شعر سولار

Description
شعرها و نوشته های من، جلیل قیصری
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

#مجله_ادبی_آن
#دوره_دوم
#سروده_پیشرو     #شماره_۱۳۷

به ارمغان بهار
امسال هم،
قواره ها را به قاعده بریدی
کودکان مرده نیز قد می کشند
دست درست جناب جنگ‌.

#جلیل_قیصری

ارتباط با ادمین ها:
@jalilgheisari@mohamadreza_sh
  / @aryaporfaryad

https://t.me/majalehan

1 year, 6 months ago

نخست؛ درود بر شاعر.
دودیگر؛ شعری ست حرکتی همراه با دیالکتیکِ طبیعت- دستکم- بخشی از حیات طبیعت.
سدیگر؛ بقامت، یعنی شکل و ساختارش در خدمتِ افاده ی معنا.
نکته ی دیگر اینکه اساشعر لزوماً کوتاه سرایی نیست. ادامه و پایانش به تمام شدنِ پیام آن وابسته است.
نکته ی واپسین اینکه این قالب شعری، گنجایش سروده های بلندتر حتی شاید منظومه را هم داشته باشد. این را تکامل زبانِ شعر و آینده ، روشن خواهد کرد.
این چند نکته را آنی نوشتم، چه بسا در نوشتاری دیگر آن را تبیینی خواهم نوشت.

1 year, 6 months ago

#مجله_ادبی_آن
#دوره_دوم
#متن_پیشرو     #شماره_۳
#ایماژهای شیک‌ و پراکنده در ناسازوارگی های گول

یکی شگردهای شبه شعر، برای فریب مخاطب  در زمان ما، آوردن ایماژهای پراکنده و بدون محمل با چاشنی تشخص است. ایماژهای رها و پا در هوا در سازواره های خطی که با لعاب بیشتر احساسی، حتا مخاطب خاص را می فریبد. نزول روزاروز پسند هنری در جولانگاه مجازی، انگار دارد شعر ما را موازی سریال های بی یال و دم و اِشکم تلویزیونی پیش می بَرَد.
این نزول مدام، پسند مخاطبان و -حتا- منتقدان ما را بی که بدانند به حضیض می برَد. شعرهای بیشتر احساسی تک ساختی و خطی با ایماژ های بهره گرفته از جانبخشی، ذوق های دورشده از خلاف آمد عادت را به سرمشق مالوفِ خود در می آورد. تُنگلِه ها و کوتوله های ادبی را به کرنش وا می دارد.
در نوشته پیشین، این قلم‌ به پایان بندی فریب پرداخت و حالا می گویم معضل دیگری که دامن شعر ما را گرفته همین ایماژهای رها شده که بدون اینکه در محور افقی به ویژه عمودیِ خود محملی برای آمدن داشته باشند فوجافوج می آیند. تشنگان مجازی را به سرچشمه های حیات می برند!
آنچه که بایسته گفتن اینکه دنیای مجازی -گاه - خاستگاهِ نوعی تخیلِ جبرانیِ  بدلی، شده برای ترکتازان تهی دست و مخاطبان تشنه و سطحی نگرِ چشم به سراب های از تهی سرشار و...
اما از منتقدین آگاه بدور که عادت زده شوند و در مقابل این خوره های سطحی که شعر را می چرند تا به عمق بروند سکوت می کنند.
ایماژهای شعری هر اندازه که تازه باشند باید شوَندی برای حضور در محور افقی و عمودی شعر داشته باشند و هیچ واژه ی بی سببی نباید در شعر بیاید حتا اگر زیبا ترین باشد. طرفه آنکه چنین متن هایی می کوشند با لعاب هاو زرورق های براق ، خواننده را بگولانند و کمترین ضرر اینگونه شعرها نزول  پسندها و بد آموزی که در بلند مدت شعر زمان ما را سترون می کند. اینجا هست که منتقدین و مخاطبین ما باید سازو کارهای سلامت و سره را از نَبهره  باز شناسانند و به قول حافظ :
نقدها را بوَد آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پیِ کاری گیرند.

#جلیل_قیصری

ارتباط با ادمین ها:
@jalilgheisari@mohamadreza_sh
  / @aryaporfaryad

https://t.me/majalehan

1 year, 7 months ago
"اِساشعر "

"اِساشعر "

نِغافلی
مِه تن و جان،اولِه پیرِسا و
گَلی، کَکی سِرو...

اّی نَمّه
کِجِه ئه مِه وَچه وونی
اَتِه دارِ تَش بَزونِه.

برگردان:

ناگهان
بر تن وجانم‌ تاوَل رویید و
گلو، نوای کوکو...

باز نمی دانم
در کجای کودکی ام
درختی را آتش زدند .

جلیل قیصری
https://t.me/+iUlx_0LdfFQxY2Zk

1 year, 8 months ago
[#برگه\_شوندان](?q=%23%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D9%87_%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86)

#برگه_شوندان

گورهای جان گواه
به آرزوهای ناتمام‌آرمیده اند

خیلی ها را می شناسم‌
همبازی های کودکی
همکلاسی
دوستان دوران سربازی
گمنام هایی که آشنا می زنند

روز ها بر آنان می گذرد
با آفتاب و بارانش
ابر های زمین گیر
و بادهایی که زمزمه ی زندگی اند

شب ها
بر می خیزند
سنگ‌گورشان را پلاکارد سینه می کنند
و یک صدا تا صبح می گویند
مرگ بر مرگ‌.

https://t.me/shavandanpage

#جلیل_قیصری

1 year, 8 months ago

"نواجش"

در سوگ تیرداد نصری

خبر آمد کوتاه
افتاد به سنگفرش خیابان
زبانم لال !،مرد
در مرگ شعر هم آیا خبرها موجزند
یا گوش گرفته اند دیوارها
بر موجی اینچنین

شعری نشانه رفت مرگ
که فرم و نگاه جهان بود
دهان محله
از شب و شرم و کامیون داود می گفت
بازویی که دریا می گرفت
دستی که چای لب دوز می آمد
به دهان زخم
پشت فرمان رویا می نشست
به کرایه ی مجانی
دست از قلم ،سر از پا نمی شناخت

در راه خانه ی دوست
کفش های لنگه به لنگه می پوشید
تنها چیزی که نگفت از خود بود
کندوی نیش وزوزه های کور
اندوه ِعسل ریز

چه شب هایی که به جمع خوانی صبح می برد !
شب چره ی عاطفه ،نمک زبان
خروس خوان ،غمِ نان می رفت
ناشتایی نگاه سهم می کرد
به چاشنی لبخند ،قل قل درون

رفت که نان شکار شود
فرم های جهان بشناساند
بچه های محله
شانه اش شیارگاه خویش و خدا بود
بلند امن تا شده ...
پاجوشان شعر

همه چیز را با ما سهم کرد به جز مرگ
شاید نمی دانست .
زنده به گوری
سهم ادامه ی ماست
در غربتِ خانگی

دور ...
مانده به سنگفرش خیابان
نگاهی
آه....های ....
ابرهای زمین گیر لندن
عزیز محله ی ماست این شعر
لطفن اگر می شود
به خاکش بسپارید .

از دفتر "هنوز کو تا سپید خوانی این برف "چاپ۱۳۹۳

جلیل قیصری

1 year, 9 months ago

مادر که بمیرد
دیگر نمی میرد.

برادر دانشور و اجمندم استاد ابراهیم نجاری
درگذشت مادر بزرگوارتان را به شما و خانواده ی محترم سوگباد می گویم و بنده را در غم خود انباز بدانید ??

1 year, 9 months ago

"کولی واره های کبود " "یک " سیاه چرده بود و سیاه چشم دست ها برهم‌ ایستاده به تلخندِ تماشا من اما مونالیزای غروبش می دیدم‌. "دو " نه چراغ قرمز نه سبز نه زرد چهار راه خیره می ایستد و فرمانِ نگاه است و چندو چونِ رفت آمد خودروها چشمان درشت دختر کولی…

1 year, 11 months ago

آهنگ همدل
خواننده زنده یاد صاحب دیوسالار
دوتار_ علی دیوسالار
نی_ حجت مقیمی مقدم
کمانچه_ فرهاد دیوسالار 
شعر جلیل قیصری
صدا بر دار علی دیوسالار
همخوان سحر غلامی خدیجه طهماسبی ضبط ۱۳۹۱
https://t.me/shiarem

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago