?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
لورا مالوی نویسنده مقاله معروف male gaze یا نگاه مردانه در این مقاله با ابزار روانکاوی سعی دارد بگوید که کجا و چگونه جذابیت فیلم توسط الگوهای از قبل موجود شیفتگی در درون سوژه فردی و شکل بندی های اجتماعی که او را شکل داده اند تقویت می شود.این نقطه شروع شیوه ی ست که فیلم از چگونگی تاثیر پذیری ساختار خود از ناخودآگاه جامعه مردسالار؛ بروز می دهد.
پارادوکس فالفوسنتریسم در ابتدا در تمام مظاهر آن به زن اخته شده ارتباط می یابد تا به دنیای آن نظم و معنا دهد!
این فقدان اوست که فالوس را به صورت نمادین به رخ می کشاند و این تمایل زن برای جبران کمبودی ست که از حضور فالوس نشات میگیرد. در حقیقت کارکرد زن در شکل گیری ناخودآگاه جمعی مردسالار دو گانه است او ابتدا تهدید اختگی را با فقدان آلت تناسلی مردانه در خود به شکلی سمبلیک، می سازد و ثانیا فرزندش را به این شکل نمادین پرورش می دهد هنگامی که این فرایند محقق شد در واقع معنای زن به پایان می رسد و در جهان قانون و زبان باقی نمی ماند مگر به عنوان خاطره ی که بین خاطره فراوانیِ مادری و خاطره کمبود در نوسان است آنچنان که منطبق با نظرات آناتومی فروید می باشد و زن به عنوان دال مرد، مفید به نظمی نمادین می شود که در آن مرد با فرم زبانی موجود در ساختار اجتماعی، زن را حاملِ معنا و نه سازنده آن، به تصویر می کشاند.از نظر مالوی زنان در سینما به صورتی عینی و محدود به تصویر کشیده می شوند تا جامعه مردسالار را عادی جلوه داده و تداوم بخشند.این بحث گستره دار با جمله لکان که می گوید: میان نشانه های فرهنگی زبان و مردانگی ارتباط مستقیمی وجود دارد و زبان شکل گرفته از همین نشانه هاست؛ به ادبیات پیوند میخورد که سرخوردگی جنسیِ تجربه شده زنان، تحت نظم مردانه، ما را به ریشه های ستم سیستمیک مردان و زنان علیه زنان نزدیک می کند که چگونه می توان با ساختارناخودآگاهی چون زبان به عنوان ابزار اساسی بروز و بیان روبه رو شد؟
در این ویدیو لورا مالوی، را در تصاویر تلویزیون می بینیم که در چند برداشت مختلف رو به دوربین می گوید:ما زنان تا به امروز از چشمان مردان یکدیگر و خود را نگریسته ایم و به زبان مردانه با هم سخن گفته ایم ...نگاهی غریبه....زبانی غریبه. ما زنان باید با چشمان خودمان بنگریم و با زبان خودمان حرف بزنیم ...با سلاح های خودمان بجنگیم.
Ankara Art fair 2025❤️
چگونه میتوان در این روزهای پایانی نه فقط سال! به چیزی به جز رنگ ابروها اندیشید؟ / #سمیه_الماسی#متن_بی_رنگ
تا تاریکی از ظرافت اضلاع شب، به توان سوم مکعب است؛ کوبیسم آغوشام را کوبیدهام به دهان دیوارهایی که در جراحت نان از آجر دندانِ شیر شکسته اند در درنگ رنگها جناغ سکوت ...به ابرهایی که دربه در، در مسافت فلسفی فرود به شرجی خاطراتی که زیر بغلهای همین سطر عرق میکنند فکر کن ...از سانتیمتر به طعنهی چنار از خواب به هوش انگور چیزی نمیتوان پرید از استخوان پوک این رویا به شوت کوتاهی در کرنر آسمان ...تا نباشی ماه نمیشود گل ...شاید دارم دئودورانت باران را برای تاکید به صحنه میآورم
Banksy's Happy New Year
دودی که از کنده ی وقیح ترس و تاریکی، از سرِ زمستانِ شهر من بلند می شود لاجرم در چشم روشنِ همه ی فصل ها خواهد نشست.
...زنان نویسنده ی بسیاری را تاریخ ادبیات و نه لزوما جماعت اهل مطالعه ی معاصر ایشان به حاشیه رانده است.
حتی امروزه نیز به همین ترتیب نگاه دوربین (زاویه ی دیدی که فیلم از آن گرفته می شود) در اکثر فیلم های هالیوودی زاویه ای مذکر است: شخصیت های مونث و نه شخصیت های مذکر، آماج نگاه خیره ی دوربین هستند و اغلب چنان شهوانی به نمایش گذاشته می شوند که گویی چشمی مذکر در حال نگریستن به آنهاست، گویی زاویه ی دید همه ی تماشاگران فیلم های سینمایی مذکر است.
_من خود را زن مردسالاری میدانم که رو به بهبودی ست.
_مرد سالاری کارکرد زیان آوری برای مردان دارد.
نقد فمنیستی /لیس_تایسن
گالینا رینبو شاعر و فمنیست روسی در اعتراض به حکم دادگاه برای نقاش زنی که با کشیدن چند آبستره از واژن به جرم تولید و پخش محتوای پرونوگرافی به ۶ سال زندان محکوم شد شعر " واژن من " را سرود و منتشر کرد تا نشان دهد چگونه حکومت ها از ابراز بی پرده ی زنان و بدنشان تا افکارشان در جامعه ی هنری و اجتماعی می ترسند.و چگونه سرکوب سیستماتیک از سوی حکومت ها در طی نسل ها؛ زنان را به انزوا و انفعال حتی در استفاده از عضو جنسی خود عادت داده اند.شعر او به زبان های بسیاری در جهان ترجمه شد.
قسمتی از شعر گالینا را بخوانیم:
من گمان می کنم که شاید
سرانجام این واژن باشد
که وضعیت اسفبار ما را اتمام بخشد
رئیس جمهور غیر قانونی مان را بیرون بیاندازد
و این دولت با آلت آخته اش را برکنار کند
واژن من در پناهگاه خود استراحت می کند
واژن من
منشا عشق و تاریخ و سیاست است
و سیاست برای من
چیزی جز بدن من
و زندگی هر روزه ی من نیست
دنیای من فشرده در واژنی تنگ
تا دنیا را در خود حمل کند
برخی مرا واژنی خشمگین
یا مبارز
می شمارند
آری
واژن من تمام ستون های سنگی آخته را
به لرزه در خواهد آورد
این است تکگویی من!
by mohammad_tayebi
@mohajer2017
@adabiyat_vaak
بیشتر از این، نمی شوی
بیشتر از این، شب
بیشتر از این؛ زن
موهایت را باز کن
من بی تو بیمارم از بی خوابی
به گلِ روی بستری سرد
لب همین فنجان چینی
کنار کرسی کز کرده
پریده است از خواب؛
کودکی ام.
دست در زخمت فرو می برم
بیرون که می کشم
نابسامان است ناخن خاطراتم.
به قلبت بگو
کمی بیشتر مرد باشد
تا به زنانگی تو برسد
کمی بیشتر اسب باشد
تا من به تو برسم
و دشت حرف تازه ای باشد
زیر سم های لفظِ مادری!
دهانِ آغوشم را کش داده ام
دیو فاصله را ببلعد
به نشخوار کسالتِ فکرها.
اشتیاق ده سالگی ام
آغشته به بوی تو در باغهای کیوی
صد سال تنهایی ام
آویزان از علامت سوالی معیوب
به کجای جهان باز گردم
که ترجمان تو باشد آنجا؟
و عطر نارنج هنوز ایستاده باشد به نرفتن!؟
موهایم تا شقیقه از سینه ات شیر نوشیده
مرد شده ام
پیش از آنکه به تو برسم
پیر شده ام
انقدر که از مرگ تو من به کابوسی فراخوانم
که تز داده ام به توهم کور از تاریکی
دامادِ بی بختِ هزار عروسِ نبودنت هستم ببین!
امشب را تو ببوس
در چشمهایت به دنیا بیاورم
و لبهای سردت را بر داغ سینه ام بگذار
هذیان واژه ام که
دوباره بزایمت از این دلتنگی
مادر شوم حتی!
دخترم شوی شاید!
تا من دست در زخم باز تو فرو برده ام
صبح را درد کشیده ام روی دیوار های خانه
پیش قاب عکس لبخندت
با اشک هایم
چای دم کرده ام.
تو اما
به آغاز فصلی سرد ایمان آورده بودی
که من یک اقیانوس؛ نا آرامم
فروغ جزیره ای گمشده.
پامچال دست هایم پیچیده به زانوی مهربانی ات
من از آذر چشمهای بسته ات که رد نمی شوم به مردادِ تو
روبه روی هر چه مرگ چه ساده سفر می کنی
تعبیر سیب و انار را به حافظه ی تو
فال میگیرم
یاد یلدا با تو بخیر است
از هر چه سفر، بی خیر.
ولی تو
بیشتر از این؛ نمی شوی
بیشتر از این؛ شب
بیشتر از این؛ صبح
بیشتر از این؛ شعر
بیشتر از این؛ من.... تنها.
با احترام تقدیم به مادر نازنین شاعر مفرح، یاد و خاطراتشان جاوید
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago