?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
◾️ تأملی مختصر درباره اعدام و جرم
این متن را در اینستاگرام ببینید.
اعدام حکمی بدون بازگشت است که اطمینان و قطعیت را در خود دارد. اساسا چنین قطعیت و بازگشتناپذیریای در محکوم کردن، رویهای ظالمانه و نشانگر خودرایی است، چه رسد به شرایطی که در صحت و سوگیری دستگاه قضایی و همچنین توزیع عادلانه منابع و فرصتها تردید و خللهای اساسی وجود دارد. جرم (حتی در معیاری که قوانین مسلط تعریف میکند) در چنین وضعیتی بیش از هر زمان دیگر، تابعی از شرایط اجتماعی است. در حقیقت ارتکاب به جرم یک نفر، محدود به آن یک نفر نیست، بلکه حاصل جمع مجموع اعمال و شرایطیست، که در یک عمل نهایی مورد نظاره قرار میگیرد. این چیزیست که همیشه وجود دارد اما در شرایط اعتراض گسترده درباره صحت مناسبات جاری بیش از هروقت دیگر برجسته خواهد شد.
اساس سیستم تعیین جرم، در ابعاد کلان فلسفی، دستگاهی خشونتمحور است که نمیتواند با قطعیت همراه باشد. در بسیاری موارد جرم چیزی نیست جز سرپیچی از نظم مورد پسند قدرت مسلط، که دیگری را ملزم به مطابقت رفتار و اعمال با علایق مرکزیتی خاص میکند. بنابراین حکم به جرم چیزی بهشدت شکننده و ناپایدار است و دستگاه قضایی، بیش از اینکه در راستای تحقق عدالت باشد، ابزاری برای نظمبخشی جهت پیادهسازی اراده حاکم است. این چیزی است که در ابعاد و نسبتهای گوناگون قابل بحث است. اما بههرحال قوهقهریه، در شدیدترین حالت، افرادی را برای برقراری نظم حاکم قربانی میکند و این قربانی کردن، با احکام سنگین، مانند اعدام یا حبس طولانی مدت، در نقاطی خاص نه تنها کارکرد نظمبخشی را نمیتواند انجام دهد، بلکه خودِ آن نظم مورد اراده حاکم را نیز خواهد شکست.
از یکسو، افزایش در تعداد احکام و افزایش در میزان شدت احکام، معنای جرم را میشکند، زیرا خاص بودگی چیزی که جرم نامیده میشود از میان خواهد رفت و در پی آن نظم را متزلزل نشان میدهد. از سوی دیگر پچپچها و صداهای عمومیای که در اعتراض و نارضایتی از چنین احکامی شکل میگیرد، نظم را بیش از هر زمان دیگر ناپسند و شکننده جلوه میدهد و موجب افزایش شکاف این نظم با معیارهای عموم خواهد شد. این نقطهای است، که دیگر مشروعیت یک سیستم برای اعمال اراده خود از بین رفته و تنها از طریق خشونت است که خود را تداوم میبخشد. البته این خشونت نمیتواند چندان بهدرازا کشد، زیرا هر خشونتی، خشونتی همراه خواهد داشت.
*⭕️ ورطه ➖* https://t.me/warteh
در موضوع حکم #اعدام و چالشهای مرتبط با آن، تلاش برای تبرئه کردن فرد یا افرادی که به دلیل ویژگیهای خود مورد تأیید جامعه یا گروههای خاص قرار دارند، مسیر دشواری است که تلاشهای مکرر و غیرمطمئنی را در پی خواهد داشت.
از سوی دیگر، ایجاد استثناهایی برای برخی افراد در برابر مجازات اعدام، نه تنها شایسته نیست، بلکه از منظر اخلاقی ناشایست و از لحاظ عدالت اجتماعی ناروا است. این نوع استثناگذاری، که میتواند به معنی مجاز شمردن دیگر موارد اعدام بشمار آید، به ویژه در تضاد با اصول عدالت اجتماعی قرار میگیرد و میتواند پیامدهای منفی قابل توجهی برای جامعه داشته باشد. اصولا استثناگذاری و غیرشفافیت یکی از زمینههای فساد و آسیبهای اجتماعی است.
بنابراین، ضروری است که بهطور قاطع و یکپارچه در برابر حکم اعدام ایستادگی کنیم و آن را بهعنوان مجازاتی غیرموجه و ناعادلانه مورد نقد قرار دهیم. این ایستادگی نهتنها به معنای دفاع از زندگی انسانهاست، بلکه همچنین نمایانگر تعهد ما به اصول انسانی و اخلاقی است که باید در تمامی جوانب زندگی اجتماعی ما حاکم باشد. در نهایت، مبارزه علیه حکم اعدام باید به عنوان یک تلاش جمعی در راستای ارتقاء عدالت اجتماعی و حفاظت از کرامت انسانی در نظر گرفته شود.
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
همانگونه که #نیچه به ما میآموزاند، باید به زمین در مقامِ یک آفریننده عشق بورزیم. این آفرینشگری به معنیِ مالِخودکردنِ زمین به مثابهِ اساسِ وجودِ انسان است. بنابراین، طبقِ آموزههایِ دستوریِ مکانیستی و تکنوکرات، تنها به بهرهبرداری از زمین اکتفا نکنیم، بلکه به زمین به خاطرِ هدیهای که پیشکش میکند، به خاطرِ بخششی که برایِ پختگی و رسیدن به سرحداتِ وجود به ما عطا میکند، عشق بورزیم. مطمئناً انسانی با چنین پختگیای باید در اَبَرانسان سَر برآورد. با این حال نباید کوشش در راستایِ برآمدنِ اَبَرانسان را یک جهدِ دینیِ دیگر دانست، و مقصودش را یک غایتِ آخرتشناختیِ دیگر برایِ وجودِ انسانی در نظر گرفت. همچنین، چنین گفت زرتشت را هم نباید به عنوانِ یک رسالهی انجیلی یا رسالهی اسطورهای-دینیِ دیگر خواند: نیچه دقیقاً خلافِ این را در نظر دارد. اَبَرانسان از دلِ فروپاشیِ همهی امیدهایِ آخرتشناسانه سَر برمیآورد.
#آلن_وایس
#شهریاری_ناممکن
ترجمهی پویا غلامی و ایمان گنجی
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
ما تمنایِ ورود به مُلکِ بهشت را نداریم: ما انسان شدهایم و از این رو زمین را میخواهیم.
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
?
ترکم نکن
من واژگانی درک ناشدنی خلق خواهم کرد
واژگانی که تنها تو آن را میفهمی
برایت از معشوقهایی خواهم گفت
که زمانی از عشق گریختند
اما بار دیگر به سویش باز آمدند
برایت از پادشاهی خواهم گفت
که مرگ
بخاطر ندیدن تو، او را در بر گرفت
ترکم نکن...
?بخشی از ترانه ترکم نکن ژاک برل
? نسخه تصویری اجرای اثر، همراه با زیرنویس ترجمه فارسی ترانه است.
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
Ne me quitte pas
Jacques Brel
ترکم نکن
ژاک برل
? نسخه صوتی MP3 با کیفیت بالا
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
عنوان: خانوادگی
نوشتهی: ژاک پرهور
ترجمهی: احمد شاملو
مادر میبافه
پسر میجنگه
بهنظر مادره این وضع خیلی طبیعیه.
پدره چی؟ اون چیکار میکنه؟
پدره کار میکنه
زنش میبافه
پسرش میجنگه
خودش کار میکنه.
بهنظر پدره این وضع خیلی طبیعیه.
خوب، پسره چی؟
پسره اوضاع چجور میبینه؟
پسره هیچی، هیچی که هیچی:
پسره، ننش میبافه باباش کار میکنه خودش میجنگه
جنگ که تموم بشه تنگ دل باباهه میچسبه به کار.
جنگ ادامه پیدا میکنه و مادره هم ادامه میده: میبافه
پدره هم ادامه میده: کار میکنه
پسره کشته شده، دیگه ادامه نمیده.
پدره و مادره میرن گورستون
بهنظر پدره و مادره این وضع خیلی طبیعیه.
زندگی ادامه داره،
زندگی با بافتنی و جنگ و کار
با کار و جنگ و بافتنی و جنگ
زندگی
با گورستون.
#ادبیات #شعر #احمد_شاملو #ژاک_پرهور #جنگ
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
اگر همه چیز را نشناسی، هیچ چیز را نشناختهای. اگر به حدِ کافی جسور نباشی و روزی از تجربه کردنِ طبیعت بازایستی، طبیعت تا اَبَد از چنگِ تو خواهد گریخت.
#مارکی_دو_ساد
نقل از #میشل_فوکو در تاریخ جنون
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
شکلهای زندگی: درباره «فلسفه پیادهروی» فردریک گرو
پیادهروی و باقی قضایا
نادر شهریوری (صدقی)
نیچه قصد داشت کتابی بنویسد که آن را «شور یکرنگی» نام داده بود اما این کتاب را ننوشت، آن را زندگی کرد. به نظر نیچه یکرنگی یعنی با خود روراست بودن، یک وضعیت هستی است مثل طبیعتی که به هوای زلال نیاز دارد تا به حیات خود ادامه دهد. در فلسفه نیچه مرزی میان جسم با روح وجود ندارد، از اینرو بسیاری فلسفهاش را فلسفهای مونیستی به معنای یگانگی جسم و روح تعبیر میکنند.
منظور از یگانگی جسم و روح، «روح سالم در بدن سالم» است. به نظر نیچه جسم با روح در رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند تا بدان حد که نمیتوان مرزی میانشان قائل شد یا آنها را تفکیک کرد. نیچه میگوید با مادیت موجود و ازجمله فعالیت جسمی میتوان به ایدههایی دست یافت که تنها در همان فعالیتها به ذهن میآید، به همین دلیل نیچه به فعالیتها و تحرکات جسم در موقعیتهای پیشرو تأکید میکرد تا به واسطه آن فعالیتها، ایدههایی به ذهن خطور کند که در رخوت یا سکون ناممکن به نظر میرسد. «... نیچه تمام روز راه میرفت و آنچه را که بدنش در حین پیادهروی -در مواجهه با آسمان و دریا و یخچالهای طبیعی- در فکر او میدمید، اینجا و آنجا فورا مینوشت: زرتشت با دل خود گفت: من آوارهام و کوهپیما».۱
اما به نظر میرسد مسئله عمیقتر از آن چیزی باشد که در وهله نخست به ذهن میآید، علاقه نیچه به طبیعت -چنانکه رسم زرتشت نیچه بود- علاقهای چندان طبیعی نبود، بلکه متضمن نوعی حرکت جسم برای آزادی بود؛ کوهپیمایی صرفا حرکتی جسمی نبود بلکه همزمان نوعی آزادی بود، آزادی در برابر هر نوع فلسفهای که آدمی را مقید و سپس خسته میکند. نیچه اگرچه یک فیلسوف بود اما در حقیقت ضد فلسفه بود. نیچه شروع فلسفه را خستگی از طبیعت و به تعبیری خستگی از تن میداند، چنانکه سقراط را که آغازگر فلسفه بود، خسته میدانست. به نظر نیچه اساسا خستگی از تن باعث شده بود که سقراط به فلسفه روی آورد و در پی آن بحث و جدل را که دوستدارانش به آن «دیالکتیک سقراطی» میگفتند باب کند، در حالی که حقیقت ماجرا خستگی از خود و ناتوانی از تمشیت امور بود.
به نظر نیچه زندگی را به جدل فروکاستن نشانهای از خستگی است، آن کس که جدل میکند از آنروست که کار دیگری نمیتواند بکند. «جدل آخرین سلاح است برای کسی که سلاح دیگری ندارد».۲ سقراط با فلسفیدن و سپس تلاش بیوقفه ذهنی برای توضیحدادن آن برای انبوهی از شاگردانش خود را خستهتر میکرد و نیرویش را کاهش میداد، اما تنها سقراط نبود که برای زندگی تکلیف معین میکرد، هرچند آغازگر و پرچمدار بود، چون بعدها و بعد از مرگ سقراط، فلسفهاش باعث پیدایش ایدههای بس تأثیرگذر حتی در دورههای معاصر گردید. ایدههایی مانند لیبرالیسم، ناسیونالیسم، سوسیالیسم و... که آنها نیز همچون سقراط و متأثر از او، برای واقعیت تکلیف معین میکردند تا آن واقعیت زنده، تپنده و بیحد و مرز در دل طبیعت در کوهپیماییها و راهرفتنهای متوالی تضعیف و بیرمق شود.
نیچه وجود را کلیتی یگانه میبیند، کلیتی از جنس نیرو و توان یا همچون توده درهمی از نیروها که با هم مقابله میکنند، درهم میآمیزند، درهم میتنند و بر هم تأثیر میگذارند. این وجود تنها واقعیت جهان یگانه است، جهان مونیستی و یکپارچه که خسته نمیشود، چنانکه زمین خسته نمیشود چون نیرویش به پایان نمیرسد.
به نظر نیچه زمین هیچ شباهتی با سقراط ندارد، زیرا زمین جدل نمیکند و درصدد آن نیست که موقعیت خود و جهان را توجیه یا تفسیر کند. زمین و اجزای طبیعی آن بهواقع روندگانی خستگیناپذیرند که خود را تکرار میکنند. زرتشت نیچه چنین بود و خود نیچه «پیادهروندهای بینظیر بود، خستگی نمیشناخت، خوش داشت همیشه به این مطلب اشاره کند»۳...
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
نیمشب
آهنگساز: علینقی وزیری
شعر: حافظ
خواننده: عبدالعلی وزیری
ژانر: سنتی ارکسترال
#موسیقی #حافظ
#علینقی_وزیری #عبدالعلی_وزیری
⭕️ ورطه
➖ https://t.me/warteh
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago