شاخه زرین

Description
در جوانی اگر همه متن‌های فلسفی را بخوانید اما ادبیات نخوانید ، نه فلسفه خوانده‌اید و نه زندگی را فهمیده‌اید!
ارتباط ادمین: @Farhad6934
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 7 months ago

ایران در دنیای باستان متقدم و متأخر و در آن زمینه و زمانه کشوری و قدرتی در سطح اول محسوب می شد با همه‌ی ضعف و قوت‌های‌اش.
در قرون میانه‌ی متقدم و پس از سقوط اتحادیه‌ی ساسانی-پارتی و ادغام ایران در جهانی فراخ تر که امروزه با نام «جهان اسلام» از آن یاد می کنند در عمل کشوری به نام ایران بیشتر خاطره ی قومی و فرهنگی بود تا موجودیتی مستقل جغرافیایی-سیاسی.

هر گوشه ای از آن تیول خاندانی وحکومتی وابسته به خلافت اسلامی بود و گاه متعارض با هم.در قرون میانه ی میانه کم کم حکومت های فراگیرتر اما همچنان وابسته ی خلافت اسلامی بر این سرزمین تغلب داشتند، و بعدترها حکومت های وابسته ی مغول.
در قرون میانه ی متأخر بند وابستگی سرزمینی ایران از خلافت اسلامی ومغول بریده شد و موجودیت جغرافیایی-سیاسی ایران دوباره شکل گرفت اما دیگر قدرتی در سطح اول نبود بلکه در اواخر قرون میانه ی متأخر تا سطحی تنزل یافت که عملا جغرافیای نفوذ قدرتهای جهانی آن زمان شد.

در تاریخ معاصر هم ایران کشوری در سطح متوسط منطقه ای در بهترین حالت بوده است و در عمل وابسته ی یکی از بلوک های قدرت جهانی.
از نظر علمی و فرهنگی و تکتولوژیکی هم ایران هیچ گاه قدرت در سطح اول نبوده است و در بهترین دوران علمی و فرهنگی اش که به قرون میانه ی متقدم و اوایل قرون میانه ی میانه برمیگردد در سطح متوسط بوده است. در قرون میانه ی متأخر که دچار انحطاط و زوال شد.

دوران معاصر هم که ما مصرف کننده ی دست چندم تمدن غرب بوده ایم و حتی توانایی و دانایی اینکه مصرف کننده ی خلاقی باشیم را هم نداشته ایم.
سخن کوتاه، ایران کشوری ست در خوش بینانه ترین برآورد در سطح متوسط.
اما آن خاطره ی قومی ما را دچار توهم مجد و عظمت کرده است و توانایی درک وضعیت و موقعیت مان را از ما گرفته است و این آفت های خطرناکی در پی داشته است و دارد. این توهم نه فقط در سطح حاکمان که عمیقا در فرهنگ اجتماعی ما و نیز در میان درصد کثیری از نخبگان ریشه دوانده است.

ایران نه کشور قدرتمند سطح اولی ست، نه کشور ثروتمند سطح اولی و نه کشوری با سطح اول فرهنگی. این را بایستی بفهمیم و بپذیریم تا بتوانیم از زیر آوار آن توهم بیرون بیاییم. بگذریم که همین توهم مجد و عظمت شالوده ی حیاتی ایران را در لبه پرتگاه قرار داده است.

آیا ایران می‌تواند و امکان این را دارد که کشوری در سطح متوسط بالا و تأثیرگذار در نظم جهانی شود؟ بله اما به شرط بیدار شدن از توهم و قرار گرفتن در مدار توسعه ی پایدار. آیا برای توسعه دیرنشده است؟ دیرشده است اما همچنان امکان پذیر است، هر چند فرصت ها در حال بسته شدن اند.

مسعود شایگان
@shakhzarin

1 year, 7 months ago

نوستالوژی از دو سال پیش...

دو سال پیش در چنین روزهایی(دی ماه ۱۴۰۱) کارزار "من وکالت می‌دهم به شاهزاده رضا پهلوی" راه افتاد. گفته شده در حدود ۵۰۰ هزار اکانت (فیک و راستکی) به ایشان وکالت دادند.
اینکه اون مابقی ۸۵ تا ۹۰ میلیون هم که نشد وکالت بدهند تکلیف‌شون چیه هم در هاله‌ای از ابهام است. در پایان کارزار عده‌ای از همان "وکالت‌می‌دهم‌ها" رای‌شون را پس گرفتند.

☆☆☆☆

رادیکال‌های سبزی‌پلوگوی 'وکالت‌ نشان" معتقد بودند یحتمل آنان ایران‌ستیز ، مزدور ، خائن به ایران، پنجاه‌‌و هفتی هستند.

میانه‌روهای منطقی‌تر "وکالت‌نشان" چنین استدلال/توجیه می‌کردند که آقاجان اینترنت قطع بوده و اکثریت مردم ایران سواد و اطلاع چندانی برای تایید پتیشن و ارسال ایمیل ندارند. آنان تعداد شش‌نیم میلیون فالوور صفحه اینستاگرام شاهزاده و شهبانو را نشان از محبوبیت و جایگاه آنان در قلوب ایرانیان آریایی می‌دانند که خواستار بازگشت به رژیم سابق هستند.

منتقدین در پاسخ به طیف منطقی‌ها می‌گویند ، نمی‌توان حدود ۱۴ میلیون افرادی که در ایران مدرک دانشگاهی دارند( جدا از دانشجویان و دانش‌آموزان و ...) ، یا قریب به ۶۵ میلیون گوشی هوشمند بین مردم ایران، و یا قریب به ۷ تا ۸ میلیون ایرانی که مقیم خارج از کشورند و اینترنت‌شون قطع نبوده ، را نادیده گرفت و این موضوع حاوی پیام‌هایی است!؟
گفتند هیچ پیامی ندارد جز آنکه نگارنده یک پنجاه‌هفتی است !

#فرهاد
@shakhzarin

1 year, 7 months ago

چرا رهبران اقتدارگرا به منافع جمعی نمی‌اندیشند؟!

✍️بروس بوئنو دمسکیتا*

دیکتاتورها بالفطره و مادرزاد دزد و اهریمن نیستند، لااقل، الزاما این‌گونه نیستند. در مقابل، رهبرانی که به طمع انتخاب دوباره زندگی خود را وقف رفاه حال مردم می‌کنند نمی‌توانند قدیس باشند و به سختی می‌توان آنها را فرشته‌های مقدسی دانست که تنها به فکر مردمند.

در واقع هر دوی این گروه برای آن‌که مدت بیشتری در قدرت باشند کارهای درستی انجام می‌دهند.
لئوپولد پادشاه بلژیک، هر قدر هم منفور، در کشور کنگو که از لحاظ سیاسی هیچ قید و بندی نداشت ( و‌ علیه بومیان‌ جنایت‌ کرد)به اقداماتی دست زد که بیش ترین منافع را برایش به ارمغان آورد و در مقابل در بلژیک و در ساختار قانون اساسی مشروطه سلطنتی این کشور نیز کارهایی انجام داد که برایش مفید بود.

♦️فرق میان اتخاذ سیاست‌های پسندیده با اقدامات و سیاست‌های ناپسند کاملا به این نکته بستگی دارد که یک رهبر سیاسی باید چند نفر از مردم جامعه را راضی و خوشحال نگاه دارد.
چرا تمام رهبران سیاسی اجازه نمی‌دهند تا اعوان و انصارشان همچون پلیس کنگو در دوران لئوپولد به غارت و چپاولگری روی آورند؟

رهبرانی که در دولت‌ها و جوامع بزرگ توسعه یافته و دموکراتیک حاکمند قادر به انجام چنین کاری نیستند، زیرا آنها برای نیل به چنین هدفی باید سبیل تعداد بسیار زیادی از مردم را را (تقریبا به اندازه کل جمعت کشور) چرب کنند تا به نمایندگی از او فساد کنند و دست به چپاول بزنند.

به عبارت دیگر، این‌گونه نظام‌ها برای اعمال و اجرای چنین راهبردی بارور نیستند و به وضوح مشاهده می‌شود چنین چیزی ممکن نیست. اما رهبران اقتدارگرا در عمل و کمابیش برای حفظ قدرت خود تنها به بخش کوچکی از جامعه نظير جمعی از ژنرال‌های ارتش، مدیران عالیرتبه و همین طور فامیل و وابستگان خود متکی‌اند تا از حضور آنها در قدرت حمایت کنند.
از آنجا که رهبران اقتدارگرا برای ماندن در قدرت تنها به حمایت جمع کوچکی از افراد جامعه محتاجند به راحتی و گشاده دستی می‌توانند به آنها باج دهند و در مقابل نیز آن جمع کوچک به واسطه مزایا و ثروتی که از این طریق به دست می‌آورند هیچ‌گاه حاضر نمی‌شوند رهبر اقتدارگرای آنها از حکومت خلع شود زیرا در آن صورت آنها نیز از آن مزايا محروم می‌شوند.

آنها هر کار از دستشان برآید انجام می‌دهند تا رئیس همچنان در قدرت بماند. به همین جهت شهروندان را به شدیدترین وجه ممکن سرکوب، مطبوعات آزاد را ساکت و معترضان را به شدت تنبیه می کنند و این روند مادام که حق حساب آنها برسد و سبیل‌شان چرب شود ادامه خواهد داشت.

?رهبران سیاسی اگر بخواهند به واقع کار خیری هم انجام دهند بسیار مراقبند این اقدام خیر از محل اعتبار و ثروت هواداران آنها هزینه نشود. چنانچه ذره‌ای از حق و حقوق هواداران و گردن کلفت‌هایی که حامی آنهایند کسر شود و رهبر سیاسی ذره‌ای از پول و ثروت آنها را به نفع مردم کسر کند به طور قطع گور خود را کنده است.

♦️اگر رهبر سیاسی در این نوع از جوامع بیش از حد برای مردم دلسوزی کند طبعا از منافع یاران و وفاداران که پایه‌های قدرت او را مستحکم نگاه داشته اند کاسته شده و از عواید اعوان و انصار وی کم می‌شود.

به این ترتیب آنها به دنبال فرد جایگزین جدیدی می‌گردند تا مقام ریاست را به عهده گیرد و به جای آن که پول بی‌‌زبان را برای توده مردم هدر بدهد آن را برای همان جمع اندک هوادار و سرکوبگر هزینه کند.

?رهبران و سیاستمداران دموکرات و منتخب مردم نیز مانند حکمرانان مستبد و دیکتاتور باید به این سؤال پاسخ دهند: «تو اخیرا برای رفاه حال ما چه کرده‌ای؟» با این تفاوت که رهبران دموکراتی که با رأی مردم انتخاب می‌شوند باید به سؤال میلیون‌ها نفر پاسخ دهند در حالی که رهبران خودکامه و اقتدر گرا تنها باید به سؤال چند صد نفر پاسخ دهند.

♦️حالا می‌توان توضیحات قانع کننده‌ای برای دو‌ لئوپولد، یک لئوپولدی که در بلژیک پادشاه بود و لئوپولد دیگری که در کنگو جنایت می کرد ارائه داد.
هنگامی که حکمرانان و رهبران سیاسی برای ماندن در قدرت به حمایت توده مردم احتیاج دارند مانند لئوپولد بلژیک، بهترین راه برای کسب و حفظ قدرت به کار گیری خیرخواهانه‌ترین سیاست‌هاست. اما زمانی که رهبران سیاسی نظیر لئوپولد کنگو، برای بقا و حفظ قدرت تنها به حمایت جمع کوچک و محدودی نیاز دارند بهترین روش آن است که همان قشر کوچک و محدود را فربه کرد و آنها را راضی نگاه داشت حتا اگر فلاکت و بدبختی کل جامعه تمام شود.

?متن از کتاب: « پیش‌بینی‌های سیاسی»

@shakhzarin
از صفحه سهند ایرانمهر

1 year, 7 months ago

"براندازی روی فرش دیجیتال"

آن‌گاه که قرن بیست‌ویکم، چونان آینه‌ای شکسته، هزار تصویر مبهم از حقیقت را به ما نشان داد، انقلاب نیز لباس جدیدی به تن کرد، لباسی از جنس استوری، کپشن‌های دو خطی و دیالوگ‌های پرطمطراق روشنفکرانه. در این صحنه پسامدرن، دیگر خبری از قهرمان‌های چکمه‌پوش نیست. انقلاب ما نه بوی باروت می‌دهد، نه صدای طبل، بلکه با آهنگ پس‌زمینه یک ویدیوی اینستاگرامی آغاز می‌شود.

سلبریتی و شورشی به رنگ فیلتر قهوه‌ای، این خدای کوچک شبکه‌های اجتماعی، پا به میدان می‌گذارد. چهره‌اش را هزاران بار در آینه دوربین گوشی تماشا کرده، فکر می‌کند این بار نقش ناجی ملت را ایفا می‌کند. صدایش، گرم‌تر از هر انقلابی، در لایوی پر بازدید طنین‌انداز می‌شود.
مخاطبین عزیز، بیایید برای آزادی بایستیم. البته لطفاً یادتان نرود که کد تخفیف اسپانسر جدیدم را هم استفاده کنید.

در جهانی که این انقلاب‌ها در آن نفس می‌کشند، معانی بنیادین همچون «آزادی»، «حقیقت»، «عدالت» و «مقاومت» به کالایی در دست کاربران تبدیل شده‌اند. در دنیای ما، پیام‌های انقلابی دیگر در خلسه‌ای از صدا و تصویر غرق می‌شوند و معانی‌شان در فضای مجازی ناپدید می‌شود. این صحنه، در حالی که دستاوردهای مبارزات تاریخی را تقلید می‌کند، مفهومی از انقلاب را در ذهن‌ها می‌سازد که بیشتر شبیه به یک نمایش سرگرم‌کننده است. لایک‌ها جاری می‌شوند، قلب‌ها در استوری‌ها می‌تپند، اما خیابان‌ها؟ سرد و خالی از شور.

در سوی دیگر میدان، روشنفکران، این شاعرانِ پروسه‌های بی‌پایان، به بحث نشسته‌اند. بحث از جنس سارتر و کافکا، حرف‌هایشان مثل دود سیگار در کافه‌ای تاریک به هوا می‌رود.
آیا انقلاب و براندازی، در عصر پساحقیقت، مفهومی واقعی دارد؟ آیا هنوز می‌توان در کنار سلبریتی‌های پرفیلتر و هشتگ‌های جهانی، از حقیقتی سخن گفت که زمین‌گیر شده است؟

شاید تنها در سطح نشانه‌ها بتوانیم انقلابی را تصور کنیم؛ چیزی شبیه یک هشتگ جهانی، جایی که شعارها در فضای مجازی بدل به کالا می‌شوند و تاریخ در قالب پیامی کوتاه در توییتر خلاصه می‌شود. اما مردم عادی، با خنده‌ای تلخ از کنارشان عبور می‌کنند. آن‌ها تنها یک جمله را با خود تکرار می‌کنند، این‌ها حتی بلد نیستند گوجه فرنگی و یا سیب‌زمینی بخرند، چه برسد به براندازی.

آیا ما به انقلاب‌هایی در سطح نشانه‌ها و تصاویر عادت کرده‌ایم؟ انقلاب‌هایی که به همان سرعت که آغاز می‌شوند، محو می‌شوند. در این مسیر، برآیند کنش‌های فردی به معنای واقعی کلمه از بین رفته است. در عوض، کنش‌ها به فرایندی تبدیل شده‌اند که در آن انسان‌ها به‌عنوان کاربران و دنبال‌کنندگان، نه مبارزان و آزادگان، درگیر می‌شوند. هر اقدام انقلابی به یک آیکون، یک کلیک، یا یک استوری کوتاه تقلیل می‌یابد.

نخبگان هم در سوی دیگر میدان با فوتوشاپ و پاورپوینت، پشت میزهای شیشه‌ای مشغول تحلیل داده‌ها هستند. نمودارها می‌کشند، پیش‌بینی می‌کنند، و نتیجه می‌گیرند که انقلاب ممکن است، ولی نه پیش از انتشار کارهای گرافیکی در ژورنال‌های معتبر. یک تیم تحقیقاتی در آن طرف خیابان تأثیر توییتر بر افکار عمومی را بررسی می‌کند، صورت حسابش را هم برای همان حکومتی که می‌خواهد براندازد، فاکس کرده.

و اما مردم؟ همان انسان‌های بی‌نامی که تاریخ را با رنج و خون دل می‌نویسند، به دور از این نمایش، در خیابان‌ها پرسه می‌زنند. نه فالووری دارند، نه مقاله‌ای، نه فیلتر قهوه‌ای. اما درد را می‌شناسند، گرسنگی را حس می‌کنند، و حقیقت را، حتی در میان هزاران دروغ، می‌یابند. حقیقتی که نه در برچسب‌ها و پست‌ها، بلکه در درد و رنج روزمره‌ی انسان‌ها ریشه دارد.

جهان ما، این کلاژ شلوغ پسامدرن، جایی برای انقلاب‌های کلاسیک ندارد. انقلاب امروز، گاه در یک توییت می‌میرد و گاه در یک لایو متولد می‌شود. اما در میان این بازی، یک حقیقت پابرجاست: انقلاب نه در لایک‌ها، نه در فلسفه، و نه در آمارها، بلکه بر روی فرش قرمز خیابان‌ها و در اراده‌ی مردم ریشه دارد. این اراده است که نمی‌تواند با فیلترها و الگوریتم‌ها دستکاری شود. اراده‌ای که حقیقت را در دنیای پر از ابهام و دروغ باز می‌یابد.

شاید روزی، در میان این همه شلوغی، کسی بیاید که واقعیت را از سراب جدا کند و این کمدی پسامدرن را به پایان برساند. تا آن روز، ما می‌مانیم و لایک‌هایمان، کپشن‌هایمان، و این سوال که آیا تاریخ، دیگر چیزی برای گفتن دارد؟

#عادل_عبيات
@shakhzarin

1 year, 7 months ago

سرلشکر خلبان منوچهر خسروداد

طرف توی توئیتر نوشته منوچهر خسروداد با هواپیمای میگ ۲۹ رفته روی سد دز فرود آمده!!

ملت ریختن تو کامنت‌ها و دارن خدابیامرزی به خسروداد میدن و فحش خواهر و مادر به جمهوری اسلامی......
چهل و پنج هزار نفر هم لایک کردن!

اینکه قبل انقلاب میگ ۲۹ ساخت شوروی تو مملکت ما نبوده و اصلا ساخته نشده بوده که ایران در آن زمان داشته باشه و اینکه خسروداد بیچاره اصلا خلبان هواپیما نبوده هم برای کسی مهم نیست!

یه همچین جماعتی در این پنج شش سال سلطنت‌طلب شده اند.

@shakhzarin

1 year, 7 months ago

نگاهی به جامعه‌ی ایران از دریچه ی آمار؛ دولت تقریبا موفق در ایجاد زمینه‌های رفاه و ناتوان و ناموفق در ایجاد زمینه‌های رضایت

براساس گزارش بانک مرکزی ۷۶ درصد جامعه‌ی ایران هیچ گونه تحصیلات دانشگاهی ندارند.
بی سواد(۹.۲)درصد، در حد خواندن و نوشتن(۲.۲)درصد، تحصیلات ابندایی(۲۱)درصد، تحصیلات راهنمایی و متوسطه(۴۳.۶)درصد.
۲۴.۶ درصد تحصیلات دانشگاهی دارند.(شش دهم درصد در این آمار اضافه ست، احتمالا در گزارش بی دقتی شده است.)

دسترسی به آب آشامیدنی لوله کشی۹۹.۶ درصد، دسترسی به برق ۱۰۰ درصد، دسترسی به گاز شهری۹۶.۷ درصد. ضریب دسترسی به اینترنت۸۷ درصد.

۵۶.۴درصد خانواده‌های ایرانی خودروی شخصی و ۱۷.۲ درصد موتورسیکلت دارند در ۹۸.۹ درصد خانه‌ها تلویزیون و ۳۵.۳ درصد دستگاه رایانه قرار دارد.

ضریب نفوذ وسایل رفاه خانواده‌ها نیز به شرح زیر است:

یخچال و فریزی ۹۹.۸ درصد
اجاق گاز ۹۹.۹ درصد
جاروبرقی ۹۵.۷ درصد
ماشین لباسشویی ۹۲.۶ درصد

به گمانم این گزارش نشان می‌دهد دولت در ایران به معنای عام آن در ایجاد زمینه های رفاه عملکرد تقریبا قابل قبولی داشته است. اما دولت در ایران در حوزه ی رضایت به گمانم به شدت ناتوان ظاهر شده است و هم در رژیم پهلوی و به ویژه در رژیم جمهوری اسلامی در کنار تلاش‌های غیرقابل انکار برای رفاه و زمینه های آن، یا از ایجاد و زمینه‌سازی رضایت ناتوان بوده است و یا برعکس در ایجاد و زمینه‌سازی نارضایتی آگاهانه یا ناآگاهانه فعال بوده است.

نکته‌ی دیگر وضعیت تقریبا غیرقابل قبول دولت در زمینه سازی رشد و توسعه‌ی فرهنگی‌ست، این را از وضعیت سواد و تحصیلات افراد می‌توان مشاهده کرد.
بی‌سوادی و کم‌سوادی وحشتناک جامعه‌ی ما نشانه‌ی بسیار بدی ست. این را حتی در وضعیت بازار و اقتصاد می‌توان کاملا مشاهده کرد.

@shakhzarin

1 year, 7 months ago
1 year, 8 months ago

#بی‌کلام

سکوت ، نجابت درد‌هایست که گمنامی
پیشه کرد و در سرای تنهایی خود خاموش ماند.!
@shakhzarin

1 year, 8 months ago

توهم دانایی و تفرعن فردی که با سوداگری بی سوادان مدعی گره بخورد، می‌شود یکی مثل این که به اسم تحلیل به تحقیر مردم دست می‌زند و کلیشه کهنه و عقب‌مانده و تکراری و خوانش مبتذل و دم دستی از ابژه «آگاهی» را راهی به رهایی از همه مصائب زیستن می‌داند....همچون دستاورد پوچ همایش‌های دولتی ذیل گفتمان «راهکار گرایی» که راه حل هر معضلی را در سه‌گانه «آگاهی بخشی، آموزش و فرهنگ‌سازی» بسته‌بندی می‌کند و از درک درون‌ماندگار، تاریخمند، جامعه‌شناختی و پدیدارشناسی پدیده‌های اجتماعی و انسانی عاجز است و در نگرشی سطحی و بی‌هیچ فهم و درکی از ساختار قدرت و سیاست و اقتصاد و مناسبات فشل آن همچون رانت‌خواری و اختلاس و ناکارآمدی‌های مدیریتی در شکل‌گیری زیست-جهان مردم، عدم آگاهی آنها را به چماقی بدل می‌سازد تا بر سرشان بکوبد و به این دروغ متعفن و فریبنده برسد که اگر حالت خوب نیست، مقصر خودتی!....که اگر فقیر شدی محصول ذهن فقیر توست...که زیبایی در نگاه توست نه دنیای گهی که در آن زیست می‌کنی و یک مشت خزعبلات و لاطائلاتی از این دست که به فریب افکار عمومی دست می زنند و به اسم دانش و آگاهی‌بخشی و توانمندسازی به شارلاتانیسم شیک و فیک مشغولند.....جامعه مستاصل شده‌ای که در مرداب درماندگی افتاده برای رهایی از رنج خود به این رمالی‌های مدرن دلخوش می‌کند و حالش ناخوش‌تر می‌شود.... بی شک یکی از عوامل مهم بازدارندگی رشد فردی و اجتماعی در جامعه ما بسط همین بساط‌های انگیزشی است که با فهم مبتذل از مفهوم و کارکرد آگاهی و اراده و تحلیل‌های روان/جامعه نشناسی به ترویج جهل و تحمیق خلق مشغولند....جریانی که به اسم راهکار مطلوب، ساز‌ و کار سرکوب را نهادینه می‌کند تا همه چیز را به گردن مردم بیاندازد....حاصل این کژفهمی تحقیر ملت و تطهیر قدرت است....علوم انسانی در بسط همین ابتذال‌فهم، دچار زوال شده و شانیت دانش با همین شیادی‌ها شکسته!....در این شرایط، بی شک یکی از شرط‌های حال خوب، دوری از تحلیل‌های معیوب درباره حال خوب است!...دوری از آنهایی که به اسم آگاهی دادن به آگهی کردن خود مشغولند!

رضا صائمی
@shakhzarin

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago