بالکن

Description
on the Balcony
@azarta
یادداشتهای آذر تشکر، جامعه‌شناس و لایف کوچ
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

رفلکتوپاز(۱۴)
در پیرامونم هیچ چیزخوب نیست، چیزهای خوب کوچکی هست، اما کاسه توقعم بدجور سرخالی است.
میدان دیدم پر از رنج‌های آدمهاست، پر از ستم و جهالت و قلدری!

میدانم! همیشه همینطور است، دردها که از حد می‌گذرند، رقص پرسش‌ها آغاز می‌شود... تبدیلم میکنند به پرسشگری لجباز و قفلی!

نشسته‌ام و بارها این رقص جمعی را می‌بینم. با خودم می‌اندیشم چطور می‌شود زندگی را همچون این رقص پیش برد، شاد و رها، ... ذهن و بدن با هم هماهنگ باشند، هر حرکت پا، آنی باشد که تو می‌خواهی!
چطور می‌شود رقصنده بود، در خود و با دیگران، در میدانی که پر از تیغ است!

#رفلکتوپاز

https://t.me/azarbalcony

1 year, 6 months ago

https://www.instagram.com/reel/DFlGuL4SCNt/?igsh=MTk4MGNwdWJmdTJ6dA==

در اینجا از شرایط زیست و گذر عمر در ایران معاصر، از سالمندی و کمک به کیفیت زندگی در ایام سالمندی گفته ام همراه با نیروانا موسوی عزیز در پیج همدم.

#سالمندی

https://t.me/azarbalcony

1 year, 6 months ago
بالکن
1 year, 8 months ago
نامه‌ها(۱)

نامه‌ها(۱)

پرستو جانم سلام
تازه از کنسرتِ تو برگشته‌ام، دیدن تو روی استیج چقدر زیبا و شکوهمند بود با آن لباسِ سیاهِ بلند...من در هوای مه‌زده شهری غریب، در گوشه‌ای از اتاقی، کنار تو در آن کاروانسرا بودم؛ در میان وهم و سکوتِ کاروانسرایی در یکی از بیابان‌های بی‌انتهای خاورمیانه، که گاهی سکوتش با آشوبِ کاروانیانِ عجول به‌هم‌می‌ریزد.
در آن کاروانسرا، دیگر هیاهوی سفر و باربستن و بارگذاشتن نبود، شیهه اسبان و نعره شتران،... بجای بادِ سرگردان، صدای قوی و نرم تو بود که در رواق‌های کاروانسرا می‌پیچید، خیال بود و موسیقی، صدای تو بود و خیال من!
خیال من چهارزانو نشسته بود روبروی تو، روی خاک‌های کویر، زیر نورِ آسمانِ شبی مبهم، که تو برایم بخوانی، به صدای تو گوش بدهم و به اینجا و اکنونِ زندگیم افتخار کنم.
به صدای تو، که زندگیت از سرتاپای تیلور سویفت ارزش‌آفرین‌تر است که در میان نورهای خیره‌کننده، برای توجه و پول، جلوی جهانیان به خود می‌پیچد، تو که از بچه‌های آفریقا که برای اعانه می‌خوانند، غرورآفرین‌تر بودی، تو خوب بلد هستی زنی بلندقامت و پرغرور باشی که آبروداری جلوی مهمان را بلد است و می‌داند چطور صورتش را با سیلی سرخ نگهدارد!

پرستوی عزیزم
چطور به این نقطه رسیدی؟ تو که در عمرِ کوتاهت، هیچکس را نداشتی که صدایت را در شیر بخواباند، تو که تا لحظه آخر برای همه چیز دویدی، احاطه شده در هوای مسموم تهران، و زیر باران گلوله‌های دمشق!
کنسرت تو همه چیز داشت، درست مثل خیالی شیرین، چیده شده بود، خیالی که ساده است و آشفته نیست. خیالی که سر راست است، نه برای جمع کردن اعانه است و نه برای به رخ کشیدن قدرت پول و صنعت زیبایی، خیالی که خودش را میزایاند، در کویری دور، مثل زنی پابه ماه و تنها در میان بیابان!

چقدر این خیال زیبا بود، چقدر تو زیبا بودی و چقدر صدایت زیبا بود، و تو در خیالِ من و خودت، در "خیالِ ما" قدرت آفریدی، قدرت زنی که در سرما دستانش را ها می‌کند، تا سر پا بماند و بخواند، در میانه جنگ لبخند می‌زند و رها و ساده است و در "خود"ش بپاخاسته است: "من، پرستو، می‌خواهم برای مردمی که دوستشان دارم، بخوانم!"

ای نامه که می‌روی به سویش
از جانب من ببوس رویش!

#پرستو_احمدی
#آذر_تشکر
#کنسرت_فرضی

https://t.me/azarbalcony

1 year, 8 months ago

قطعه‌ای موسیقی
می‌تواند حفّار قهاری باشد،

باستان‌شناسی دقیق،
با قلم‌موی نازکی در دست!

قطعه ماه خونین
آهنگساز: آدام هرست(Adam Hurst)
از آلبوم طلسم

https://t.me/azarbalcony

1 year, 10 months ago

در میان هجوم بی‌معنایی، در میان انتظار ویرانی و جنگ، این کار احسان حائری بنام "کوه"، دو روز است توی گوشم است. دربرگیرندگی موسیقی، عمق کلام و تصویر قوی شعر، صدای نجیب و متواضع خواننده و.... تو را وامی‌دارد به گوش سپردن، بارها و بارها....تا وصل شوی به حکمت تکرار!

https://t.me/azarbalcony

2 years, 3 months ago

رفلکتوپاز (۱۰)

کانت گفت: دلیر باش در به‌کارگیری فهم خویش!

چقدر این روزها به چنین دلیری نیاز دارم.
در ذهنم هزاران گزاره، شناور و بی‌ارتباط به یکدیگر، می‌گردند و می‌چرخند، هزاران "باید چنین کنم" و " باید چنان کنم"...مرا چه می‌شود، آن اعتماد به افکارم کجا رفته است، کجا آغاز شد تردیدها و مصلحت‌ها... چه کسی دانه ترس و احتیاط را در دلم کاشت، دانه از کجا آمد؟ دلیری‌ و شوق کودکسالی کی خانه را ترک کرد؟
سال به سال می‌گذرد و من قد می‌کشم و پشت دروازه‌ها موجودات تازه‌ای سربر‌می‌کشند... دهها اسب سرکش در پشت دروازه ذهن من سُم بر زمین می‌کوبند و اراده مرا زیر کوبِشِ سم‌های خویش تحلیل می‌برند.
آن دلیری کجاست؟ آن جسارتی که دریچه را باز کنم و سرکش‌ترین اسب را رها کنم؟

۲۴-۳۱ اردیبهشت
هفته بزرگداشت جهانی کوچینگ

#کوچینگ
#رفلکتوپاز

https://t.me/azarbalcony

Telegram

بالکن

on the Balcony @azarta

رفلکتوپاز (۱۰)
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago