?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
استبداد و ناکارآمدی نهادهای رسمی
یکی از پیامدهای اساسی استبداد، شکلگیری فساد ساختاری و فراگیر است که به نوبه خود منجر به ناکارآمدی نظام حکمرانی میشود. در چارچوب یک نظام استبدادی، کارکرد نهادهای رسمی تضعیف شده و کارگزاران حکومتی مداخلهای فراگیر و فراقانونی در حوزههای اجرایی و تصمیمگیری اعمال میکنند. این نوع مداخلات که خارج از رویههای نهادمند و بوروکراتیک صورت میگیرد، گاه جلوهای حاد از سلطانیسم پیدا کرده و به نوعی «کمدی تلخ سیاسی» تبدیل میشود. نمونهای از این وضعیت را میتوان در روایت محمدمهدی سمیعی، رئیس پیشین بانک مرکزی ایران در دوران پهلوی دوم، در پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد مشاهده کرد؛ روایتی که به سالهای پایانی سلطنت محمدرضا شاه و اوج سلطانیسم پهلوی بازمیگردد:
شاه يك چيزهايی در ذهنش بود كه وقتي به جمعبندي ميرسيد و دستور ميداد انجام دهيد، حتما بايد انجام میشد و اگر انجام نمیشد، مشكل ايجاد ميشد. در مواردي پیش میآمد که با حالتی بچهگانه سعی میکرد نظر خودش را تحمیل بکند. در ساخت یکی از سدها، یادم نمیآید کدام سد بود، منصور روحانی (وزیر آب) با شاه بر سر سه متر اختلاف نظر پیدا کرد و در جلسه شورای اقتصادی او را برکنار کرد.
نمیدانم چه کسی و چطوری به شاه گفته بود سد باید 199 متر باشد، حالا رقمها دقیقا در ذهن من نیست و حدودش در خاطرم هست، حدودا اختلاف بر سر دورقم بین 196 و 199 بود، بر سر تفاوت سه متر، منصور روحانی را کنار گذاشت. یک همچنین شخصیتی [مثل شاه] چطور میتوانست بنشیند و ببیند چیزی از لای انگشتش در برود.
چرا به نتانیاهو BB گفته میشود؟
In the special case of Netanyahu, his opponents use it as a demeaning term, as a way to avoid calling him a “respectable” name, or Prime Minister, they use the “Bibi” nickname exclusively, and use variations for “name-calling” so a newspaper supporting Netanyahu is nick-named “bibiton” - combining Bibi & Iton (newspaper in Hebrew) (the actual name is “Israel Today”)
خاتونالورد!
آقای شيخ علی کورانی از محققین و علمای لبنانی مقیم قم و نویسنده کتاب مشهور عصر ظهور، چهل روز پیش به رحمت خدا رفت و خبرش فوتش تحت الشعاع خبر شهادت رییسجمهور قرار گرفت. یکبار داستان زیبایی از خواهرِمادربزرگش برایم تعریف کرد که نشان از نگاه زیبای او به اسلام بود:
خاتون الوَرِد (به معنی خاتون گل) نام خواهرِ مادربزرگم بود. پیرزنی در یکی از روستاهای لبنان. دقیقا نمیدانم نامش چه بود، ولی ما او را خاتون الورد صدا میکردیم. از بسکه مهربان بود، برخی خیال میکردند دیوانه است. سر و کارش با حیوانات زیاد بود. با همه مخلوقات، از انسان تا حیوان، مهربان بود. به حیوانات غذا میداد. به پرندگان دانه میداد. گاهی غذا آماده میکرد و به دل کوه میرفت تا حیواناتی که از شهر دورند، گرسنه نمانند. حتی روباهها دورش جمع میشدند و غذا میخوردند. گاهی پیش میآمد که یکی سهم دیگری را میخورد، خاتونالورد تذکر میداد: تو که غذایت را خوردی، برو کنار؛ و بسیاری دیده بودند که حیوانات حرف خاتون الورد را گوش میکنند.
گاهی غذایی را (مثلا) برای گربهها میگذاشت، بعدا به او میگفتند تو که نبودی، سگها غذای گربهها را خوردند، میگفت نوشجانشان، آنها هم روح و جان دارند، آنها هم مخلوقات خدا هستند.
خاتون الورد نمیتوانست کسی را دوست نداشته باشد.
عالم و مرجع مردم لبنان در آن روزگار علامه شرفالدین بود. یکبار به روستای ما آمد و پرسید آیا در روستای شما شخصی به نام خاتونالورد هست؟
گفتند پیرزنی بود که سال گذشته فوت کرده، چطور؟
علامه پاسخ داد خواب دیدم که خانهای زیبا در بهشت دارم، آن طرفتر خانهای بسیار زیبا و مجلل بود، پرسیدم این خانه کیست؟ گفتند خاتون الورد!
?کسی حق ندارد راجع به مملکت بحث کند
علینقی عالیخانی، فنسالار و سیاستمدار، وزیر اقتصاد و رییس دانشگاه تهران در دوره پهلوی، درگفتوگو با حبیبالله لاجوردی در پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد درباره استبداد و انتقاد ناپذیری محمدرضاشاه میگوید:
پس از حوادث ۱۵ خرداد جلسهای در منزل حسین علا وزیر وقت دربار تشکیل شد. عبدالله انتظام مدیرشرکت ملی نفت، شریفامامی، یزدانپناه و قرهگوزلو هم حضور داشتند.
علا و انتظام شروع میکنند به اظهار نگرانی درباره اینکه این جریانات ۱۵ خرداد ممکن است تکرار بشود و رژیم در خطر است و میبایستی این مسائل را رویش فکری کرد و این خشونتی که دولت به خرج داده شاید صحیح نیست و به صورت دیگری باید کار کرد. به عبارت دیگر عدهای، چند نفری از این آقایان واقعا روی حسن نیت نگران اوضاع بودند.
در مورد آدمی مانند انتظام من تردید ندارم که در کمال حسن نیت و متأسفانه مقداری کم اطلاعی این صحبتها را میکرده. در آن جلسه شریفامامی و یزدانپناه میپرسند که آیا این جلسه با اطلاع اعلیحضرت همایونی تشکیل شده یا بیاطلاع ایشان؟
دیگران پاسخ میدهند که نه. چون اگر قرار بود با اطلاع ایشان باشد که در حضور خودشان صحبت میشد. ولی ما میخواهیم اینجا برای مملکت مصلحتاندیشی بکنیم. و اگر هم نتیجهای گرفتیم آنوقت ببینیم چهکار باید کرد یا چه چیزی را باید به عرض اعلیحضرت رساند. درنتیجه این دو نفر آقایان یعنی شریفامامی و یزدانپناه، اعتراض میکنند و میگویند که بدون اجازه اعلیحضرت حاضر نیستند در این مسائل بحث بکنند و جلسه را ترک میکنند. و طبیعی است که فورا هم گزارش امر را به اطلاع اعلیحضرت میرسانند. اعلیحضرت هم خیلی برآشفته میشوند،
بعدا از انتظام میپرسند شما برای چه دور هم جمع شدید؟
انتظام پاسخ میدهد برای اینکه درباره مسائل کشور بحث بکنیم.
شاه میگوید که چه لزومی داشت که شما درباره مسائل کشور بحث بکنید. مگر من مسئول مملکت نیستم؟
انتظام هم که بسیار مرد صریحی بود، پاسخ میدهد:
اعلیحضرت! وطنپرستی مونوپول هیچکس نیست. و هر کس حق دارد درباره کشورش دلسوزی بکند و بحث بکند.
علا و انتظام چندماه بعد برکنار شدند. از آنطرف البته اعتماد شاه به یزدانپناه و شریفامامی خیلی بیشتر شد. این نکته آن حالت درباری، آن حالت خبرچینی و حالت نگران شدن از بحث درباره سیاست مملکت حتی به وسیله چنین آدمهایی را نشان میدهد. و شاید هم تا مقداری وضع بعدی را توجیه میکند که اصولاً شاه کوشش داشت که به همه بفهماند که فقط حق دارند مجری دستورات او باشند و اختیاراتشان در حد مقامی است که دارند و خارج از آن حق بحث درباره امور مملکتی را ندارند. و آنچنان در اینکار خودش خوب موفق شد که در آخرسر وقتی که این جریانات ۱۳۵۷ پیش آمد هیچکس کارآموزی تصمیمگیری و ابتکار نکرده بود. و هیچکس در شرایطی نبود که به صورت عادی به خودش اجازه بدهد که از خودش ابتکاری به خرج بدهد و هیچکس نبود که مورد شناخت و تأیید مردم باشد که او را قبول بکنند و بتواند با مردم حرف حساب بزند.
در خلال نگارش رساله، با کتاب MI6: Inside the Covert World of Her Majesty's Secret Intelligence Service آشنا شدم. از بخشی از فصل مربوط به ایران استفاده کردم.
نگاهی کلی کردم، جذاب به نظر میرسید؛ بسیاری از عملیاتهای سرویس اطلاعات خارجی انگلیس را به تفکیک تشریح کرده است. هم برای تحلیلگران سیاسی - به عنوان یک تجربه تاریخی قابل استفاده است، و هم با توجه به پررنگ شدن داستاننویسی امنیتی، قابل الهام است.
اطلاعی ندارم ترجمه شده یا خیر، اما کتاب جذابی برای ترجمه میتواند باشد.
بعد از فوت خانم #مهسا_امینی، با دوستان در شبکه چهار همفکری کردیم چه کار مفیدی میتوانیم انجام دهیم که هم از گسترش خشونتهای کور جلوگیری کنیم و هم مسئلهای را حل بکنیم. یکی از دوستان پیشنهاد برگزاری مناظره زنده با موضوع مسئله گشت ارشاد را داد. بنده اول مخالفت کردم و گفتم الان کسی حاضر نیست چیزی بشنود، بگذاریم یک هفته از موضوع بگذرد، بعد گفتوگوهایی تحلیلی برگزار کنیم. اما بعد از رفتوبرگشت نظرات، نظر جمع بر این شد که مناظره زنده برگزار کنیم.
ساعت 23 شب تا 2 بامداد جلسه گذاشتیم. اسم هر استاد و کارشناسی را که به ذهنمان رسید -از مخالفین و موافقین حجاب اجباری- روی کاغذ نوشتیم. از فردایش شروع کردیم به دعوت کردن.
یکی از مخالفین گفت اگر من بیایم تند صحبت میکنیم و شما سانسور میکنید. گفتیم اگر انتقادتان همراه با رعایت ادب است، مشکلی ندارد، کارشناس دیگری مقابل شماست، باهم بحث میکنید، آنتن زنده هم امکان سانسور ندارد. آمد، صحبت کرد، یک دقیقه تند صحبت کرد، اما دیگر حرف حساب جدی نداشت و مجبور شد 80 دقیقه باقی مانده را با جملات بیمحتوا، چیزی سرهم بکند.
بسیاری از دگراندیشان، بیش از آنکه از آنتن صداوسیما بدشان بیاید، نگران باز شدن مشتشان هستند.
بنده شخصا بارها و بارها با منتقدان سرسختی که ادعا میکنند صدای ما را کسی نمیشنود، تماس گرفتم، قبول نکردند در برنامه زنده حضور پیدا کنند. به یکی از دگراندیشان گفتم اگر با مباحث بحثبرانگیز مشکل دارد، برنامه درباره مسائل غیرچالشی برگزار کنیم، باز هم امتناع کردند. حتی درباره تحلیل اجتماعی پیادهروی اربعین!
یکی از منتقدان سرسخت حجاب، حدود چهار سال قبل قرار بود در برنامه حضور پیدا بکند، استودیو و عوامل را آفیش کردیم، چند ساعت قبل از برنامه پیام داد که حاضر نیست در برنامه شرکت کند و تلفن همراهش را خاموش کرد. اصلا هم برایش مهم نبود که چند میلیون به ما ضرر زد. مدام هم در فضای مجازی دم از اخلاق میزند.
یکی از آقایانی که هر روز چند توییت میزند و همه را دعوت به گفتوگو میکند و اصرار دارد که "چارهای جز گفتوگو نداریم"، قبول نکرد در گفتوگوی زنده شرکت کند و دلیلش را اجازه ندادن همسرش عنوان کرد.
خلاصه کلام اینکه، ژست اپوزوسیونِ لایت و نمکی گرفتن، این روزها خیلی باکلاس است. من نمیگویم همه چیز خوب و گل و بلبل است، اما دگراندیشانی که از عدم داشتن تربیون ناله میکنند را هم باور نکنید.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago