?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را
کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است
دلیل کاروان اشکم آه سرد را مانم
اثر پرداز داغم حرف صاحب درد را مانم
رفیق وحشت من غیر داغ دل نمیباشد
درین غربتسرا خورشید تنهاگرد را مانم
بهار آبرویم صد خزان خجلت به بر دارد
شکفتن در مزاجم نیست رنگ زرد را مانم
به حکم عجز شک نتوان زدود از انتخاب من
درین دفتر شکست گوشهای فرد را مانم
به هر مژگان زدن جوشیدهام با عالم دیگر
پریشان روزگارم اشک غمپرورد را مانم
شکست رنگم و بر دوش آهی میکشم محمل
درین دشت از ضعیفی، کاه بادآورد را مانم
تمیز خلق از تشویش کوری برنمیآید
همه گر سرمه جوشم در نظرها گرد را مانم
نه داغم مایل گرمی، نه نقشم قابل معنی
بساط آرای وهمم، کعبتین نرد را مانم
به خود آتش زنم تا گرم سازم پهلوی داغی
ز بس افسرده طبعیها تنور سرد را مانم
خجالت صرف گفتارم ندامت وقف کردارم
سراپا انفعالم دعوی نامرد را مانم
نه اشکی زیب مژگانم نه آهی بال افغانم
تپیدن هم نمیدانم دل بیدرد را مانم
به مجبوری گرفتارم مپرس از وضع مختارم
همه گر آمدی دارم همان آورد را مانم
فلک عمریست دور از دوستان میداردم بیدل
به روی صفحهٔ آفاق بیت فرد را مانم
عشقم چنان گداخت که مورانِ تربتم
عضوی نیافتند که ناخن فرو کنند
به نسل بعد بگو ما چقدر جنگیدیم
بگو "نوید" و "ندا" را به چشممان دیدیم
بگو "سحر" به تماشای ماه رفتیم و
هزار "دختر آبی" از آسمان چیدیم
بگو به شوق رسیدن به صبح آزادی
کنار پیکر "مهسا" به مرگ خندیدیم
بگو که ظهر به ظهر از فراز گلدسته
به غیر ناله و نفرین و یاوه نشنیدیم
بگو غروب که شد لابهلای موشکها
برای چیدن گلهای سرخ چرخیدیم
بگو به خاطر "فرزاد" و "آبتین" هر شب
قدم زدیم و در آغوش کوچه باریدیم
بگو جنازهی معصوم "کیمیا"ها را
برای خاکسپاری شبانه دزدیدیم
بگو برای تنفس هوا نبود از بس
میان آتش و خمپاره گاز بلعیدیم
بگو به کوری چشمان نابرادرها
به جای هقهق و اندوه و اشک رقصیدیم
به قصد خودکشی از پرتگاه آسمان افتاد
تشنج کرد گوشی، از لب میز استکان افتاد
زبان باد بند آمد تنِ دیوارها لرزید
دهان پنجره وا ماند پرده از تکان افتاد
میان شاخهها و ریشههایش اختلافی بود
تبر پادرمیانی کرد اَفرای جوان افتاد
غبارِ در هوا از آهِ خاک از آهِ سیمان بود
و قطره قطره اشک از چشمهای ناودان افتاد
زمان با پای لنگ از روی نعش ظهر رد میشد
و روی دست آجر ماند نانی از دهان افتاد
به حدی داستان زندگی بالا و پایین داشت
که زیر بار سنگینش فشار قهرمان افتاد
جهانِ دردها دور سرش چرخید و هی چرخید
و هی چرخید و یک بنّای پیر از نردبان افتاد
زبان وا کرد گوشی، پاسخ فرزند او را داد
الو بابایتان افتاد..نان افتاد.. جان افتاد...
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago