کتاب پیونی | آرام قنبری

Description
آرام قنبری | مدیر مسئول نشر کتاب پیونی | تأسیس: ۱۳۹۶

تحلیل‌گر، استراتژیست

سایت کتابِ پیونی:
AramGhanbari.com

سایتِ روزنامه‌ی نویسندگی:
AramGhanbari.ir

اینستاگرام:
instagram.com/aramghanbary
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

درس‌جمله

خانه‌ای از آنِ خود

▫️نوشتن، ساختنِ خانه‌ای در ذهنِ دیگری‌ست، جایی که می‌توانم همیشه در آن زندگی کنم.

📖قطعه‌ی تفکر از خواندن و نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

1 year, 6 months ago

درس‌جمله

قدم‌گاهِ کلمه

▫️هر کلمه که می‌خوانم و می‌نویسم، قدمی‌ست که ذهن، از ندانستن به دانستن برمی‌دارد.

📖قطعه‌ی تفکر از خواندن و نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

1 year, 6 months ago

درس‌جمله

هُنرِ تبدیل

▫️نوشتن، هُنرِ تبدیل دردها به کلمه‌ها و کلمه‌ها به امید است.

📖قطعه‌ی تفکر از خواندن و نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

1 year, 8 months ago

نوشت‌گرایی

کلمه‌ها را می‌نقاشم

▫️درونم پُر از کلمه‌ست. کلمه‌هایی بی‌هیچ رنگ و زندگی‌. حولِ ذهن‌ام می‌چرخند. به‌ دنبالِ معنا. وقتی می‌نویسم، کلمه‌ها یکی پس از دیگری از تاریکی می‌درخشند. رنگ می‌گیرند. زندگی می‌پوشند. وقتی می‌نویسم، کلمه‌های بی‌جانِ ذهن‌ام منتظرند، به دنبال حقیقت‌. جان می‌گیرند و در آرزوی تبدیل شدن به حقیقت‌ جان می‌دهند. وقتی می‌نویسم، کلمه‌ها دیگر زنجیره‌ای از حروف نیستند، تصاویری‌اند از دنیای درونم. احساساتی گم‌شده. داستان‌هایی نگفته. گویی بخشی از وجودم را روی کاغذ می‌نقاشم.

کلمه‌های بی‌رنگِ ذهن‌‌ام را با نوشتن، نقاشیدم.

?نوشت‌گرایی
?قطعه‌ی تفکر از نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

1 year, 8 months ago

دردآگاهِ خواندن و نوشتن

خلاقیتْ تعلیم‌پذیرست

+«می‌دونی، بعضی وقتا حس می‌کنم خلاقیت مثل یه رودخونه‌ست. وقتی جریان داره، همه چیز خودبه‌خود می‌آد. اما وقتی گیر می‌کنه، هرچی تلاش می‌کنی، انگار بیشتر فرو میری.»

-«دقیقن، ولی فکر کنم توی همون لحظه‌های گیر کردن، خلاقیت واقعی خودش رو نشون می‌ده. چون مجبوری یه راه جدید پیدا کنی، یه چیزی که قبلن امتحان نکردی.»

+«شاید. انگار خلاقیت هم مثل نوشتن، تمرین می‌خواد. باید صبور باشی و بذاری ذهنت به شکل خودش راهش رو پیدا کنه.»

-«درسته، و گاهی هم لازمه که بپذیری ممکنه چیزی که می‌نویسی کامل نباشه. مهم اینه که بنویسی، بعد اصلاحش کنی.»

+«آره، خلاقیت توی حرکت شکل می‌گیره، نه توی انتظار برای یه لحظه‌ی جادویی.»

▫️چند سال پیش، مکالمه‌‌ای با همکارم، درباره‌‌ی نوعِ شکل‌گیری خلاقیت داشتیم، چند هفته‌ی پیش، متنی از جولیا کامرون را خواندم که مسیرِ خلاقیت را نشان می‌دهد:

▪️«بسیاری از ما آرزو می‌کنیم که خلاقتر بودیم. بسیاری از ما احساس می‌کنیم که بسیار خلاقیم، اما نمی‌توانیم آن خلاقیت را به طور مؤثر عیان سازیم. گویی رؤیاهایمان از ما می‌گریزند. زندگیمان عادی می‌نماید. اغلب اندیشه‌هایی عظیم و رؤیاهایی شگفت داریم اما نمی‌توانیم آنها را تحقق بخشیم. گاه عطشهای خلاق ویژه‌یی داریم که آرزو می‌کنیم می‌توانستیم آنها را برآورده سازیم.» «راه حل ثابت و فوری و بی‌دردی برای خلاقیت وجود ندارد، شفا (یا کشف) خلاق، فرایندی معنوی و دنبال کردنی و تعلیم پذیر است.»*

▫️این بخش از کتاب، احساس ناتوانی در بروز خلاقیت را نشان می‌دهد. درباره‌ی این موضوع می‌گوید که بسیاری از ما در درون خود خلاقیت و رؤیاهایی داریم، اما نمی‌توانیم آن‌ها را به‌طور کامل محقق کنیم. تحلیل‌ام از این متن را می‌نویسم:
*▫️۱. تمایل به خلاقیت و آرزوی شکوفایی
در جمله‌ی «بسیاری از ما آرزو می‌کنیم که خلاق‌تر باشیم» به احساسی اشاره می‌کند که اغلب در زندگی خود تجربه می‌کنیم، یعنی
تمایل به خلاق‌تر بودن و تحقق رؤیاها. متن اشاره دارد که رؤیاها و ایده‌های بزرگی در ذهن داریم، اما زندگی روزمره‌ی به نظر یکنواخت و عادی، اجازه‌ی خلاقیت را نمی‌دهد. این نشان‌دهنده‌ی شکافی میان آرزوها و واقعیت‌های زندگی‌ست.
*▫️۲. خلاقانه زیستن به عنوانِ هدف
جولیا کامرون به
خلاقانه زیستن اشاره می‌کند، که مفهومی فراتر از خلاقیت هُنری‌ست. خلاقیت در این‌جا به عنوانِ شیوه‌ی زندگی مطرح می‌شود، چیزی که فراتر از مهارت‌ها یا هنر به‌خصوصی است، و خلاقیت را به تمام جنبه‌های زندگی می‌گستراند. این خلاقیت می‌تواند در تعاملات شخصی با خانواده و دوستان، یا در تلاش برای به‌زیستی دیده شود. خلاقیت، به معنای بیان وجود و احساسات درونی در تمامی جنبه‌های زندگی‌ست.
▫️۳. فرآیند کشف خلاقیت
نویسنده، خلاقیت را «فرآیندی معنوی و دنبال کردنی و تعلیم پذیر» می‌پندارد، که باید پیگیری و آموخته شود. او خلاقیت را اتفاقی نمی‌داند که به سرعت و بدون تلاش به دست می‌آید. خلاقیت نیاز به کاوش درونی و کشف دارد و این کشف گاهی ممکن است با چالش‌های درونی و بیرونی همراه باشد. این فرآیند شبیه به «شفا» است که تدریجی اتفاق می‌افتد و نیاز به زمان و تجربه دارد.
▫️۴. چالش‌ها و سردرگمی در مسیر خلاقیت
نویسنده به مراحل اولیه‌ی دشوار در این مسیر اشاره می‌کند؛ در هفته‌های اول، ممکن است با سردرگمی، مخالفت و
مقاومت درونی** مواجه شویم. این نکته نشان می‌دهد که خلاقیت به راحتی حاصل نمی‌شود و حتا ممکن است در ابتدا، مقاومتی در برابر آن وجود داشته باشد. این مرحله بخشی طبیعی از فرآیند است و نیاز به پشتکار دارد.

▫️**تحلیل و برداشت

● تناقض بین آرزو و واقعیت: نویسنده به وجود شکاف میان آرزوهای خلاقانه و زندگی روزمره اشاره می‌کند.
خلاقیت به عنوانِ شیوه‌ی زندگی: خلاقیت تنها محدود به هُنر نیست و به شکل گسترده‌تری در زندگی و روابط مطرح می‌شود.
کشف خلاقیت به عنوانِ فرآیندی تدریجی: نویسنده بر این باور است که خلاقیت فرآیندی تدریجی و آموزشی‌ست که نیاز به پشتکار دارد.
چالش‌های ابتدایی:** سردرگمی و مقاومت درونی به عنوان موانع اولیه در مسیر خلاقیت مطرح می‌شوند.

▫️نتیجه: این بخش از متن به ما می‌گوید که خلاقیت نگرشی است که درون همه‌ی ما وجود دارد، اما بروز آن نیازمند کاوش و تلاش است. فرآیندِ کشفِ خلاقیت، ممکن است دشوار باشد و زمان‌بَر، اما درنهایت ارزشمند است، چراکه خلاقیت می‌تواند زندگی ما را غنی‌تر و پُرمعناتر کند.

*راه هنرمند | جولیا کامرون | ترجمه‌ی گیتی خوشدل | نشر پیکان، صفحه‌ی ۱۸

خلاقیت، در حرکت شکل می‌گیرد، نه در انتظار برای لحظه‌‌ای جادویی.
?دردآگاه خواندن و نوشتن
?تحلیلِ نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

1 year, 8 months ago

نوشت‌گرایی

تضادی در زیرمتن می‌روید

▫️از دل هر اتفاقی، آن‌چه که نیست می‌روید. از دلِ درد، اندیشه می‌روید. از دلِ ناگفته‌ها، درد می‌روید. از دلِ ناامیدی، امید می‌روید. از دلِ عشق، نفرت می‌روید. از دلِ پایان، عشق می‌روید. می‌اندیشم برخی داستان‌ها نیز مسیر انحرافی و متضاد دارند؛ یعنی با توصیف اتفاقی، اتفاق دیگری را در زیرمتن می‌رویانند.

از دل هر اتفاقی، آن‌چه که نیست می‌روید.

?نوشت‌گرایی
?قطعه‌ی تفکر از نوشتن

نویسنده: آرام قنبری
#کتاب‌پیونی

@aramghanbary

2 years, 1 month ago
2 years, 1 month ago

نویسنده علامه نیست هر چند که بهتر است، باشد
می‌گفت یکی از جانکاه‌ترین حس‌هایی که تحمل می‌کند زمانی‌ست که نویسنده‌ای مفهوم جمله‌ای را به درستی درک نکرده است، در این‌گونه مواقع دوراهی عجیبی سراغش می‌آید. مطلبی در فضای مجازی خواند، از بَد روزگار به تیزی برق دریافت که متن گُنگ و مبهم اندیشیده و نوشته شده است. با خودش گفت: «رها کن، کمی کتاب‌هایی در وَصف نادانی و تَوهُم بخوان و از نقد حیا کن که نقد فقط سودش برای دیگری‌ست و ضررش برای تو.»

چند ساعت بعد که بین کتاب‌ها حرکتِ دورانی داشت، در میانِ همان کتا‌ب‌های نادانی؛ تعریفی از «شناخت و آگاهی» از نویسنده‌ای گران‌پایه را خواند و دوباره وسوسه به جان‌اش افتاد. برای هزارمین بار باید این جمله‌ها را تا شب با خودش تکرار کند:

-باور کن تو مسئول همه‌ی کج‌فهمی‌ها نیستی.
-باور کن که هر کسی دنیایِ شناختی خودش را دارد.
-باور کن نویسنده‌ علامه نیست او هم در مسیر رشد است.
-مگر خودت اشتباه نمی‌کنی؟
+حداقل وقتی مطمئن شدم حرف می‌زنم.

دیگر جوابیه و تکذیب‌نامه‌ای نداشت، درست می‌گفت بارها دیده‌ بودم که با چه جانفشانی‌ای به مبحثی می‌اندیشد‌ و فقط موضوعی با ضریبِ اطمینان (+) بالا را با قلم روی سفیدی بی‌زبانِ کاغذ می‌آورد.

----------------------------------------------------------
نویسنده: آرام قنبری
#قطعه‌ی‌تفکر
@AramGhanbary
----------------------------------------------------------
?اینستاگرام
?سایت
----------------------------------------------------------

2 years, 1 month ago

چرا از نوشتن می‌نویسم؟ | قدرت تاب‌آوریِ نویسندگان
امروز طبق برنامه باید یادداشت جدیدم را با عنوانِ -نوشتن اگر نام دیگری داشت، آن تدبیر بود- منتشر می‌کردم. اندیشیدم شاید مخاطب عزیزی بپرسد؛ تحلیلگر و استراتژیستی که به گفته‌ی خودش شیفته‌ی عددهاست، چرا از نوشتن می‌نویسد؟ چرا اصلن می‌نویسد؟ در نتیجه بهتر است کمی از مسیر نوشتن‌ام بگویم تا در یادداشت‌های بعدی با خیال راحت به نظریه‌های خشک و یادداشت‌های خشک‌ترم بپردازم.‌

تیر ماه سال گذشته بود که کتابی از نویسنده‌ای روانکاو را خواندم، نویسنده‌ی کتابْ درباره‌ی نویسندگان مطرح تحقیقات زیادی انجام داده‌اند. دلیل اصلی تحقیق این بود که چرا نویسندگان بزرگ در سن‌ جوانی بین ۳۸ تا ۴۸ سالگی با بیماری‌های مختلف فوت کرده‌اند. روانکاو و نویسنده‌ی کتاب زندگی هر کدام را از طریق نامه‌هایشان برای والدین یا همسر، آنالیز کرده‌اند و از این طریق به ضربه‌های عاطفی آن‌ها از جمله خشم‌های درونی و تروماهای کودکی‌شان پی برده است. ایشان بعد از این تحقیقات به نظریه‌ای مخالف آن‌چه که در درمان‌های رایج روانشناسی‌ست رسیده است.
این کتابْ نقطه‌ی عطف تحقیقات و مطالعه‌ی روانشناسی‌ام شد. حالیا ارتباط این کتاب با زندگی من این‌گونه بود که، از دو سال پیش‌تر به پیشنهادِ روانکاوی درباره‌ی روش‌های درمان تحقیق می‌کردم و به ناکارایی روش‌های درمانِ شرقی پی بردم. درباره‌ی این موضوع با ایشان که معاون دانشگاه‌اند گفتگو کردم. ایشان گفتند «من به قدرتِ تحلیل تو ایمان دارم، پس هر چقدر می‌تونی بیشتر در این زمینه تحقیق کن و همین‌طور باید افکار و نظرتو به صورت کتاب بنویسی و منتشر کنی.» دو مزیت نوشتن برای درمان رنج‌های روانی را به اختصار بیان می‌کنم:

----------------------------------------------------------
▫️تواناییِ تحملِ رنج و تاب‌آوری نویسندگان

در طی تحقیقاتم دریافتم که نویسندگان بزرگ با وجود ضربه‌های عاطفیِ بسیار توانسته‌اند، رنج را تبدیل به دستاوردی از نوعِ خودشناسی کنند و همین‌طور با وجود کمبودهای عاطفی، شاهکارهای هُنری بیافرینند.
----------------------------------------------------------
▫️نامه‌های خشم منبعی برای تحقیقات یک روانکاو

نامه‌نگاری و نوشتن نه تنها باعث بهبود وضعیت و شرایط فکری نویسنده‌ست بل‌که همان‌طور که می‌بینیم، بهترین مرجع برای تحقیق نسل‌های بعد خواهد بود.
----------------------------------------------------------

شخصیتِ نویسندگان و نوع مواجهه‌ی آن‌ها با تروما هم‌چنان ابهام‌آمیز است، بنابراین اندیشیدم همزمان که برای اوج‌گیریِ نثر خوبْ می‌کوشم، در جمع نویسندگان حضور داشته باشم. یک سالی‌ست که در جمع نویسندگان‌ام، تحقیقات من همچنان ادامه دارد. برخی از مطالب که تخصصی‌اند و در مراحل آمایش‌اند، منتشر نمی‌کنم. تنها هدفم این است که بتوانم کمی از رنج‌های خودم و سایر نویسندگان با نوشته‌هایم بکاهم. شاید نوشتن از چنین موضوعی که نیاز به تغییرِ مسیر اساسی دارد، سال‌ها زمان ببرد و شاید هم از بیان عمومی آن منصرف شوم، اما مهم این است که در مسیر تحقیق‌ام می‌آموزم و نکاتی از آموخته‌هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم و این یعنی در مسیر درستی قدم برمی‌دارم.
----------------------------------------------------------
نویسنده: آرام قنبری
#قطعه‌ی‌تفکر
@AramGhanbary
----------------------------------------------------------
?اینستاگرام
?سایت
----------------------------------------------------------

2 years, 2 months ago
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago