سیاهه

Description
یادداشت‌هایِ کوتاه من، محمدهادی فاضلی

@mhfazeli
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

2 years, 6 months ago

برف‌نامه
۳

برف رَد دارد! هر چیزی که حتی یک‌بار از رویِ برف رد شده باشد می‌داند که برف ردّش را به کسی نمی‌دهد. هر طور باشد، حتی اگر آن رَدْ زیرِ لایه لایه برفِ نو هم پنهان شده باشد، باز روزی می‌آید که برف، آن ردّ کهنه را به همه نشان بدهد. برف اصلاً زمان را تویِ خودَش نگه می‌دارد. چیزها به برف که می‌رسند، دیگر از حرکت باز می‌ایستند. ردشان که رویِ برفْ افتاد، دیگر جایی نمی‌روند؛ تا برف باشد، رد آن‌ها هم بی‌حرکت همان‌جاست. برف، رد ‌ماشین‌هایِ رام‌‌، رد سایهٔ مَردهایِ تنها، رد سکوت، حتی ردِ هیچ را هم تویِ خودش نگه می‌دارد. برفِ نشسته، زمانِ ایستاده است.

سیاهه

2 years, 6 months ago

از همان زنگِ آخری که وقتِ بغل‌کردنِ پیمانْ بغضْ توی گلویَم پاشید فهمیدم که جنبه دوستیِ نزدیک ندارم. دوستی، توانِ دوست‌نداشتن می‌خواهد. اینکه دالانی مخفی درونَم ساخته باشم که تویِ آن هیچ کس را دوست نداشته باشم. جایی که این وقت‌ها به آن پناه‌ ببرم. وقتی که پیمان را بغل کردم فهمیدم آدم‌های دیگر می‌توانند تویِ خودشان از این دالان‌ها بزنند و باز تویِ آن دالان،‌ دالان‌هایی دیگر. انگار که چند تا آدم باشند! بعد فهمیدم که من از این دالان‌ها ندارم. آدم‌هایَم کم‌اند. دیگر هر وقت کسی را بغل می‌کردم، آن آدمِ تویِ دالانَش را هم تویِ خودم فشار می‌دادم. بعضی وقت‌ها با بغل‌کردنِ یکی، دو تا، یا نمی‌دانم، حتی سه تا آدم دیگر را تویِ او بغل می‌کردم. بعضی‌ها اصلاً تَهِ دل‌شان معلوم نبود؛ پُردالان بودند؛ خیلی آدم داشتند. پیمان هم تویِ خودش از همین آدم‌ها داشت. نفهمیدم چند تا، اما دالان‌هایَش را خودَم رویِ سینه‌ام حس کردم. پیمان بغلَم را جواب نداد. مَرا نگرفت. دالان‌هایَش اما معلوم بود. سَرد بود. بویِ خاک می‌آمد. یک دفعه یادَم آمد که من دالان ندارم. خودم را عقب کشیدم. سرم پایین بود. پیمان فکر کرد از چیزی ناراحت شدم. از چشم‌هایَش فهمیدم. چند بار آمدم بگویم پیمان، چطور دالان زدی؟ آدم‌هایت را از کجا خریدی؟ نشد. نتوانستم بگویم. بچه‌ها رفتند. پیمان هم. از آن‌وقت دیگر دوستیِ نزدیک با آدم‌ها تویِ خیالَم قلبی گنده می‌خواهد و شش‌هایی بزرگ. قلبی که بتواند سُرخیْ به این دالان‌ها برساند و شش‌هایی که به آن سایه‌هایِ آدم، هوا. نفس‌هایِ من اما کوتاه است؛ رگ‌هایَم جایِ دالان ندارند.‌ آدم‌ها و دالان‌های‌شان را فقط بغل می‌کنم. چیزی هم نمی‌گویَم. تویِ هر آدمی، چند تا آدمِ دیگر است. آدم‌ها را با همین آدم‌هایِ نشسته در دالان‌شان می‌شود شناخت. آدمِ تویِ من اما نهایتاً قوارهٔ همان پسربچه‌ای باشد که پیمانْ بغلِ تنگش را جواب نداد. آتشِ تُندِ دوستی را سمَندری می‌بایَد.

سیاهه

2 years, 6 months ago

برف‌نامه
۲

برف که می‌آیَد، با خودَش کار می‌آوَرد؛ کارْ دُرُست می‌کند. کارهایی هستند که فقط با بَرف می‌آیند، با رَفتَنش هم آب می‌شوند. کارِ دائمیِ هیچ کس نمی‌تواند «برف‌اندازی» باشد! تنها وقتی که بامْ پُربرف است، برف‌اندازیْ کار است. انداختنِ برف از بام مثلِ انداختنِ رویِ یک بومِ خالی از سفیدی‌ست. اصلاً نقاشی، بُردنِ سفیدی از روی بوم است. نقاشی، کار است. برف‌اندازها نقاش‌اند! سالی چندبار لیسه‌های‌شان را درمی‌آورند و بام‌ها را روی برف نقاشی می‌کنند. بام، زیرِ برف نیست؛ رویِ آن است. فقط یک برف‌اندازِ تمام عیار می‌تواند ردِ بامْ را روی بوم پیدا کند و دوباره آن‌را با تمامِ جزییاتِ نادیده‌اَش بکِشد. برف، بوم است: بومِ بام.

سیاهه

2 years, 6 months ago

لا يؤنس الرّوح إلا روحاً تألفها.

آدمیزاد جز با کسی که جُفت او باشد، آرام ندارد.

سیاهه

2 years, 6 months ago
2 years, 6 months ago

کاش دیگر کسی اذان نگوید. کاش مَسجدها از شَرم، مِناره‌های‌شان را تویِ بغل‌شان پنهان کنند و غَمباد بگیرند. کاش دیگر کسی برایِ خیرالعمَل شتاب نکند. پایانِ این خیرالعمَل، هَر بار سپیداری است که با صورتْ بر خاکِ سرد می‌اُفتد. کاش همه مَسجدهایِ جهان بدانند جایی هَم هست که از مناره‌هایَش هَر صُبح صدایِ صورِ اسرافیلْ می‌آيد. کاش تاجْ‌محَل حریرِ سفیدَش را در بیاوَرد، اَیاصوفیه پَنج‌ بار گریه کند و مسجدُالاقصی، همه کبوترهایِ سیاهَش را تا سه روز رویِ بحرُ المَیت پرواز دَهَد. کاش دیگر همه مسجدهایِ دنیا با هم قرار کنند که صُبح‌ها خاموش باشند؛ کاش قرار کنند که فقط صِدایِ سکوت بدهند.. تا همیشه.

سیاهه

2 years, 7 months ago

دخترهایِ خانومِ سَراوانی خیلی پیش‌تر از این‌ها مُرده‌ بودند. آدمیزادِ بی‌شناسنامه آدمیزادِ بی‌هویت است. آدمیزادِ بی‌هویت هم زنده و مُرده ندارد. هَست و نیست نمی‌شناسَد. رویِ مرزهای عَدَم راه می‌رود. دخترهایِ خانومِ سَراوانی همیشه پُشتِ درِ خانهٔ ثَبت ماندند. هیچ‌کدام‌شان نتوانستند تویِ خانه بیایند، مثلِ بچه‌های تهران و کرمان و همدان، شب‌ها زیرِ لحافِ کهنهٔ ایرانه‌خانُم بخزند و تا صبح، چَشم‌های‌شان از شادیْ آسمان را روشن کند. دخترهایِ خانومِ سَراوانی حالا به همان‌جایی رفته‌اند که از آن آمده بودند؛ آن‌ها برایِ این نِفرین زاده نشده بودند؛ یک صبحِ زود، دخترهایِ خانومِ سَراوانی رَخت‌هایِ نازکِ کوچک‌شان را توی بغچهٔ خلوتِ مرگ پیچیدند و آرام، پشتِ پرده‌هایِ عَدَم پنهان شدند. — آن‌جا دیگر همهٔ کوچه‌ها بی‌نامَند، دخترها! هیچ خانه‌ای نشانیْ ندارد. آن‌جا همه بی‌سِجل‌اند.. آرامْ بخوابید‌.

سیاهه

2 years, 7 months ago

بودن، درْک‌شدن است.

سیاهه

2 years, 7 months ago

—>
۷. برانگیخته‌شدنِ احساسِ Empathy ما درباره هیچ انسانی نباید مُعطلِ چیزی سوای انسان‌بودن او باشد. همین‌که کسی انسان است کافیست برای این‌که بر مُثله‌شدنَش، غم‌‌مان بگیرد؛ اگر نمی‌گیرد، یعنی بطورِ واضحی گفته‌ایم که لازمهٔ غَم بر مُثله‌شدنِ کسی، «انسان‌بودن + فلان‌طور بودن» اوست! اما مگر مُستبدانِ تاریخ چیزی خلافِ این کردند؟ آن‌ها هَم همواره بر همین منوالْ ارابه‌هایِ سیاه‌شان را رانده‌اند و می‌رانند: چیزی بر آدمیِ آدمیزاد می‌افزایند تا بعد بتوانند آدم‌ها را در بودْ یا نبودِ آن چیز، خودی و ناخودی کنند. از آن‌جا به بعد راه بر سرکوب و حذف، هموارِ هموار است. ما نباید تبدیل به چیزی بشویم که دُرُست در برابر آنیم. ما‌ به مُغاک زُل زده‌ایم اما چَشمان‌مان آلوده به مُغاک نیست! ما «آدَمیم».

سیاهه

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago