?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
سلام
توی کامنتها در مورد مفهوم "کنجکاوی" از هر دری بنویسید میخونم :)
یه یادآور: مفصلترین بررسیها معمولا از کوتاهترین جملهها و ایدهها شروع میشن. پس بنویسید لطفا.
فضای ذهن انسانها هیچزمان تهی نیست، بلکه تمامی تجربیات، تلقیها و انگارههای ذهنی ما نسبت به محیط و افراد حاضر در آن شاکله جهان انسانی را در هر لحظه شکل میدهد.
دیدن، مکانیسمیست که بخش عمدهای از فرآیندهای مغزی-ذهنی ما به آن مشغول است. از این میتوان برداشت کرد که برای آشنایی بهتر با فضای میان-انسانی و محیطگرا باید بهتر و دقیقتر دید. از طرفی، سیستم شنیداری-کلامی انسان، نقش مهمی در بررسی انگارههای ذهنی-کلامی داشته و حامل عمده پیشفرضهای ما نسبت به جهان پیرامون است. لذا، در میدانی شبیه به میدان جنگ، ذهن در کشوقوس میان سیستمهای دیداری و پیشفرض کلامی، در تلاش است تا با محیط اطراف خود ارتباط بگیرد و در نتیجه آن، تفسیرهایی کارآمد برای تصمیمگیریهای روزمره ایجاد کند.
یکی از تمرینهای کارا، برای محدود کردن پیشفرضهای کلامی، همراهی لحظه به لحظه محرکهای دیداری است. به تجربه میدانم که محدودکردن پیشفرضهای ذهنی-کلامی از طریق دستکاری مستقیم آنها، لااقل در ابتدای مسیر خودشناسی کاری بسیار سخت و ناامیدکننده است. از این رو، تمرین «دیدار لحظه» میتواند بار کلامی ذهن را کمتر کرده و بیشتر ظرفیت ذهن را به پردازشهای دیداری اختصاص دهد. پیگیری مستمر این دستکاری، ذهن را با مفهوم «اراده» و به صورت کلی کنترل مسیرهای فکری آشنا کرده و بستر مناسبی جهت بهکارگیری روشهای درمانی شناختی فراهم میکند.
#عنصر_توجه
*صرفا برای از سرگیریِ چیزی نوشتن.
شبیه بابام حرف میزنم یا مامانم؟
لهجهٔ کاربران یک زبان، بهعوامل متعددی مثل منطقهٔ جغرافیایی، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، نژاد و ریشهٔ نیایی، موقعیت و شرایط، تأثیر گروه همسالان و یادگیری زبان دوم بستگی داره.
درطول روزمره، از بین عوامل بالا، با عامل «موقعیت و شرایط» بیشاز بقیهٔ عوامل برخورد میکنیم.
وقتی میگیم موقعیت میتونه لهجهٔ ما رو تغییر بده منظورمون چیه؟ برقاعده اینکه توی موقعیتهای مختلف، ما ممکنه به لهجههای متفاوتی صحبت کنیم که ازش بیاطلاعیم. بیاطلاعیم یعنی اینکه بهصورت خودکار و ناخودآگاه این تفاوتها بروز میکنه. به این شیوههای کلامی متغیر اصطلاح register نسبت داده میشه.
مثلا وقتی من با مادرم صحبت میکنم که فارسیِ معیارش نشونههایی از لهجهٔ نیشابوری داره، انتهای کلمات رو بیشتر میکشم، تمرکز صدام خلفی/حلقی میشه و بهنشونهٔ تأکید، بهانتهای افعال ـِه تأکیدی اضافه میکنم؛ درحالیکه موقع گفتوگو با پدرم، که عوامل تعیینکنندهٔ لهجهاش با مادرم متفاوته، register گفتاری متفاوتی رو بهصورت ناخودآگاه بهکار میگیرم که ویژگیهای کلامی متفاوتی داره.
شریک گفتوگو (یا همون شنوندهٔ شما) یکی از عوامل مؤثرِ موقعیتیه. تکتک موارد زیر میتونن register شما رو تغییر بدن و توجه بهشون جالبه:
۱) نگرشتون نسبتبه موضوع مورد بحث
۲) میزان دانشتون نسبتبه موضوع
۳) ذهنیتتون نسبتبه شنونده و مکانی که گفتوگو توش شکل گرفته
۴) آدمهای دیگهای که شنوندهٔ مستقیم شما نیستن اما توی اون محیط حضور دارن.
۵) هدف و نیٌت شما از اون گفتوگو، حرفهایی که دارید میگید و یا قراره بگید.
بهنظرتون میشه فرایند تغییر ناخوداگاه registerهای گفتاریمون رو طوری دنبال کنیم که بهشون آگاه بشیم؟
گاهی یادداشتی مینویسم
برای خودم
برای آن روز که تو را بازیافتهام.
نشستهام توی خانهی سرماخوردهام. وقت تغییر فصل که میشود، حالوهوای خانه جور ناجوریست. قلم و کاغذ برمیدارم تا چیزکی نوشته باشم. چیز زیادی روی کاغذ نیاوردهام. کار نمیکند، مغزم. باید ببرم حسینآقا تعمیرکار آچارکشیاش کند. آچار و اینها را هم دادهم به دختر همسایه که دیروز آمده بود پی انبردست. میگفت آبگرمکن کوفتیشان دوباره خراب شده است. همینها را میخواهم روی کاغذ بنویسم. همین که دخترک آمد و دیدمش و دستوپایم را گموگور کردم. زیبارو. بدجور. چشمها قد گیلاسهای باغ آقابزرگ خدارحمت. بچه که بودم اصرار میکرد که «عباس، برو بالا عین آدمیزاد گیلاس بخور باباجون، مال باباته، حرومی که نیست نشستی زیر درخت جمع میکنی». میپریدم بالا. اما میترسیدم. راستش را بخواهید هنوز هم از ارتفاع میترسم. مثلا میترسم بشینم توی چشمهای گیلاسی دخترک. آخر از ارتفاع میترسم. میترسم از چشمش بیوفتم. آچار و اینها هم که الآن ندارم. دادهم به دخترک. دخترک همسایه. این را گفته بودم؟ گفتم که، خوب کار نمیکند مغزم.
شام میخورم. با بشقاب گلدار عتیقهام. جهیزیهی مادرم. برنجها تنها و تنهاتر میشوند. میرسم به تهماندهی غذا. قاشقوچنگال حریصتر میشوند. قاشق. چنگال. قاشق. چنگال. بشقاب جیغ میزند. بشقاب جیغ میکشد. دندانهایم پیرتر از آناند که بشنوند. برنجها. تمام میشوند. گلها. گلهای بشقاب عتیقهی گلدارم. پیدا میشوند. بینیام پیرتر از آن است که بویشان را بشنود. تخت میآید جلوی چشمم. گلهای بشقاب را دیگر نمیبینم. تخت میآید جلوی چشمم. پرت میشوم توی خواب تخت. و تمام میشوم.
خنده از راه رسید¹
بغض از ایوان،
بغچه بر دوش
سوی سدی دیگر از نور گلو
میکند قصد سفر.
بعد از آن بُهت که داشت
چندزمانی چانهبردست
روی صورت،
خانه خندید کمی.
دست خندَهش دست غمهای نشستَهم بِگِرفت؛
باهم از پنجره بیرون رفتند.
خانه در کنج همینجاست هنوز، پیش من.
من کمی پنجرهام را به صدا رود شدم؛ جاریتر.
در و دیوار، سکوت.
دوسهلبخند ز راهم پیداست.
هر خیالی را خیالی میخورد
فکر آن فکر دگر را میچرد
[مولانا]
گاهی میمیرم و از گور برمیخیزم و از گور برمیخیزم. نعش جانگرفتهای که دیگر مرگ نیست، فرزند مرگ، برای مرگ و یادگار مرگ است. گاهی میخواهم که آنگونه بمیرم. بیهوا، سرزده، شبهمرگزده، اشکریز. میبینم. مردی کشآمده، وارونهشده، اشکشده. میبینم، از پس آن، نعش جانگرفتهای که دیگر مرگ نیست، فرزند مرگ، برای مرگ و یادگار مرگ است. سبزرو، زندهبو، چشمشاد. هرچند میدانم، روزی میمیرم و از گور برمیخیزم.
بعد از آبیات
استخوان سینهام تنگتر از قبل،
بعد از آغوشِ کشیدَهت
جمجمهام جنگطلبتر،
بعد همبالهشدن، پربهپرآغشتهشدن
تشت طاووس بهسر، رنگبهرنگ، پرکشیدم تا به قوس پسِ تر.
یاد باریدن آن ابر بهخیر.
بعدِ دریات
رود دستم سرسپردهست به جاری، سوی دریات،
که غوغاست
که غوغاست
هرجومرج و قیلوقال و دادوفریاد
آخر این قلب که داری،
خانهی صدرودِ چو من چون کف دریاست.
گیرم آرام، همینجا، کنج گودالهی سینَهت.
حافظهم رفت به عمق،
تهنشینِ کف دریات.
ماهی خفته بهدریا
نام من چیست؟ بگو
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago