?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
معني غزل شماره ٣٧٨
١-آدمي وقتي به واقع درجريان روشنايي خدا قرارگيرد،ازهرچه غيراوست دوري ميكندودراين جريان هرچه ميبيند تعادل وهماهنگيست و هيچكسي برتر يا پست تر ازديگري نيست.
٢-عيب جويي مانع رفتن به ژرفاي وجود و درك وصل وحضور ميشود ،ومعنويت به آن معناست كه هر نوع بدخواهي را تاريكي وجود بدانيم .
٣- آنانكه ميخواهند معنويت را با توجيهات ذهني و باور هاي متعصبانه القا كنند، وادعا ميكنند كه انتقال اسرارالهي ميتوانند اسرار الهي بدست آنهاصورت ميگيرد، درتوهم وخيال به سرميبرند.
٤- آنانكه در توهم و خيال دانايي معنوي به ديگران ازبالا به پايين نگاه ميكنند،با محدوديت فكر از سفر بي انتهاي عشق جامانده اند..
٥_ ما به رهروان حقيقت هستي ، معنويت را با عشق و رهايي نشان ميدهيم؛ چراكه هر برچسب و نشان ظاهري وهر ادعايي براي برتري دينداري باشد، فرورفتن درتاريكي ذهن است..
٦- اگر به مقام و نشان ظاهري براي برتر بودن دلخوش باشيم ، با به سرآمدن عمر همه ي نشانهايي كه جامعه داده، ازدست ميرود.
٧- از منفي گرايي حسودان ، مردم ناآگاه رنج ميكشند ، ولي ما كه با پاكي وروشني به عشق فراگير وحقيقت بيكران رسيديم ،لايه هاي گردو غبار حسد و كينه وخشم را از عمق وجودمان پاك كرديم .
٨- وقتي که با عشق به ژرفاي درون سفركنيم و گنج آگاهي رابيابيم، راستي وحق گويي را بي تعصب قبول ميكنيم.
دریافت های #مهربانوناهیدنازنین از غزل شماره ۳۷۸ دیوان غزلیات حضرت حافظ❤️?
**حادثه امیر در رود هیرمند
و روز دوشنبه هفتمِ صفر، امیر شبگیر برنشست و به کرانِ رود هیرمند رفت با بازان و یوزان و حَشَم و ندیمان و مطربان و خوردنی و شراب بردند. و صید بسیار به دست آمد، که تا چاشتگاه به صید مشغول بودند. پس به کرانِ آب فرود آمدند، و خیمهها و شراعها زده بودند. نان بخوردند و دست به شراب کردند و بسیار نشاط رفت.
از قضای آمده، پس از نماز، امیر کشتیها بخواست و ناوی ده بیاوردند، یکی بزرگتر ازجهتِ نشستِ او راست کردند و جامهها افگندند و شِراعی بر وی کشیدند و وی آنجا رفت با دو ندیم و کسی که شراب پیماید از شرابداران و دو ساقی و غلامی و سلاحدار. و ندیمان و مطربان و فرّاشان و از هر دستی مردم در کشتیهای دیگر بودند و کس را خبر نه.
ناگاه آن دیدند که چون آب نیرو کرده بود و کشتی پر شده نشستن و دریدن گرفت، آنگاه آگاه شدند که غرقه خواست شد، بانگ و هَزاهَز و غریو خاست.
امیر برخاست و هنر آن بود که کشتیهای دیگر بدو نزدیک بودند، ایشان درجَستند هفت و هشت تن و امیر را بگرفتند و بربودند و به کشتی دیگر رسانیدند، و نیک کوفته شد و پای راست افگار شد، چنانکه یک دَوال پوست و گوشت بگسست و هیچ نمانده بود از غرقهشدن، امّا ایزد، عَزَّذِکرُه، رحمت کرد پس از نمودنِ قدرت و سوری و شادیای بدان بسیاری تیره شد، و ایّ نعیم لا یکدّره الدّهر.**#بیهقی
■■■■■■■■■■
توضیح:
شبگیر: سحرگاه
شراع: سراپرده، بادبان، سایبان
نشستن: فرورفتن
افگار: مجروح
دوال: تسمه
تیره شد: مکدر شد
و ایّ نعیم...: کدام نعمت است که روزگار آن را تیره نگرداند (و ناگوار نسازد).
منبع:
تاریخ بیهقی، بهکوشش خلیل خطیبرهبر، تهران: انتشارات مهتاب، چاپ پانزدهم، ۱۳۹۰، جلد دوم، ص ۷۲۹.
__
زاویهخوانی
@pastoo_adabiat
نشانی صفحه اینستاگرام:
https://instagram.com/adabiat_pastoo?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
ما ز هر صاحب دلی یک رشتـه فن آموختیم
عـشـق از لیـلی و صبـر از کـوُه کَن آموخـتیم
گریه از مرغِ سحر، خودسوزی از پروانـه ها
صـد سـرا ویـرانـه شد تا سـاخـتن آموختیم...!
و ایزد را تقدیری است در این کارها که آدمی به سر آن نتواند شد. و جُز خاموشی و صبر روی نیست.
امّا حقِّ نعمت را، آنچه دانیم بازباید نمود، اگر شنوده آید و اگر نیاید.
#تاریخ_بیهقی - مقامات مسعودی
ابوالفضل بیهقیِ دبیر
ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی
- نشر مرکز
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago