ساقی‌نامه

Description
مغنّی ملولم دوتایی بزن!
به یکتاییِ او که تایی بزن!
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

hace 1 año, 6 meses

تمرین و اجرایِ آوازی از استاد شهرام ناظری توسطِ دانش‌آموزانِ مدرسه‌ای در فرانسه؛

این‌جا مدرسه‌ای در لیونِ فرانسه است و هیچ‌یک از این دانش‌آموزان ایرانی نیستند.

گفتنی‌است برخلاف تصورِ غالب، شعرِ این آهنگِ زیبا از مولانا نیست و شعر سروده‌ی استاد شهرام ناظری‌ست.
هم‌چنین این ملودی را شهرام‌ ناظری خود ساخته است و در سال ۸۴ به رهبریِ لوریس چکناوریان نیز آن را اجرا کرد؛

پیدا شدم پیدا شدم
پیدای ناپیدا شدم

شیدا شیدا شیدا شدم
شیدا شیدا شیدا شدم

من او بدم، من او شدم
با او بدم، بی او شدم

در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی‌سو شدم
@saghyname

hace 1 año, 7 meses

روزی که ترا ببینم ای یارِ عزیز
آن‌روز یقین بدان که جان خواهم داد

با صدای؛ شهرام ناظری
@saghyname

hace 1 año, 7 meses

آه! چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
کی ببینم مرا چنان که منم!

کی شود این روانِ من ساکن
این چنین ساکنِ روان که منم!
#مولانا

#فرمانداری_شهرستان_جویبار
#کمال_رستمعلی
#روایت_خدمت
@saghyname

hace 1 año, 8 meses

مسافرِ چشم‌به‌راهی‌های من
بی‌گاهان از راه بخواهد رسید...
@saghyname

hace 1 año, 9 meses

زودتر از مدرسه، در کتاب‌خانه‌ی عمومی قائم‌شهر، درباره‌ی قاجار و هنرنماییِ فتحعلی‌شاه، خوانده بودم.
پس در کلاسِ درسِ تاریخ دوم‌راه‌نمایی، سراسر خشم بودم از او و آن‌چه با سرزمین‌مان کرده بود.
هیجان‌زده و مغرور از آن اندکی که خوانده بودم، سخنرانی مبسوطی کردم علیه او و سلسله‌ی قاجار و درباره‌ی تاریخ و سیاست.
معلمِ صبورِ دانش‌مندی داشتیم که یله بر صندلی، دو دست آویزان از دو سو، با لبخندی معنادار در سکوت، به خشم و غرور و توهمِ داناییِ من نگاه می‌کرد.
چون می‌دانستم اهل کتاب است و خردمند، گمان کردم حالاست که تشویقم کند و ذوق کند از داشتنِ دانش‌آموزی که در آن سن‌و‌سال کتاب می‌خواند و بیش‌تر و پیش‌تر از کلاس، تاریخ می‌دانست.
معلمم اما هم‌چنان با تبسمی که سالیانی بر من گذشت تا معنایش را فهمیدم، به من خیره بود.
در سکوت. بی‌هیچ حرف و تشویقی.
بعد پایم به کتاب‌خانه‌های دیگر باز شد. و سپس به کانون پرورش فکری کودکان.
سال‌ها می‌گذشتند. کتاب پشتِ کتاب. با ولعی تمام‌ناشدنی.
با خواندنِ هر کتاب به معنای تبسمِ معلم کتاب‌خوان و اندیشه‌مندم نزدیک و نردیک‌تر می‌شدم.
با کاپتان نموی ژول‌ورن در اعماقِ اقیانوس و در کتاب‌خانه‌ی بزرگی که در ناتیلوس، زیردریاییِ عجیبش، داشت ساعت‌ها گفت‌و‌گو کردم.
با پیپِ آرزوهای بزرگ، فقر را لمس کردم، به کاخِ شگفتِ میس‌هاویشامی که چالرز دیکنز هنرمندانه خلقش کرد، رفتم و عشقِ تحقیر‌شده‌اش به استلای مغرور را به نظاره نشستم.
آن‌جا در میانِ کتاب‌ها ناگهان کلمات در بازارِ زرکوبان با مولانا به سماع برخاستند و حافظ با تبسم که: آیینِ تقوا ما نیز دانیم، اما چه چاره از بختِ گم‌راه؟!
خود را همراه با ابن‌بطوطه‌ی مراکشی در سفر دیدم، پرسش‌های بی‌پایان فلسفی را با ملاصدرا و سهروردی و ارسطو از سطری به سطری از جهانی به جهانی از ساحتی به ساحتی به حیرت نشستم.
هولدن‌کالفیلدِ عصیان‌گر در ناتوردشتِ سلینجر، همان اندازه قواعد ذهنی و آن‌چه از نوجوانی و مدرسه می‌شناختم را به چالش کشید که آن معلمِ بی‌چارچوب و متفاوت، جان‌کیتینگ در انجمنِ شاعرانِ مرده.
کنارِ کتاب‌ها، جهان نو به نو تغییر می‌کرد، جهان مدام بُعد و طعم و معنای تازه‌ای می‌یافت.
پنجره‌های متعدد پیاپی گشوده می‌شد.
دشت‌ها وسعت می‌گرفتند و پرسش‌ها عمق. پرسش‌های بی‌پایان.
و بَعد تنهایی و حیرت چهره نشان دادند.
حس می‌کردم دارم بیش‌تر و بیش‌تر در صندلی فرو می‌روم، دست‌ها از دو سوی آویزان، با تبسمی تلخ بر لب.
حالا خودِ امروزم نشسته بود در برابرِ خودِ پرشورِ دیروزم که با خواندنی چند، خیال‌های خام می‌پروراند و گمان می‌کرد می‌شود فلک را سقف شکافت.
کتاب، چنین می‌کند با اهلش؛ صبور، سنگین، ساکت، آرام، بی‌هیاهو، بی‌ادعا، دور از سطح، دور از ابتذال، دور از زنده‌بادها و مرده‌بادهای به سخافت مبتلا.
و معلمم هنوز نشسته آن‌جا، روی صندلیِ چوبی‌اش، با همان تبسم، به طفل‌های در راه. به طفل‌های فردا.
تا معجزه‌ی کتاب چه بسازد از ایشان‌.
کمال رستمعلی
@saghyname

hace 2 años, 11 meses

مولانا از شعر بیزار بود و این برای اغلبِ آن‌هایی که او را صرفا از مطالبِ غالبا مبتذلِ منتشر در فضای مجازی یا کتاب‌های سطحی و سبکی چون ملت‌عشق می‌شناسند، عجیب و باورنکردنی‌ست.
اما حقیقت دارد؛
یکی از نوابغِ تبارِ انسانی و یکی از قله‌های دست‌نیافتنیِ شعرِ فارسی، دست‌برقضا از شعر متنفر بود.
تا چه حد؟!
تصویری که از حالِ خود حینِ سرودنِ شعر ارایه می‌کند، متحیرتان می‌سازد؛
"والله که من از شعر بیزارم و پیشِ من از این بَتَر(بدتر) چیزی نیست؛ هم‌‌چنان است که یکی دست در شکنبه(شکمبه، سیرابی) کرده است و آن را می‌شویَد برای آرزوی مهمان، چون اشتهای مهمان به شکنبه است، مرا لازم شد!"

@saghyname

hace 3 años, 1 mes

به خاطر داریم پیرمردها و پیرزن‌هایی متوکل و مومن را که چندان سوادِ خواندن و نوشتن و مطلقا ادعایی نداشته و غرق در توهمِ همه‌چیز‌دانی حاصلِ چرخیدن در فضای مجازی، نبودند.
باورها، دلایل و داستان‌های‌شان (به ویژه از پیامبران و ائمه‌اطهار علیهم‌السلام)، برای آن میزان توکل و ایمانِ ناب‌، چنان رنگ و عطر و طعمی داشت، چنان رویایی و خالی از فلسفه‌های گیج‌ و خسته‌کننده بود که هر چه می‌شنیدی سیر نمی‌شدی.
چقدر پای حکایت‌ها و قصه‌های‌شان از ارتباط بنده و خدا و از رسولان و اولیا نشستم؛ با لذتی که از خواندنِ عمیق‌ترین و فلسفی‌ترین کتاب‌ها هم نمی‌شود تجربه کرد.
پس سفره‌دار و مهربان و پُرگذشت بودند.
پس کاسب‌هایی بودند حلال‌خور و حبیبِ خدا.
پس اهلِ طهارت و سحر و نمازِ اول وقت بودند.
پس کشاورزانی بودند متوکل و قانع. کم داشتند و بسیار شُکر می‌گفتند.
پس هرگز در پیچ‌وخم‌های تردید حیران نشدند.
پس جزیی مبارک بودند از این کلِّ شگفتِ هستی.
با جهانی بزرگ‌تر از همه‌ی آسمان‌ها در درون‌شان.
#کمال_رستمعلی
@saghyname

hace 3 años, 1 mes

این مهم‌ترین، عزیزترین و بشکوه‌ترین چیزی‌ست که برای‌مان مانده.
برای ما فرزندان آدم در مواجهه با شعبده‌های شیطان؛
از رژه‌ی عریان قوم لوط در خیابان‌های اروپا گرفته تا حشره‌های بی‌ارزشی که به زیرِ کتاب خدا در مثلا متمدن‌ترین کشورهای دنیا، فندک می‌گیرند و تا فضای مجازی که ذهن و روح و ذائقه و شرافت و انسانیت و روش زندگی و جهان‌بینی میلیون‌ها نفر را در تمام جهان هدف گرفته‌ است.
دروغ‌ها توسط اصحاب ابلیس از غربِ عالم، شهر به شهر، خانه به خانه منتشر می‌شوند. حقیقت زیر و رو می‌شود.
انسان را در"قعر" می‌‌خواهند. در ابتذالی پایان‌ناپذیر.
فرزند را در برابر پدر و مادر.
پدر و مادر را غرق در خویش و هوس‌ها و آرزوهای پایان‌ناپذیر خویش می‌خواهند.
مسابقه‌ی "داشتن" و "به دست آوردن". به دست آوردن هرچیزی به هر قیمتی؛ با نجوای شوم اهریمن برای سقوط دادن انسان از حقیقتِ انسانی‌اش.

و اما حسین.... و اما آقای ما حسین. و سرورِ آزادگان و پیشوای جوان‌مردان حسین. و آری حسین؛ این آن نورِ مدام در حالِ گسترشی‌ست که تاریکی‌ها را می‌شکافد.
و حسین... آری حسین؛ این آن حقیقتِ همیشه در اوجی‌ست که راه نجات ماست از این‌همه رذالت و ابتذال منتشر در جهان.
نام مولای ما حسین، بیرق‌های همیشه در جریانِ باد به اهتزاز درآمده‌اش، پیرغلامان نورانیِ کنجِ خرابات‌نشسته‌اش، نوجوانانِ صورت از اشک خیس‌شده‌اش، حسینیه‌های کوچک و ساده‌ی آن دورترین روستاها، پرچم‌های آویخته بر خانه‌ها و مغازه‌ها، هیات‌ها و دسته‌ها و امشبی را شه دین در حرمش مهمان است و... و اربعین. آه اربعین!
این‌ها کشتیِ نجات است در تلاطمات فروبرنده‌ی جهان.
و علی‌اکبرِ حسین... آه! علی‌اکبرِ حسین. رعنا جوانِ نازنینِ خوش‌رویِ خوش‌خلقِ خوش‌لحنِ جوان‌مردِ مهربانِ سخاوت‌مندِ حسین.
و زینبِ حسین. آه! آن بانویِ خردمندِ دانشمندِ ایستاده چون سروِ سر به آسمانِ در اوج و فصیح و شریف و شجاع.
فرزندِ آدم! ای خسته از جهان و کارِ جهان. ای ملول و متحیر از کسالت‌ها و بطالت‌ها و رذالت‌های جهان. بشتاب و برس به کاروان حسین.
ای هر که هستی و هر چه کردی، برسان خود را به خیمه‌های حسین. این‌جا ما در برابر تمامِ خستگی‌ها و خیانت‌ها و دل‌مردگی‌ها و دل‌شکستگی‌ها و ابتذال‌ها و سقوط‌ها و طراحی‌ها و توطئه‌ها..‌. در کنارِ شریف‌ترین و شجاع‌ترین و مهربان‌ترین و دراوج‌ترین مردان و زنانِ عالمیم. به سروریِ مولای آزادگان. این خیمه‌ها همیشه برپاست، تا دنیا دنیاست. و نامِ حسین هر روز بیش از دیروز پناهِ آدمیان می‌شود از شرِ آن‌چه شیطان و یارانش می‌کنند.
هر که دارد هوسِ کرببلا بسم‌الله...
?کمال رستمعلی
@saghyname

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago