?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
سلام خانم عسل. سلام آقای عسل
در شانزدهمین صبح روز مردادماه چهارده صفر سه، برایتان نامه مینویسم. در یادداشت امروز قصد داشتم گلایه کنم از لوازم سفر فروشیای که دیروز، از عجلهی من سوءاستفاده کرد و شلواری رنگرفته را چپانده بین خریدهایم. یا از زن همسایهی روبرویی که هر روز شاهد کتک زدن دخترش هستم. اما نیاز داشتم از خوبی و مهربانی بنویسم از اینکه محبتهای کوچک دنیای آدم بزرگها را ببینم و قدردانشان باشم.
من مادر مازیار هستم. مرا بسیار دیدهاید. چون مغازهی شما سر راه خانهی ماست و هر روز صبح و ظهر اولین و آخرین چیزی که میبینم تابلوی نستعلیق " لوازمالتحریری عسل" هست.
صبحها خیال پسرم از باز بودن دکان شما راحت است و میتواند قبل از اینکه من متوجه بشوم که مداد و پاککنش را گم کرده؛ بدود و خودش را از سرزنشهای معلم نجات بدهد. روزی نیست که من با بچههایم به شما سر نزنم و خوشبختانه اینقدر لطیفمنظر و خوشمشرب هستید که هر روز هم ببینمتان سیر نمیشوم.
اما من فقط نامه ننوشتم که بگویم شما دو کبوتر عشق چقدر زیبا هستید.
گاهی روزها، که خسته از کار میآیم؛ در خرید و انتخاب کردنهای مازیار هیچ دخالتی نمیکنم و میبینم که شما چطور با ملایمت اجازه میدهید این بچه در میان قفسهها بچرخد و عشق بازی کند.
آقای عسل! یادتان هست آن روز را که مازیار ماژیک میخاست؟ صدایش زدید که بیاید پشت ویترین. یک کاغذ دادید به پسرک و گفتید:« میتوانی تمامشان را امتحان کنی و هر رنگی که دوست داشتی را برداری» تا حالا هیچ لوازالتحریری چنین حمایتگرانه رفتار نکرده بود.
بیشترشان، به پسر بچهی کنجکاوِ خیلی کنجکاو من، هی میگویند: «نکن»، «دست نزن» «بر ندار». مگر بچهی من دفترخور است یا مداد میخورد که میترسند؟ یا مثلا به قول قدیمیها گُلش میریزد؟ من هم که حواسم به همه چیز است و اگر خسارتی پیش آید تمام و کمال گردن میگیرم و نمیگذارم که ضرر کنند. نمیدانم از چه میترسند.
یادتان هست وقتی میخواستید به مازیار مداد بدهید و دستتان خورد و ظرف مدادها ریخت؟ دیدید که مازیار چطور نشست کنار شما و دانه دانه مدادها را جمع کرد و گفت: «عمو اشکال ندارد.» وقتی به بچهها اجازه بدهیم آزادانه کشف کنند؛ همدلی و همیاری را هم یاد میگیرند. پسر من مغازهی شما را خانهی خودش میداند و همزمان حمایتگر و باادب هم هست.
شما جور دیگری خوب هستید. و ما ابدا آقای ابراهیمی اخمو و وراج که تا میروی توی مغازهاش سر پدر و مادر را گرم میکند و به بچه چشم غره میرود که دست نزند را دوست نداریم و مغازهاش هم نمیرویم هرچند که اندازهی مغازهاش سه برابر مال شماست. چون ما جز قلم و کاغذ میخاهیم همدلی و احترام را هم داشته باشیم.
خانم عسل ممنونم که با چشمهای عسلی زیبا و خندهی نمکینت با صبوری، فرصت میدهی روح جستجوگر کودکم، در کهشکان مغازهات چرخ بخورد و از بوی خودکار، کاغذ و مداد رنگی سرشار از روح زندگی شود. ممنونم که وقتی اولین بار اومدیم داخل مغازه و مازیار دفتر نقاشی میخواست بهش گفتی: «خاله بیا اینور پیشخوان و خودت انتخاب کن.» یادت هست مازیار با نگرانی پرسید: « مامان برم؟» گفتم: «آره برو من مواظبتم.» از همان روز ما شدیم مشتری ابدی عسل.
برای کسبوکارتان روزی و برکت را آزرو میکنم. به شما تبریک میگویم بابت روح آزادتان که میتواند خودش را جای یک کودک هشت ساله بگذارد و در شیرینیِ لمس لوازماتحریرها غرقش کند.
از شما زیادتر شود الهی آمین.
#یادداشت_روزانه
#نامه_نگاری
@allakollang
پس از نوشتن: این یادداشت را امروز توی پیشنویسهای قدیمی پیدا کردم و حیف بود اگر منتشر نمیکردم.
الفبا بودی چی بودی؟
طی یک نیمچه سرقت ادبی، از لیلا ناصری عزیز، من اگر حرف بودم، آ میشدم. آ با کلاه. با کلاه که باشد مثل یک آقای اتو کشیدهی ۵۰ ساله است. با ابهت و مقتدر رهبری یک طایفهی بزرگ را بر عهده دارد. سبک پوشش ویژهای دارد، اندامش ترکهای و قلمیست. با قامتی برافراشته و شانههای محکم. که برای اضافه کردن بر دلبریهایش، به سبک مردان جنتلمن، یک کلاه شاپو را بر سر میگذارد و تا بانو یا آقایی را میبیند به رسم ادب و احترام کلاه از سر بر میدارد.
مرد قصه، با کلاه که باشد، تا زبان باز میکنیم آب را یادمان میدهد. آزادی را سرآغاز است. آرزو را رهبری میکند. آبادانی را تضمین میکند و آبستنی را گسترش میدهد.
اول هر چیز که مینشیند او را حیاتبخش مینماید، چون آفتاب، آب، آبرو، آرامش، آرزو، آسایش، آسمان، آداب، آبادانی، آبشار، آبادی، آزاد، آزادی، آبستن، آبگینه، آتش و یک عالمه چیز دوست داشتنی.
شما در رویاهایتان چه حرفی هستید؟
.
فرمان دادن، از کودک ما فرمانبردار میسازد اما مسولیت دادن، مدیر و رهبر.
#گزین_گویه
@allakolang
بقیه: برف روی آن را پوشیده بود و معلوم نبود که جنس نیمکت چیست.
بیژن نجدی: برف نمیگذاشت آدم بفهمد چوبی است یا سنگی یا سیمانی.
بقیه: صدای دویدنم را دوست داشتم.
بیژن نجدی: صدای پاهام پشت سرم بود. سالها بود اونطوری جلوی خودم راه نرفته بودم.
بفیه: فنجان را به سمت من گرفت.
بیژن نجدی: فنجان از روی میز بلند شد و باغهای چای اتاق را دور زد.
بریدههایی از کتاب #یوزپلنگانی که با من دویدند
#بیژن_نجدی
خودت خدا شو?
- آقا! انگار اصلن جدی نمیگیری منو. اما من امروز جدیتر از همیشهام. حرفمم هنوز همونه. مذاکره هم نمیکنم. توی بیست سالگی بهت مهلت دادم؛ ولی تو همهی مهلتها رو سوزوندی.
- برام تعیین تکلیف میکنی؟
-حالا تعیین تعیین هم که نه؛ ولی خب آره آره. چرا که نه. مگه تو نمیتونی انجامش بدی؟ آسمونت فراخ، زمینت گسترده، نداری که بهم بدی؟ نکنه همش قمپز بود؟
- من نمیتونم؟
- حالا بعضیهام میگن نمیخوای انجام بدی. تو با من دشمنی داری؟ از من بدت مییاد؟
- چه دشمنیای؟
- خودت گفتی هر چی بخام بهم میدی. اگه نمیخاستی انجام بدی چرا قولش رو دادی؟
-بهم دستور میدی؟
دستور چیه بابا؟ اصلن مگه ما توی یه تیم نیستیم؟ مگه منافع منو تو، یکی نیست؟
- بهت دست و پا دادم، چرا خودت انجامش نمیدی؟
خودم؟ واه! فکر میکنی بیکار و بیعار نشستم؟ نه جونم. منم سگدو میزنم، دو دوتا چارتا میکنم. ضرب و تقسیم میکنم که کم نیارم. ولی خب تو چی؟ تو میخای برام چیکار کنی؟
( از اون بالا، با چهرهی بیرمق زل زده به من. انگار که کور و کر است. آتقدر نگاه ساکتش را ادامه میدهد که مطمعن میشوم از این آسمان باران رحمتی نخاهد بارید )
چند روز پیش، اون اختلاسگر همسایهی مادرم اینا رو دیدم که سوار ماشینش شد. سوزوکی الان از تکوتا افتاده ولی بیست سالِ پیش، عروسِ ماشینا بود.
پس از نوشتن: خدایا حق داری هاج و واج نگام کنی. وسط ۸ میلیارد آدم، چرا باید آرزوی نوجونی منو یادت باشه؟
#دیالوگ
@allakollang
- مامانبزرگ خابت مییاد؟
- ساعت چنده؟
-نُه
- نه! ساعت دَه خابم مییاد.
پ.ن.یادش بخیر.
@allakollang
خواب یک پر
بیداریِ گنجشگ
کی اینگونه خوابیده و بیدار شدهای؟
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago