?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
آنچه دیده میشود دیواری سترگ و تراشیده از سنگ است که درازای آن به دویست متر و بلندای آن به ۱۵ تا ۲۰ متر میرسد.
گمانهزنیها میتوانند به ما کمک کنند که چیزی را دریابیم، دستکم برای سرگرمی و زمینهسازی بستری برای پژوهشهای آینده.
گمانهزنی یک این بود که آیا این پهنهی سنگی برای ساخت یک تونل بوده؟
پاسخ به آن نه است! چرا؟ چون این سازه سنگی در تنهی بنیادین کبیرکوه درست نشدهاست. از دید منطقی هم نمیشود با ابزارهای آنزمان چنین تونلی را ساخت، اگر هم بشود این تراشه در پشت جایگاه کنونی خود به یک دره میرسد و پس از آن تنهی اصلی کبیرکوه آغاز میشود.
برویم به گمانهی دوم؛ آیا این بستر برای ساخت یک کاخ تراش خوردهاست؟ پاسخ من که بینندهام باز نه میباشد، چرا؟
چون یک کاخ در جایی درست میشود که دسترسی به آب داشته باشد.
که با اسب به آسانی بشود تا درگاه آن تاخت و چاپارها و پیکها به آسانی بتوانند به درگاه آن بیایند.
چشمه آب آنچنانی هم در آنجا نیست که بشود نیاز آبی کاخنشینان، نگهبانان و سپاهیان و ... فراهم شود.
هیچ ستونی هم در سنگ جا گذاشته نشده که نشانی از پایههای ساختمان کاخ باشد؛ به مانند ستونهایی که در فرهادتراش بیستون دیدهایم.
شاید خواسته باشند تا رسیدن به جایگاه پایه این کار را نکنند که آن هم دور از دیدگاه ما است.
پس چه بوده و چرا؟
بایستی گمانههای دیگر را با هم در نوشتههای دیگر من بررسی کنیم و شما هم بیاندیشید و آنچه به اندیشهتان راه مییابد را برای من بفرستید.
ادامه دارد...
🖊 محمد حیدری
۳
@baroote_bavar
بستر برش ستونهای تاریخی کبیرکوه_آبدانان
آبدانان (آوِهنو_ئاونۆ_ئاڤەنو_ئایونو_ئاڤێنو)
نامی دیریاب و کهن از سرزمینیاست که از یک سو به دشت خوزستان و پایتخت عیلامیان و از جانبی دیگر به دشت دهلران و سرزمین آشوریان و از دیگر سو پشتگرم به کوهستانهای سترگ زاگرس در سرزمینهای خایدالو، ماداکتو و مهرجانکدگ، ماسبذان و ... است.
در بررسیهای میدانی و بدون پشتوانه علمی من در بازهی زمانی ۳۰ ساله از در عشق به کوهنوردی به سرنخهایی از یک جایگاه بزرگ باستانی برخوردم که تلاش نمودم با کمک دو تن از دوستانم در سالهایی نه چندان دور، مستندی بسازیم که فاز نخست آن فیلمبرداری شد ولی از بخت بد لپتاپ دوستم دزدیده شد و آن فیلم هم از دسترس بیرون گردید.
اندک ستونهای سنگی بزرگی را در کبیرکوه آبدانان یافتم که گذر زمان آنها را پوسیده و در آستانهی محو شدن و یکی شدن با زمین قرار داده بود.
به راستی این برشهای سنگی برای چه بودهاست؟
آیا بشر نخستین هم به دنبال کندن تونل در کبیرکوه و یافتن راهی به سمت رخ شمالی این کوه بودهاست؟
در زنجیرهای از نوشتهها میخواهم به این موضوع بپردازم تا شاید با کمک دیدگاههای دوستان، گره از یک راز باستانی بردارم.
آنجا در میانهی کبیرکوه جای تیشههای سنگتراشان که پهلو میزند با بیستون!
کوه، تراش خورده و نخست مکعبهایی بریدهشده و در آنسو پیکر استوانهای سترگ و سنگی که گاهی قطر آنها به دو متر میرسد بر روی زمین واماندهاست؟
انگار زمان اجازه ندادهاست که تختگاه کبیرکوه، آنچنان که هنرمندان و معماران و سنگتراشان میخواهند به خواست خود برسند یا شاید در میانهی کار، نبردی یا سرنگونی یک سلسله کار را از بهپایان رساندن، بازداشته است...
🖊محمد حیدری
۱
@baroote_bavar
سرودهای به روش قدما?
**ساقیا بادهی شبگیر بده جانِ خودت
می بریزان به ته شیشه و فنجان خودت
آنچنان مست که از پای نخیزم هرگز
به طواف قدح و خمرهی جوشان خودت**
**اوّلین جام می از حضرت لبهای خودت
واپسین جام می از سینهی لرزان خودت
عقل من راه نبردهست به جایی و هنوز
میگریزد ز نماز شب و ایمان خودت
ساقیا مست نرفتیم از این جام وجود
مستمان کن ز می رحمت و احسان خودت**
م.ح
یکی از خانهها از همه بزرگتر بود... مُضیف یا مهمانسرای پسر سیدیوسف بود... در وهلهی اول همه آنجا رفتیم... سیّد جلوی ما بلند شد و خوش آمد گفت. اول مردان شانهها و بیشتر دست او را بوسیدند و بعد زنان با او احوالپرسی کردند و هر زنی بچهی خود را سفارش میکرد که سید دست بر سر و صورت او بکشد و عاقبتبهخیر شود.
چهقدر مادران از این صحنه لذت میبردند، اگر میدیدند فرزندشان مورد تفقّد بیشتر قرار گرفته است... حسی که آن عبا به آدم میداد وقتی در وسط دستان سیّد قرار میگرفتی و با دستی که تسبیح دور آن پیچیده شده بود صورتت را نزدیک میبرد و میبوسید حالت عجیبی داشت.
همه نشستند و اتاق پر شده بود از آدم که دیدیم در سقف خانه که تیرهای چوبی داشت پرستویی لانه کرده و صدای جوجههایش به گوش میرسید... زنها پچپچکنان این پدیده را معجزهای میپنداشتند که اینچنین پرندگان به حریم خانهی "سیّد" پناه آوردهاند.
اگر کسی این موضوع را جدی نمیگرفت به شدت مورد شماتت دیگران قرار میگرفت... نوعی ترس هم در برخورد با سادات در نگاه همه بود که مبادا از آنها رنجیده خاطر شوند.
سیّدی پارچه سبزی را آورد و همه به اندازه نیاز "بَرگ" برداشتند ... برگ همان بریدههای پارچه سبز بود که به تبرّک بر گردن یا مچ دست یا به عنوان پیشانیبند میبستند ... کسی که برگ بیشتری میبرد مورد حسادت دیگران واقع میشد.
هر گروه را به خانهای بردند... آفتابه آوردند و همه دستهایشان را در سطلی شستند ... ناهار حاضر شد و همگی سیر خوردند و با خودشان میگفتند که خدا قوت دهد به اینها که مجبورند هر هفته مهمانی بدهند؛ البته زائران بره و بزغاله تعارفی هم میآوردند.
حس مهربانانهای به همه دست داده بود... آدمها جور دیگری شدند... بعد از ناهار دوباره رفتند و زیارت کردند و برگشتند و با اهالی خداحافظی کردند... آن کسی که حاجت و نیاز بزرگتر و رازآلودی داشت، دیرتر به جمع کاروان برای برگشت، پیوست... از دور همه به او نگاه میکردند که در خلوت با یک سیّد حرف میزند... همین که در راه برگشت از رودخانه گذشتیم دوباره برخی آدمها که رفتارشان غیرمعمول و البته خوب شده بود، حالشان عادی شد... شروع کردند به پشت سر دیگران حرف زدن یا تمسخر کسانی که از آنان خداحافظی میگرفتند و به مسیری دیگر میرفتند...
زمان گذشت؛ نه کم، ۴۰ سال گذشت و من پس از آتشزدن آن بقعه توسط افراد ناشناس در شبی متوجه این موضوع شدم که آن آرامگاه، تنها یک یادمان است و در آن بقعه قبر سیّد یوسف نیست و قبر اصلی در نجف!
خاطرهای از اوایل دهه ۶۰
یکی از خانهها از همه بزرگتر بود ... مُضیف یا مهمانسرای پسر سیدیوسف بود ... در وهلهی اول همه آنجا رفتیم ... سید جلوی ما بلند شد و خوش آمد گفت. اول مردان شانهها و بیشتر دست او را بوسیدند و بعد زنان با او احوالپرسی کردند و هر زنی بچهی خود را سفارش میکرد که سید دست بر سر و صورت او بکشد و عاقبت به خیر شود ...
ویرایش: با این که بغض میخورم و دور میشوم
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago