خستگی بی انتها🥀🥀

Description
مینویسم با دلی خسته وحزین💔 ودستی بسته از بد این روزگار بر دفتر قلب زخم خورده ام 🥀
تامبادا فراموش کنم این روزهای سردو تلخ پائیزی عمر خویش را 🍂🍁🍂

باتشکر فراوان از همایت و همراهی شما عزیزان🙏🙏🙏
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

من هیچوقت احساس ناتوانی نمی‌کنم مگر وقتی که دلتنگ تو می شوم
‌‌ ‎‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‎‌

1 year, 6 months ago

“گوش‌هایم را می‌گیرم!
چشم‌هایم را می‌بندم!
زبانم را گاز می‌گیرم!
ولی حریف افکارم نمی‌شوم!
چقدر دردناک است فهمیدن…!!!
خوش بحال عروسکِ آویزان به آینه‌ی ماشین، تمام پستی بلندی زندگی‌اش را فقط می‌رقصد…
کاش زندگی از آخر به اول بود،
پیر بدنیا می‌آمدیم…آنگاه در رخداد یک عشق جوان می‌شدیم…
سپس کودکِی معصوم می‌شدیمُ در نیمه شبی با نوازش‌های مادر آرام آرام می‌مردیم…!!!”

1 year, 6 months ago

#تلنگر

روزی شخصی قصد خودکشی داشت باخود اندیشید: اگر یک نفر تنها یک نفر به من لبخند بزند این کار را نخواهم کرد آن روز به پایان رسید و آن شخص خودکشی کرد 🥀
گاهی می شود تنها با یک لبخند مسیر زندگی کسی را تغییر داد بیاید با یکدیگر عهد ببندیم لبخندمان را از یکدیگر دریغ نکنیم❤️

1 year, 8 months ago

#سناریو

#جاری‌های_پرحرف

مریم جاری اول، همیشه در حال گله و شکایت.
سارا
جاری دوم، همیشه با شوخی و خنده به مسائل نگاه می‌کند.

صحنه یک حیاط کوچک با چند گل و یک نیمکت. مریم نشسته و سارا به سمت او می‌آید.*

سارا* (با خنده) سلام مریم خانم! چطوری؟ امروز چه خبر؟

مریم* (ناراحت) سلام سارا! هیچ خبری نیست، فقط دارم به این فکر می‌کنم که چرا من باید همه کارها رو انجام بدم!

سارا* (با شوخی) شاید چون تو جاری هستی و جاری‌ها همیشه باید زودتر از عروس‌ها کار کنند!

مریم: (با نارضایتی) آره، ولی من که عروسم! چرا باید زودتر از خودم کار کنم؟

سارا* (می‌خندد) شاید چون تو خودت هم نمی‌دونی که عروسی یعنی چی!

مریم* (با تعجب) چی میگی یعنی چی؟!

سارا* یعنی باید همیشه آماده باشی برای هر چیزی! مثلاً امروز صبح من برای صبحانه پنکیک درست کردم، ولی همسرم گفت: "چرا اینقدر نازک شده؟"

مریم* (با خنده) واقعا!
خب، باید بهش میگفتی قشنگیش تو نازک بودنشه!(با خود فکر می‌کند: آخه کی پنکیک رونازک درست می‌کنه اییش)

سارا* (با خنده) آره ، ولی او فکر می‌کنه من دارم رژیم می‌گیرم!

مریم* (با نیشخند) اگه اینجوری فکر کنه که باید خوشحال باشه زنش از این حالت در بیاد

سارا* (می‌خندد) راست میگیا! چرا به فکر خودم نرسیده بود

مریم*(فکر میکند: عه عه چقدر یه نفرمیتونه خونسرد باشه همینکه اینقده چاق شده)

سارا* حالا بگو ببینم، چه کار دیگه‌ای کردی؟

مریم* (با خنده) امروز تصمیم گرفتم گل‌ها رو آب بدم، ولی یادم رفت و حالا همه شون دارن به من نگاه می‌کنن!

سارا* (با شوخی) عه چه جالب من فکرکردم دارن به من نگاه میکننُ می‌گن: "این جاری چه بی‌مسئولیتی داره!"

مریم* (با خنده) شاید باید بهشون بگی "من یک جاری‌ام، نه یک باغبون!"

سارا* (با خنده) به نظرم باید یک تابلو بذاری روش بنویسی "عروس در حال استراحته، گل‌ها خودشون برن آب بخورن!"

مریم* (با خنده) موافقم ایده‌ات عالیه!

سارا* (با لبخند) خب بسه دیگه بریم تو خونه یه کیک پختم نگم برات انگشتاتو باهاش میخوری
یچیزیم میخوام واست تعریف کنم که شاخات دربیاد

مریم* باشه بریم حالا بگو ببینم چیشده

سارا* حالا بیا بریم تو واست میگم در مورد رویاس(خواهرشوهر)

ادامه دارد...

?#محمدواحدی

1 year, 8 months ago

?کاری از کانال آسمان نیلی?

?گویندگان?

#الهام
#نیلوفر
#مهلا
#مهرا
#ریحانه
#نویسنده_محمد_واحدی

1 year, 10 months ago

من به کجا نشسته ام، اوست درون قلب من
من زسفر گذشتمُ، اوست درون جان من
#بداهه

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago