شعر و زندگی❤️

Description
شاعر و طنز پرداز
اشعار کلاسیک در موضوعات " اجتماعی اعتراض و کودک و نوجوان غزل عاشقانه و اشعار طنز و محلی
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 11 months ago

?ای خوش این شهر که مانند تو مولا دارد ( تقدیم به امام هشتم)

ای خوش این شهر که مانند تو مولا دارد
گنبد زرد تو هر روز تماشا دارد

مـوج از دل به تمنّای تـو بـر می خیزد
ای خوش آن موج که مانند تو دریا دارد

دل شکستن به سر صحن تو یک توفیق است
ای خوش آن دل که به درگاه شما جا دارد

*دل میان حرمت شور و صفا می گیرد
عشـق در گوشه ی ایوان تو جا می گیرد

دو سه سالی که شما ساکن ایران بودی
در تن مردم این خاک شما جان بودی

گر چه مأمون صفـتان پیرو مأمون بودند
آن زمان نیز شما شاه خراسان بودی

معرفت داده ای اجداد خراسانی را
چشمه ی معرفت از قله ی عرفان بودی

*باز هم در بدن طوس شما جان هستی
در شب تار همه᾿ ماه فروزان هستی

مانده جای قدمت بر تـن بازار ، هنوز
می وزد بوی شما از در ودیوار ، هنوز

مثل کندوی عسل عطر طراوت جاریست
از سخنهای تو بر صفحه ی افکار، هنوز

می شود باز به دستان شفـا بخش شما
گره بسته ی این خلق گنهکار ، هنوز

*بنگر باز به این بی سر وسامانی ما
لرزه افتاده به ارکان مسلمانی ما

آمده در حرم امن تو زوار ، زیاد .
بین زوار گنهکار و گرفتار ، زیاد

نام ما هست مسلمان و مسلمانی کم
مثل گلزار که روئیده در آن خار ، زیاد

بین ما مدعیانی که شفا می طلبیم
یک بدهکار ندیدید و طلبکار ، زیاد

فقر افتاده به جان همه ی حاشیه ها
سفره خالی شده در خانه و بیمار ، زیاد

نیست همسایه ی خوبی اگر اطراف شما
.هست همسایه ی دیوار به دیوار ، زیاد

*نظری لطف براین بی سر وسامانی کن
خیر خواهی به همان گونه که می دانی کن

#فرامرزاکبری
@shearozendegi

1 year, 11 months ago

?اوّلین سفر  به مشهد به همراه پدر

خاطــرم هست هنوز از سفرم  آقا جان
آمــدم  خـدمتتان    بــا پـــدرم  آقا جان

توی آبادیمان شـور تو در جانم ریخت
عشق توفنده ی تو زد به سرم آقا جان

توی ماشین دلم پـر شده بود از غوغا
تا رسیدیـم بـه اطـراف حــرم  آقا جان

دست در دست پدر با هیجان  می رفتم
تا دو تا بسته ی  گندم بخــرم  آقا جان

بسته ها را  پـر شـال پدرم   پـیـچـیـد م
تا که از  در بـه  حریمت ببرم  آقا جان

ناگهان  چشم دلـم  بـر ســر   گنبد افتاد
خواستم   سمت  ضریحت بـپرم  آقا جان

آمدم تا که به سویت    بزنم بال و پـری
یادم افتاد که  بی بــال و پـــرم  آقا جان

سالیانیست کــه ازآن   سفـــرم می گذرد
وچه دل باخته ی   آن  سـفــــرم  آقا جان

جوجه ی خرد کنون کفتر همسایه ی توست
چون که در مشهدتان   مستقرم  آقا جان

مثل یک ماهی شوریده به حوض کرمت
از هــمان کودکیم   غــوطه ورم آقا جان

دست در دست عصا  باز  حـرم می آیم
با تنی خسته  و  تنها پســرم   آقا جان

آهوی پیرم  و محتاج ضمانت هستـم
پــر صیاد  شده  دور و برم  آقا جان

آخرین بیت غزل   ساده بگویم   آقا
به غلامــی شما   مفتخـرم  آقا جان

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

2 years ago

? اربعین شعر عاشورایی آئینی

شور وحال اربعین وقتی که ایران را گرفت
آتشی روشن شد از آن, خرمن جان را گرفت

رمز پایان صفر یعنی سر آغاز سفر
اشتیاق آمدن ، دامان ایران را گرفت

شوق دیدارت نه تنها بر دل و بر سر نشست
اشک را بر چهره آورد و گریبان را گرفت

از نجف تا راه افتادیم , شب هم سررسید
بیرق سرخ شما کل بیابان را گرفت

ما دعا خواندیم , بغض ابر هم کم کم شکست
التماس ریز باران روی دامان را گرفت

تا که خورشید حرم تابید , باران ایستاد
اشک باریدن گرفت و جای باران را گرفت

باسلامم , گنبد نورانیت ما را شناخت
یک نسیم دل ربا کل خیابان را گرفت

درد بی درمان ما درمان شد از لطفت ولی....
درد عشقت زد به جان و جای درمان را گرفت

سفره ی لطف شما گسترده در روی زمین
دست ما از خوانتان رزق فراوان را گرفت

ما فقیران را فقط عشق تو دعوت کرده است
دست پر فیض شما دست فقیران را گرفت

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

2 years, 1 month ago

? رباعی

یک جمعه قطار یار  خواهد آمد
گل در همه جا به بار خواهد  آمد
با آمدن  عزیز   زهرا   آن    روز
من  مطمئنم بهار خواهد آمد

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

?رباعی انتظار  

ما دامن  چشمه سار   را  گم کردیم
سر سبزی  لاله زار   را  گم کردیم
با دوری  از  محبتت   مهدی  جان
سر رشته  روزگار  را    گم  کردیم

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

? یا مهدی عج ....

میائی و ذوالفقار مولا داری
در چهره ی خود فروغ زهرا داری
بنویس میان یاوران اسم مرا
اندازه یک نفر اگر جا داری

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

2 years, 1 month ago

♠️تقدیم به حضرت علی اصغر علیه السلام

شش ماه تمام است که آماده ی جنگ است
این کودک شش ماهه که چون ماه قشنگ است

او نیست کم از سرخ غزالان حسینی
گهواره بر او نیز در این معرکه تنگ است

آن خیمه که پیچیده بر آن پیچک بیداد
پیچیدن قنداقه کنون مایه ی ننگ است

لب تشنه اگر بر لب دریاست چو ماهی
سر سخت تر از سینه ی پر شور نهنگ است

تا بانگ بر آورده پدر یاور من کیست
بر خاسته از مهد نه هنگام درنگ است

بر خاسته با دست پدر جان بسپارد
مانند عسل هست اگر مرگ شرنگ است

این نور خلاصه شده هفتادو دو نور است
این سرخ خلاصه شده هفتادو دو رنگ است

این غنچه که پرپر شده در دامن خورشید
شش ماه تمام است که آماده ی جنگ است

#فرامرزاکبری
@shearozendegi

2 years, 1 month ago

?قدم

هنگام عزاست طبل غم را بردار
بردار قـدم ، قـدم ‌، قـدم را بردار
با هیئت آفتاب همراهی کن
با نام ابالفضل علم را بردار

#فرامرزکبری
@shearozendegi

2 years, 1 month ago

♠️آتش گرفت..شعر عاشورایی

از محرم تا نوشتم  جسم و جان آتش گرفت
تا  سرودم  کربلا را  استخوان  آتش  گرفت

خواستم شعری بگویم  از  محرم  ناگهان
اشک جاری گشت و بعد از آن زبان آتش گرفت

تیری از دست حرامی بر گلوی غنچه خورد
غنچه ای پر پر شد  و تیر و کمان آتش گرفت

خون گل  پاشید  از بالای زین  تا آسمان
سرخ شد روی زمین و آسمان آتش گرفت

دست ها افتاد ، مشک افتاد،ِ نور ِماه رفت
کوه خم شد ، ناگهان  آتشفشان آتش گرفت

مادر از داغ جوانش قامتش را خم نکرد
آفتاب  از  دیدن داغِ جوان  آتش گرفت

آفناب از عرش  تا افتاد  بر  روی  زمین
آسمان از هم گسست و کهکشان آتش گرفت

وای بر حال کبوتر  بچّه های نیمه جان
وای بر  آن لحظه ای که آشیان آتش گرفت

در زمین روئید هفتادو دو سرخ لاله گون
هفت رنگ شاعر رنگین کمان آتش گرفت

فصل ها چرخید و فصل جاری ماتم  رسید
خیمه برپا  گشت و چای و استکان آتش گرفت

از طبرسی  تا حرم  پیچید  بوی  کربلا
با صدای ناله ی نی  نوحه خوان آتش گرفت

بیت آخر شاعر از داغ شما بی تاب شد
در کنارش دفتر و شعر و بیان آتش  گرفت

#فرامرزکبری
@faramarz8akbari

2 years, 1 month ago

?چشمه ی ولایت

تا قدم از کعبه بر صحن حـرم برداشتی
پرده از آیینه ها در صبـح دم برداشتی

روشن از حال تو شد احوال خاکی مسلکان
تا به سمت خاکـی انسان قـدم برداشتی

بی تو دنیا هیچ بود و ارزنی معنا نداشت.
تا که در متن زمین لوح و قلـم برداشتی

کوه عشق وکوه علم و کوه عدل و داد را
فتح کردی یک به یک وقتی علم برداشتی

یکسره با نـاکثین و قـاسطین و مـارقین
پا به سمت جنگ با جهل و ستم بر داشتی

جان فشانی بیش از این...در حفظ ارزش های دین
زخم ها از خنجر تیز حَکَم برداشتی

اشک می ریزند بی تـو آبشـاران در زمیـن
از همان روزی که در دل زخم غم برداشتی
#فرامرزاکبری
@shearozendegi

2 years, 2 months ago

?? ماه مدینه ( شعر کودک و نوجوان ) تقدیم به امام هادی علیه السلام

قربان مولائی که مالش را عطا کرد
حاجات ما را لطف بی حدّش روا کرد

آن کودک شش ساله که او را خداوند
بر کل موجودات عالم مقتدا کرد

آقای ما هادی ، امام مهربانی
او که جهانی را پر از مهر و صفا کرد

وقتی که آمد در قفس آن ماه تابان
شیر از نگاه مهربان او حیا کرد

بخشید هر چه داشت در راه خداوند
بر روی شن ها روز و شب ها را دعا کرد

وقتی که خواند آن شعر زیبا را در آن شب.....
در مجلس دشمن چه غوغایی به پا کرد

یک زن که خود را زینب کبری لقب داد
مولای ما این فتنه را هم بر ملا کرد

دشمن گزید انگشت حیرت را به دندان
از پرده شیر خفته را وقتی صدا کرد

دستش همیشه دستگیری کرده از ما
دستش گره از دست هر درمانده وا کرد

بعد از شهادت گنبد او را خداوند
خورشید عالمتاب شهر سامرا کرد.

#فرامرزاکبری
@faramarz8akbari

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago