?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
"آتش غمگین"
مجموعه ای از قطعات بی کلام متشکل از موسیقی فیلم، موسیقی مدیتیشن و تجربه های مستقل منتشر شد. این آلبوم در کلیه ی پلتفرمهای جهانی قابل دسترس و در ایران فقط بصورت نسخه ی الکترونیک با ارسال نام آلبوم به شماره تلفن اعلامی با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان هم اکنون قابل خریداری ست.
خرید فقط با ارسال پیامک نام آلبوم و دریافت در لحظه لینک دانلود به شماره
09223615471
تشکر ویژه از دوست عزیز "آسو ماریچی" جهت انتشار این اثر بصورت جهانی...
@mareechiasu
از ترانه باران جهت تهیه و آماده سازی نسخه ی دیجیتال
از محمد حمزه پور جهت تولید تیزر این آلبوم و از بهترین دوستانم نوازندگان نازنین مشارکت کننده در این اثر
نوبهار ?
شعر : #حافظ
آهنگساز: #باربد
خواننده: #کتایون_ساکت
سال دگر که دارد امید نوبهاری ....
خلاقیت و رهایی و پیشرو بودن ایشان، به جریانهای نوگرا و جوان موسیقی ایرانی میدان کار داد و تاثیر ایشان بر آهنگسازان و آهنگسازی در موسیقی ایران غیر قابل انکار است. از تاثیر بر آهنگسازان که بگذریم، تاثیر ایشان و نوع استفاده از ادوات آواز و نوانسها و مکث و حرکت در آواز بر آوازخوانان هم قابل توجه است. اگر مجموعه آثار هنرمند باسواد و توانایی چون همایون شجریان را بررسی کنیم، از رنگ صدا و برخی حالتها که تاثیر پدر و استادش، زندهیاد استاد شجریان مشهود است بگذریم، از نظر درونمایه و شکل بیان و جملهبندی، تاثیر استاد ناظری را میتوان به وضوح در آوازهای ایشان دید و این از هوشمندی همایون است که علیرغم ارادت به پدر، درسهای اسطوره ی دیگر این نسل را هم از نظر دور نداشته است.
در مقام قیاس، اگربتوانیم، جایگاه، تاثیر و عملکرد استاد محمدرضا شجریان را با شهریار و یا هوشنک ابتهاج در حوزه ی شعر صد سال اخیر مقایسه کنیم، استاد ناظری را باید با نیما یوشیج مقایسه کرد. استاد محمدرضا درویشی، همین امروز در مراسم رونمایی آلبوم «راز عشق» به آهنگسازی جناب محمد ساعد و به خوانندگی شهرام ناظری چنین بیان کرده است: «خدا بیامرزد استاد محمدرضا شجریان، بزرگمرد و خواننده ی شهیر ایران، ایشان در تمام عمر پربرکتشان، یک شیوه را ادامه دادند و پخته کردند و از آن عدول نکردند...اما در تمام این سالها هیچ خوانندهای نتوانست جنس، کیفیت و محتوای صدای شهرام ناظری تقلید کند. خیلیها سعی کردند مثل استاد شجریان بخوانند، اینکه موفق شدند یا نشدند جای بحثش اینجا و الان نیست ولی کسی نتوانست هم به لحاظ محتوا، هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ جنس و شخصیت صدا، مثل استاد شهرام ناظری بخواند و نخواهد توانست بخواند...»
اگر در آواز استاد شجریان رد صدا و شیوه ی طاهرزاده، ظلی، بنان و یا تاثیر ساز شهناز را میتوان دید، صدای شهرام ناظری ما به ازای مشخصی در تاریخ ندارد، به جز خود تاریخ و آوازها و نغمههای گمشدهاش و نگاهی که خود ایشان به موسیقی و شعر داشته است. صدای شجریان مثال سهل و ممتنعها و اصالت و معنای اشعار سعدی زیباست و صدای شهرام ناظری مثال رهایی و نوگرایی نیما. البته که صدای ناظری هم ریشههای عمیقی در سنت دارد همان گونه که شعر نیما داشت. رهایی خواهی نیما به خاطر ناتوانیاش در خلق آثار در فرم کلاسیک ایرانی نبود، او خود آثار زیبایی در فرم کلاسیک به زبانهای مازندرانی و فارسی گفته اما، اندیشههایش فراتر از فرمهای بستهی گذشته بود، برای همین هم بود که به دنبال راهی تازه برای رهایی بود. کاری که شهرام ناظری در آواز انجام داد و به این ترتیب لقب «نیمای آواز ایرانی» برازندهی اوست. او در سالهایی که میتوانست سالها با صلابت و دانش در سبک کلاسیک آواز بخواند، عطایش را به لقایش بخشید تا به دنبال راهی نو باشد.
همین کار را هم استاد حسین علیزاده در آهنگسازی، موسیقی ایرانی انجام و باید در این باره هم نوشت.
شهرام ناظری تاثیر گذاشت اما مرید پروری نکرد. این یکی از آفتهای جامعهی سنتزدهی ماست. اگر ما به بخشهای مذهبی جامعه درباره ی مریدپروری و شبیهسازی ایراد میگیریم، چرا این آفت باید دامن جامعه موسیقی ما را بگیرد که قاعدتا باید روشنتر و عمیقتر باشد؟!
یک نکته را هم به عنوان ختم کلام بگویم. استاد ناظری هم عاری از اشتباه و ایراد نبوده و نیست. اساسا کسی که تجربه میکند به احتمال اشتباه و خطا هم فکر کرده است.
همچنین یکی از مشکلات ایشان، رفتار رسانه ای ایشان است. هنرمند بزرگی چون شهرام ناظری نباید از جریانات درست رسانهای روز به دور باشد. روزگار روزگار متفاوتیست و مردم هم شاید تقصیری ندارند اگر کسی که چندان در دیده نیست، از دلشان هم دور مانده باشد. هر چند شهرام ناظری و آثار ایشان فراموش شدنی نیست، اما بزرگمردی چون ایشان باید اطرافیانی داشته باشد که این جریانات رسانهای را درست هدایت کنند، تا تاثیرگذاری تفکر جریانسازی چون شهرام ناظری هر چه بیشتر و عمیقتر باشد. مگر نه این است که هدف همهی این تلاشها و خلاقیتها برای فرهنگسازی در جامعهای ست که این روزها هر چه بیشتر و عمیقتر به «فرهنگ» نیاز دارد؟
زادروز بزرگمرد فرهنگ و موسیقی ایرانی خجسته باد
شهرام ناظری، نیمای آواز ایرانی
آرش نصیری
روزنامه نگار/مدیر برنامه هزارصدا
بیست و نهم بهمن، زادروز هنرمندی خلاق و جریانساز، پیشرو اما ریشهدار، بافرهنگ و فرهنگساز، استاد شهرام ناظری ست.
برای آنکه بدانیم لحن و بیان متفاوت ایشان چه تاثیری در موسیقی ایران داشته، لازم است برگردیم به بیش از چهل سال قبل که «گل صدبرگ» را خواند و ببینیم آن آلبوم در آن سال چه غوغایی به پا کرد، چگونه فراگیر شد و چه تاثیری در جامعه ی موسیقی گذاشت. ناظری تا آن زمان «چاووش»ها را با استادان علیزاده، مشکاتیان و لطفی، کامکار و «مثنوی موسی و شبان» و «باد صبا میآید» را با استاد جلال ذوالفنون و «صدای سخن عشق» را با استاد کیخسرو پورناظری و «بشنو از نی» را با استاد فریدون شهبازیان کار کرده بود و قبل از انقلاب هم تجربههای گرانقدری داشت که یکی از مهمترینهای آن فعالیتها، همکاری با گروه اساتید در جشن هنر توس است و همه و همه نشان میدهد که چه دانشی از آواز منطبق بر ردیف دستگاهی موسیقی شهری ایران داشت اما همه ی اینها راضی اش نمیکرد و دنبال کشف لحنها و بیانهای گم شده یا مهجور آواز در مناطق مختلف ایران به ویژه زاگرسنشینان بود تا با لحن و بیان تازهای بخواند. پس با جلال ذوالفنون و رضا قاسمی گل صدبرگ را کار کرد که انقلابی در موسیقی ایران بود. درست است که هر یک از آلبومهای ایشان نام بزرگی را به عنوان آهنگساز در خود دارند و نقش آن بزرگان هم حتما تعیینکننده است، اما ویژگی مهم شهرام ناظری آن بود که همواره پرودیوسر آثارخود بود و به جز لحن و بیان و شکل خواندن، تاثیر و نقش تعیینکنندهای در انتخاب اشعار و حتی آهنگسازی و شکل تنظیم داشت و در واقع خود، عضو موثر تیم خلق آن آلبوم بود. او دنبال همکاری با هنرمندان خلاق بود تا با خلاقیتها و علاقهای که به انجام کار تازه داشت، هم بر آتش خلاقیتشان بدمد و هم بر آوردهشان بیافزاید. راهی که هیچوقت در آن متوقف نشد، حتی همین الان که بیش از چهل سال از آن دوران گذشته است.
از آن هنرمندان جوان آن سالها و ماندگاران فعلی موسیقی چون زندهیاد استاد ذوالفنون و استاد پورناظری و استاد کامبیز روشنروان و اثر درخشان «یادگار دوست» و دو «ساقی نامه» و ... که بگذریم، در سالهای بعدتر، گروه دستان و آلبوم «سفر به دیگر سو»، پژمان طاهری و «امیرکبیر»، حافظ ناظری و «کنسرت سعدآباد»، فرخزاد لایق و «سفر عسرت»، فرید الهامی و «درفش کاویانی و کاوه آهنگر»، ارشک رفیعی و «شاعر گمشده» و «پدر شعر نو ایران» و چندین و چند نوازنده و آهنگساز و اندیشمند دیگر همگی شاهد این مدعا هستند. کسانی که شاید، اگر این ذهن خلاق، زنده و پویای استاد ناظری نبود، آثارشان منتشر نمیشد و یا اقلا جریان ساز نمیشد.
شهرام ناظری، در تمام این سالهای فعالیت، به جای آنکه سوار جریانی شود، جریان ساخت. او حتی سوار موج جریانی که خود ساخته بود هم نشد: در اوج موجی که آلبوم آتش در نیستان در موسیقی موسوم به موسیقی عرفانی ساخته بود، «سفر به دیگر سو» کرد. او میتوانست آثار هیتی چون «اندک اندک» و «آتش در نیستان» و «مهتاب رو» و ... را سالها و در همه ی کنسرت ها بخواند و کنسرت پشت کنسرت بگدارد اما آن آثار که همیشه شنیدنی و برا یهمه ی مردم جذاب هستند، برایش جزیی از گذشته بودند و نگاهش به آینده بود. در تمام این سالها اشعار و تفکر مولانا در آواز و نگاهش جاری بود، اشعاری که پیش از آن کمتر مورد اقبال آهنگسازان بود، چون مولانا اساسا تفکری عمیقتر و شعری دیرفهمتر از نگاه و تجربهی اغلب مردم دارد. اشعار عرفای بزرگ کرد و غیر کرد را خواند، به صورت گسترده و عمیق به فردوسی پرداخت، از سهراب سپهری و شفیعی کدکنی خواند و به صورت ریشهای و عمیق به نیما پرداخت. برای دکتر پژمان طاهری «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی را خواند. حتی شاعر کمتر شناخته شدهای چون محمود مشرف تهرانی(م-آزاد) را هم از نظر دور نداشت و به همراهی آهنگساز جوان ارشک رفیعی «شاعر گمشده» را کار کرد و نگران این هم نبود که این آثار شاید مورد توجه عوام نباشند. ناظری همواره برای آینده کار کرده و به دنبال جریانسازی و فرهنگسازی بوده است.
استاد ناظری همواره تاثیرگذار بوده است. آوازها و جریان فکریاش، سونوریتهی عمومی موسیقی ایرانی را ارتقا داده است. به سازهایی که آلبومهایش به موسیقی متداول ایرانی اضافه کرد توجه کنید. از دف و تنبور بگذریم که به هر حال برای خود ایشان دو ساز درونی و قومیاند، در آلبومها و کنسرتهای بعدی ایشان بسیاری سازهای دیگر موسیقی اقوام ایرانی نمود پیدا کردهاند. استاد حتی ابایی ندارد که با دو هنرمند جوان، با دو ساز سازهای ضرب زورخانه و دایره یا دف روی صحنه بیاید و یک کنسرت کامل را اجرا کند. ابایی نداشته که بر خلاف معمول در موسیقی ایرانی، ایستاده آواز بخواند.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago