذار درباره‌ی چیزی با تو بحرفم.
نمیدانم درباره‌ی چه.
ولی فکر می‌کنم، درین سراپرده‌های زمستانی و بین هواهای سرد دوری و دوستی، شما چه آگاه؟ شاید طناب بعضی احوال ما گسیخته نباشد.
خب چه احوالی؟
تو شنوا باش مثل این دیوارها، ولی لطفا فرو نریز که پژواک‌ واژگانِ بیمارم، ستون‌هایت را خواهند لرزاند.
نه می‌گذرم تاب شنیدنش را نداری.
راستش دوست ندارم سوز‌هایِ حزینم را به تو منعکس کنم، چون سهم من از هستی دقیقا همان چیزی‌ست که باید بود، اگر بد است چرا با تو تقسیمش کنم و لطمه به حال تو بزنم؟
حتی دلم نمی‌شود صورت دردمندم را، آیینه‌ها و دیوارهای اتاقم ناظر باشند؛ چه خدمتی آرم که این دلسوزیِ بیجا و بی‌هنگامم از دلم برود؟
این روزها به ندرت با ثانیه‌ها یکی می‌شوم، ذهنم هم برای ساختن دنیای غیر واقعی‌اش لحظه‌ی درنگ نمی‌کند.
این روزها با ثانیه‌ها زندگی نمی‌کنم.

این است احوالم درین روزها.
سر در نیاوری، نه؟
من هم سر در نمی‌آورم.
کوهی از حرفم شاید مثل تو، ولی وقتی میل به حرف‌زدن می‌کنم، دگر واژه‌هایم از صحنه فرار کردند، من مات و تندیس‌ خاموشی، عاجز از اعتراف...
کسی هم نیست که چشمانم را بخواند.

به نظرم به آنهای‌که نوشتن را مثل آیینه می‌آموزند و احوال درون‌شان را کامل در قالب واژ‌گان منعکس می‌کنند، باید سلام کرد. این اوج هنر و خلاقیت است.
برای من همیشه سخت‌ترین کار حرفیدن درباره‌ی خودم بوده، چه با زبان چه با قلم. من همیشه در بیانِ خودم قاصر بودم.
#وحیده_مایار

1 year, 7 months ago

اوست که بی‌منتهاست از خاک بر افلاک...
در قلوب همه‌ی سوز از شعله‌ی عشق اوست.
#وحیده_مایار

1 year, 9 months ago

یکی نارون صاعقه‌خورده
ریشه در سکوت خاکی
اما قامتِ ناله‌اش به آسمان
یکی گلِ سرخ
از سنگ‌ها سر برافراشته
اما تندیس خاموشی‌ست
تا ملودی بارانی‌که
بر زخم‌هایِ خاک آرام‌آرام فرود می‌آید را بشنود
هردو در یک زمین اند
هردو در نهایت‌شان
در تنهایی
زخم‌های‌ سکوت‌ را
با صبر کوک می‌زنند
تا شاید به آسمان بازگردند
#وحیده_مایار

1 year, 9 months ago

روزِ نویسنده به قلم‌به‌دستانِ کانال مبارک!???

1 year, 9 months ago

درین زمانه باید حرف داشته باشی تا دیده شوی و ببینند که تویی هم حضور دارد.
آن‌های‌که ساکت و بی‌حرف اند را به چشم این‌که جرات حرف‌زدن یا عزت نفس یا اعتماد به‌نفس ندارند، یا این که اصلا نمی‌دانند، می‌بینند.
درین زمانه برای دیده‌شدن، بایدفریاد کنی. فریاد بیش‌تر نسبت به تلاش به‌چشم همه می‌خورد. یک‌گونه صلاح جنگیدن هرکه، زبانش شده‌است نه فهمش.
امروز درونگرایی‌ انسان‌ها را به عنوان یک‌عارضه می‌شناسند نه یک‌تیپِ شخصیتی.
آنی‌که زبانش تیزتر، بیش‌تر دل‌سپندتر و موفق‌تر...
اما من ساکت‌بودنم را، حرف‌نداشتن برای حرف‌زدنم را، آرام و بی‌صدا بودنم را، درخطاب دگران بی‌جرات بودنم را، این که همیشه تلاش نمی‌کنم صدایم را بلند کنم که هستم، این‌که هرجا تلاش نمی‌کنم شخص اول باشم، حتی ترس‌هایم را... دوست‌ می‌دارم.
می‌کوشم برای خودم نه برای دیده‌شدن، برای این‌که خودم سزاوار استم.
می‌فهمم، زین بعد نباید حتی ذره‌‌ای هم به خود زحمت دهم تا چیزی را از خود منعکس کنم که نیستم.
عمر کوتاه‌تر از زندگی کردن در لباس و شخصیت‌های مجازی و کاذب است.
#وحیده_مایار

2 years ago

گاه ستم‌کشِ دنیا
وگاه پیشه‌ی ستمگری برین اهل می‌گیرم.
در هردو حال بر خود ظلم می‌کنم.
ستم‌کشِ نفس...
و ستم‌گر بر نفس...
الهی بگذر و بیامرز!

#وحیده_مایار

2 years ago

افتاده در چاهِ خود، دگر طاقتِ دیدنش در آیینه‌ها هیچ نیست.
سایه‌ی حزن چو گرگِ مردم‌خوار در قفایِ اوست.
جسم‌زبونی‌اش خجل از آن روحِ الهی در آینه است.

#وحیده_مایار

2 years ago

درود و سلامتی نثار اعضای عزیز کانال؛?**?
امیدوارم هرچه صفای دل، سلامت تن، لبخند، و عشق پاک از آن شما مهربانان باشد!
عزیزان؛
《۶۶‌روزی ماجرای دوست داشتن》 اولین اثر کوچکم به شکل پی‌ی‌اف است. اثر که محتوای عاشقانه دارد. جا دارد تعریف کنم که مدت‌ها بود از مسیر نویسنده‌گی و نوشتن منحرف شده‌بودم از برای مشغله‌های کاری، برای همین نهایت تصمیم گرفتم به‌نحوی آن‌روزها را جبران کنم. دوست داشتم ایده‌ای بیابم که بتواند مرا روز‌ها و هفته‌ها وادار به نوشتن کند. در پستوی ذهنم ایده‌ای "عشق" رسید. خوشبختانه با کمک این ایده توانستم گوشه‌ای از داستان تجربه عاشقانه‌ای دختری را بنویسم. با آن که تلاش کرده‌ام بهترین خود را به‌کار گیرم تا یک اثر مفید برون کنم، با این امیدوارم برای‌تان خالی از درس و دانش نباشد. از این که اولین اثرم است، پس تهی از کمی‌ و کاستی‌ها نیست‌، حقیقتا شروع هیچ‌کاری بی‌نقص نیست، اما امیدوارم یک انگیزه باشد که بعد‌ها بتوانم اثرهای بیشتر بنویسم، و با همین نقص‌ها در زمینه نویسنده‌گی رشد کنم.
باز هم ممنون بابت خواننده بودن!
**

2 years, 3 months ago

?

دیروز وقتی نگاهِ گذرا به دفترِ خاطراتِ زندگی‌ام کردم
در بعضی صفحه‌ها غلط کرده بودم،
فقط باید می‌نوشتم "این‌جا مرده بود."
ولی نه کنده می‌شد و نه هم پاک.
دلم برای منِ آن‌زمانم سوخت.

انگار آن‌زمان صبورتر از حال بودم.

#وحیده_مایار
@khat_o_khaal?

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago