?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
🖌️📄
پشت ِهر شورِ دگردیسی خروج از پیله است
َپر بمانی بهتر از دستی که پشت میله است
هان بهوش از مکر مکاران دمی پروانه شو
طبع روباهان جدا از خوی وحشی،حیله است
#مهوش_قياسى_نيک
…
اگر خاکِ من خاکِ بهرام نیست
پس این پاسداری ز میراثِ کیست؟
من از سینهی خون شرابی ترم
ز چشمانِ ناهید آبی ترم
دلم کوچک و جانِ من در قفس
هوایِ کمی مانده قدرِ نفس
منم آریایی ز ایران زمین
بیا آسبمان را ببندیم زین
بده دست خود را به من مُشت كن
عمل بر سخن هاى زرتشت كن
عزيزانمان خون به دل مانده اند
و اجدادمان هم خجل مانده اند
نیاکان ِمن جان نمی سوختند
دلی را به زخمی نمی دوختند
َپری ها در آنها اثر داشتند
شیاطین سری ُپر َشرر داشتند
به شیطان کسی دستِ یاری نداد
به آشفته گان ُبردباری نداد
نیاکانِ من اهلِ دل بوده اند
همه پُشتِ هم، مثل يك توده اند
نه جغرافيا خالى از كوه بود
نه تاريخ ما پر ز اندوه بود
اگر جامِ جم ها زبان داشتی
وگر تختِ جمشید جان داشتی
اگر َارگِ َبم این زمان زنده بود
دل از مردمی همچو ما کنده بود
به عشق ات قسم آبرویم تویی
وطن سجده گاه و وضویم تویی
کجا می روم من که ِمحراب، تو
سرِ ُپر هویٰ و دلِ ناب، تو
اگر ساقه ام را شکستی چه باک!
که من ریشه ام، ریشه ای ترسناک
من از نسلِ ایرانیان مانده ام
و دشمن از این خاک، من رانده ام
وطن خود دلِ شیر دارد به تن
در این ظاهر گربه ى بی بدن
وطن، خونِ تو در رگم جاری است
همه دردِ من از خود آزاری است
که جان گرچه در دستِ جانان نشست
دل از درد بی هم زبانى شکست
سال ١٣٨٨
#مهوش_قياسى_نيک
📄✒️
«دو بیت از این قصیده در صدور مجوز چاپ کتاب «#کافه_نادری» حذف که در اینجا اوردهام.»
پامنار
چون طعمه افتادی در اینجا آشکار
هر بی پدر قصدت کند بهر شکار
آری اسیرم من در آغوشت، وطن
آری اسیری تو به چنگ احتجار
یک عمر درگیر رهاییات شدم
هر لحظه بر آزادیات چشم انتظار
تا در خیابان لاله میکارد کسی
فردا شود ایران سراسر لاله زار
در باغ حاکم غنچهها پرپر شود
روید علفهایی در آنجا صدهزار
خون وطن سبز و سفید و قرمز است
در باغچه فرزندهامان را بکار
شاید که فردا نوجوانی سبز شد
شاید که رستم آید و اسفندیار
ستارخانی شاید از راهی رسید
میرزای کوچک خان بیاید با سوار
شاید که باقر خان بتازاند شبی
با کینه خواهی و غرور و افتخار
بهرام برگیرد ز گور و وانهد
صدها هزاران گور در این کارزار
نادر بیاید بار دیگر با نسیم
با او بیاید جلوههای اقتدار
شاید بیاید مرد گمنامی، ولی
یک کارگر یا یک زن آموزگار
یا مردی از پایان شهری بی صدا
از لابلای خانههای پامنار
اهواز و خوزستان و تبریز و فسا
مردان جنگی با سوارانی قطار
در جوش و خاموش و خروشند و یقین
این کوه روزی میرسد تا انفجار
میهن به خون دشمنانش تشنه است
برخیز، میبینی که گشته بیقرار
نبض وطن تند است و تب دارد، هنوز
میجوشد از او خونِ دل در هر کنار
شاید سرآید این زمستان، نیز هم!
از پشت او شاید بیاید نوبهار
#مهوش_قياسى_نيک
لینک مستقیم تهیهی کتاب کافه نادری👇
https://ihambook.ir/product/کافه-نادری
لینک خرید برای خارج از کشور👇
https://www.iranketab.ir/page/to-abroad
?️?
دشمن که به ظاهر بنمایاند دوست
خندان و دلارام و فریبا و نکوست
خنجر بزند بهوقت غفلت از پشت
از کوزه همان برون تراود که در اوست۱
#مهوش_قياسى_نيک
۱- پینوشت:
معیوب همه عیب کسان مینگرد
“از کوزه همان برون تراود که در اوست”
ابوسعید ابوالخیر( وفات ۴۴۰ه-ق)
گر دایره کوزه ز گوهر سازند
“از کوره همان برون تراود که در اوست”
بابا افضل کاشانی( وفات ۶۶۷ ه-ق)
حال متکلم از کلامش پیداست
“از کوزه همان برون تراود که در اوست”
شیخ بهایی( وفات ۱۰۳۰ه-ق)
((با اطلاعات موجود نتیجه میگیریم اولین کسی که این مصراع را سروده ابو سعید ابوالخیر بوده روحش شاد))
?️?
گوشهای از یک غزل
از سرم تا نوک پا مرز دو جغرافیی من
یکنفر در خود من گرم خرابیی من است
وطنم چار ستون بدنش خسته شدهست
عاصی شورشی کشورم این بار زن است
#مهوش_قیاسی_نیک
?️?
?️?
دلم میخواهد این غم سر بیاید
صدای شادی پشت در بیاید
وطن پر از دروغ و درد و نیرنگ
خدا کاری بکن قیصر بیاید
#مهوش_قیاسی_نیک
?️?
?️?
گوشهای از یک نیمایی
من دلم لک زده غَلتی بخورم روی چمن
در سراشیبی دشت
بزنم غلت بریزم بزمین
پای خود را
که برهنه شده از محبس کفش
بگذارم در جو
#مهوش_قیاسی_نیک
?️?
کاش چشمهایتان را درویش میکردید.
برهنه نجیب!
همسر دوک کاونتری انگلیس ،خانمی محبوب و محترم بود که وقتی ظلم شوهرش بابت مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود را متوجه میشود، به شوهرش اصرار زیادی میکند که مالیات و فشار به مردم را کم کند.
اما شوهر وی از این کار سرباز میزند.
بالاخره شوهرش یک شرط گذاشته و گفت: اگر شما برهنه دور تا دور شهر بگردی، من! مالیات را کم میکنم. گودایوا! هم قبول میکند. این خبر در شهر پیچید، گودیوا! سوار بر یک اسب در حالیکه همه پوشش از تن خود را در آورده بود، فقط با موهای بلند خود که ریخته شده روی سینهاش، در شهر خواهدچرخید.
مردم شهر! به احترام این زن! آنروز از خانه خود بیرون نیآمدند و تمام درها و پنجرههای خانه را هم پوشاندند. در تاریخ انگلیس و کاونتری، بانو گودایوا! بعنوان یک زن نجیب و شریف! جایگاه والائی دارد. بطوریکه تندیساش در کاونتری ساخته و نصب شده است.
ما تندیس برهنهی نجیب خودمان را که در مقابلش سکوت کردیم و تماشا کردیم و خدشه دار شدن کرامت زن را نظاره کردیم کجای دلمان بگذاریم؟
#مهوش_قیاسی_نیک
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago