انتشارات نظری

Description
02188102775 - 09190129455
اینستاگرام
https://www.instagram.com/nazari.publications

سایت :
www.nashrenazari.com
ارتباط با ادمین :
@publishersnazari اندیشه خود را ماندگار کنید
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago
.

.
❇️ کتاب : امثال و حکم قرآنی
موضوع : قرآن
✳️ نویسندگان : غلام حسین کاظمی کاشف ، مسعود رحیمی و علی سوری
🔰 ناشر : انتشارات نظری
این کتاب نوشتهٔ غلام حسین کاظمی کاشف ، مسعود رحیمی و علی سوری است و با بهره‌گیری از شیوه‌های گوناگون برای بیان مفهوم پیام خود به مخاطب، سعی در ساخت زمینه‌ای مناسب برای جذب کسانی دارد که با آن به ‌عنوان مصحف مقدس، آشنایی دارند.
⬅️ بخشی از کتاب :
از میان همهٔ شیوه‌ها، دو روش مهم و شناخته ‌شده را- که هم‌واره در بین همهٔ اقوام و ملل گوناگون کاربرد و رواج داشته- مد نظر خود قرار داده است که آن ‌دو روش، عبارت‌اند از: «قصص» و «ضرب المثل»! قرآن، با بهره‌ بردن از قصه‌گوئی و به کار بردن مَثَل‌ها- که آشنای همة انسان‌هاست- باعث شده تا بالاترین بستر ارتباط دوسویه، فراهم گردد!
با نگاهی گذرا به ادبیات جهانی، درمی‌یابیم که استفاده از دو روش پیش‌گفته در بین جوامع مختلف فراگیر بوده و فرهنگ‌هائی که از دل آن‌ها ظهور کرده، کوشیده‌اند بدین وسیله بیش‌ترین مفاهیم آموزشی و تربیتی را به حوزه‌ٔ مخاطبان خود برسانند. امروزه در عصر انفجار اطلاعات، این موضوع چنان واضح و آشکار است که نیاز به اثبات ندارد. از تمدن‌های کهن و باستانی تا خرده‌تمدن‌ها و فرهنگ‌ها، بدون استثنا از بیان قصه‌ها، امثال و حِکَم، بهره‌ها برده‌اند و مجموعة این آثار، اینک به ‌عنوان میراث و ارزش‌های فرهنگی آن‌ها مطرح می‌باشد و این موضوع، آن‌ چنان دارای اهمیت است که شاید بتوان ادعا کرد که یکی از شاخصه‌های چشم‌گیر در ارزیابی قدمت و اصالت فرهنگ‌ها، کمیت و کیفیت ضرب المثل‌ها و قصه‌ها در بین آنان است...
👈 این اثر ششمین کتاب علی سوری در انتشارات نظری است.

https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
انتشارات نظری
1 year, 6 months ago
با سلام و احترام ، برای …

https://t.me/publishersnazari

با سلام و احترام ، برای ورود به کانال تلگرام انتشارات نظری
بر لینک بالا کلیک فرمایید.

1 year, 6 months ago
1 year, 6 months ago
● زمان تقریبی مطالعه متن ۳ …

● زمان تقریبی مطالعه متن ۳ دقیقه

وارن بافت
دومین مرد ثروتمند جهان

وارن بافت (Warren Buffett) دومین مرد ثروتمند جهان، طی یک مصاحبه جذابی عقاید خود را درباره ثروت و لذت فاش کرد.
در زیر می توانید توصیه های دلنشین و نکاتی از زندگی او را بخوانید و کمی برای موفقیت و داشتن زندگی سعادتمند ترمزدستی زندگی خود را بکشید.
او اولین سهام خود را در ۱۱ سالگی خرید و هنوز هم عقیده دارد که خیلی دیر شروع کرده است.
دارایی ها در آن زمان بسیار ارزان بود، پس فرزندان خود را به سرمایه گذاری تشویق کرد.
او اولین زمین کشاورزی خود را در ۱۴ سالگی خریداری کرد؛ آن هم با جمع کردن درآمدهای ناشی از فروش روزنامه.
او هنوز در خانه ۳ اتاق خوابه ای که ۵۰ سال پیش خریداری کرده بود زندگی می کند.
او می گوید هرچه می خواهد در این خانه وجود دارد. نکته جالب این است که خانه او هیچ حصار و دیواری ندارد.
او همواره اتومبیل خود را می راند و هیچ راننده و محافظی ندارد.
وارن بافت هیچ گاه یک موبایل یا حتی یک کامپیوتر نداشته است.
او هیچ گاه با هواپیمای شخصی خود مسافرت نمی کند، درصورتی که او خود مالک بزرگ ترین شرکت تولیدکننده جت خصوصی است.
_شرکت او به نام Berkshire Hathaway / برکشایر هاتوی ۶۳ شرکت تابعه دارد.
او هر سال یک نامه به مدیران آنها می نویسد و اهداف را مشخص می کند.
او هیچ گاه جلسات متعدد و تماس های معمول شرکت ها را با آنها ندارد.
او همواره به مدیران خود ۲ قانون را یادآور می شود:
"همواره مراقب پول سهامداران باشید"، "قانون اول را فراموش نکنید".
اهداف را تعیین کنید و مطمئن شوید که افراد شما روی آنها متمرکز هستند.
او هیچ گاه با جامعه شلوغ ارتباط برقرار نمی کرد. تنها تفریح او یک پاپ کورن و تماشای تلویزیون بود.
بیل گیتس، ثروتمندترین مرد روی زمین ۵ سال پیش او را ملاقات کرد. او تصور می کرد که هیچ نقطه مشترکی از لحاظ عقیده ای با او ندارد، بنابراین برای نیم ساعت برنامه ریزی کرده بود در صورتی که ملاقات آنها ۱۰ ساعت طول کشید و پس از آن از طرفداران وارن بافت شد
* توصیه های وارن بافت به جوانان
- هیچ گاه بیش از آن چیزی که احتیاج دارید خرید نکنید.
- شما همان هستید که هستید نه آنچه که دارید.
- سعی نکنید که با اموال خود به دیگران فخر بفروشید، تنها از چیزهایی که دارید خودتان لذت ببرید.
- همواره به این فکر کنید که چگونه می توانید با اقتصادی اندیشیدن از زندگی لذت ببرید.
- هر کسی می تواند با پس انداز پول های خود به امکانات زیادی برسد. فرزندان خود را به شروع یک تجارت تشویق کنید.
- براساس حرف های دیگران عمل نکنید، فقط به آنها گوش کنید ولی هرچه را که احساس خوبی به آن دارید، انجام بدهید.
- به دنبال پوشیدن یا داشتن برندها نباشید، بلکه آنچه را که در آن احساس راحتی می کنید خریداری کنید.
- پول خود را روی چیزهای غیرضروری خرج نکنید، بلکه روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که واقعا به آنها احتیاج دارید.
- از وام های بانکی دوری کنید و روی خودتان سرمایه گذاری کنید و همواره به یاد داشته باشید که:
"پول انسان ها را خلق نمی کند، بلکه انسان ها هستند که پول را خلق می کنند"، "زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید."
- در نهایت اینکه این زندگی شماست، پس چرا این فرصت را در اختیار دیگران قرار می دهید تا روی زندگی شما حاکم باشند؟
در خاتمه این نکته که: "شادترین مردم کسانی نیستند که لزوما بهترین چیزها را داشته باشند، بلکه افرادی هستند که قدر امکاناتی را که دارند می دانند."
https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
● ذهن گسترده

● ذهن گسترده
بخش چهارم

در این پرتو، تأمل در فولکلور رایج در پس قدرت نگاه جالب است. مثلاً در هند اعتقاد بر این است که اگر شخص مقدسی به شما نگاه کند، نگاه نعمت بزرگی است. با این حال، اگر کسی با عصبانیت یا حسادت به دیگری نگاه کند، تأثیر منفی دارد. مردم اروپای جنوبی، جهان عرب، ترکیه، یونان، هند و بسیاری دیگر از نقاط جهان به “چشم بد” اعتقاد دارند. بسیاری از مردم سعی می کنند با تعویذ یا دعاهای خاص از خود در برابر چنین نگاه هایی محافظت کنند.

این باورها تا قرن هفدهم در انگلستان نیز رایج بود، زمانی که شک و تردید چنین افکاری را سرکوب کرد، اما در یونان، همانطور که قبلا ذکر شد، این باور هنوز بسیار رایج است. دستیار پژوهشی من در آتن، به نام سقراط، مردم یونان را در مورد چشم بد بررسی کرد و دریافت که این باور تقریباً جهانی است. بیشتر یونانیان مدرن که تحصیلات خود را به خصوص در زمینه علوم یا مهندسی داشتند، احساس می کردند که نباید چنین چیزی را درست باور کنند و دارای پوششی از تفکر منطقی باشند، اما نه چندان دور از آن باور سنتی به چشم بد است. من هیچ مدرک تجربی ندارم که نشان دهد حسادت در واقع آسیب می‌آورد، اما فکر می‌کنم که باور به قدرت نگاه نشان می‌دهد که مردم به طور ضمنی به ذهن باور دارند که روی چیزی که به آن نگاه می‌شود، دست دراز می‌کند. وقتی کسی به این موضوع در زمینه رابطه شکارچی و شکار فکر می کند، آنگاه چشم بد بسیار معنا پیدا می کند.

این ترسناک است که توسط کسی که حسود است به او نگاه شود زیرا شامل نوعی نگرشدرنده است.

نتیجه

چیزهای زیادی در مورد ذهن وجود دارد که ما نمی‌دانیم، اما من فکر می‌کنم که می‌توانیم با سهولت نسبی با هر پدیده به صورت علمی مقابله کنیم. برخی از مردم از من می پرسند که چرا وقتم را برای اثبات چیزهایی که همه می دانند وجود دارند تلف می کنم. به یک معنا این درست است. همه ما این چیزها را تجربه کرده ایم و می دانیم که وجود دارند. از سوی دیگر، ما یک نظام رسمی از دانش در علم نهادی داریم که به دلیل پارادایم مادی گرایانه، مدت هاست که این موارد را انکار می کند. من فکر می‌کنم وقتی از باور مادی‌گرایانه فراتر می‌رویم و به باور ذهن گسترده می‌رویم، به سادگی دامنه علم را گسترش خواهیم داد. این امر مستلزم کنار گذاشتن علم و عقل نخواهد بود، اما خبر خوبی برای علم و عقل خواهد بود، زیرا مردم دیگر مجبور نخواهند بود به طور غیرمنطقی به انکار پدیده هایی ادامه دهند که با جهان بینی آنها مطابقت ندارد. من فکر می‌کنم این حتی برای ماتریالیست‌ها کاملاً رهایی بخش خواهد بود. هیچ‌کدام از اینها برای تئوسوفیست‌هایی که بیش از صد سال این مفاهیم را مطالعه کرده‌اند تعجب‌آور نیست، اما وقتی این ایده‌ها توسط علم نهادینه‌شده پذیرفته شود، هم برای درک ما از ذهن و هم برای پیامدهایی که این درک در زمینه‌هایی مانند طب جایگزین (تأثیر قصد ذهنی بر درمان)، روان‌شناسی (تاثیری که ما روی حیوانات داریم) و رابطه‌مان با حیوانات و رابطه‌مان با سایر افراد، پذیرفته شود، تفاوت بزرگی ایجاد خواهد کرد.

︎ این مطلب ترجمه مقاله “The Extended Mind” نوشته شلدریک می باشد.

جمع آوری : رضا هوشمند

https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
● ذهن گسترده

● ذهن گسترده
بخش سوم

این آزمایش شامل دو نفر و یک چشم بند است که توسط یکی از آنها بسته شده است. فردی که چشم بند دارد – سوژه – در مقابل شخص مقابل می نشیند. یک سیگنال، مانند زنگ، استفاده می شود تا به هر فرد اطلاع دهد که آزمایش شروع می شود. آزمودنی باید حدس بزند که آیا به آنها نگاه می شود یا خیر. آزمودنی می گوید «نگاه کردن» یا «نگاه نکردن» و او درست یا غلط است. اگر آزمودنی حدس بزند، در 50% مواقع حق با آنهاست، اما امتیاز واقعی این آزمایش بیش از 50% است. هنگامی که آزمایش بارها و بارها انجام می شود، درصد به طور قابل توجهی افزایش می یابد. در کارآزمایی‌های «به‌نظر می‌رسد» نتایج 60 درصد درست و 40 درصد اشتباه است. در کارآزمایی‌های “بی ظاهر”، نتایج حدود 50-50 است.

جالب است که وقتی داده ها بر اساس موضوع ترسیم می شوند، بین «نگاه کردن» و «نگریستن» تغییر قابل توجهی در نتایج ایجاد می شود. وقتی کسی به آنها نگاه می کند، افراد حق با آنها بیشتر از اشتباه هستند. این کاملا منطقی است. در کارآزمایی‌های «به‌نظر»، مردم احساس می‌کنند که به آنها نگاه می‌شود، یعنی زمانی که انتظار دارید آزمایش کار کند. در محاکمه “بی ظاهر” از مردم خواسته می شود تا کاری را انجام دهند که کاملاً غیر طبیعی است. ما حسی نداریم که به ما خیره نشده و در آن شرایط مردم فقط حدس می زنند. (تنها افرادی که ممکن است از خیره نشدن آگاه باشند، افرادی هستند که به طور استثنایی بیهوده هستند. اما برای اکثر مردم، خیره نشدن به آن چیزی نیست که طبیعت ما را برای درک آن تجهیز کرده باشد.) ما همچنین می دانیم که موضوع سرنخ های ظریفی نیست که اجازه می دهد این نتایج اتفاق بیفتد. ما متوجه شده ایم که هنگام استفاده از یک آینه یک طرفه یا با خیره شدن شخصی از طریق پنجره، همین اثر رخ می دهد. شکاکان این آزمایش ها را تکرار کرده اند و در کمال تعجب به نتایج مشابهی رسیده اند.

آزمایش های مشابهی در تعدادی از دانشگاه ها و موسسات با استفاده از تلویزیون مدار بسته (CCT) انجام شده است. به عنوان مثال، مریلین شلیتز از موسسه علوم نوئتیک نشان داده است که مردم می توانند زمانی که به آنها نگاه می شود حتی زمانی که از طریق CCT باشد، احساس کنند. در آزمایش‌های او از مردم خواسته نمی‌شود حدس بزنند که آیا به آنها نگاه می‌شود یا نه، بلکه در عوض الکترودهایی روی انگشتانشان قرار می‌گیرد و مقاومت پوستشان اندازه‌گیری می‌شود. این بسیار شبیه آزمایش دروغ سنج است. هنگامی که فرد از نظر عاطفی برانگیخته می شود، مقدار مشخصی آدرنالین در جریان خون ترشح می شود که باعث تعریق فرد و تغییر مقاومت پوست می شود. شلیتز سوژه‌ها را در اتاقی می‌نشستند که دوربین فیلم‌برداری روی آن‌ها بود در حالی که مانیتور در اتاق دیگری بود، گاهی اوقات در فاصله‌ای بسیار دور. هنگامی که تصاویر سوژه روی صفحه تلویزیون مشاهده شد، مقاومت پوست آنها تغییر کرد.

واقعیت آزمایش CCT من را بر آن داشت تا به تجربه کسانی که برای امرار معاش مردم را تماشا می کنند نگاه کنم. من با ده ها محافظ امنیتی، کارآگاهان خصوصی، جوخه مواد مخدر در فرودگاه هیترو، و کارآگاهان فروشگاه ها در هارودز و سایر مغازه ها در لندن مصاحبه کردم، که همگی از طریق مانیتورهای CCT به مردم نگاه می کنند. اکثر افرادی که در آن زمینه ها کار می کنند متقاعد شده اند که افراد می توانند تشخیص دهند که چه زمانی حتی از طریق CCT به آنها نگاه می شود.

بسیاری از مردم دریافته اند که حیوانات می توانند وقتی به آنها خیره می شوند، حس کنند. صاحبان حیوانات خانگی متوجه شده اند که می توانند سگ یا گربه خود را با خیره شدن به آنها بیدار کنند و می توانند متوجه شوند که حیوان خانگی آنها چه زمانی آنها را تماشا می کند. این نشان می دهد که احساس تماشا شدن از مرزهای گونه ها عبور می کند. در واقع، وقتی به این موضوع فکر کنید، خواهید دید که می تواند پیامدهای عظیمی در قلمرو حیوانات داشته باشد.

من می خواهم پیشنهاد کنم که تمام بینایی حیوانات شامل هنر نمایش تصاویر و تماس با چیزی است که به آن نگاه می شود. اگر طعمه بتواند تشخیص دهد که شکارچیان چه زمانی به آنها نگاه می کنند، می توانند از مسیر خارج شوند. این برای رفتار بقای انتخاب طبیعی ارزش دارد. این توانایی اولیه می تواند تاریخچه تکاملی داشته باشد.

چیزی که در حاشیه روانشناسی انسانی شبیه یک پدیده عجیب و غریب به نظر می رسد ممکن است یک اتفاق روزمره در قلمرو حیوانات باشد.

https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
● ذهن گسترده

● ذهن گسترده
بخش دوم

من پیشنهاد می کنم که تصویری که از یک شی دارید درست در مقابل شما قرار گیرد. داخل مغز شما نیست. بینایی شامل یک فرآیند دو طرفه است: حرکت نور به داخل و نمایش تصاویر به بیرون. بنابراین هر چیزی که در اطراف خود می بینید همان جایی است که به نظر می رسد. این تصاویر توسط ذهن پخش می شوند. آنها در ذهن هستند زیرا توسط ذهن شما تفسیر می شوند، توسط ذهن تولید می شوند، اما در داخل مغز نیستند.

به عبارت دیگر، ذهن ما به چیزی که به آن نگاه می کنیم دست می زند. تصاویری که ما بیرون می آوریم با آنچه می بینیم مطابقت دارند. اگر این کار را نمی کردند، ما دائماً با چیزهایی برخورد می کردیم. (این بدیهی است که از نقطه نظر بقا یک نقطه ضعف خواهد بود.) این واقعیت که همه چیز به آرامی پیش می رود و ما با چیزهایی برخورد نمی کنیم، چیزی است که ما بدیهی می دانیم. این دیدگاه دو طرفه بسیار بیشتر مطابق با تجربه ما است. این همان چیزی است که هندوها، بودایی ها، حکیمان و استادان تبتی به آن اعتقاد دارند و همچنین کودکان، معمولاً زیر ده سال، به آن اعتقاد دارند.

با توجه به مطالعات ژان پیاژه روانشناس رشد سوئیسی در مورد رشد عقلانی کودکان قبل از ده سالگی، متوسط کودک معتقد است که بینایی شامل حرکت بیرونی تأثیرات چشم است. پس از ده یا یازده سالگی، پیاژه اظهار می کند که یک کودک معمولی “دیدگاه صحیح” را می آموزد، که این است که افکار و تصاویر چیزهای نامرئی هستند که در داخل سر قرار دارند.

اکثر ما با این ایده بزرگ شده ایم. این بخشی از مفروضات استاندارد فرهنگ ما است. اکثر مردم، وقتی این ایده را جذب می کنند، برای به چالش کشیدن آنچه در واقع یک نظریه فلسفی است که بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ ما شده است، بسیار جوان هستند. این ایده که همه افکار فقط در مغز وجود دارند به عنوان یک نظریه فلسفی غیرعادی در قرن هفدهم شروع شد و اکنون به یک نظریه غالب در سراسر جهان غرب تبدیل شده است. این نظریه هرگز در فرهنگ های دیگر نظریه غالب نبوده است.

اگر ذهن ما برای لمس چیزی که به آن نگاه می کنیم به سمت خود برسد، این پیامدهای نسبتاً شگفت انگیزی دارد. این بدان معنی است که ما می توانیم فقط با نگاه کردن به آن چیزی که به آن نگاه می کنیم تأثیر بگذاریم، و نحوه نگاه ما به آن ممکن است روی آن تأثیر بگذارد. این همچنین به این معنی است که ذهن ما می‌تواند در فواصل بسیار زیاد دست پیدا کند. به عنوان مثال، اگر به یک کوه عظیم در فاصله بسیار دور نگاه می کنیم، ذهن ما به آن فاصله می رسد. اگر به ستاره‌ای نگاه کنیم که سال‌های نوری دورتر است، ذهن ما به معنای واقعی کلمه از فواصل نجومی به کیهان می‌رسد.

اگر من فقط با کلمات بازی نمی کنم، پس ذهن ما در لمس چیزها باید تأثیر قابل اندازه گیری بر آنچه که به آن نگاه می کنیم داشته باشد. وقتی برای اولین بار به این فکر کردم، فکر کردم که باید کاملاً غیرقابل قبول باشد زیرا در غیر این صورت قبلاً متوجه و مستند شده بود. سپس متوجه شدم که مردم متوجه آن می شوند. بسیاری از ما این تجربه را داشته ایم که برگردیم و متوجه شده ایم که کسی به ما نگاه می کند. ما حس خیره شدن را داریم بسیاری از ما نیز تجربه نگاه کردن به دیگران و وادار کردن آنها به چرخش را داشته ایم. 90 درصد از افرادی که مورد بررسی قرار دادم این پدیده را تجربه کرده بودند. نظرسنجی‌هایی که توسط جرالد وینر و همکارانش از دانشگاه اوهایو انجام شد، ارقام حتی بالاتر از حدود 95 درصد را نشان می‌دهد. با این حال، در نتایج بین مردان و زنان تفاوت وجود دارد.

زنان بیشتر از مردان حس نگاه شدن را تجربه کرده‌اند، در حالی که مردان بیشتر از زنان نگاه کرده‌اند و باعث می‌شود دیگران برگردند.

اینها تجربیات بسیار رایجی هستند. علم در مورد آنها چه چیزی به ما می گوید؟

عملا هیچی. تعداد کل مقالات منتشر شده در مورد این پدیده بین سالهای 1890 تا 1990 به چهار مقاله رسید. به اندازه کافی عجیب، حتی فراروان شناسان نیز این پدیده را نادیده گرفته اند، در حالی که بیشتر دانشمندان سعی می کنند نتایج را رد کنند و بیان کنند که این یک تصادف یا یک موضوع شانسی است. اما چه شواهدی وجود دارد که چنین است؟ برای بررسی اینکه شواهد چیست، باید آزمایش های آماری انجام دهیم. من یک روش آزمایشی بسیار ساده را برای آزمایش این پدیده ایجاد کرده ام. آنقدر ساده است که هزاران کودک مدرسه ای آن را انجام داده اند. من این آزمایش‌ها را در مدارس انجام می‌دهم زیرا بچه‌ها نسبت به بزرگسالان حساس‌تر هستند و متوجه شدم معلمان مدرسه به آنها علاقه دارند زیرا اغلب معلمان مدرسه از قدرت نگاه به عنوان سهام خود در تجارت برای کنترل کودکان سرکش استفاده می‌کنند!

https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
■ زمان تقریبی مطالعه این مقاله …

■ زمان تقریبی مطالعه این مقاله : 25 دقیقه

● ذهن گسترده
بخش اول

تصور از وجود ذهن فراتر از مغزی فیزیکی چیزی است که آن را ذهن توسعه یافته می نامیم. شلدریک در این مقاله پیشنهاد می کند که ذهن بسیار گسترده تر از مغز است و از طریق میدان هایی به نام میدان های مورفیک گسترش می یابد.

میدان‌های مورفیک، مانند میدان‌های شناخته‌شده فیزیک مانند میدان‌های گرانشی، نواحی تأثیر غیر مادی هستند که در فضا گسترش یافته و در زمان ادامه دارند. آنها در انتها در اطراف سیستم هایی که سازماندهی می کنند، محلی می شوند. هنگامی که هر سیستم سازمان یافته خاصی وجود ندارد، مانند زمانی که یک اتم شکافته می شود، یک دانه برف ذوب می شود، یا یک حیوان می میرد، میدان سازماندهی آن از آن مکان ناپدید می شود. اما به معنای دیگر، میدان‌های مورفیک ناپدید نمی‌شوند: آنها الگوهای بالقوه سازمان‌دهنده تأثیر هستند و می‌توانند دوباره به صورت فیزیکی در زمان‌ها و مکان‌های دیگر، هر جا و هر زمان که شرایط فیزیکی مناسب باشد، ظاهر شوند.

هنگامی که آنها این کار را انجام می دهند، در درون خود خاطره ای از وجود فیزیکی قبلی خود دارند. از آنجایی که وجود این زمینه‌ها برای مدت طولانی مرا مجذوب خود کرده است، آزمایش‌هایی را توسعه داده‌ام که شواهد قوی برای آنها به عنوان یک فرضیه علمی ارائه می‌کند.

همه ما با میدان هایی که از اشیای مادی گسترش می یابند آشنا هستیم. واضح ترین مثال یک آهنربا است. آهنربا یک جسم فیزیکی و مادی است که می‌توانید در دستان خود نگه دارید، اما دارای ناحیه‌ای تحت تأثیر است که در اطراف آن کشیده شده است – میدان مغناطیسی – که نامرئی است و می‌تواند در مسافتی تأثیر بگذارد.

نمونه مدرن‌تر دیگر تلفن همراه است. شیء مادی که در دست می گیرید دارای ترکیب مادی است که می توانید آن را وزن کرده و تجزیه و تحلیل کنید، اما عملکرد آن به چیزهای بسیار بیشتر از اجزای مادی آن بستگی دارد. این به میدان های نامرئی بستگی دارد که بسیار فراتر از محدودیت های خود تلفن همراه گسترش می یابد و کل عملکرد آن به این زمینه های گسترده بستگی دارد. به همین ترتیب، میدان های ذهن ما در مغز ریشه دارند، اما مطابق با توجهات و مقاصد ما بسیار فراتر از آن هستند.

این ایده که ذهن گسترده تر از مغز است، ایده جدیدی نیست، بلکه در فلسفه های باستانی یونان و هند و در سنت های بودایی یافت می شود. این چیزی است که تئوسوفیست ها نیز برای مدت طولانی در مورد آن صحبت کرده اند.

دیدگاه علمی مرسوم این است که ذهن، مغز است یا فعالیت ذهنی فقط فعالیت در مغز فیزیکی است – به عبارت دیگر، همه آن در داخل سر است. این چیزی است که بسیاری از همکاران علمی من آن را بدیهی می دانند. (حداقل وقتی سر کار هستند.) همچنین این دیدگاهی است که سالانه میلیاردها دلار صرف تحقیقات پزشکی و مغز می شود و این همان چیزی است که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود. این فرض جریان اصلی فرهنگ ما است. با این حال، این فقط یک فرض است. این نظریه ای است که به درستی مورد آزمایش قرار نگرفته است زیرا مورد تردید قرار نگرفته است. ما واقعاً می‌توانیم این نظریه را آزمایش کنیم و این فرض را با آزمایش‌های نسبتاً ساده رد کنیم.

به محض اینکه این نظریه را بپذیریم که ذهن گسترده تر از مغز است، طیف وسیعی از پدیده های غیرقابل توضیح شروع به معنا می کنند.

چشم انداز

برای درک ذهن گسترده، می‌توانیم از ماهیت بینایی به عنوان مثال استفاده کنیم. بینایی برای تجربه انسان ها و بیشتر حیوانات کاملاً اساسی است. دیدگاه معمول بینایی این است که نور پس از انعکاس یک جسم از طریق میدان الکترومغناطیسی عبور می کند و وارد چشم شما می شود، تصاویر معکوس روی شبکیه شما ظاهر می شود، تغییراتی در سلول های مخروطی رخ می دهد، تکانه های الکتریکی از عصب بینایی عبور می کنند و سپس الگوهای پیچیده الکتریکی و شیمیایی فعالیت در مغز رخ می دهد. همه این ها با استفاده از روش های عصبی فیزیولوژیکی مورد مطالعه قرار گرفته است. اما پس از آن اتفاق بسیار مرموزی رخ می دهد که علم نمی تواند توضیح دهد: شما از آنچه می بینید آگاه می شوید.

خود آگاهی بزرگترین رمز و راز علم است. در کتاب های درسی فیزیک، شیمی یا زیست شناسی چیزی در مورد آگاهی وجود ندارد. با این حال، این اساس تمام تجربیات ما در خود علم است. این واقعیت که شما از تجربیات خود آگاه شده اید هنوز یک مشکل است.

راز بزرگ‌تر این است که تجربه‌ای که قبل از شما اتفاق می‌افتد، قرار است در داخل مغز شما اتفاق بیفتد، اما شما آن را به‌عنوان حضور در مغزتان تجربه نمی‌کنید. شما تصویری را که قبل از خود می بینید به عنوان روبروی خود تجربه می کنید!

https://t.me/publishersnazari

1 year, 6 months ago
* خطای شناختی اشباع
  • خطای شناختی اشباع

زمانی که یک محلول به نقطه‌ای برسد که در آن نقطه نتوانیم هیچ حل‌شونده‌‌ی دیگری را در آن حل کنیم، محلول اشباع(سیر)شده به دست می‌آید. در این حالت، اگر مقدار بیش‌تری از حل‌شونده را به محلول اشباع‌شده اضافه کنیم، به‌صورت جامد ته‌نشین می‌شود. درواقع، محلول اشباع‌شده به محلولی گفته می‌شود که نمی‌توان مقدار بیش‌تری حل‌شونده را در آن حل کرد.
این وضعیت برای ذهن هم در مواجهه با حجم وسیعی از اطلاعات و محرک‌ها پیش می‌آید. زمانی که ذهن ما بیش‌ازحد در معرض حجم وسیعی از اطلاعات قرار می‌گیرد، تمایل دارد آنها را نادیده بگیرد یا کم‌اهمیت جلوه دهد. در این وضعیت، ذهن در دام «خطای شناختی اشباع توجه» افتاده است. به‌‌عبارت‌‌دیگر، ذهن «خطای شناختی اشباع توجه» را تجربه می‌کند.
خطای شناختی اشباع توجه زمانی اتفاق می‌افتد که حجم وسیعی از اطلاعات یا محرک‌های محیطی ذهن ما را برای پردازش موثر و دقیق اطلاعات و محرک‌ها مختل می‌کند. برای مثال، زمانی که والدین بیش‌ازحد فرزندان خود را نصیحت می‌کنند یا مدیران به کارمندان خود بیش‌ازحد تذکر یا دستور می‌دهند، خطای شناختی اشباع توجه اتفاق می‌افتد.

- پیامدهای خطای شناختی اشباع توجه

  1. غفلت از اطلاعات مهم: ذهن به دلیل تمرکز بر حجم زیاد اطلاعات جزئیات مهم را نادیده می‌گیرد.
  2. استفاده از میان‌برهای ذهنی: زمانی که ذهن ما در معرض حجم وسیعی از اطلاعات قرار می‌گیرد، تمایل دارد از میان‌برهای ذهنی یا «رهیافت‌های آنی» استفاده کند. درواقع، یکی از عوامل شکل‌گیری میان‌برهای ذهنی حجم زیاد اطلاعات است. بنابراین، میان‌برهای ذهنی زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم «سریع» و «ساده» قضاوت کنیم و تصمیم بگیریم که در این صورت اغلب به خطا منجر می‌شود.
  3. خستگی تصمیم‌گیری: مواجهه‌ی مداوم با اطلاعات بیش‌ازحد سبب فرسایش ذهن و تخلیه‌ی انرژی آن می‌شود و توانایی‌مان را برای قضاوت‌ و تصمیم‌گیری منطقی فرسوده می‌کند.
  4. بی‌احساسی نسبت به محرک‌ها: زمانی که مدام در معرض اطلاعات مشابه یا تبلیغات و توصیه‌های تکراری قرار می‌گیریم، حساسیت ذهن نسبت‌به آن اطلاعات، تبلیغات و توصیه‌ها کاهش می‌یابد و به‌تدریج از بین می‌رود.
  5. تضاد انتخاب: اطلاعات بیش‌ازحد عامل تضاد انتخاب‌اند و ذهن ما را برای تصمیم‌گیری درست و منطقی فلج می‌کند. درواقع، تضاد انتخاب سبب می‌شود تصمیم‌هایمان، حتی تصمیم‌های مهم، را به تعویق بیندازیم، چون توجه به اطلاعات زیاد سیستم شناختی‌مان را مختل می‌کند‌‌‌.
    - راه‌های مقابله با خطای شناختی اشباع توجه
  6. خطای شناختی اشباع توجه را خوب بشناسید. اولین گام برای مقابله با خطای شناختی اشباع توجه آگاهی از این خطای شناختی است. آگاهی از این خطا به ما کمک می‌کند توجه‌مان را هوشمندانه مدیریت کنیم.
  7. اطلاعات‌ را اولویت بندی کنید. لازم نیست تمام اطلاعات و داده‌ها را پردازش کنید و نسبت به آنها واکنش نشان دهید. صرفاً به اطلاعات مهم، معتبر، مفید و ضروری توجه کنید.
  8. به ذهنتان استراحت بدهید. برای پیش‌گیری از خستگی ذهنی زمان جست‌وجو در فضای مجازی را کاهش دهید.
  9. توجه‌تان را با «چرا؟» فیلتر کنید. با فیلتر کردن توجه‌تان با «چرا؟» حجم اطلاعات را کاهش دهید. از خودتان بپرسید: «چرا باید به این اطلاعات توجه کنم/نکنم؟» «چرا؟» به ما کمک می‌کند اطلاعات بی‌ربط، کم‌اهمیت، مضر و غیرضروری را فیلتر کنیم.‌ «چرا؟» به ما کمک می‌کند تشخیص دهیم کدام اطلاعات مهم‌اند و به ما ربط دارند و کدام کم‌اهمیت‌اند و به ما ربط ندارند. «چرا؟» ارزش اطلاعاتی را که برای ما مناسب‌‌اند مشخص می‌کند. درواقع، «چرا؟» فیلتر واقعی را برای توجه به اطلاعات ایجاد می‌کند و اجازه نمی‌دهد تمام داده‌ها برای پردازش وارد ذهن شود.
    خلاصه، مغز ما برای پردازش نامحدود اطلاعات در دنیای مدرن طراحی نشده است. ازاین‌رو، لازم است ازطریق یادگیری تفکر نقادانه اطلاعات مهم، معتبر، مرتبط، مفید و ضروری را از اطلاعات ‌بی‌اهمیت، نامعتبر، بی‌ربط، مضر و غیرضروری تمیز دهیم و اجازه ندهیم که ذهنمان به تمام اطلاعات توجه کند و نسبت به آنها واکنش نشان دهد.

  10. رضا سلیمی

https://t.me/publishersnazari

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago